Toofan

Toofan

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Toofan 1989 All DVDRip Farsi
Toofan 1989 860p DVDRip BollyCine Exclusive
Titli 2014 Hindi 720p DVDRip x264 - AAC DRC
Titli 2014 Hindi 1080p DVDRip x264 - AAC TNX
A Commentary by Bollywoodiha
کاملترین ترجمه تخصصی - DVDRip

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
720p
720
1080
Published on: 2020-05-16
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تقديم به طرفداران آميتاب اسطوره قرن

دِوي راني، برنامه‌ي امروز عالي بود سريع غذا بيار بخوريم

خيلي گرسنمه

يه نامه از اودهامپور اومده حال زنداداش شانتي خيلي خرابه

نميدونم چي شده خيلي سريع بايد اونجا بريم

اون بارداره، هر لحظه ممکنه بچه به دنيا بياد من بايد سريع برم من هم باهات ميام-

چطور مي‌خواي بياي؟ تو هم 9 ماهه بارداري

نه، نه، اومدنت کار خوبي نيست- ...داداش‌هانومان -

هميشه توي مشکلات کنارمون بوده

اگه نيام خيلي ناراحت ميشه ...ولي-

منم باهات ميام خيلي خب، بريم-

دِوي

دِوي راني

يه نفر زنگ بزنه دکتر- نگران نباشيد-

الان به آمبولانس زنگ ميزنم- دِوي راني-

دکتر- ...هيچ خطري نيست، اما متاسفانه-

نتونستيم بچه رو نجات بديم

آقاي دکتر، سومين باره که اين اتفاق مي‌اُفته

متاسفم

حالا اون ديگه هرگز نميتونه مادر بشه

آقاي دکتر، اگر دِوي راني اين موضوع رو بدونه دق مي‌کنه

...بعدش

منم توي شعبده بازي دارم با جونم بازي مي‌کنم ...اگه اتفاقي براي من بي‌اُفته

چه بلايي سر دِوي راني مياد آقاي دکتر؟ اون ميمره

ديگه درباره‌ي مرگ کسي حرف نزن داداشم

شانتي من موقع زايمان فوت کرد ...شايد خدا اون دوقولوها رو

...به خاطر اين بهم داده تا

يکيش چراغ خونه‌ي تو باشه

و دومي خونه‌ي تاريک من رو روشن کنه- اما دوست من اين چطور ممکنه؟-

همونطور که پدر تو من رو از يتيم خونه آورد

و مثل بچه خودش بزرگ کرد و ازم يه افسر پليس ساخت

...اما دوست من- اگر همسرم شانتي هم زنده بود همين کار رو مي‌کرد-

اين بايد هميشه به عنوان يه راز بين ما باقي بمونه

شما واقعا رابطه‌ي دوستي رو به خوبي پا بر جا نگه داشتين

بفرماييد، همسرتون الان به هوش ميان بفرماييد

حال بچه‌م چطوره آقاي دکتر؟

مبارکه دِوي راني

پسره

خداوند بالاخره به دعاهاي من جواب داد هزاران بار شکرت

اما زنداداش شانتي؟

اگه زنده بود ... چقدر از ديدن بچه‌ي من

خوشحال مي‌شد

حالا بادکنک رو ميترکونم و کبوتر رو بيرون ميارم

تشويق تشويق

همين چيزهاي بي‌مصرف رو بهش ياد بده ...هيچ چيزي درباره تحصيل و خوندن نوشتن بهش ياد نده

بگير، شير بخور

نه مامان، شير دوست ندارم

شيرت رو بخور

باباجون، بخورم؟- بخور پسرم-

!بزن قدش

جادوي شما پدر و پسر ديگه داره عصبيم مي‌کنه اين کار رو نکنيد

مي‌خوام وقتي بزرگ شد، آدم تحصيل کرده‌اي بشه نه جادوگر

اي دِوي راني، لازم نيست به ... بچه ماهي شنا کردن

ياد بدي، شعبده بازي توي خون ماست- دقيقا، من هم همين رو به مامان ميگم-

عه؟ حالا زبون درآوردي براي من؟

چوبم کجاست؟ وايسا الان آدمت مي‌کنم

فرار کن، فرار کن

چيکار مي‌کني دِوي راني؟ شيام سُر ميخوره مي‌اُفته

حضار محترم، حالا برنامه‌ي حيرت انگيز رامش کومار رو تماشا کنيد

تمام بدنش رو با زنجيرهاي بزرگ آهني مي‌بنديم

دوستان عزيز، اين رو هم بگم که ...خيلي از معروف‌ترين شعبده بازها

براي اجراي اين شعبده جون‌شون رو از دست دادن ...و افراد کمي موفق شدن، و اگر امروز شما دعا کنيد

