The first 200 lines.
کافه
یکشنبه پیش
پنج دلار که یه دلار و 40 سنت برمیگرده بفرمایید بقیه پولتون خیلی ممنونم
فرمایشتون؟
یه قهوه کوچیک با شیره فندق - السّاعه حاضر میشه -
اونا چه جور کلوچه ای هستن؟
اونا با طعم سیب هلویی، آرد قهوه ای،موز و گردو هستن
با طعم زغال اخته ندارین؟
نه شرمنده. این یکیو نداریم
تمشکی یا یه همچین چیزی چی؟
نه. فقط سیب هلویی، موز و گردو خوشمزه هستن
به مغزها حساسیت دارم
پس تنها انتخابت: سیب هلویی یا آرد قهوه ای
با طعم سیب هلویی بدین
باشه
نمیدونم آیا شیره فندق هم جزء مغزها حساب میشه یا نه
فندق مشکلی نداره
خوبه. چون نمی خوام با شوک آلرژیک مواجه بشم چون بعدش مجبورم یه سوراخ تو نای شما ایجاد کنم و یه نی بذارم اونجا تا نفس بکشی
چهار دلار بیزحمت
(هی. بفرما اینم بازرس (بِرایان یه قهوه آمریکانوی بزرگ
بکنش یه قهوه اسپرسوی دوبل – فقط با یه کم کافئین اضافه –
شب سختی بود
اُه جدی؟ بیشتر توضیح بده
بله. تو خونه
...خونه؟ منظورت اینه
بچه سعی داریم از شیر بگیریمش خب اونم ما رو بیدار نگه می داره
بچه؟ داشتم نگران میشدم فکر کردم منظورت قیل و قال تو خونه اس
تازگیا پسرعموم رو ندیدی؟
تامی)؟ نه، امروز ندیدمش)
اگه دیدیش، بگو باهام تماس بگیره
یه ذره نگرانشم
آره. میدونم منظورت چیه. تازگیا اوضاعش خوب نیس یه یادداشت واسه (کِلِیر) میذارم که اگه نبودم بده بهش
بایستی یونیفورم داشته باشیم
چی؟
اونا هم دارن. چرا ما نداشته باشیم؟
واسه اینکه اونا میدونن ما کی هستیم
(اونا از قبل میدونن (اِسمیتی
اونا همه چیو در مورد ما میدونن
جز اینکه چه جوری باید با اونا برخورد کنیم چون ما از اونا باهوشتریم
اما اونا بهتر به نظر میان. درست نیس
تو نظری نداری؟ – من راحتم -
(خوب به نظر نمیرسی (اِسمیتی به نظر میرسه مث کلاهبردارای پایین شهری هستی که خودشو سفت و سخت گرفته
شبیه احمقا شدی
من دیگه نیستم
آره. برو شاید بتونی واسم پولی گیر بیاری
چرا ملّتو تحقیر می کنی؟ احساس می کنی از بقیه باهوشتری؟
(تو آدمای زیادیو می شناسی (کِلی چون زیاد اُپرا میری
اما من پیشنهادی دارم
اگه از رفتار من خوشت نمیاد، یه در اونجاس ... می تونی بری به آپارتمان وسایلت رو بردار و کلید رو بذار بالای در
تو واقعا سرمستی. میدونستی؟
یه چیز قوی و سیاه
...( رایحه غرب (فیلادِلفیا
در فرهنگها و کلاسهایی که در اینجا گرد هم میآیند، نفوذ کرده
ترکیبی تلخ و شیرین از خونه هایی به سبک تازه به دوران رسیده ها و محله های زاغه نشین
کمی از تیپ هیپی تا تیپ باحال یه جای خوب برای چشیدن مزه
مزه تلخی داره اجازه میده خون به مغزتون برسه شگفتزده از اینکه یک فنجون دیگه هم درخواست کنی
میز بغلی ساعت را نگاه میکنه و صبر میکنه یه فنجون قهوه واسه لبای لرزونش
کِرِگ)؟)
(سلام (کِرِگ
کی هستی؟
من (اِلی) هستم
سلام (اِلی). تو کامپیوتر من چیکار می کنی؟
دلم میخواد یه چیزی بهت بگم
میدونی آواتار چیه؟
بله، یه بازیچه و آلت دست توی کامپیوترت
اگه بگم تو یه آواتار هستی چی؟
جان؟
فرض کن که دنیات واقعی نیس
این موضوع کاملا عجیبه – آره –
چن سالته؟
واقعا وقت ندارم که بتونم جوابتو بدم
اونجا کجاس؟
اتاقم
کجاس؟ هی؟ در چه وضعیتی هستی؟
در وضعیت احتمالات بی پایان و ابعاد نامحدود
گوش کن، دارم زور میزنم یه چیزی بهت بگم
می دونم که ظاهرش عجیبه نمیتونم این کارو آسونتر کنم اما همه چی ردیفه
به کس دیگه ای هم گفتی؟
نه، کس دیگه ای نیس ابدا به هیچکس منظورم جز تو
تنهایی؟ حالت خوبه؟
خوبم.مرسی
دزدیدنت؟ میتونم کمک کنم فقط بهم بگو کجا هستی
میدونی چرا تو رو انتخاب کردم؟ چون تو مهربونی و قوّه تخیل بالایی داری
یه لحظه صبر کن چطوری اسممو میدونی؟
( چون من تو رو ایجاد کردم (کِرِگ تو و تموم چیزایی که دور و برته بنابراین قضیه اینه
(میدونم که نمیخوای به من نزدیک بشی (کِرِگ چاره دیگه ای ندارم
