The first 200 lines.
من بيون دونگ سوک هستم
در مورد لي سو هيون ميخوام چيزي بهت بگم
قسمت 13
وايستا اونجا
چي ميخواي به من بگي ؟
..هي
..اينکه
تو از اول مي دونستي ؟
که من ..لي سو هيون هستم
يادت اومد؟
تو کي هستي ؟
چرا منو تنها گذاشتي ؟
چرا اينجوري ؟
...سوهيون
جلوتر نيا
متاسفم سوهيون
متاسفم
ميخواستم زودتر بهت بگم
ولي به خاطر رئيس جانگ
چيز خوبيه
خوبه؟
خوبه؟
تو همچنين سگ رئيس جانگ نيستي ؟
وقتي فهميدي که من حافظم رو از دست دادم گذاشتي تا دست راست مائو بشم
تو
ميدوني من براي اون مرد چکار کردم؟
تقصير تو نبود
به يان فکر کن که زندگيت پيچيده شده خيلي پيچيده
پدرم چي؟
پس پدرم چي که جلوي چشمهام کشته شد ؟
..راهي نيست
..تو واقعا ...کنگ سانبي
براي من کشتن اون هم همينجوريه
ولي الان اهميتي نداره
بس کن
سوهيون
سوهيون
سويانگ گيل کجاست ؟
دکتر داره مياد
زخمش کشنده نيست ولي لازمه چندهفته دارو استفاده کنه تا معالجه بشه
گفتي به خاطر تاريکي نتونستي مظنون رو ببيني ؟
بله
چيز ديگه اي ازش مثل ويژگي ظاهري يا يه خصوصيت خاص يادت نمياد ؟
تو فکرش نبودم براي همين به جزئيات دقت نکردم
در صحنه جنايت همدستي هم بوده ؟
من کسي رو نديدم
سوجي وو
ميدونم خيلي سوکه شدي ولي من ميخوام چندتا سوال ازت بپرسم
باشه
تو گفتي که مظنون نقاب داشت
پس تو نديدي که کي بوده ؟
من چشمهاش رو ديدم
مثل اين بود که انگار داره از درون فرو ميريزه
خيلي عجيبه
اگه اون قاتل رو چئونگ بانگ فرستاده پس اون يه ماشين کشتاره
ولي چرا دست از کشتن برداشته و فرار کرده ؟
من نميدونم
باشه ازت ممنونم
تا زماني که از چئونگ بانگ تحقيق ميشه
ما مسئوليت حفظ جان تو و پدرت رو به عهده داريم
ممکنه راحت نباشين ولي به ياد داشته بالش که ما اينکارو براي حفظ جانتون انجام ميديم
ردياب تلفن تو اين قسمت کار نمي کنه پس لازم نيست نگران باشي
چئونگ بانگ يا ان اس نمي تونن پيداتون کنن
بيا يکم سوپ بخورم
بخور
تو بايد چيزي بخوري تا قوي بشي
سوهيون
در مورد از دست دادن حافظت
شايد فقط به دليلي تصادفت نباشه
شايد خودت ميخواستي که حافظت رو از دست بدي
وقتي که فهميدي مائو پدر جي وو هست
نتونستي تحمل کني و احتمالا از خود بي خود شدي
من کمک مي کنم
من کارت شناسايي و پاسپورت جديدي بهت ميدم
من هزينه هات رو تامين مي کنم
همه چيز رو فراموش کن
کي و لي سوهيون رو فراموش کن
جايي برو که کسي تورو نشناسه
به انتقام گرفتن يا خودکشي فکر نکن
تو ساحل بمون و ماهيگيري کن
باشه سوهيون ؟
ما نمي تونيم با کي تماس بگيريم
شايد موفق نشده و مامورهاي ان اس دستگيرش کردن
من شنيدم که کي در صحنه جنايت نبوده
چطوري فهميدي ؟
ان اس خبر سلامتي سويانگ گيل رو تاييد کرده
دوباره کشتنش خيلي سخته
اينکار مشکل ميشه
اگه بالاييها متوجه بشن ديگه نمي تونن
من سعي کردم شماره اي که بهم دادي رو رديابي کنم ولي سيگنالي نگرفتم
شماره هايي که تو تلفن ثبت شده چي ؟
نشون ميده که آخرين تماسش با بيون دونگ سوک بوده
..رئيس اتفاق اون شماره
تو مخفيانه گروه جنايتکار رو بازجويي کردي بيا سر کار و انگارنه که اتفاقي افتاده
هي کنگ مين گي تو چه رابطه هايي داري ؟
رئيس گروه
برو ميونگ جي تو هم خيلي مواظب باش
تحت تاثير قرار نگيري و باهاشون قاطي نشي
حتي اگه اينجوري رفتار نکني من ميدونم که تو بهمون گفتي
چي احمق ؟
کرورکورانه حمله کردن به هر چيزي که مربوط به چئونگ بانگ ميشه حتي يه ذره هم کمکي به تحقيقات نمي کنه ميدوني ؟
