The first 200 lines.
اي كاش من مُرده بودم
سونگ نيانگ
اي كاش من توي جزيره دچونگ مُرده بودم
اينجا چيكار مي كني؟
اومدم باهاتون حرف بزنم امپراتور
تا بهم ريشخند بزني؟
تا بگي هرچي سرم بياد حقمه؟
تا بهم بگي هرچي سرم مياد به جبران خيانتي ـه كه به شماها كردم؟
باشه...بخند
مثل همون موقعا تو گوريو
،بگو من احمقم !بگو كه بي مصرفم
هرچي دلتون خواست از من نخوايد
من هيچ كاري براتون نمي كنم
براي شما... هيچ كاري
امپراتور
امپراتور، ازتون خواسته ن به اداره بازرسي بريد
دارن آماده معاينه مي شن
ببريدش
چي شده؟
به من جواب بديد. دستتو بكِش
بانوي من، بانوي من
13 قسمت
.:.:(maryam_eco2003)ترجمه و زيرنويس: مري:.:.
حالتون به نظر خوب نمياد
يعني شما بازم در مقامتون مي مونيد؟
شما نگران منيد؟
متشكرم
اون زنُ به اين راحتيا نميشه شكست
حالا بشين و ببين
....بعد از اين معاينه
،تبديل به يه راهبه ميشه و مجبور ميشه موهاي سرشُ بتراشه
امپراتور تشريف فرما شدند
چرا اون اينجا مورد معاينه قرار مي گيره؟
بارداري دروغين رو نميشه در خفا مورد بازرسي قرار داد
...الان مي فهميم كي اونُ وادار به اين كار كرده
حتي اگه مجبور بشيم زنده زنده پوستشُ بِكَنيم
دكتر، معاينه ش كنيد
بگيد ببينم. اون حامله ست؟
...خداي من
حرف بزن ديگه
،بقيه پزشكا بريد معاينه ش كنيد
اون بارداره
،اين نبض بارداريه بي هيچ ترديدي
چطور ممكنه؟
امكان نداره
اون هم پودر برگ بو و هم انرژي زا رو خورده
چي؟ شيرين بيان از انرژي زاي اون حذف شده؟
آخه اينكه بانو زياد ادرار داشتند برام عجيب بود
ممكنه به خاطر پودر برگ بو باشه؟
برگ بو؟
...پس دستور ملكه براي تجويز انرژي زا
اين بود كه باعث سقط بچه بشه
!بانوي من
چطوره؟
بچه حالش خوبه
خوشبختانه يون هوا فقط به خاطر مقدار كمي از اون پودر خوابش بُرده
برو بهشون بگو كه اون با معاينه موافقه
هنوز نه
چرا نه؟
اين برگ برنده ماست براي اينكه ملكه رو توي دامي كه خودش پهن كرده بندازيم
تو....؟
اين جنگ هيچوقت تموم نميشه مگر اينكه يكي از دو طرف شكست بخوره
بايد همينجا تمومش كنيم
اينكارُ نكنيد
چرا نه؟
لباسهاي ايشون به خاطر عرق زياد خيس شده
باشه من نبض مچ دستشُ از پشت پرده چك مي كنم
بفرماييد - چشم -
چي شده؟
نمي تونم نبض لغزنده رو پيدا كنم
مادر
به خاطر بچه اي كه در راهه بهتون تبريك مي گم امپراتور
تبريك شما كافي نيست
امپراتور، خانواده سلطنتي مورد تمسخر قرار گرفته
ملكه بايد به خاطر شايعه سازي هاي دروغين پاسخگو باشه
من اول ازش يه سؤال مي پرسم
چرا اينقدر مطمئن بوديد كه بارداري ايشون دروغه؟
...آه، خب
جُرم ايشون واضحه
ايشون احمقانه به شايعات بي اساس گوش دادند
و باعث شرمندگي خانواده سلطنتي شدند
ايشون بايد پاسخگوي اين كارشون باشن
واقعاً چطور تونستند همچين كاري كنند؟
شايد اگه با زانو زدن براي بخشش التماس كنند بشه يك كاريش كرد
پدر
حتي زانو زدن هم كافي نيست
ما بايد ازش عبرتي براي بقيه بسازيم
ملكه مادر
زانو زدن سنتي پيشنهاد آخر منه
نكنه مي خوايد اونُ تبعيد كنيد؟
چطور مي تونيد همچين كاري كنيد؟
بس كنيد
چي شده؟
تو مي توني همه رو گول بزني، اما منُ نمي توني
خودت پُشت همه اين اتفاقات بودي
!...مي دم تو رو
مي دونيد اين چيه؟
چي؟
قول نوشته شده من براي خلاصي تو قصر
