The first 200 lines.
عروسي در خون
،اورستس: ايزدبانو، به من بگوييد بيگناهم يا گناهکار؟
.حکم شما هر چه باشد آن را خواهم پذيرفت
...مينروا: قضاوت دشواريست
کدام موجود خاکي جرأت قضاوت دارد؟
آيسخولوس الاهگان انتقام" پردهي چهارم، صحنهي اول"
.دست از سرم بردار - .نگران نباش. قصد خاصي نداشتم -
.ببخشيد
.اصلاً حالم خوب نيست
ميخواي دکتر خبر کنم؟
.تا خرخره توي قرص و دارو هستم
.فعلاً ميخوابم .بعداً کمي سوپ ميخورم
باز هم؟
.بايد يه چيز سفتتر بخوري
.واسه تو کمي مرغ سرد هست
.سلام، معاون شهردار
امشب ورق بزنيم؟ - .امشب نه -
کلوتيلد چطوره؟ - مثل هميشه -
.اگه دکتر رو ديدي بفرستش اونجا
دير کردم؟ - .مهم نيست -
.عشق من - .بيا -
.دوستت دارم، دوستت دارم
.دوستت دارم
.امروز تموم شد - .فکرشو نکن -
.ميخوام با تو بخوابم
بريم به قلعه؟ - !زياد امن نيست -
.دوستت دارم - .تا فردا -
.مامان، پائول برگشت - .ميدونم، ماشينش رو ديدم -
.زود برگشتي - .متاسفم، بيرون بودي -
.دوست دارم زنم توي خونه منتظرم باشه
.ديگه تکرار نميشه
خستهم، چي واسه خوردن هست؟ - .مرغ -
.لفرانک يه تخم حرومه
.يه موجود از خود راضي
.ولي يه بدبخت بدترکيبه
.يک موش متعفن ...به عبارت ديگه
با بيشرمي بهم گفت که از نفوذ خودم .در وزارتخونه استفاده نکنم
.معامله از چنگم پريد
،خيلي قاطي کردم .آخر جلسه موندم
.خاطرات ژنرال حوصلهم رو سر برد
.فقط کمي ناراحتي
.من اين شهر رو توي کف دستم دارم .ميدونم دوباره انتخاب ميشم
!همه نميتونن اينو بگن، باور کن
.شک ندارم
،به همراه فرانتس و آلفرد اينجا ...احساس ميکنم توي بهشتم
.فقط تو رو نياز دارم
.کمي ديگه قهوه ميخوام
.خستهم، ميرم به رختخواب
.لطفاً منو ببخش - .البته -
.تو زيادي کار ميکني
.نميتوني همينو درمورد خودت بگي
.واسه يه زن اهميتي نداره
.معاونين زن زيادي هم هست
هلن، از مادرت بپرس ...اگه خوشحال ميشه
...که من پول مدرسهت رو ميدم
!خوشحالم !و اينکه تو با من هم ازدواج کردي
.تو منو خيلي خوشحال ميکني .هردوتون منو خيلي خوشحال ميکنين
چطور همچين آشغالي رو ميتونين تماشا کنين؟
تو که نمايندهي ملت هستي !بايد اصلاحش کني
.شب بخير
خوابيده؟ - .بدون شک، بيا -
.برو به رختخواب
،به من بگو، چوپان درياچه چقدر عميق است؟
،به پايين ميرود ...شايد بيشتر از اون
،به من بگو، چوپان ماهي خوب است؟
آنها که آن را ميخورند .لذت ميبرند از چنين غذايي
ما خوشحال و مفتخريم ...که به شما خوشآمد بگوييم، معاون شهردار
،و همينطور شما مادام ...واسه جشن پايان سال ما
...ميدونيم که سر شما حسابي شلوغه
...و با چه حرارت و استعدادي
،در مجلس ملي .از منافع ما دفاع ميکنين
ما عميقاً سپاسگزاريم ...از حضور شما، امشب در اينجا
...دوستان عزيزم، از بزرگ و کوچک
.براوو، مادام دلامار، ممنونم
...براي شروع بازي ممنونم
و از شوهرتون هم ممنونم .براي اومدن به اين بازي
.فکر ميکنم ازش لذت ميبره .مهمه
...فکر ميکنم پسرهام وارد ليگ ميشن
.و فکر ميکنم از بازي لذت ميبرين
.باز هم ممنونم
اون يارو رو اونجا ميبيني که دستهاشو جمع کرده توي سينهش؟
.بايد درموردش باهات حرف بزنم .اسمش پيير موريه
بعضي بهم توصيه ميکنن .توي ليست انتخاباتيم قرارش بدم
اون بيشتر چپ گراست .و ميتونه برام رايهاي نامعلومي بگيره
.ماهه اينطوري مجازات ميشه
ميشنوي چي ميگم؟ - .ميشنوم -
نظرت چيه؟ - .نميدونم، نميشناسمش -
.دعوتش ميکنم
مادام دلامار؟ - .بله -
.پيير موري - .سلام -
شهردار منو مفتخر کرد ...با درخواستي که ازم کرد
تا يکي از کانديدهاش توي .انتخابات شهرداري باشم
.آره، بهم گفت
بايد قبول کنم؟ - چرا که نه؟ -
.اين دخترمه
دختر؟ همچين دختر بزرگي دارين؟
زماني که من متولد شدم .مامان خيلي جوون بود
.سلام، مادام
