The first 166 lines.
!بجنب! ایز این طرف
!نایست! حرکت کن
.تا موقعی که تو رو تحویل کیو دونو بدیم اینجا میمونی
...نائوفومی ساما
الان عصبانی هستی، مگه نه؟
!ولی من تا وقتی دوباره نبینمت نمیمیرم
...قدرتم
.داری وقتت رو هدر میدی
،هرچی اینجا بیشتر از قدرتت استفاده کنی .بیشتر مصرف میشه
.و با اون بدن کوچولو نمیتونی در رو باز کنی
!لارک سان، تریس سان... گلس سان
از کجا اسم ما رو میدونی؟
...اون چهره، رنگ موهات
...تو
تو رافتالیا سانی؟
فصل ۲
قیام
قهرمان
سپر
قسمت دهم قهرمان کاتانا
رافتالیا... خودتی، رافتالیا چان؟
چطور به این دنیا اومدی؟
و چرا انقدر کوچیک شدی؟
چی شده؟
...شما دشمن نائوفومی ساما
!نه، دشمن همهمون هستین
.آره. آره، درسته
...ولی فکر کنم هنوز توی آتشبس باشیم
.تا وقتی انتقام اوست سان رو بگیریم و کیو رو متوقف کنیم
.و برای اینکه این امر اتفاق بیفته باید هرچه سریعتر از اینجا خارج بشیم
پس نمیشه یهبار دیگه کمکم کنین؟
...اون رفتار خشن
!کوچیک شدی ولی قطعاً خود رافتالیا چانی
.البته. ما هم همین حس رو داریم
ما میخوایم قدرت روح لاکپشت رو پس بگیریم .و به دنیای شما برش گردونیم
...ولی
ولی؟
.به خونه برگشتیم ولی فکر کنم همهش تلهی کیو بود
.و الان توی این وضعیت هستیم
.که اینطور
مثل ما که به هزارتوی بینهایت فرستاده شدیم .شما به اینجا فرستاده شدین
هزارتوی بینهایت؟
به اونجا فرستاده شدین؟
!اونجا یه زندان ابدیه که راه فراری ازش نیست
!ساکت! صداتون رو ببرین
.به نظر میاد باید اول با اشتراک گذاشتن چیزهایی که میدونیم شروع کنیم
...باورم نمیشه
کیزونا... کیزونا توی هزارتوی بینهایت گیر افتاده بود؟
...حتی فکرش رو هم نمیکردم
!باید اونجا رو هم میگشتم
ولی الان بیرونه و فقط همین مهمه، نه؟
.و کیزونا و گروهت تو رو ول کردن تا به سیکول برن
.حتماً برای نائوفومی سان خیلی سخت بوده
.آره
.ممکنه هرگز من رو نبخشه
...اینطور نیست
.برای نجات کیزونا از صمیم قلب ازت تشکر میکنم
...این بار من
.تو رو پیش نائوفومی برمیگردونم
...گلس سان
.همونطور که گفتم، به اینجا میگن زندان خستگی
.جادویی داره که انرژی هرکی داخلشه رو جذب و خستهشون میکنه
.و قدرت نگهبانها هم با طلسمهای مخصوص بیشتر شده
.جای بدی برای زندانی شدنه
.ارواح زندگیشون جذب میشه
.پس برای همین گذاشتن سلاحتون رو نگه دارین
.آره، بخشیش برای همینه
.و برای اینکه نمیشه سلاح مقدس رو از دارندهش گرفت هم هست
مثل سلاحهای اصلی؟
.گلس وقتی راجعبه کیزونا شنید جوگیر شد
.این خستگی رو بدتر میکنه
.باید سریع از اینجا خارج بشیم
،تواناییهامون تضعیف شدن ولی هنوز میتونیم ازشون استفاده کنیم، درسته؟
...بله
.شاید من بتونم کاری کنم
!فراری
!جادوی توهمت عالیه
...نه... توی این سطح تنها کاریه که از دستم برنمیاد
نیستن؟
چی؟
کجا قایم شده بودین؟
!جواب بدین! هی
چی؟
!در مقایسه با توانایی گلس سان اصلاً چیزی نیست
...طلسمم
.نگران نباش. اون کلاً توی یه سطح دیگه است
