The first 200 lines.
.تعجبی نداره که "بیل" بهت جذب می شد
چه خوشمزه ای گم شو-
تا به حال طعم چیزی .مثل تو رو نچشیده بودم
تو چی هستی؟
همون هرزه ای هستم .که تو رو می کشه
.ولم کن
."سوکی"
.انجامش بده- ...ولی-
.انجامش بده
."ویلیام"
.عاشقت هستم
تو از عشق هیچی نمی فهمی .حتی اگه جلوی نیش هات باشه
بیل"؟"
بیل"؟"
!کمک
!کمک
:ترجمه و زیرنویس از EraZer Head
."سوکی"- .در رو ببند-
حتماً کلید دستبندها .رو یه جایی داشته
اون مُرده؟- نه-
...اوضاعش خیلی خرابه امّا
مطمئنی؟ .قیافه اش مثل مرده هاست
!اون نمرده
وقتی خون آشام ها می میرن .این چیزیه که ازشون می مونه
.یا عیسی مسیح
.خانوما ما باید از اینجا بریم بیرون .همه جا پر از گرگه
.می دونم
.سوکی" دیر یا زود سر و کلّه شون پیدا میشه"
.گفتم می دونم
.لطفاً کمکم کن بپوشونمش !هان؟-
...فکر کردی ما چه جور
.من بدون اون از اینجا نمیرم
.لعنت
.بیا دورش رو با کرباس بپوشونیم
.اوه، راضی به زحمت نبودم
ساندویچ خون آشام؟
واسه من؟
چی کار داری؟
.اومدم اینجا برای مبارزات
کدوم مبارزات؟ .اینجا مبارزه ای نیست
نیست؟
بهم گفته بودن اینجا قراره ،مبارزه سگ ها برگزار بشه
منم امیدوار بودم بتونم .وارد شرط بندی شم
که بهت گفته بودن، هان؟
کی گفت؟
.مرده اسمش رو بهم نگفت
بهش گفتم پول دارم. اونم بهم گفت .که کجا میشه خرجش کرد
خب، قیافه ات که به طرفدارهای مبارزه سگ ها نمی خوره
،خب، تو اشتباه می کنی
چون من عاشق قمار با پول های درشت هستم
و مبارزه سگ ها بهترین سرگرمی .واسه منه
و یه بار که انجامش بدی می فهمی .ورق بازی مال آدم های بی خایه است
،خب، من که بهت گفتم .اینجا مبارزه ای در کار نیست
.ببین، من کلی پول واسه خرج کردن دارم
.یه مقدارش رو هم میدم به تو
.حتی فکرش رو هم نکن
پلیسی؟- .نه، نه، نه. قسم می خورم-
.تفنگت رو نشونم بده
حتی اگه هم پلیس باشی، تفنگت که .تفنگ پلیس ها نیست
.بهت که گفتم، پلیس نیستم
.این آشغال رو برگردون و گم شو، عوضی
...امّا- .کاری که میگم بکن تا زنده بمونی-
.باشه
.باشه. آروم باش. باشه
.آروم باش
،دبی"، فقط بذار بقیه برن"
.و خون آشامه رو ببرن
.من و تو، با هم صحبت می کنیم- گاییدمت-
اینجا تفنگ لعنتی دست منه ها؟ .کسی هیچ جا لش نمی بره
...عزیز دلم- .من دیگه عزیز دل تو نیستم-
.حالا یه دقیقه مهلت بده فکر کنم
.نمی خواستم این کار رو بکنم .آروم باش "دبی". خودت رو جمع و جور کن
.لعنت. نمی تونم .بازم "وی" لازم دارم
شاید این خون آشامه یک کم دیگه .خون داشته باشه
.حتی فکرش رو هم نکن، جنده
اوه، واقعاً زمان تخمی ای رو .برای جنده گفتن به من انتخاب کردی، جنده
.حالا دیگه، "سوک"، این طوری نکن- .سوکی"، اوضاع دست منه"-
.کیر هم دست تو نیست
چرا هست. می دونم که تو عمراً اون .ماشه رو نمی کشی. تو همچین آدمی نیستی
.این ها اعضای گلّه ی من رو کشتن
.این کارهات همه تقصیر "وی" هست
.خودت همچین آدمی نیستی- .این چشم در برابر چشمه-
تنها راه انتقام ازشون اینه که .جونشون رو بگیرم
،السید"، من دارم بهش گوش میدم"
و این زن باطن و ظاهرش .واقعاً همچین فرقی نداره
.خیله خب، خل وضع
این ذهن خوانی کیریت دیگه .واقعاً قدیمی شده
.دبی"، "دبی"، من رو نگاه کن" .من رو نگاه کن
.یه زمانی عاشقم بودی .می دونم که بودی
،من برای تو از همه چیز گذشتم
اما تو حتی حاضر نبودی .بچه دارم کنی
.متاسفم- !اوه، که متاسفی؟-
چطور قبلاً می گفتی «من حاضر نیستم که «یکی دیگه مثل خودمون به دنیا اضافه کنیم
دیگه برای متاسف بودن .زیادی دیر شده
.هیچ وقت خیلی دیر نیست
،می خوای درباره اش حرف بزنیم .خب درباره اش حرف می زنیم
.بکش عقب- ."ببین چی می گم، "سوک-
من وقتی دختره حواسش نیست .حسابش رو می رسم
.تارا"، نکن"
.عمراً حاضر نیستم برگردم