تو زيادي نگراني
چي؟
..لي سوهيون
نمي تونم باهاش تماس بگيرم
حتي نمي تونم ردش رو بگيرم
تصادفا تو چيزي نميدوني ؟
نه ،من نميدونم
هي بيونگ دونگ سوک
حالا اين مهمترين قسمته
عاقلانه تصميم بگير و حرکت کن
دونگ هک سو
به نظر ميرسه وقتش رسيده که کم کم چيزهارو جمع کنيم
سوهيون
...مامان
...مامان
...مامان
چاقو رو از کجا آوردي ؟ من همه چيز رو مخفي کردم
چرا ؟
فکر مي کني من ميخوام خودکشي کنم ؟
کجا بريم ؟
تو تصميم بگير
هرچي دورتر بهتر
باشه
کجا ميري ؟
شانگهاي
سلام
کجا ميري ؟
شانگهاي
صندليهاي کنار پنجره و صندليهاي کناري
صندلي کنار پنجره لطفا
متشکرم
متشکرم
زماني که با تو گذروندم
روزهايي که فقط با عشق تو گذروندم
حالا مجبورم بزارم بري
مجبورم کاري کنم تو بري
من ديگه به گذشته نگاه نمي کنم
قلب ديوونه
خاطرات مبهم
خواهش مي کنم بهم بگو که اين اون عشق نيست
به دوردست نگاه مي کنم تا نتونم تورو ببينم
وقتي بري ديگه نمي توني برگردي
حتي اگه مجبور باشم در رنج زندگي کنم
تو از ترک کردن من به اين سرعت ناراحت نيستي ؟
مامور رسيدگي لطفا
لطفا دنبال ما بيا
اون روشنايي آشناست
چي يادت مياد ؟
بدبختانه همشو
خوبه
خوبه
هويت اصليت چيه ؟
تو از من چي ميخواي ؟
هويتت چيه؟
لي سو هيون مامور مخفي ان اس ؟
يا کي ،مرد دست راست مائو ؟
شخصيت اصليت کدوم يکيه ؟
وقتي حافظه ات رو از دست دادي ؟ تو کاملا تبديل شدي به کي
به خاطر همين تونستي اعتماد مائو رو جلب کني
حالا که حافظت برگشته ميخواي انتقام بگيري
ولي رهبر اصلي کجاست ؟
پدرم وقتي سعي مي کرد من رو فراري بده کشته شد
بدتر از اون جلوي من مرد
مرگ رئيس کنگ تصادفي بود که خواسته هيچ کدوم از ما نبود
خفه شو
اگه تو مارو تنها نميزاشتي پدرم کشته نميشد
پدر ؟
بله ،مي تونيم در مورد پدرت صحبت کنيم ؟
پدرت لي دونگ گو يه مامور خاکستري بود
کسي که با تغيير قيافه خودش رو به عنوان يه صاحب منصب کنسولگيري در تايلند جا مي زنه
ولي وقتي يه کره اي مورد توجه جانگ باشه و با به قدرت رسيدن در چئونگ بانگ
وقتي که شرکت احساس کرد لازمه گروه رو زير نظر ميگيره
پس اونها لي دونگ جو رو فرستادن به چئونگ بانگ
وقتي هويت اصليش آشکار شد سعي کردن بکشنش کنار ولي ديگه دير شده بود
من ازش خوشم ميومد من يه مامور خوب رو از دست دادم
به دست مائو
هنوز فکر مي کني مي توني با من بازي کني
ولي اين راه جواب نميده
تو آخرين تماس با رئيس کنگ
من شنيدم که اطلاعات محرمانه اي از چئونگ بانگ بدست آوردي
پس اين چيزيه که مي خواستي ؟ براي همين منتظر بودي ؟
حالا اون اطلاعات کجاست ؟
چکار کنم ؟
حالا همه دنيا ازش خبر دادن پس ديگه جزو اطلاعات محرمانه حساب نميشه
تو بايد بيشتر از من در مورد بالن بدوني اسم ماده مخدر جديد چئونگ بانگ
اون بود ؟
خوشحلم که ناپديدت کردم
تو گفته بودي که با تفنگ نشونه گرفتن قاتل مادرم چه اشکالي داره ؟
من اون موقع دلم براي قبلت تنگ شد
اگه بگي که ديگه به چئونگ بانگ بر نمي گردي کاري از دستم برنمي مياد
ولي تو فکر مي کني چئونگ بانگ سو يانگ گي رو راحت ميزاره ؟
تا وقتي مائو زنده باشه دخترش هم در خطره
خب تو مي خواي من چکار کنم ؟
تو ميخواي و خودم و همه رو بکشم ؟
اينب ه تو و تصميمت بستگي داره
اگه به اطرافت نگاه کني مي توني بهتر تصميم بگيري
سوهيون
لي سوهيون
آقاي جانگ چي ميگه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.