سرت شلوغه؟ - .نه، اصلاً -
.فقط داشتم مي خوندم
.تقريباً خوابيده بودم .لطفاً بيا داخل
،قبل از رفتن به پاريس ...آقاي دلامار ازم خواست
که اين گزارش رو روي ...زمين گلانژئو پشت قلعه
.آماده کنم
.پس فردا برميگرده - ...ميدونم، ولي فکر کردم اين گزارش -
.جاش اينجا امنتر باشه
چيزي واسه نوشيدن ميخواي؟ - .با کمال ميل -
چايي؟ - .خوبه -
.من انجام ميدم، پيشخدمت بيرونه - .زحمت دادم -
.هيچ زحمتي نيست
ميتونم کمک کنم؟ - .باعث خوشحاليه -
.شنيدم همسرتون مريضه
.وضعيت سختي داره
.حيف
.فکر کنم زياد از زندگي لذتي نمي بره
.دليلي براي بيمار بودن نيست
.موافقم
.نميدونم چم شد - .منم نميدونم. احساس سرگيجه دارم -
.سخت ميشه - .بله، وحشتناک -
.فرشتهي من
.هيچکس مثل تو عشقبازي نميکنه
اون چي بود؟
.ساکت، يه کلمه نگو
.سعي ميکنم اون کفش رو با قلاب بگيرم - .وقت نداريم -
.بابام گفت اون طرف ماهيگيري کنين
.با بابات برين به جهنم
.زودباش، بريم
...ميتوني تصور کني
چقدر وحشتناک ميشه اگه کسي پيدامون کنه؟
خب؟ - .مشکلي نيست -
.توي کيفه، خانم
.اونها برنده نميشن، قربان - .خوبه -
.وضع خوبي داريم
...موري، تا زماني که هردو در اداره باشيم
.تو رو معاون شهردار خودم ميکنم
مورد علاقهت هست؟ - .من سياست رو تحسين ميکنم -
!خب، اطلاع نداشتم
.من چپگرام
.منم همينطور - !ولي نه همون چپ -
،بايد فردا پاريس باشم .ساعت يازده
فردا شش بعدازظهر ...در اتاق پذيرايي قلعه
.اين طرف، لطفاً، اين طرف
،اين گالري هشتاد يارد طول داره .ميراث يک دوره
در سمت راست و چپ .دو گلدان چيني باشکوه
اتاق پذيرايي امپراتوري ...يه هديه بود
،از طرف فرديناند هفتم از اسپانيا .زماني که شش سال اينجا موند
.صندليها از سنت-سير هستن .فرشها معتبر هستن
.اين ميز کنگرهي وين هست
.لطفاً راهنما رو دنبال کنين
،گالري اصلي ...با يه صندوق پروندهي امپراتوري
.يه کپي برنزي از آريادني
،سمت راست، شاهزاده کالايس .عروس دوم شاهزاده دزيرهي پنجم
سمت چپ، يک پرتره .از شاه ساکسوني از ژرارد
،علاوه بر اين .کمد لويي شانزدهم
،بيش از اون ...ژوزف دو تاليران-پريگور
!من شاه اسپانيا هستم
.زودباش
!تو ديوونهاي
.امن هست. دو دقيقه ديگه ميبندن
.در رو رومون قفل ميکنن - .کليد دارم -
اگه پيدامون کنن چي؟ - .شصت تا اتاق اينجاست -
هيجانانگيز نيست که توي يه رختخواب تاريخي عشقبازي کني؟
.منو هيجانزده ميکني
!ما اينجا پادشاهيم - !ملکهي من -
!لعنتي - !پاشيد همه جا -
.گرمه - که چي؟ -
.خب گرمه
.زماني که به دنيا اومد هفده سالم بود
عاشق شدي؟
،بايد از دستش خلاص ميشدم ...ولي نميدونستم چطوري
.يه يارويي ترکم کرد
.اسمش لئوپولد بود ميتوني تصور کني؟
.يه اسم مثل بقيه - .نه از نظر من -
و بعد؟ - .توي شاتورو موندم -
دنبال چي ميگردي؟ - .سيگار -
.والدينم از بچه مراقبت کردن
.زياد طولي نکشيد
.توي کفش فروشي يه کار گير آوردم
با کسي هم بودي؟ - .چند باري -
همون زمان يه پايگاه آمريکايي .اون نزديکي بود
.در عرض سه ماه، والدينم فوت کردن
برام سخت بود .چون بايد بچه رو نگه ميداشتم
.به کار کردن ادامه دادم
،واسه بيش از يه سال .سخت بود
.اونجا بود که پائول رو ديدم
.خوش شانس بودي - .به اين ميگي خوش شانسي -
.عاليه
.ولي ميتونست بهتر باشه
منظورت چيه؟ - ...نميخوام برات تشريحش کنم -
ميدوني، زندگي با اون .خيلي خيلي آروم بود
!خيلي خيلي آروم. به شدت آروم
فريبش دادي؟ - .نه، هيچوقت فريبش ندادم -
...اول خيلي ترسيده بودم و بعد
...نميخواستم .حتي ديگه بهش فکر نميکردم
ساعت چنده؟ - .8:00. 8:30 -
.بايد زودتر بهم ميگفتي
!عزيز بينوام
.عشقبازي توي يه رختخواب خيالي کمي شلختهست
.بهتر از هيچيه
...به نظر مياد چند آدم جوون توي شهر
No comments yet. Be the first to leave one.