The first 200 lines.
ترجمه و زیرنویس از «مهدی قاسمی»
،"در طول دوران "اندوه بزرگ ...که من اونقدری سن دارم که یادم بیاد
...و بیشتر خونوادهم جزو قشر بیکار کارگری بودند
چيز نبود.... .بد که بود..
.واقعاً بدتر از چیزی که الان هست
ولی چیزی مثل یک توقع وجود داشت .که اوضاع بهتر میشه
امیدواری به معنای واقعی وجود داشت
ولی الان چنین چیزی وجود نداره
نابرابری موجود بی سابقهست
،یعنی اگه به تمام نابرابریها نگاه کنیم .انگار بدترین دوران تاریخ آمریکاست
...نابرابری از ثروت بیش از حد . یه بخش بسیار کوچک از جمعیت به وجود میاد
.کسری برابر با یک درصد
...دورههای مانند "دوران آبطلا" در دهه بیست ((دوران اوج کاپیتالیزم و رفاه اقتصادی در اواخر قرن 19 و اوایل 20
...دوران پرخروش دهه نود و مانند اینها بوده
.وقتی وضعیت تقريبا مشابه اکنون رشد سریعی داشته
...ولی این دوره به غایتش رسیده
...چون اگه به توزیع ثروت نگاه کنیم
،نابرابری بیشتر به خاطر .قشر فوق مرفه به وجود میاد
که عملاً فقط یک دهم درصد فوق مرفه هستند
...نه تنها این خودش بسیار ناعادلانهست
...بلکه نابرابری اثرات مخرب شدیدی بر عموم جامعه میذاره
زیرا حقیقت نابرابری، تاثیر فاسدکننده و مضری .بر دموکراسی داره
.با صحبت در مورد رؤیای آمریکا شروع کنین
.بخشی از رویای آمریکا تحرک طبقاتیـه
پولدار ميشين.برای یه کارگر هم ممکن بود که ...شغل مناسب و یک خونه داشته باشه
.یه ماشین بخره و بچههاش رو به مدرسه بفرسته
.همهش فرو ریخت
،خودتون رو تصور کنین که در یک موقعیت بیرونی هستید ...دارید از مریخ نگاه میکنید
چی میبینید؟
...در ایالات متحده، ارزش های ادعایی ای هست ...مثل دموکراسی
، در یک دموکراسی، افکار عمومی .باید تاثیراتی بر سیاست داشته باشه
،و بعد حکومت باید کرداری رو داشته باشه .که مردم اون رو تعیین کردن
.این معنی دموکراسيه
...بایستی بدونیم که بخشهای امتیازدار و قدرتمند
.به دلایل واضحی، هیچوقت از دموکراسی خوششون نیومده
.دموکراسی قدرت رو در دست عموم مردم میذاره
.و درعين حال از اونها میگیره
.این یه نوع قاعده در تمرکز قدرت و ثروته
...تراکم ثروت منجر به تراکم قدرت میشه
مخصوصاً با توجه به هزینهی زیادی که .صرف انتخابات ها میشه
که حزب های سیاسی رو مجبور به معاهده با شرکت های بزرگ میکنه
...و این قدرت سیاسی، سریعا تبدیل به
.قوانینی میشه که تراکم دارایی رو بالا میبره
،پس سیاست های مالی، مانند سیاست مالیاتی
...آزادسازی قیمت
..قوانین حكمراني شرکت ها و تعداد زیادی از رویکرد های سیاسی000
...برای افزایش تمرکز قدرت و ثروت
،که اون هم منجر به قدرت سیاسی بیشتر میشه .طراحی شده
.و این چیزی بوده که ما شاهد بوده ایم
.پس همیشه این دور بدسگال رو در پیشرفت داشتیم
،میدونید، در حقیقت، این اصل اونقدر قدیمیه.که آدام اسمیت در 1776 در موردش توضیح داده (فیلسوف و اقتصاددان اسکاتلندی)
.میتونید کتاب مشهورش "ثروت ملل" رو بخونین
،در اون توضیح میده که در انگلستان ،معماران اصلی سیاست
.افرادی هستند که جامعه در دستشونه
.یعنی در عصر اون، تجار و کارخانه دارها
و اونها باید مطمئن بشن که ...علایق شخصیشون، به تمامی رعایت میشه
هر تاثیر مخربی که روی مردم انگلستان .یا باقی کشورها داشته باشه
...امروزه این قشر نه تجار و کارخونه دارها
.بلکه نهادهای اقتصادی و شرکت های چندملیتی هستند
افرادی که "آدام اسمیت" اونها رو .(اربابان بشریت) نامیده بود
..."و قبل از این اصطلاح، به " یک اصل ننگین "و "همه برای خودشان و هیچی برای دیگران .اشاره کرده است
،اونها فقط میخوان از سیاست به نفع خودشون استفاده کنن .و به بقیه آزار برسونن
...و نبود یک عکسالعمل عموم مردم .این چیزیه که انتظار داشتن
...در بطن تاریخ آمریکا، همیشه تقابل مداومی