يک نام ديگه به ليست افراد موفق اضافه ميشه

و اون نام کسي نيست جز رامش کومار

و حالا رامش کومار رو با دست و پاي بسته داخل اين جعبه قرار ميديم

من هم باهات بيام بابا؟- نه-

بذار اول من موفق بشم پسرم بعد نوبت توئه

حالا اين جعبه با زنجيرهاي آهني بسته ميشه

و يکي از شما ميتونه بره و در صندوق رو قفل کنه- من قفل ميزنم -عاليه-

حالا اين صندوق رو ميندازيم داخل آب ...حضار گرامي، بعد از اينکه

صندوق به داخل آب انداخته شد تا 10 بشماريد رامش کومار بيرون خواهد آمد

1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9، 10

نبايد انقدر طول بکشه سريع بکشيدش بالا

عجله کنيد زود باشيد

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: مهدي.ز و اميد - ويرايش: سانابينگ

چه بلايي سرش اومده؟

...دست و پاي خودش رو باز کرده اما

قبل از اينکه بتونه در صندوق رو باز کنه قلبش از کار افتاده

متاسفم

نه، نه، نه- بابا، بابا-

اي بابا، چندين بار درباره‌ي اين جادو شنيدم- تا حالا اصلا همچين اتفاقي افتاده؟

...بيچاره جادوگر

بدون دليل جونش رو از دست داد هيچکس همچين کاري نمي‌کنه

هيچکي نمي‌کرد

به پدرم قسم ميخورم که ...يک روز من از آب ميام بيرون

و اين شعبده رو به همه نشون ميدم

بازرس‌هانومان پراساد هستم

قربان، آقاي کميسر سريعا شما رو خواستن- الان ميام-

پسرم، اين چه کاريه کردي؟- همون کاري که شما مي‌کنيد-

عجب، خب آقاي بازرس شما دستگيرم کردين اما به چه جرمي؟

هر روز صبح بدون اينکه من رو ببيني ميري ....به خاطر اين دستت رو بستم

چون امروز تولدمه

اي پسرم، کاملا يادم رفته بود تولدت مبارک

مرسي

خدا کنه تو هم به اندازه‌ي من عمر کني- ...اما بابا-

سريع بيا خونه- خيلي زود برمي‌گردم پسرم-

هانومان پراساد ...مسئوليت حمل

يک کرور طلاي دولتي به بانک ذخاير ارزي کشور رو به تو مي‌سپارم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

