The first 200 lines.
فکر کنم بچه ي شما باشه
ممنون
"ايشون آقاي "پيتر لوبوف" هستن و اينم همسرمه "مري
اوه، پس پيداش کردي؟ - بله -
انگار سرحال به نظر نمي رسه - بنظرم يه کم دريازده شده -
مي خواي برات درستش کنم؟
وقتي رسيدم، تعداد زيادي ايتاليايي داشتن وارد کشتي مي شدن.حواست بشون باشه.اونا آدماي تحريک پذيرين
بنظرم باید یکم دیگه پیش بریم - ما هشدار کوه يخ داشتيم قربان -
هنوزم رو حرفام هستم
ما فقط 2 يا 2 و نيم ساعت ديگه وقت داريم، اگه خوش شانس باشيم
اون محاله غرق بشه - !محاله که رو آب بمونه -
هیچ خطری وجود نداره
زن و بچه هام بايد رد بشن - برو عقب -
برين، برين در رو ببندين
A برین به عرشه ی A برین به عرشه ی
اونا تو قسمت درجه سه بودن
"موریل" - لطفا بگیرش -
قایق باید بره
دیگه زنی باقی نمونده؟
ما داريم غرق ميشيم، ولی بايد با مرگ بجنگيم
مترجم: امیرحسین
مترجم: امیرحسین a
مترجم: امیرحسین am
مترجم: امیرحسین ami
مترجم: امیرحسین amir
مترجم: امیرحسین amire
مترجم: امیرحسین amirex
تایتانیک قسمت سوم
آقاي چرچيل - بله -
ما جسد دوتاشونو پيدا کرده ايم
"سواروف" و "سولوکوف"
بقيه چي؟
بايد رهبرشون رو به چنگ بندازم
"پيتر پياتکوف" - "آره، "پيتر پياتکوف -
پیتر" نقاش. سردسته ی قاتل پلیس ها. اون کجاست؟"
متاسفانه هيچ اثري ازش نيست قربان حتي مطمئن هم نيستم که تو خونه بوده يا نه
بعضي ها فکر کردن ديدنش ولي مطمئن نيستيم
بهر حال اون اينجا بوده ومن مي خوام پيداش کنين
من بخاطرش يه لشکر رو به خيابون هاي لندن فرستادم
مجلس پارلمان چی ميگه اگه قرار باشه چيزي که نشونشون میدم فقط جسد دوتا شريک جرم باشه
برام مهم نيست که چقدر طول می کشه يا به چه قيمتي تموم میشه
فقط مي خوام پيداش کنین
40هزار تا تخم مرغ - بله قربان -
3500تا پياز - بله قربان -
اون مرد نمی تونه سوار کشتي نميشه
می فهمي؟ - خواهش مي کنم -
نه - پيتمن"، بيا اينجا" -
آقاي " لايت هالر" سرش شلوغه نمي تونه باهات صحبت کنه
برو پی کارت. خودت که می بيني، چشماتو وا کن
ایشون سرش شلوغه - "لو" -
مشکل چيه؟
من يه برادر دارم، قربان و با همین کشتي، راهي نيويورکم
اميدوارم اونم بتونه باهام بیاد
می خوایم تو آمريکا يه زندگي جديد رو شروع کنیم
منظورت چيه باهات بیاد؟
شنيدم يکی از مهماندارهاتون نمی تونه بیاد
برادر منم يه مهمانداره
کسي رو داشتیم که نتونه بیاد؟
"ما کمبود مهماندار داريم. "تام ريچارد تو بخش غذاخوري درجه يک
ولی متوجه نميشم این آقا از کجا فهميده
شما که نمي خوايد کمبود نيرو داشته باشين قربان؛ علي الخصوص تو درجه يک
ولي اون ايتالياييه قربان؛ همه ي پيشخدمت هاي ايتاليايي تو رستوران سفارشي آقاي "گاتي" کار مي کنن
اونايي که تو درجه يکن همه انگليسي يا ايرلندين - ولي اين یه قانون اجباری نيست -