بین، فشاری که از زیر ...برای آزادی و دموکراسی وارد میشه
و تلاشهایی که برای کنترل و سلطه .از بالا وارد میشه، وجود داشته
.برميگرده به زمان تاسیس کشور
..."جمیز مدیسون" قانونگذار اصلی
در اون زمان از هرکسی بیشتر .به دموکراسی معتقد بود
با این حال احساس کرد که سیستم ایالات متحده .باید طراحی بشه
.که البته با ابتکار اون طراحی شده بود
.تا این که قدرت در دست مرفهین باشه
.زیرا از نظر اون مرفهین انسانهای مسئول تری هستند
...بنابرین ساختار رسمی قانون اساسی
.بیشتر قدرت رو در دست مجلس سنا گذاشت
یادمون باشه که اون روزها سناتورها با انتخابات .روی کار نمیاومدن
.بلکه از قشر ثروتمند انتخاب میشدند
...مردانی که، طبق برنامهی "مدیسون .با مالکین و حقوق آنها احساس همدردی میکردند
،اگه گفتگوهای کنوانسیون قانون اساسی رو مطالعه کنیم
"مدیسون" گفته که ... نگرانی اصلی جامعه بایستی
".حفاظت از اقلیت مرفه در برابر اکثریت باشه
.و دلایلی هم براش میاره
،حساب کنین همه حق رای آزاد داشتن
،گفت که اکثریت فقیر شاید دورهم جمع بشن
.و سعی کنن مایملک ثروتمند ها رو ازشون بگیرن
.و میگه که "این خیلی ناعادلانه خواهد بود .نباید این اتفاق بیفته
..برای همین سیستم قانونیای باید درست بشه .که مانع دموکراسی بشه
.جالب اینه که این گفتگو، منبع تاریخی قدیمی ای داره
.برمیگرده به اولین کتاب بزرگ در مورد سیستمهای سیاسی .به نام "سیاست" اثر ارسطو
.اون هم اشاره میکنه، که بهترین سیستم دموکراسیه
ولی بعد از اون دقیقاً حرفی رو میزنه .که "مدیسون" گفته بود
،"اگه در آتن دموکرسی ای برای افراد آزاد وجود داشته باشه
فقرا با هم متحد میشن ".و دارایی ثروتندان رو تسخیر میکنن
،خب، مسئاله شون یکیه ولی راه حل های متضادی داشتن
ارسطو پیشنهادی رو داد .که امروزه اون رو "دولت رفاه" مینامیم
"اون گفت که "سعی کنید نابرابری رو کاهش بدین
.پس مساله همونه، ولی راه حل ها متضاده
یکی اینه که نابرابری رو کاهش بدید .تا دیگه مشکلی نداشته باشین
.دیگری میگه که "دموکراسی" رو کاهش بدین
،اگه به تاریخ ایالات متحده نگاه کنید
.همیشه بین این دو گرایش منازعه وجود داشته
،گرایش دموکراسیزه کردن ،که بیشتر بین اقشار مردم وجود داره
...و این مبارزه ی دائمی رو میبینید ،چه در دوره های پسرفت .چه در هنگام پیشرفت
،برای مثال سالهای 1960 .دورهی قابل توجهی از دمکراسیزه کردن بود
بخشهایی از مردم که معمولاً ...منفعل و بی تفاوت بودند
سازماندهی و فعال شدند .و شروع به اعلام درخواستهاشون کردن
.و رفته رفته در تصمیم گیریها فعال و کنشگر تر شدند
.این درون اونها رو از بسیاری از لحاظ تغییر داد
،اگر دموکراسی یعنی آزادی چرا مردم ما آزاد نیستند؟
اگه دموکراسی یعنی عدالت، چرا ما عدالت نداریم؟
گر دموکراسی یعنی برابری، چرا ما برابر نیستیم؟
.این سیستم ناانسانی استثمار تغییر خواهد کرد
.ولی تنها اگر ما اصرار به تغییر آن کنیم .و با هم باشیم
.مسالهی محیط زیست
روزی تکرارنشدنی در تاریخ آمریکا در حال تمام شدن است
...روزی مخصوص برای درخواست جهانی .تا زندگی اش را نجات دهد
...به کسانی که خشونت طلبی اعتراضات ما را نقد میکنند
...میگویم اگر قانون و مقررات برایشان مهم است
...اول باید اول آن را برای مردم ویتنام
.سیاهپوستان و مردم تهیدست خودمان مهیا کنند
.نگرانی برای بقیه مردم
:روزی شاید بپرسیم
چرا در آمریکا 40 میلیون فقیر هست؟
...وقتی که این سوال رو میپرسید
،همزمان دارید، از سیستم اقتصادی
...تقسیم بیشتر ثروت
.و مساله بازسازی تمام جامعه آمریکا میپرسید
.اینها همه تاثیرات متمدنسازی اند
.و همینها باعث ترس همه گیرشد
...من قدرتِ
...بایستی میکردم، ولی من قدرت عکسالعمل
به این اثرات متمدنانهی سالهای 1960 .رو پیش بینی نمیکردم
.من قدرت عکسالعمل به اون رو پیش بینی نکردم
