The first 200 lines.
آقای راسک؟
آقای راسک؟
آقای راسک؟
رییس، هستی؟
،میا"، از روی کنجکاوی میپرسم"
کدوم بخش از "تلفنامو وصل نکن" رو نفهمیدی؟
جلسه دارما
شرمنده. "هارولد" زنگ زده، و فکر میکنم مشکلی پیش اومده
...هارولد؟ آه
وصلش کن
"ریچارد"
هارولد. چی شده رفیق؟
چرا با من و "اِلِین" برنگشتی؟
!ریچارد، منو دزدیدن
دزدیدن؟
الین، الین، منو دزدیدن
کمش کن، کمش کن - - یه تفنگ گرفتن رو سرم!
!نکن! نکن! نکن! چیکار میکنی؟
،آروم باش و تا میتونی شفافتر توضیح بده که چه خبره
!یه جایی توی مکزیک هستم و یه تفنگ رو سرم هست
دیگه چقدر میتونم شفافتر بگم؟ - !لعنتی -
هارولد، عیبی نداره. ما اینجاییم
...آم - بپرس چی میخوان -
چی میخوان؟
میخوان پنج میلیون به یه حساب بریزین
!وگرنه منو بالای پل دار میزنن
پنج میلیون؟ پنج میلیون "پزو"؟
!پزو؟؟ دلار
!بدجور بگا رفتیم
:.: ترجمه از رضا بلالی، ناصر اسماعیلی، ایلیا :.:
«دو روز قبل»
هارولد؟
رایلی" رو ببر راه بره"
و بارش برف کاهش میابد...
همه در شیکاگو ناراضی هستن
و من میگم بیایم برعکسش کنیم
بیا
دوستت دارم
به "استو" سلام برسون - حتما -
شاید تعطیلات ساحلی باید عقب بیوفته
ولی باید یه ماشین دیگه بخرم
بانی" همش داره میگه"- لعنتی -
این بانی هستش که داره به کشتنت میده
.ببین، بد برداشت نکن میدونم که عاشقشی و این حرفا
ولی دلیل اینکه همه چی به گند کشیده شده، زنته، باشه؟
وامها، دفتر خیلی بزرگش
،فقط یه مشتری داره، باید توی گاراژت کار کنه
نه اینکه توی مرکز فرانکلین لعنتی یه دفتر رهن کنه
،گوش کن، به عنوان حسابدارت باید بهت بگم
،اون داره تو رو زیر آب میکشه، هارولد در حد ورشکستگیت
یعنی میگی پول نقد ندارم؟
نه، دارم میگم کلا نداری، کاکاسیاه
تازه، شایعه شده که شرکت پرومتیوم
رو قراره "پاول" یا "اِیاِفتی" بخره
،اگه ادغام انجام بشه باید دنبال یه کار دیگه بگردی
چی؟
من که چیزی نشنیدم
،ببین پسر، من کار مالیاتیِ نصف آدمای پاول رو انجام میدم و این لامصب شوخی نیست
استوارت"، ریچارد با من اینکارو نمیکنه"
اون دوست منه، خیله خب؟
ریچارد پلاک ماشین شخصی داره، هارولد
توی دفتر کوفتیش، شنا میره
ریچارد، باهات اینکارو میکنه
.صبح بخیر. داروسازی پرومتیوم چطور میتونم کمکتون کنم؟
!هارولد
!پسر، ساعت 9:20 شده !بازم دیر کردی
اینو چی میگی؟
فکر میکنم همین باشه، آقای راسک - بسیار خب -
توی بازی میبینمت - حتما -
بیا
بیا داخل
مجبور بودم اونکارو کنم
.همه میدونن ما دوست هستیم نمیتونم برات فرق بذارم
ببخشید ریچارد. امروز "لِیک شور" دیوونه بازار بود
بشین
هی، میا، تشنمه
خیله خب
برای بازی امشب حاضری؟
اون آشغالای "بنسون-اسمیت" دارن التماس میکنن تا بزنیم در کونشون
منم همینکارو میکنم
بفرما - ممنون -
.اوه خدای من ،آره، و بعد فردا
من و تو یکمی توی مکزیک خوش میگذرونیم
چی؟
من و الین هم همراهت میایم
فقط تو نیستی که میتونی بری یه نفسی بکشی
به خاطر کسریِ انباره
ببین، برنامه دارم با سانچز صحبت کنم و تَه و توی قضیه رو دربیارم
نه. من و الین با سانچز حرف میزنیم
فقط میخوایم چندتا چیزو اونجا بررسی کنیم
میخوام تمام پروندههای مکزیک رو بذاری توی این
و بدیشون به الین