راه بي‌اُفت

چند دقيقه‌ي پيش جلوتر حمله شده از اين مسير حرکت کردن خالي از خطر نيست

از اين طرف بريد- ...اما قربان، آقاي کميسر دستور دادن که-

فقط از اين مسير طلا رو حمل کنم

همين الان با بيسيم دستور دادن

که اجازه ندم کسي از اينجا عبور کنه

اما قربان، من به آقاي کميسر چه جوابي بدم؟- شما نگران نباشيد-

اين مسئوليت منه

چشم قربان

از اين مسير حرکت کنيد

حالا کارمون تموم شد آقا- نه، هنوز تموم نشده-

اين چيه؟ جلوتر که راهي نيست؟ ماشين رو نگه دار

نه، زنده موندن اون خيلي مهمه

جعبه رو بياريد داخل ماشين

خواهش مي‌کنم حرفش رو باور نکنيد قربان اون داره کاملا دروغ ميگه

تو داري دروغ ميگي‌هانومان پراساد- دولت اين مدال‌ها رو بهم خيرات نکرده-

بلکه به خاطر شجاعت و ايمان داري بهم دادن ...و الان

الان به من شک مي‌کنيد، به من!؟ شک؟-

اول اينکه مسير ماشين رو تغيير دادي

دوم اينکه تمام نظامي‌ها رو به کُشتن دادي ...اما تو زنده موندي

فقط اثر انگشت دزدها مونده

اما تو صورت‌شون رو نديدي تمام مدارک عليه توئه

هانومان پراساد

فعلا تا انجام تحقيقات بيشتر...تعليق ميشي

با همون مدارک اشتباهي که من رو تعليق کردين بازرس

يک روز بعد از فهميدن حقيقت با عزت و احترام من رو برمي‌گردونيد

قربان، اون رو از سر راه برداشتيم

حالا ميتونيم شيطان سينگ رو براي معامله‌ي طلا به شهر بفرستيم

تو با شيطان سينگ به شهر برو و سهم ما رو ازش بگير بيار

من اصلا به اون اعتماد ندارم، فهميدي؟- چشم قربان-

سردار، مجسمه‌ي‌هانومان رو پيدا کرديم- بياريدش بيرون-

باجرانگ‌بالي، تا وقتي که من صحيح و سلامت از شهر برگردم، مراقب اموال من باش

يک بليط درجه يک براي بمبئي بدين- يک نه...دو-

آقاي کميسر از من خواسته با تو به شهر برم

اما آقاي کميسر به من گفته تو رو به جاي ديگه‌اي بفرستم

الو،‌هانومان پراسادم- من بازرس پاتل‌ام-

پاتيل حرامزاده

من تو رو به تله انداختم ...و همراه من

....کميسر شارما- چي؟ کميسر شارما؟-

و شيطان سينگ هم تو اين ماجرا دست داشتن

شيطان سينگ الان داره از ايستگاه راه آهن سيتاپور به بمبئي ميره

...قبل از اينکه دير بشه اون رو

الو؟ الو؟ پاتيل؟ پاتيل؟ پاتيل؟

پسرم، پسرم

خداي من...هنوز هم تَبش خيلي بالاست

...کميسر شارما و شيطان سينگ

در دزديدن طلا با هم همدست هستن ...من براي ثابت کردن بي‌گناهيم

دارم ميرم

براي نجات سَرم، اگر دستم رو دست بدم باز هم اين معامله پر سود خواهد بود

هانومان پراساد

!بابا جون

...توي دزدين شمش طلاها

افسر

اين شمش طلا رو توي جيب‌هانومان پيدا کردم

...اين شک من رو به اثبات ميرسونه

که‌هانومان توي دزدين شمش طلاها دست داشته

و افسر شجاع‌مون بازرس پاتيل در تلاش براي اثبات اين موضوع جونش رو از دست داد

نه قربان، پدر من دزد نيست اون هرگز همچين کاري نکرده

اين رو ببينيد، اون قبل از رفتن اسم ...کسايي که توي

اين دزدي نقش داشتن رو نوشته

باباجون

بــابــاجــون

باباجون تو نميتوني اينطور تنهام بذاري و بري من يتيم ميشم

هي، اسم من هم اينجا نوشته شده ...منظورت چيه؟

مي‌خواي بگي که من دزدم؟

من اين رو نميدونم

اسم شارما روي اين نوشته شده ...و اسم دوم

زير آب بارون پاک شده، اون کيه؟- اين مزخرفات چيه؟-

ببريدش

نه، ولم کنيد ولم کنيد

فکر کنم حالا ديگه ميتونيم پرونده‌ي دزدي طلا رو مختومه اعلام کنيم

نه قربان، به پاتون مي‌اُفتم خواهش مي‌کنم پرونده رو اينطور نبنديدن

وگرنه پدر من براي هميشه بدنام ميشه

خواهش مي‌کنم روي اين پرونده خوب تحقيق کنيد قربان

بي‌گناهي پدرم رو ثابت کنيد قربان ولم کن -قربان-

بيا داخل

چطور اينجوري شد؟

دکتر جون يک نفر رو نجات دادم و نذاشتم از روي قطار بي‌اُفته

اما نتونستم دست خودم رو نجات بدم- صبر کن-

...قبل از همه چيز بايد يک واکسن کزاز

شيطان سينگ مجرم خطرناک از زندان متواري شده

اين که همون شيطان سينگ خطرناکه

يه داروي بيهوشي بهش تزريق مي‌کنم و پليس رو خبر مي‌کنم

عجله کن دکتر عجله کن

تو به جرم دزدي از بانک اودهامپور دستگيري

دکتر، تو به من داروي بيهوشي زدي و من رو تحويل پليس دادي

...وقتي از زندان بيام بيرون

تو رو به مرگ تحويل ميدم اين رو يادت باشه

شيطان سينگ، بهم بگو ببينم طلا رو کجا مخفي کردي؟

اگر بگم طلا رو کجا گذاشتم ديگه زنده نميمونم

خداروشکر کن قتل بازرس پاتيل رو انداختم گردن‌هانومان پراساد

من تو رو نجات دادم

اشتباهه

تو من رو نه، بلکه سهم خودت از طلا رو نجات دادي ...اگر طلا رو مي‌خواي

من رو از اينجا ببر بيرون- فرار کردن از اين زندان غير ممکنه-

پس بايد تا وقتي که از زندان آزاد ميشم انتظار بکشي

اي خداي بزرگ و متعال" "درود بر لرد‌هانومان

"درود بر خداي رام"

"ماهاوير باجرانگ‌بالي"

"که محافظ خداي رام بود"

هانومانجي، همونطور که شما لرد راما رو همراهي کردين و راوانا رو کُشتين

Toofan subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left