اگر ميشه، مهرش كنيد
چي....؟
.همين نامه بس ــه چطور جرأت مي كني؟
باشه
من هرچيزي كه مربوط به خلاص شدن از بانو پارك باشه مُهر مي كنم
...سونگ نيانگ، تو
تو مي خواستي من بميرم؟
باشه. بيا ببينيم كي اول از بين ميره
من جيغ مي زنم
شما كه نمي خوايد خيانت ملكه براي همه آشكار بشه
احمق كوچولو
براي گرفتن انتقام پادشاهت با من دشمني؟
اين هيچ ربطي به پادشاهم نداره
پس چي؟
شما مادر منُ كُشتيد
اون با تير شما مُرد
...اگه مي خواي از دستم فرار كني
منُ بفرست خارج قصر
خوشحال ميشم اگه ديگه هيچوقت نبينمتون
...نكنه
...واقعاً نكنه
من عاشق اون شدم؟
علياحضرت، الان وقتشه به قصر امپراتور بريد
ملكه - علياحضرت -
اشك نريزيد
ملكه
من ملكه يوآن هستم
مي تونم تحمل كنم پشت سرم منُ مسخره كنن و بدگويي كنن
ولي نمي تونم تحمل كنم كه ملازمان خودم جلوي روي خودم تحقيرم كنن
ملكه
همراهيم كنيد
به امپراتور خبر بديد دارم ميرم اونجا
امپراتور، ملكه اون بيرون هستند
امپراتور، اومدم تا به خاطر همه اتفاقاتي كه افتاد سرزنشم كنيد
منُ ببخشيد
!امپراتور
،امپراتور ملكه بي ارزش خودتونُ ببخشيد
ديگه همچين اتفاقي نمي افته
به من لطف كنيد، امپراتور
نمي تونم اين وضعُ بيشتر از اين تحمل كنم
مي رم تاناشيلي رو ببرم تو
نه - پدر -
ولش كن
گاهي بايد براي حفظ سرت از يه بازوت صرفنظر كني
اون بايد چيزي كه مي خواد رو ببينه
بايد اين كار انجام بشه
بهش بگيد بسه ديگه
نه، امپراتور
بارون مياد
...اگه ايشون مريض بشن
اول بانو پاك رو به عنوان همسر سلطنتي اعلام كنيد
مادر، ما تا جايي كه تونستيم ال تيمور رو دور كرديم
نفوذ به سن و ساله
درست مثل همه آدمها
چين و چروكها با سن و سال زياد ميشن
اونُ همسر سلطنتي كنيد ...و اگه پسردار شد
وزرا طرفدار ما ميشن
نفوذ، بي ثباته
اين دفعه مياد طرف جوان ها
اين طبيعت قدرته
،ازم انتظار نداشته باشيد كه گريه كنم امپراتور
....هرگز گريه نمي كنم
تا وقتي كه حق اونايي كه اين كارُ باهام كردن
هزاران بار بيشتر كف دستشون بذارم
...گريه نمي كنم...نمي كنم
علياحضرت - علياحضرت -
ملكه
علياحضرت - علياحضرت -
علياحضرت - لطفاً بيدار شيد -
!ملكه
علياحضرت - علياحضرت -
علياحضرت چرا معطليد؟ ببريدش داخل
بانو پارك، دستور سلطنتي را بشنويد و اطاعت كنيد
،بانو پارك بانويي قابل احترام هستند كه براي قصر داخلي نمونه اند
علياحضرت - ...ايشون فرزند امپراتور رو باردارند -
و همچنين حكم آسمانها رو با خود حمل مي كنند
من، به عنوان امپراتور ايشان را به عنوان همسرم با رتبه پنجم ارتقا مي دهم
فرمان سلطنتي رو اطاعت كنيد
شما خيلي بزرگوار و بخشنده ايد امپراتور
تاناشيلي؟
اون از هوش رفت
بانو پارك همسر سلطنتي شد
متأسفم
همه ش تقصر من ــه
!ابله
از ضعف تو متنفرم
فراموش كرديد كه شما پسر ارشد خاندان ما هستيد؟
هيچوقت از خودت ضعف نشون نده
حتي در مقابل من
فهميدي؟
فهميدم، پدر
اينجا چي كار مي كني؟
ژنرال تالاهاي منُ با يك پيغام فرستاده
گزارش كن. جنگ چطور پيش رفت؟
...متأسفم كه گزارش كنم
.كامل شكست خورديم
چي؟ كامل...؟
فقط تالاهاي زنده موند
ژنرال بايان و پادشاه مخلوع كُشته شدند
چرا اينقدر ساكته؟
حتماً حمله ما شكست خورد
No comments yet. Be the first to leave one.