The first 37 lines.
حس ميکنم که نزديکه، داره مياد، حالا چه غلطي کنم؟
براي شروعي دوباره خيلي دير شده، من فقط، فقط همينو ميدونم
بعضي وقتا فکر ميکنم که تنها کاري که تا الان کردم اينه که کلمه ها رو جور ديگه اي بگم
مننتشر شد "Hi, My Name Is" از روزي که آهنگ
کم کم حس ميکردم که اسمم اشتباه انتخاب شده چون هر اتفاقي که تو دنيا ميافتاد گردن من مينداختن
رسانه از من يک مُدل مدرن از چنگيز خان ساخته بود
از بحث کردن هم خسته شده بودم، اين تنها تفريحشون بود
گنگستر؟ نه... فقط يه عادم جسور (با خايه) بودم
مجبور شدم استايل رپ کردنمو عوض کنم، چون بهم ميگفتن خيلي شُل رپ ميکنم پنجه هامو (روحيه خشنم رو) نشون بدم Nas و Az بايد مثل
و هنوز هم ار اون موقع دندون هاي نيشم بيرون بودن اما از همين الان، مخالف اين روند شدم
اين حس که مخالف چيزهاي بيخود باشم در من ريشه دوونده
هيچ شکي هم ندارم که مغزم بايد تمام چيزهايي رو که ياد گرفتم، فراموش کنه
واقعا من به اين بازي (رپ) تعلق دارم؟ حتما
فقط ميخوام نقش خودمو ايفا کنم؟ بايد کاري بکنم؟ تمام ذهنم به فکر جنگ هست
نميخوام به هنري که منو پرورش داد بي احترامي يا ناسپاسي کنم اما گاهي اوقا، بايد خسارت داد
مردم جلوي روت، قبل از اينکه عصباني بشي، ازت دزدي ميکنن
و همينجور به کارشون ادامه ميدن، اين يه بده بِستون هست که همش هم ازش حرف ميزنن
بهتره هرچه سريع تر يه راهي براي شمردنش پيدا کني
حس ميکنم که اين حرف رو (به خودم) ميليون ها بار گفتم
چندبار بايد اين چيزا رو روي ريتم بگم؟
چيزي که ميخوام بگم اينه که آيا کس ديگه اي هست که به داستان زندگي من ربط داشته باشه
شرط ميبندم من هم همون حسي رو داشتم که تو تو موقعيت الانت داري ...ترس از
ترس از ساخت حتي يک صدا
ترس از پيدا نکردن راه خروج
ترس از پيدا نشدن
نميخوام يک دور ديگه نکرار شه
صداي مرد عصباني (نداي دروني خود امينم)، دهنتو ميبنده
خونه ي سيم کشي شده تو رو از حرکت وا ميداره "منظور امينم اين هست که برخي هنرمندان از تغيير سبک ميترسن"
ديگه هيچ بهونه اي ندارم، به اينجا رسيدم و خسته شدم
ارجحيت جرأت بر ترس، ديگه وقتشه
ارجحيت جرأت بر ترس، اشک ميريزم
براي تمام زمان هايي که زمينم زدي و پايين نگهم داشتي
اما حالا جرأت پيدا کردم، ارجحيت جرأت بر ترس
فکر ميکنم که نزديکه، داره مياد
حالا چه غلطي کنم؟
براي شروعي دوباره خيلي دير شده، من فقط، فقط همينو ميدونم
انگار که قبلا يک بار تو اين موقعيت بودم (خاطراتش از مادرش) خانواده تک سرپرست
No comments yet. Be the first to leave one.