اما اگه "ريچارد" با يه دليل منطقي پيداش بشه، اونوقت برادرت از کشتي ميره بيرون
البته قربان
اگه يونيفرم اندازه اش باشه اون شغل مال خودش ميشه. اسمش چيه؟
پائولو ساندريني" قربان، متشکرم قربان" ! "خيلي ممنون. "پائولو
متشکرم قربان - خب خب، ديگه برين سوار بشين -
تو اين کشتي بيشتر ترجيح ميدن اتاق ديگ بخار !کمبود کارگر داشته باشه تا سالن غذاخوري درجه يک
!بنظرت اون کيه؟ شبيه پيغمبر سرگردونه
"پيتر لوبوف"
از گذرگاه دوم وارد شو اينجا مخصوص مسافراي درجه يکه
متاسفم، ببخشيد
فکرشو بکن اين يارو "ريچارد" بياد
غير ممکنه
از کجا انقدر مطمئني؟
ميگم که غير ممکنه
احمق نباش
وقتي ديشب از پيشت رفتم رفتم تو جمع خدمه ي کشتي
اون اولين مهمانداري بود که قرار بود بياد
و تو چیز خورش کردي
آره
اون ممکنه بهوش بياد، ولي تا اون موقع ما وسط هاي اقيانوس آراميم
اون تو رو نخواهد بخشيد واسه اين کاری که کردی
اون زنده مي مونه
هر وقت حاضر شدي، به رئيس مهماندارها گزارش بده
مي دونم چيکار کنم
مي خواستم بليطتون رو ببينم آقا - همين يه دقيقه پيش همراهم بود -
بياين، اونا رو ولشون کنيم. بياين
آقا، يه لحظه صبر کنين... آقا
من تشنمه، ماماني
يه لحظه صبر کن عزيزم، بعد ميريم دنبال نوشيدني
ولي الان تشنمه - من مي برمش، بيا -
ببخشين - بابايي -
من دوست ندارم - چي رو دوست نداري؟ -
دوست ندارم. اون پايين خيلي آبه
ترزا" عزيزم"
من اگه کم آب مي داشت نگران مي شدم، باشه؟
حالا بيا نوشيدني پيدا کنيم
اين اولين سفرت به نيويورکه؟
اوه نه، من مدتِ نسبتا زيادي براي شرکت "وايت استار" کار مي کردم
و اصلا تمايلي پيدا نکردي همونجا بموني؟
تو دوست داری تو آمريکا زندگي کني؟
اينجوري بهت بگم، اگه تو اروپا بمونم هيچوقت از ليوان هايي مثل اين، چیزی نمي خورم
پس همه تو آمريکا تو ظروف چيني غذا مي خورن و از ليوان هاي کريستالي مي نوشن
حداقل شانسش رو دارن
"ساندريني"
ميشه بپرسم چرا يونيفرم تنت نیست؟
يونيفرمش انداره اش نبود؛ و مي خواست قبلا از اينکه مسافرا ببينن، درست شده باشه
ممنون
دیگه بهتره برم
ميشه بعدا ببينمت؟
شايد بشه، وقتي سرو غذا تموم بشه من تو اتاق غذاخوري مخصوص پيشخدمت هام
مگه این که دیر کنی, نباشم
من اسمت رو نمي دونم
اگه امشب بخوام بيام دنبالت بايد بدونم دنبال کي مي گردم
خب، من که توي کشتي
جاي دوري نمي رم
"آني"، "آني دزموند"
"پائولو ساندريني"
پس بعدا ببينيم هم ديگه رو؟
حدس من اينه که اگه برنگردي سرکارت !ديگه هيچوقت کسي رو نمی بینی
پس فکر مي کني بهتره بمونيم و سعي کنيم اوضاع رو تغيير بديم؟
به اندازه کافي سعي کردم
پس تسلیم شدي؟
!و برام مهم نیست که کسي بفهمه
بذار برده هاي رنج ديده از ترس شلاق اربابانشون به خود بلرزن
من راهي دنياي جديدم هستم و عقب نمي کشم
تو اينو انداختي
نمي خواي از ايشون تشکر کني؟
متشکرم