.من الان اینی هستم که می بینی- نه عزیزم-
.این فقط یه زخمه .ماها همه زخم داریم
.اگه بهش شلیک کنه، بعدی ماها هستیم .و من به هیچ وجه اینجا نمی میرم
.اسلحه رو بده به من- .این آخرین قدم ات بود-
.دیگه جلو نیا ."دبی"-
"واسم مهم نیست چی کار می کنی، "سوک .فقط حواسش رو پرت کن
.گاییدمت جنده .می کشمت
.سعی ات رو بکن ببینم- .از روم برو کنار-
اینجا چه خبره؟
!لعنت
!اوه، خدای من
!اوه، خدای لعنتی
."متاسفم، "دبی
.اون انتخاب دیگه ای برام باقی نذاشت
.تو... تو انتخابت رو کردی
و تو اون جنده ی نیش درازها رو به همنوع خودت ترجیح دادی؟
.یالا. ببرش داخل ون
.منم الان میام
تارا" حواست باشه گوشه ها" .کامل پوشیده باشن
...خب، حالا چی میشه
عزیز دلم؟
من رو هم قراره بکشی؟
،به نفعته انجامش بدی
چون اگه نکنی
.خودم بو می کشم پیدات می کنم
.میام
،میام دنبالت
و خودم
.شکارت می کنم
.حرفت رو باور می کنم
گرفتیش؟
اون همه "وی" داخل خونم من رو قوی کرده
بعلاوه، این نیش دراز عوضی
کلی از وزن خونش رو از دست داده ...پس
وی" بی احساست هم کرده" یا اینکه خودت این طوری هستی؟
.اون ولم کرد بمیرم
.خب، بدی رو با بدی نمی شورن
.بیا. در رو ببند
.من اون پشت می شینم- اون زنده نمی مونه-
.با خودت این کار رو نکن !در رو ببند-
.خیله خب، بیا بریم .مهمون اومده
.اوه، لعنت
.تو یه وَنِ سریع تر لازم داری
یعنی الان تو...؟- آره-
!مادرقحبه
تو حالت خوبه؟
.نه، خیلی مسخره ست
هیچ وقت فکر نمی کردم این قدر باهوش باشم که افسردگی بگیرم
حالا نگام کن؟
این ها به خاطر "کریستال"ـه؟
فقط همه این سوالا .توی کله ام می چرخن
.نمی دونم باهاشون چی کار کنم
مثل چی؟
خب مثل اینکه چطور وقتی هنوز درست و حسابی نمی شناسمش
احساس می کنم عاشقش هستم؟
و اون کس کشی که دختره باهاش زندگی می کنه کیه؟
و چرا باید یه دختری مثل اون با یه آدم گُه زندگی کنه؟
و بعلاوه، یعنی به نظرت اسم دختره رو از روی "شامپاین" انتخاب کردن؟
.چون به نظر من این طوری بوده
جی"، دختره مال محله "هات شات"ـه"- .آره-
احتمالاً اسم دختره رو از روی اون موادی .انتخاب کردن که کل شهر رو برده فضا
.نه، عمراً
صد به یک شرط می بندم که !اسم وسطش هم "مت" بوده
."تو یه مسیحی هستی، "هویت .قضاوت کردن کار بدیه
.می دونم. عذر می خوام
ببین، من فقط می خوام کاری کنم .از فکرش بیای بیرون. همین
و من هم ممنونم. امّا .این کارها جواب نمیده
هی، اون فروشنده رو که هفته ی پیش موقع دستگیری
زمین انداختی یادته؟
.بهت که گفتم، جواب نمیده
اینکه یادم بیاری هفته ی پیش چه افتخارهایی کسب کردم
این حقیقت رو تغییر نمیده که این هفته
.هیچ فایده ای برام نداشته
خب، فکر می کنی مرده رو هنوز تو زندون نگه داشتن؟
.فکر کنم آره
خب، چرا نمی ری اونجا و باهاش حرف نمی زنی؟
اون بهترین گزینه ایه که برای گرفتن جوابهات درباره "کریستال" داری
و یارو الان داخل زندان نشسته
.و پشت در قفل شده منتظر توئه
.به این میگن یه فکر هوشمندانه
.اوه، داداش
می دونستم که هم خونه ای بودن من و تو
.برای همیشه تخمی باقی نمی مونه
!اوووو.... ها ها
اجازه دارم بیام داخل؟
"سامر"- .فقط داشتم شوخی می کردم-
من مثل دوست دختر قبلیت .خون آشام نیستم
دوست دختر؟
.بیسکوییت درست کردم
.دستپخت مادربزرگِ جدّ بزرگمه .تازه از داخل فر در اومده
دستی روش کره مالیدم
و روکش توت فرنگی خونگی که خودم از باغچه ی
.کلیسا چیدمشون
.هوم
این خونه انگار یک کم تمیزکاری لازم داره، هان؟
چیه؟- اوه، نه، هیچی-
.قضیه اینه که انتظار نداشتم بیای .فقط همین
می دونم، و شاید می بایست .اول بهت زنگ می زدم
،"امّا، "هویت فورتنبری
من بی نظیرترین شبی که می شد رو ،پریشب با تو گذروندم
No comments yet. Be the first to leave one.