هی، مرسی رفیق
ریچارد
همهچی مرتبه؟
من یه شایعه شنیدم
درباره یک ادغام احتمالی
هارولد، گوش بده
وقتی یک کار لازم داشتی ...و اومدی سراغ من
،گفتم اگه کنار من باشی زندگیت میشه شبیه یک ویدیوی رپ
نه؟
و مگه همیشه مراقبت نبودم؟
یک موقعیت عالی به عنوان ناظر عملیات دادم
بله
ماموریت مکزیک رو دادم بهت
بله
به بانی یه شغل دادم تا آپارتمان منو طراحی کنه
و اون هیچ کوفتی هم تجربه نداره
سخاوتمندانه بود
.بهم اعتماد کن فقط صبور باش، پسر
و همهچیز روشن میشه
چرا خودت برام روشن نمیکنی... الان؟
درباره دوتا گوریل بهت گفته بودم؟
.خیله خب توی این کتاب خوندمش
دوتا گوریل، خب؟
و هرروز هویج به خوردشون میدادن
و هرروز هویج میخوردن
،هیچ مشکلی نداشتن. میخوردن، میخوردن، میخوردن خیلی هم خوشمزه بود
،فقط اینکه یک روز، مسئولشون ،به یکیشون یه موز داد
،و اون یکی بازم هویج گرفته بود
و حالا نمیخواد که هویج بخوره
میدونی چرا؟ چون اون یکی رو با موز دیده
میدونی چی میگم؟
هارولد
هویج کوفتیت رو بخور
چون من پشتتم، باشه؟
و قبل از اینکه بفهمی تا خایه میری توی موز
باشه؟
ویدیوی رپ
میا
گشنمه
فاکتورش توی کیسه هست
مرسی - ممنون -
بس کن
بدون هیچ آموزش درست و حسابی
خوب بود پسر
لازم نیست عوضیبازی دربیاری
باشه
چه سکسی. خوشم اومد
جاهای خوبی میری
سلام غریبه
نِلی". تو اینجا چیکار میکنی؟"
قالمون گذاشتی
هنوز به پیشنهاد "مانتی" فکر نکردی؟
آره، نمیتونی پاشی بیای و دربارشون حرف بزنی، خیله خب؟
من... دارم کار میکنم
آره
به نظر سرت خیلی شلوغ بود
آره، این خوشگلا نمیتونن روی خودشون دستمال بکشن، خب؟
خلاصه، هستی یا نیستی؟
نمیتونم. خیلی خطرناکه
آه، بیخیال "مایلز"، ترسو نباش
.از پسش برمیای اونقدرها هم سخت نیست
،باشه، از صحبت انگیزشیت ممنونم ولی خبری نیست
ببین، فقط چندتا قرصه
از دوست مانتی توی یه آزمایشگاهی
تا بتونیم بفهمیم چی توشه و خودمون بسازیمش
تو فقط باید بیاریشون. کار آسونیه
.تازه، یه سفر مجانی به مکزیک هم هست دیگه چی میخوای؟
باشه، پس میشم یه قاطر حمل مواد
عالی شد. از زندان برات یادداشت تشکر میفرستم
خیله خب. باشه
،اگه 20هزار دلار نمیخوای
به خودت مربوطه
20هزار تا؟ فکر کردم گفته بودی 10هزار تا
آره، بود
الان 20 هزار تاست
واقعا؟
واقعا؟
آه، و میتونی باربیِ فروشگاه رو هم با خودت بیاری
ماجرای اون چی بود؟ - چی؟ -
اون
آه، هیچی
تا حالا رفتی مکزیک، عزیزم؟
ریچارد
هی گوش کن، جلسه ناهارم یکم طول کشیده
قبل از بازی نمیرسم به دفتر
میشه قبل رفتن کیف منو هم برداری؟
زیر میزمه
باشه
.خیله خب توی باشگاه میبینمت
هی، ببخشید
باید ترتیبشو میدادم
میا، ریچارد خواست یه چیزی برای بازی ببرم براش
باشه
،ارایهی شرکت داروسازیِ پاول] [دو روز دیگر ساعت سه
"میدونم، ولی لازم نیست همهچیز منطقی باشه، "تونی
پلیس اسکاتلند در انگلیسه
کدوم خری میتونه اینو توضیح بده؟
دیگه داری حوصلمو سر میبری
هی، یه چیزی بپرسم؟
،گوش کن، میخوام یه نصیحتی بکنم گوشِت با منه خوشگله؟
خوبه
.گریه رو تموم کن برو سراغ بیکاری
مثل یه مرد رفتار کن
!"کِنی"
خطا بود
!خطا
!شوخی میکنی
خونه ریچارد اوضاعش چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.