ايشون آقاي "پيتر لوباف" ـه اينم همسرم "مري"ـه
"خانوم "ملوني
....خب
تو اينطوري نبودي، موضوع چيه؟
هيچي
متاسفم، متاسفم که نتونستم زود بیام
با يه افسر بحثم شده بود؛ اون مجبورم کرد همه ي قفسه ها رو تميز کنم
بحثتون سر چي بود؟ - چیز خاصی نبود -
اوه
خب، همونطور که گفته بودم، اومدم
و الانم بايد برم
ولي الان زوده. وقت برا قدم زدن داري؟ - نه زود نيست. من برا هيچ کاري وقت ندارم -
کجا داري ميري؟ - به کارهای خانوم هام، تو درجه دو برسم -
نمي تونن خودشون انجامش بدن - !اميدوارم نتونن -
!چون اگه بتونن، اونوقت از کارم اخراج ميشم - منم مي تونم باهات بيام؟ -
چيه، به کابينشون مي خواي بياي؟ نه، ولي مي تونيم تا اونجا باهم قدم بزنيم -
مثلا چطوره از طرف عرشه ي قايق ها بریم
اونوقت چجوري از عرشه ي قايق ها به قسمت درجه دو بريم؟
از يه راه غير مستقيم
تنهايي سفر مي کني؟
مثلا اره، خب که چي؟
خواستم سر صحبت رو وا کنم
"ديويد ايوانز"
منم تنها سفر می کنم
کسایی که تنها سفر مي کنن با سريع ترين وسيله ها هم سفر مي کنن
!بنظرم ما و بقيه با سرعت يکسانی در حرکتیم
تو کدوم طرفي هستی؟
!اين و اون
"من يه مرد ارتشي بودم، از محافظ های "اسکاتس
تا این که یه گلوله رو به موقع نزدم و اخراجم کردن
ولی یه بسته پول به عنوان دستمزد بهم دادن؛ پس نباید شکایتی بکنم
براچي بهم نگاه مي کردي؟
نگاه مي کردم؟
آشنا بنظر ميومدی، همين
...خیله خب
...من برات
آشنا نيستم
دیگه بايد برم
من نبايد تو درجه يک باشم بودن تو هم تاثير بدي برام داره
نمي توني باهام بياي
مي تونم امتحان کنم
وقتشه که بريم تو، فکر نمي کني براي امشب به اندازه کافي قدم زديم؟
دارم سعي مي کنم با قدم زني آرومش کنم
کمکی چیزی نمي خوايد خانوم؟
نه ممنون، ديگه داره سرد ميشه
بايد بريم تو
ميشه برم تو؟
بدون اجازه ي جناب افسر نمي شه، خانوم - من بايد به قسمت درجه دو برم -
پس الانم نبايد تو قسمت درجه دو باشي
خواهش مي کنم، ديرم ميشه
بايد قبلا راجع بهش فکر مي کردي خانوم
هي، درجه يک، درجه دو درجه ي خودت چنده؟
وفاداريت کجا رفته، مرد؟
فقط همين دفعه
!ديگه اين کارو نکن
مي خوايد تختتون رو براتون مرتب کنم، خانوم؟
بيا تو - اون منظور بدي نداشت -
ديدي چجوري بهمون نگاه مي کرد، اون موقع که به عصرونه دعوتمون کرده بود
حتی اگه تو گوششم مي زديم !ديگه شوکه تر از اون نمي شد
ميشه کمک کني اينو ببندم
داري غلو مي کني - !نه خیر -
خدايا، تو اصلا براچي يه مهموني به رسم انگليسي رو قبول مي کني
"البته لرد "منتون"، باعث افتخاره لرد "منتون - فکر مي کردم جالب باشه -
اون گردنبند قلابش يه ذره سفته، بايد فشارش بدي
ممنون
فکر مي کنه کيه؟ - فکر مي کنه يه کنتسه و هست -
مي خوايد تختتون رو براتون مرتب کنم، خانوم؟
بله لطفا
آمين
No comments yet. Be the first to leave one.