The first 171 lines.
ریوما ساما، ببخشید که ناگهانی .ازتون خواستم به اینجا بیاید
اوضاع جنگل بامبو چطور پیش میره؟
بله، کارلا سان و کالوم سان ...که شما معرفی کردی
.خیلی خوب کارا رو دارن پیش میبرن
تازه افراد دیگهای هم استخدام کردم .و حتی اگه منم اونجا نباشم مشکلی پیش نمیاد
.که اینطور، خیالم راحت شد
در واقع اونقدر خوب داره پیش میره .که منو داره میترسونه
امروز برای یه موضوع دیگه .خواستم که به اینجا بیاید
ها؟
شما الان شمش و رشتههای اسلایم چسبنده رو ...به صورت مداوم برامون تهیه میکنید
ولی حالا از شما میخوام .مقدار زیادی پارچههای ضد آب برامون تولید کنید
مقدار زیادی؟
خبر دارید که به زودی زاد و ولد قورباغۀ گرل شروع میشه، مگه نه؟
.بله، خبرش رو شنیدم
از پوستشون زره و با محتوای بدنشون .داروی خوبی تهیه میشه، خیلی خوب فروش میرن
پس توی فصل زاد و ولدشون .ماجراجوهای زیادی برای شکار به دریاچه میرن
به عبارت دیگه، لباسهای ضد آب .خیلی خریدار پیدا میکنن
.که اینطور، متوجه شدم .خیلی زود تولیدشون رو شروع میکنم
!خیلی ممنونــم
!روت حساب میکنــم
قسمت 10
اسلایم جدید با اسلایم
اون اسلایم داره چی میخوره؟
.برادۀ آهن
آهن؟
با خودم گفتم اگه بهش برادۀ آهن بدم بخوره .شاید به اسلایم فلزی تبدیل بشه
.دارم آزمایش میکنم
.که اینطور
راستی، پارچههایی که سرج سان ازت خواسته بود رو داری میسازی؟
.آره، اونجا کسی مزاحم نمیشه
پس... منم میتونم بهتون ملحق بشم؟
من که مشکلی ندارم ولی میشه بگی چرا؟
تمرین ویولن؟
بله، اینجا باخیال راحت میتونم .هرقدر که بخوام تمرین کنم
پس شما ویولن هم میتونید بزنید، ها؟ ولی چرا الان؟
درمورد پرندهای لیمور ...که قراره به دریاچه بیان گفته بودم
.برای رام کردن اون پرندهها به موسیقی نیازه
موسیقی؟
...آواز پرنده های لیمور خیلی زیباست
با اون آواز دوستاشون رو شناسایی .و باهم ارتباط برقرار میکنن
اگه از موسیقی خوششون بیاد .راحت قرارداد رو میپذیرن و رام میشن
.البته اینجوری میگن
.اوه... این رو نمیدونستم
.برای همین میخوام تمرین کنم
پس تو هم برو با خیال راحت .پارچه های ضد آبت رو بساز
.با... باشه
.خیلی خب، وقتشه ما هم بریم سر کارمون
.ریوما سان، خسته نباشی
.شما هم همینطور
.اوجو ساما، شما هم خسته نباشی
...خشک شدن پارچهها کمی زمان میبره
...پس میتونم اون قولی که بهت داده بودم
عروسک رو میگی!؟
.آ... آره
!لطفاً یکی برام درست کنید
!ساختن بلوک
!شکستن سنگ
!گل بازی
.این کارش تموم شد، فقط مونده آخرین مرحله
.آماده شد
!خیلی عالیه! الان من یه عروسک شدم
!ریوما سان، خیلی ممنونم
!خوب ازش مراقبت میکنم
!اوه! این که منم
.این یکی هم منم
...من و سباس، حتی آرونه و لیلیان هم اینجایم
.خیلی خوب درست شدن
.کارای هنری شما واقعاً شگفت انگیزن
.خیلی خوشحالم که از اینا خوشتون اومده
چطور ممکنه خوشمون نیاد؟ .واقعاً ممنون
یه کوچولو خجالتم دادی .ولی خیلی خوشحالم
آها! الیا، نظرت چیه این عروسک ها رو وقتی مدرسه میری با خودت ببری؟
چی؟
!خوب ایدهای دادی .اینجوری دیگه دلت برامون تنگ نمیشه
.باشه، همینکار رو میکنم
،اوه! ریوما سان .یه عروسکم از خودت برام بساز
ها؟ از خودم؟
.درسته
!میخوام تو رو هم با خودم ببرم
.با... باشه
...روز بعد من به فروشگاه رفتم
!مشتری بعدی
!لطفاً بفرمایید اینجا
!دستت رو میبوسه
