Wick Is Pain

Wick Is Pain

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Wick Is Pain (2025) [1080p] [WEBRip] [5 1] [YTS MX]
A Commentary by iSegaro

Tags

other
Published on: 2025-05-11
Downloads: 86
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫میخوای یکی امتحان کنی؟‬

‫- چی میگی؟ - بزن بریم. آره.‬

‫-بزنیم. -آره. بزن.‬

‫جان، شلیک کن.‬

‫بزن بریم.‬

‫کیانو رو دوباره بیارید بالا. بزنیم.‬

‫خب، بریم سر کار.‬

‫بزن بریم.‬

‫شارژ رو نگه دار. وقتشه.‬

‫خیلی خب. بزن که بریم.‬

‫لطفاً ساکت.‬

‫و بزن که بریم.‬

‫داره ضبط میشه. لطفاً همه جا ساکت.‬

‫-ب. -ویکتوری ۸۸ چارلی، برداشت ۱. آ-مارک.‬

‫بچه هایی که پوکه جمع می کنن، از این طرف میاد.‬

‫یه خط دید خوب اینجا چیه که بهشون نگاه کنیم؟‬

‫ببینیم. خوبه.‬

‫از اینجا تا اینجا تا اینجا؟‬

‫نه، اِ... یکم بیارش این طرف تر.‬

‫خوبه.‬

‫بهتره. خوشت اومد؟‬

‫خب، من از اینجا شروع می کنم. سه، دو، یک، و من فقط میگم، "لعنتی."‬

‫-آماده باش. -آماده ایم. بزن بریم.‬

‫آره، ببینیم چی میشه. ولی اگه بتونیم کشش رو بگیریم و...‬

‫لطفاً ساکت. خیلی خب، خیلی خوبه.‬

‫و ممنونم. خیلی خب. آماده، حرکت.‬

‫-خوبه. کات. -کات.‬

‫-بفرمایید. -خوشت اومد؟‬

‫یه کم عصبانیت خوبه.‬

‫وقتی میگیم، "جان ویک درد است"،‬

‫یه جورایی مثل یه "لعنت به به"، میدونی؟‬

‫مثل یه "لعنت به به. ویک درد است."‬

‫مثل اینه که، "انقدر خوبه که درد میگیره."‬

‫یا، "انقدر درد داره که خوبه."‬

‫ام...‬

‫و فکر کنم...‬

‫فکر کنم برای همینه که تماشاچی ها هم خوششون میاد.‬

‫فکر کنم میشه اونو روی پرده دید،‬

‫و یه جور فیلم درجه ب، اکشن درجه ب توش هست،‬

‫که به یه جورایی، سطح هنری فوق‌العاده بالا برده شده.‬

‫اما لذت این هست که مردم با ماشین زده میشن‬

‫و از ارتفاعات غیرممکن میفتن... انگار که، "نمیشه از این جون سالم به در برد."‬

‫و-- و بعد جان ویک یه جورایی دوباره بلند میشه یا تقلا میکنه.‬

‫مثل یه دعوته، میدونی؟‬

‫و یه جورایی ازت مراقبت میکنه، و حس واقعی بودن میده.‬

‫من معتقدم که این حس توی فیلم ها هست،‬

‫و وقتی تماشاشون میکنی، میگی، "آره، این مثل..."‬

‫همونطور که جان ویک در جان ویک میگه،‬

‫"مسئله شخصیه."‬

‫میدونی، من همیشه بهش با حسادت هنری نگاه کردم،‬

‫با، میدونی، اسکورسیزی و دنیرو.‬

‫میدونی، مثلاً، دنیرو کارگردان خودشو داشت، میدونی؟‬

‫خب، وقتی به اون فکر می کنم، همون به ذهنم میاد.‬

‫مثلاً، با نقش جان ویک، من-- من کارگردان خودمو اونجا داشتم.‬

‫اینجا ‌87eleven‌ هست.‬