فکر میکنی من چی هستم؟
حالا چیکار کنیم؟
.معلومه، به سمت سیکول میریم
.باید کیزونا و بقیه رو ببینیم
.مخالفتی ندارم
.نائوفومی ساما، من دارم برمیگردم
.دارم برمیگردم پیشت
کیزونا و بقیه با استفاده از رگهی اژدهای بازگشت به سیکول رفتن، درسته؟
.برای ما هم این سریعترین روشه
.ولی باید خودمون رو به ساعت شنی اژدهای ریبول برسونیم
.نمیدونیم کیو ممکنه چه تلهای گذاشته باشه
.بیا توی مسیر تا جای ممکن لولت رو بالا ببریم
.و این بار ما هم کنارتیم
.باید با هم به سمت سیکول بریم
.من هم گشنمه
.ولی توی زندان همهی وسایلمون رو گرفتن. آه در بساط ندارم
.و اگه تمام مدت این رداها رو پوشیده باشیم ملت بهمون مشکوک میشن
.چارهای نیست
اونها رو کجا قایم کرده بودی؟
.بفرما، رافتالی چان
.مـ... ممنون
شرمنده. ترجیح میدادی بهجاش غذا بخوری، نه؟
!اون قدرها هم گرسنه نیستم
!به نظر من که خیلی گرسنهای
میگن نیمهانسانها توی دنیای اونها با لولآپ کردن .ظاهرشون هم تغییر میکنه
.ولی گمونم به غذا هم نیاز دارن
.باید اینها رو هم بفروشم
باز هم داری؟
.رافتالیا، به نظر میاد از قبل کمی بزرگتر شدی
.راستش، مفصلهام یهکم درد میکنن
درد رشد؟
میتونم کیمونوت رو درست کنم .ولی باید یه سلاح جدید برات جور کنیم
!چارهای نیست
!هرچی نباشه برای رافتالیا سانه
...ببخشید
.اون بیرون خطرناکه
.دارن دنبال ما میگردن دیگه
.خیلی توی این کار مهارت داری
چون با هم جنگیدیم یه جورهایی خجالت میکشم .اینجوری من رو میبینی
...هائوری کیزونا سان
.گفت تو اون رو بهش دادی
تو براش دوختی؟
...آره
.به نظر خیلی دوستش داشت
.که اینطور
.امیدوارم بهزودی ببینیش
...و، امم، تو هم همینطور
.منم امیدوارم پسر جون رو ببینی، رافتی چان
!بله
.اون ساعت شنی اژدهاست
.یه چیزی میلنگه
.دارن تصمیم میگیرن کی سلاح مقدس کاتانا رو دست بگیره
!یه کاندید هم دارن
!بالاخره
سلاح مقدس کاتانا؟
جدی؟
نگرانیهامون تمومی ندارن، ها، لارک؟
یه دارندهی سلاح مقدس مثل من و لارک .قراره توی این کشور متولد بشه
حظور یه قهرمان میتونه تعادل نیروهای نظامی .کشورها رو بهم بزنه
چرا این باید برای لارک مشکل باشه؟
!بریم و بفهمیم
،به عنوان یه دارندهی سلاح مقدس .حداقل باید یه بار ببینمش
!حالا دارندهی سلاح مقدس کاتانا رو انتخاب میکنیم
.خیلی از ماجراجوها سعی کردن سلاح مقدس رو بیرون بکشن
!ولی هیچکس موفق نشده
!ولی سلاح مقدس به ندای مالک برحقش پاسخ میده
.عین یه جشن بزرگ میمونه
.راستش دقیقاً همینه
.ریبول سالهاست که سلاح مقدس کاتانا رو داره
،فقط ارزش نظامی نداره
.نماد ایمانشون هم هست
.و این فرصتیه مه مالکش بشی .تا بتونی قهرمان باشی
.داشتنش بهت ثروت، شهرت و قدرت میده
.ولی آسون نیست
.سلاح مقدس خودش صاحبش رو انتخاب میکنه
و حالا یه کاندید وجود داره؟
!حالا، کاندید محترم، بیا جلو
!اگه واقعاً کاتانا رو میخوای، بیرون بکشش
...اون
!کازوکی ساماست
No comments yet. Be the first to leave one.