!بازم منتظر اومدنتون هستیم
!مشتری شمارۀ 8، لطفاً بیا اینجا
وقتی مطمئن شدم مشکلی نیست .رفتم سمت معادن
.الان فقط باید منتظر بمونم تا خشک بشن
...چیکار کنم؟ اینجا رو که نمیتونم ول کنم
!فهمیدم
بذار بعد از مدتها .با اسلایمهام تمرین جنگی کنم
!آفرین! خیلی خوبه !همینطور ادامه بدید
!بچهها حسابی تلاشتون رو بکنید
،منم با شاه اسلایم آشغالخور .یه مبارزۀ تنبهتن انجام میدم
!بزن بریم
حدس میزدم حملات فیزیکی .تأثیری روت نداشته باشن
!آفرین! همینطور به حمله کردن ادامه بده
!آفرین! اینجوری دشمنت رو تحت کنترل بگیر
.پسر چه عرقی ریختم
.فکر کنم پارچهها هم دیگه خشک شدن
ها؟
چی شده؟
داره تکامل پبدا میکنه؟
!جواب داد
!چه سنگینه
...ولی انگار با اسلایم فلزی کمی فرق میکنه
!ارزیابی هیولا
!اسلایم پولادی
پولاد؟ منظورش همون آهن ـه، ها؟
...چون آهن خورد اینجوری شد
.مترجم: اینجا آهن رو اول به زبان انگلیسی میگه بعد ژاپنی
این یعنی اسلایم فلزی فقط آهن نخورده؟
!ارزیابی
شامل ترکیبات فلزی .اکسید آهن و اکسید آلومینیوم
!فهمیدم
اگه فلزات متفاوتی بخورن ...میشن اسلایم فلزی
و اگه آهن خالص بخورن .تبدیل میشن به اسلایم پولادی
.دیگه فهمیدم شما چطور تکامل پیدا میکنید
.بچهها، برای امروزم خسته نباشید
.اوه! رئیس، خسته نباشی
.شما هم خسته نباشی، فینا سان
اسلایمهای پاککننده هم بدون هیچ شکایتی .کارشون رو انجام میدن، واقعاً فوقالعاده ـن
.ما هم باید از اینا یاد بگیرم
.شما هم خیلی خوب کارتون رو انجام میدید
چی شده؟
تقسیم شدن؟
.بله، حالا میتونن لباسهای بیشتری رو بشورن
!واقعاً!؟ اینکه عالیه
.در این مورد، این اسلایمها هستن که عالین
بچهها، اتفاقی افتاده؟
...اوه! رئیس
...درمورد درآمد امروزمون
درآمدمون کم شده؟
.نه، اتفاقاً زیادتر شده ...ولی
سه برابر روز قبل!؟
چرا یه دفعهای اینقدر زیاد شده!؟
امروز صبح .قراردادهای بزرگ زیادی داشتیم
.انگار خیلی تعریف فروشگاه رو شنیده بودن
نمایندههایی از طرف آهنگرها، نجارها .و ریخته گرها، پشت سر هم اومدن
همگی از تمیز شدنـشون .خیلی خوشحال بودن
!تازه مشتریهای عادی ـمونم زیادتر شدن
!حسابی ترکوندیم
...که اینطور
فکرشم نمیکردم کارمون !تا این حد رونق بگیره
!واقعاً جا خوردم
!اینا همش به لطف شما بود
!به خاطر تلاش بیوقفه ـتون واقعاً ممنونم
!کمک بزرگی بودید
ریوما ساما، به عنوان کارمندهای شما .این وظیفه ـمون بوده
...مایۀ خوشحالیه که همچین نظری دارید
ولی اگه مشکلی براتون پیش اومد .بدون تعارف بهم بگید
مشکل؟
.من که چیزی به ذهنم نمیرسه
کار کردن اینجا خیلی راحته .هیچ مشکلی هم پیش نمیاد
هرکی بخواد از کارش شکایتی کنه !سخت در اشتباهه
.اگه اینجوره، پس خیلی هم خوبه
!تعطیلات کارمندا رو فراموش کرده بودم
!گند زدم !چطور تونستم اینو فراموش کنم
.من از ادارۀ استاندارهای کاری اومدم
.یکی از کارمنداتون از شما شکایت کرده
!کار زیاد کشیدن از کارمندا اصلاً خوب نیست
چی شد؟ .رئیس، یهو رنگت پرید
!خیلی معذرت میخوام .کلاً تعطیلات شما رو فراموش کرده بودم
تعطیلات؟
ها؟
رئیس، نکنه منظورت اینه که قراره به ما مرخصی بدی؟
!اینکه معلومه
بذار ببینم... بیاید فعلاً ...یه روز در هفته فروشگاه رو تعطیل کنیم
...یا به صورت نوبتی مرخصی برید
...خیلی خوشحالم
!انگار دارم خواب میبینم
No comments yet. Be the first to leave one.