‫سعی می کنم هر روز صبح ساعت ‌6‌ صبح اینجا روزمو شروع کنم،‬

‫قبل از اینکه برم دفتر.‬

‫اینجاست که همه بازیگران بدلکار میان تمرین کنن.‬

‫ما برای همه فیلم های جان ویک اینجا تمرین کردیم.‬

‫اینجا جایی هم هست که من باید بیام و سعی کنم مفصل هامو سرپا نگه دارم.‬

‫آره، بدنم خیلی کار کرده.‬

‫فرسودگی و پارگی نه فقط کار بدلکاری،‬

‫بلکه همه هنرهای رزمی و فعالیت بدنی که انجام دادم.‬

‫من دستام، هر دو مچ پام، هر دو زانوم، هر دو لگنم، هر دو شونم، شکسته،‬

‫هر دو آرنج، هر دو بازو، چندین ضربه مغزی.‬

‫اما اگه به چیزی علاقه داشته باشی، درد بخشی از اونه.‬

‫فکر نمی کنم بتونی یکی رو بدون دیگری داشته باشی.‬

‫همه چیز به انتخاب برمیگرده.‬

‫اینکه حاضری چه کار کنی تا به چیزی که می خوای برسی.‬

‫عالیه.‬

‫وقتی بزرگ می شدم، پدرم خیلی ورزشکار بود. مامانم خیلی ورزشکار بود.‬

‫همه توی خونه ساعت ‌6‌ بیدار می شدن.‬

‫قبل از اینکه بریم مدرسه، با مامان تو استخر دور می زدیم،‬

‫یا برای پیاده روی می رفتیم، با سگا می دویدیم یا یه همچین چیزی.‬

‫اونها این انضباط رو داشتن که پاشو، برو یه کار فیزیکی انجام بده.‬

‫این حس از همون موقع توی وجودم نهادینه شده بود.‬

‫یادمه چد گفت: "داری چیکار می‌کنی؟ می‌خوای تمرین کنی؟"‬

‫من گفتم: "امشب شب کریسمسه." اونم گفت: "عصر کریسمس."‬

‫"میتونی صبح تمرین کنی." یه همچین چیزایی.‬

‫من، به دلیلی، هیچ وقت جذب ورزش های تیمی نشدم.‬

‫بچه خجالتی‌ای بودم.‬

‫ولی وقتی که احتمالاً فقط ده سالم بود،‬

‫یه فیلم بروس لی دیدم. با خودم گفتم: "من میخوام این کارو بکنم."‬

‫برای همین وقتی ده یازده سالم بود شروع کردم به جودو کار کردن.‬

‫همین مسئله منو به سمت حرفه هنرهای رزمی سوق داد‬

‫که وقتی برای تحصیل به دانشگاه ‌USC‌ به کالیفرنیا رفتم شروعش کردم.‬

‫تو دانشگاه، با یه دانشجویی آشنا شدم که یکی از مربیانِ‬

‫آکادمی اینوسانتو در مارینا دل ری بود.‬

‫دن اینوسانتو با بروس لی تمرین کرده بود،‬

‫و یکی از بزرگترین مربیان هنرهای رزمی اون زمان بود.‬

‫آکادمی اینوسانتو تقریباً فضای آکادمیک داشت.‬

‫فقط یه رشته رزمی نبود.‬

‫اون مربی‌ها رو از سراسر دنیا می‌آورد.‬

‫مربی‌های فوق‌العاده‌ای.‬

‫راستش رو بخواین، اگه قرار نبود برم دانشگاه، یا چهار مایل رو می‌دویدم‬

‫یا با اتوبوس شهری از مرکز شهر لس‌آنجلس می‌رفتم مارینا دل ری‬

‫و کلاس می‌گرفتم یا آخر هفته‌هام رو اونجا می‌گذروندم.‬

‫روی زمین می‌خوابیدم یا هر چیزی شبیه به این.‬

‫چد احتمالاً بهترین کیک‌بوکسور اون مدرسه بود.‬