""عکسالعمل سیاسی
تهاجم هماهنگ شده زشت و عظیمی .در تجارت وجود داشت
.که از سالهای 1970 شروع شد
.تا برابری خواهان رو عقب برونه
.تلاشهایی که در زمان ریاست جمهوری "نیکسون" وجود داشت .در جنبه های مختلفی میشه مشاهده کرد
یعنی، در سمت راست برای مثال میتونیم ...در چیزهایی مثل یادداشت نامه معروف "پاول" ببینیم
،"که به "اتاق بازرگانی .بزرگترین لابی تجارت فرستاد
."توسط رئیس آینده دیوان عالی کشور، "پاول
تا بهشون اخطار بده که تجارت داره .کنترل خودش بر روی جامعه رو از دست میده
.و برای مقابله با این نیروها باید کاری کرد
.البته اون زیر عنوان دفاع اینها رو نوشت
.دفاع از خود در برابر قدرت خارجی
ولی اگه بهش نگاه کنید، میبینید که ...این هشداری برای تجارته
...تا از کنترلش بر روی منابع استفاده کنه و حملهی شدیدی برای مقابله با این موج متمدنانه .از خودش نشون بده
.آنطرف در سمت لیبرال هم، دقیقاً همین چیزه
..."اولین گزارش کلی از "کمیسیون سهجانبه
.در مورد این مسئاله بود .عنوان اون "بحران دموکراسی" بود
""کمیسیون سهجانبه .متشکل از لیبرال های جهانگراست
...چاشنی کار اونها رو اینطور میشه ثابت کرد که
.اونها در کابینهی کارتر حضور پر رنگی داشتن
اونها هم از گرایش های دموکراسی خواهانهی سالهای 60 .وحشت زده شده بودند
.و به واکنش به آن فکر میکردند
.آنها نگران بودند که "دموکراسی افراطی" گشترش یابد
...چونکه اخیراً قشر منفعل و خنثی جامعه
،که گاهی "درخور توجه ها" نامیده میشن
داشتند سازماندهی میشدند .و میخواستند به میدان سیاسی وارد بشن
.و گفتند"این باعث فشار زیادی روی حکومت میشه
".نمیشه با این همه فشار کنار اومد
برای همین اونها باید به بی ارادگی قبل برمیگشنتد .و غیر سیاسی میشدند
.اونها به طور خاصی نگران جوانها بودند
""جوانها دارن بیش از حد آزاد و مستقل میشن
.هیچکدوم از ما خشونتی رو مرتکب نخواهد شد
.اگه خشونتی هم باشه، مسببش پلیسه
...از نقطه نظر اونها، این یک شکست، از طرف مدارس
.دانشگاه ها و کلیسا ها بود
.نهادهاي مسئول تلقین فکری قشر جوان
.این حرف اونهاست، نه من
،اگه به مطالعاتشون نگاه کنید ...موضوعی هست که هرگز بهش اشاره نشده
. و باید هم همینطور باشه .اونها دنبال بهره خاص نیستند، بلکه اونها بهره ملی رو در نظر دارن
نوعي تعريف پس درست عمل ميكنن
...حقشونه که لابی داشته باشن، کمپین بخرن
.در قوه مجریه حضور داشته باشن، تصمیم گیری کنن .اشکالش چیه
،ولی این باقی مردمن ...سرمایه گذار خصوصی و عموم مردم
.که باید مطیع اونها باشن
.خب، این نتیجه ست
.به نوعی این مرحله ی ایدئولوژیک از واکنش سیاسی بود
...ولی واکنش اصلی، که به موازات این در حال وقوع بود
.طراحی دوباره ی اقتصاد بود
از سالهای 1970 اقدامات هماهنگی از سمت ...""اربابان بشریت
...یا صاحبان جامعه
:برای انتقال اقتصاد در دوجنبه مهم انجام گرفت
،یکی برای افرایش نقش نهادهای اقتصادی
.بانک ها، شرکتهای سرمایه گزاری و غیره
.شرکت های بیمه
...در 2007، درست قبل از بحران مالی اخیر
اونها عملا 40 درصد از سود شرکتها رو . در دستشون داشتند
.بسیار بیشتر از چیزی که قبلا بود
...قبلاً در سالهای 1950، همانند قبل از اون
.اقتصاد ایالات متحد بیشتر مبتنی بر تولید بود
.آمریکا بزرکترین مرکز تولیدی جهان بود
نهادهای اقتصادی نقش نسبتاً کوچکی .در اقتصاد بازی میکردند
...و وظیفهی اونها توزیع سرمایه های استفاده نشده، همچون
مثل، پساندازهای بانکی .برای فعالیت های سودبخش بود
...بانک همیشه در دست خود، ذخیره ای از پول دارد
که از سهامداران شرکت ها و .سپرده گزاران دریافت شده است
،بر اساس این ذخیره ها
،یک بانک میتواند اعتبار درست کند ،تا علاوه بر ذخیره پول شما در جایی امن
No comments yet. Be the first to leave one.