‫من همیشه این یارو رو می‌دیدم که همه رو لت و پار می‌کرد.‬

‫یادم میاد، اگه کیک‌بوکسینگ تمرین می‌کردیم،‬

‫سعی می‌کرد بهترین تمرین‌ها رو برای کیک‌بوکسینگ پیدا کنه،‬

‫بهترین تمرین‌های کیک‌بوکسینگ.‬

‫همه چیز برای این بود که تو کاری که انجام می‌دادیم بهترین باشیم.‬

‫این همیشه هدفش بوده.‬

‫سال آخرم تو کالج، چند بدلکار رو از طریق آکادمی اینوسانتو ملاقات کردم،‬

‫مثل جف ایمادا و براندون لی.‬

‫براندون داشت روی حرفه بازیگری‌اش کار می‌کرد،‬

‫تلاش می‌کرد، می‌دونید، جای پای پدرش بذاره.‬

‫خیلی با انگیزه بود.‬

‫بهترین خنده رو تو دنیا داشت. واقعاً تو هنرهای رزمی با استعداد بود.‬

‫آخر هفته‌ها، با هم جمع می‌شدیم،‬

‫و کاری رو می‌کردیم که فکر می‌کردیم، امیدوار بودیم، طراحی هنرهای رزمی باشه،‬

‫ولی یه مشت آدم بودیم که فقط سعی می‌کردیم یاد بگیریم چطوری یه مشت رو بفروشیم‬

‫و یاد بگیریم چطوری بدلکار باشیم.‬

‫یه دوربین وی‌اچ‌اس بزرگ قدیمی داشتیم، سعی می‌کردیم زاویه‌ها رو بفهمیم.‬

‫هنوز چند تا از اون نوارها رو دارم.‬

‫برمی‌گردم و نگاهشون می‌کنم و می‌گم، "چطوری همدیگه رو نکشتیم؟"‬

‫یادمه براندون یه شب قبل تمرین اومد تو باشگاه،‬

‫گفت، می‌دونید، "بالاخره گرفتمش."‬

‫ما گفتیم: "چی رو گرفتی؟" و اون گفت: "ببینید، می‌خوان فیلم کلاغ رو بسازن.‬

‫من نقش اریک دراون رو گرفتم."‬

‫خیلی خیلی باحال بود. انگار خیلی خوشحال بودیم براش.‬

‫خیلی مهم بود. خیلی مهم بود که براندون اون نقش رو گرفت.‬

‫و این، امم، اینطوری شد که من اولین کار بزرگم رو تو هالیوود گرفتم.‬

‫من هنوز در آن زمان رقابت می‌کردم و برای یک مسابقه بزرگ در ژاپن آماده می‌شدم،‬

‫و براندون تازه به کارولینای شمالی رفته بود به استودیو کارولکو،‬

‫جایی که داشتند فیلم‌برداری فیلم "کلاغ" را انجام می‌دادند.‬

‫و یک تماس تلفنی داشتیم که گفتند یک تصادف رخ داده است.‬

‫ما گفتیم: "حالش خوب میشه. اون براندونه."‬

‫می‌دانید، ما به چیزی فکر نکردیم.‬

‫و او، فکر می‌کنم، ۱۴ ساعت بعد فوت کرد.‬

‫و بعد فیلمبرداری تعطیل شد. هنوز چند هفته تا پایان کار باقی مانده بود.‬

‫بین الکس پرویاس، کارگردان، استودیو، و لیندا لی، مادر براندون،‬

‫آن‌ها تصمیم گرفتند فیلم را تمام کنند.‬

‫جف ایمادا با من تماس گرفت، و او می‌دانست چقدر به براندون نزدیک بودیم.‬

‫او می‌دانست که من در آن زمان کمی بدلکاری انجام می‌دهم.‬

‫و من و براندون تیپ بدنی بسیار مشابهی داشتیم.‬

‫نمی‌دانی چه فکری بکنی.‬

‫خودخواهانه، یک بخش از من می‌گوید، "وای، این می‌تواند واقعاً جالب باشد که تمامش کنیم، مرد."‬

‫چیز دیگر این است که، "داری در مورد چی مزخرف میگی؟"‬

‫تو میگی، "دوستت مرده."‬

‫من - من نمی توانم به خاطر بیاورم که حالت ذهنی یا طرز فکر من در آن زمان چه بود،‬

‫اما تصمیم گرفتم این کار را انجام دهم.‬

‫و الکس من را به یک زیرزمین کوچک در استودیو برد،‬

‫و ما حدود دو روز پشت سر هم هر صحنه ای که از براندون داشتیم را تماشا کردیم.‬

‫و او من را وادار می‌کرد راه رفتن، صحبت کردن، نشستن را تقلید کنم،‬

‫فقط هر رفتاری که براندون داشت.‬

‫و از آنجایی که من او را برای چند سال می شناختم،‬

‫این یکی از سورئال ترین تجربه هایی بود که تا به حال از سر گذرانده اید.‬

‫شروع حرفه‌ات به خاطر اون بود.‬

‫چاد، وقتی اولین بار دیدمش،‬

‫یه همچین موهای بلند و زیبایی تا اینجا داشت.‬

‫دیوانه کننده بود. فوق العاده بود.‬

‫شبیه دانیل دی-لوییس در آخرین موهیکان بود.‬

‫ما در واقع از طریق یه دوست مشترک در یکی از اولین مسابقات یواف‌سی آشنا شدیم.‬

‫یکی داشت توی خونه تماشا می‌کرد، و همه‌مون توی خونه‌ی یکی آشنا شدیم،‬

‫و من و چاد همدیگه رو ملاقات کردیم، و شروع کردیم به صحبت درباره هنرهای رزمی.‬

‫خیلی زود صمیمی شدیم.‬

‫و من گفتم: «هی، من برای ساختن دنباله‌ی ‌Bloodsport‌ هستم.»‬

‫اون گفت: «من عاشق ‌Bloodsport‌ هستم. خیلی دوست دارم توش باشم.»‬

‫پس اون ملحق شد.‬

‫اون یکی از مبارزها شد. یکی از مبارزه‌ها رو با من انجام داد.‬

‫و چاد در واقع اون مبارزه رو طراحی کرد.‬

‫و در اون زمان، چاد خیلی به تله‌گذاری علاقه‌مند بود.‬

‫ما خیلی تله‌گذاری می‌کردیم.‬

‫چاد از تمام ضربات من استفاده کرد. من یه آدم تکواندوکارم.‬

‫و معلوم شد که بهترین مبارزه‌ی من توی فیلم شد.‬

‫پس وقتی ‌Bloodsport‌ ‌III‌ به وجود اومد،‬

‫ازش پرسیدم: «دوست داری هماهنگ‌کننده‌ی مبارزه باشی؟»‬

‫پس اون ملحق شد.‬

‫این بار، نوبت منه.‬

‫و من واقعاً فکر می‌کنم مبارزه‌هایی که چاد در اون زمان انجام داد، فوق‌العاده بودن.‬

‫حتی اگه الان هم تماشاش کنی،‬

‫هنوز هم یه کم مثل، می‌دونی، دهه‌ی ۹۰، مثل...‬

‫اما تکنیک‌ها از قبل عالی هستند.‬

‫بعدش یه فیلم بازی کردم به اسم هدف بی‌نقص.‬

‫فیلم کوچیک‌تری بود. توی مکزیک فیلم‌برداریش کردیم.‬

‫بعد چد بهم گفت، «هی، گوش کن. یه رفیق دارم‬

‫که قراره بیاد ملاقات کنه و بخواد بچرخه و شاید یه سری حرکات نمایشی انجام بده.»‬

‫منم گفتم، «حتما.»‬

‫و با دیوید لیچ آشنا شدم.‬

‫من شروع کردم به تمرین توی یه مدرسه هنرهای رزمی در کالج‬

‫به اسم گروه مینه‌سوتا کالی،‬

‫و اونا وابسته بودن به دن اینوسانتو.‬

‫وقتی با اون هنرهای رزمی آشنا شدم‬

‫و اون جور اجتماع هنرهای رزمی، دیگه وسواس پیدا کردم.‬

‫و اونجا بود که خیلی از دوستامو برای اولین بار دیدم‬

‫که هنوزم دوستای منن. و یکی از اونا چد بود.‬

‫یه روز همینجوری داشت میگفت که خیلی دلش میخواد بازیگر بشه.‬

‫منم گفتم، «خب، اگه میخوای انتخاب بشی، چرا نمیای بیرون؟‬

‫تو رو توی فیلم میذاریم. یادت میدیم چطوری بدلکار باشی.»‬

‫میدونی، میخواستم برای تعطیلات برم لس آنجلس.‬

‫و اون گفت، «چرا نمیای مکزیک و سر یه فیلم‌برداری نمیری؟»‬

‫منم گفتم، «خب، من که قرار نیست کار کنم. یه کم عجیب میشه.»‬

‫اون گفت، «فقط بیا. باحال میشه. میتونی ببینی.»‬

‫آره، پولی رو که میخواستم برای اون سفر خرج کنم برداشتم و پرواز کردم به مکزیک.‬

‫تجربه فوق‌العاده‌ای بود.‬

‫ما فقط اون رو به عنوان سیاهی لشکر به کار گرفتیم‬

‫و بعد شروع کردیم به آموزش حرکات نمایشی بهش.‬

Wick Is Pain subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Wick Is Pain

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left