یه فنجون قهوه میخوام
حالت خوبه؟
بله. فقط سوزش گلو دارم
ظاهرت که خوب نیس
بفرما – ممنون -
داغه. یه لیوان آب میخوای ؟
نه
(سلام (تاد
(سلام (کِلِیر چی شده؟
هیچی
خوب به نظر نمیرسی – نه، مشکلی نیس. تو چطوری؟ -
خوبم. حالا که اینجایی
دلت واسم تنگ شده بود؟
نه. سرم شلوغ بود و خسته شدم
فکر کردم از دستم کلافه ای – نه، فقط سرم شلوغه -
شوخی می کنم
اگه بخوای، می تونم اینجا بمونم امروز خیلی شلوغه
نه مشکلی ندارم. مرسی
چون برنامه موسیقی دارم اما فقط امشبه
اُه، جدی؟ اجرات کجاس؟
...سالن (تَپ). بنابراین اگه میخوای
سالن (تَپ)؟ عالیه، خوش بحالت
آره. مدتها دنبالش بودیم
درنهایت، از شما قدردانی میشه
اونا چی هستن؟ - میگوی رول شده با پوشش خمیر سویا -
پس از اونا بدین و لیموناد تمشکی
دلت میخواد بیای به کنسرت؟
آره،عاشقشم اما فکر نکنم با (دِیو) بیام این اواخر همش خسته اس باید جمع و جورش کنم
...پس می تونم می تونی بدون اون بری
ازش خوشش نمیاد به (دِیو) بگو قراره با (تاد) برم بیرون
نه، منظوری نداشتم فقط به گروه موسیقی گوش بده
خب، میدونی که (دِیو) چطوریه ولی در هر صورت میخوام بشنومش
آره. ترتیبشو برات میدم
یه روز، در صف کسایی که میخوان ازت امضاء بگیرن وایمیستم و تو میگی: (کِلِیر) کیه؟
واقعا؟ من میشناسمت میدونم که واقعا اینکارو نمی کنی
خواهیم دید. در فکرت هستم – واقعا؟ -
...آره فکر کنم در حالیکه سرمو تو دستام گرفتم و به عاقبت خودم فکر می کنم
...تو واقعا
خردل دارین؟ - نه، فقط سس و سرکه زنجبیلی -
پس سس زنجبیلی
خب من دارم میرم. مگه اینکه بخوای بمونم – نه دیگه. مرسی -
موفق باشی – ممنون –
این یکی چطوره؟ – آره، خوبه -
...قهوه میل داری یا - من میرم میگیرم -
نه، بشین. خودم میرم – بسیارخوب ولی پولشو بهتون برمیگردونم -
خواهش می کنم. یه قهوه که میتونم برات بگیرم
بفرما – مرسی -
...خب؟ - ...خب؟ -
باحال بود، نه؟ - آره. واقعا ازش لذت بردم -
آره منم همینطور. عجیب بود که فقط ما دو نفر توی سینما بودیم
دوست دارم که سینما خالی باشه فکر می کردم تنها خودم، تو سینما هستم تا اینکه شما اومدین
بابت این قضیه متاسفم – آه، بله. اما کی فکرشو می کرد - که دلم بخواد قهوه بگیرم؟
بله، کی فکرشو می کرد؟
پس قدم اولتون بعد از فیلم اینه که پیشنهاد نوشیدن قهوه میدین؟
بله، خیلی زیاد. معمولا یه نیم تنه می پوشم و زیرش دیگه چیزی نمی پوشم
درسته، البته
نه، قبلا هرگز اینکارو نکرده بودم اغلب دعوت آدمای عجیب-غریب رو قبول می کنی؟
متوجه نشدم که شما عجیب هستین
اگه منو بشناسی، می فهمی که با یه آدم عجیب مواجهی
عجیب... هیچ چیز اشتباهی در مورد عجیب، طبیعی، خسته کننده و چیزای دیگه وجود نداره
من کسالت آورم. اینبار، بهترین اوقاتی بود که داشتم
قهوه می خورین؟ - بله -
قهوه مث ... ، چایی همیشه هست اما قهوه یعنی من وحشیم
ظاهرا وحشی و متاهل؟ - تو چی؟ -
وحشی؟ نه، نه واقعا – متاهلی؟ -
(سلام (تامی - چه خبر؟ -
خوبم، تو چی؟ - عصاره گوشت داری؟ -
آره. می خوری یا می بری؟ - همینجا می خورم -
ظاهرا گرسنه ای – چیزی نمی خوام –
میدونی چیه؟ می تونم - یه چیزایی بهت پیشنهاد بدم نه، به اندازه کافی بدهی دارم –
باید یه چیزی بخوری. باشه؟
هروقت پولشو داشتی بهم بده عجله ای نیس
اگه طول بکشه دیگه با هم رفیق نیستیم
هی. مواظب خودت باش. خب؟
پسرعموت برات پیغام گذاشته
بِرایان)؟ میخواد دستگیرم کنه؟) – بهت اهمیت میده –
اوه، پسر. باید برم – آره، منم همینطور. ممنون بابت قهوه –
منم ممنونم. هر فیلم - باید با مرگ و تباهی تموم بشه غمناک نیس؟ -
نه. پس از اون با قهوه اگه منظورمو بگیری – بله. حق با شماس -
...خب؟ - ...خب؟ -
امروز صبح دلم میخواس اون پهنه وسیعو جا به جا کنم و از سینما بیرون آمدم نوعی راه رفتن بدون ریسک
این گستره وسیع، جالب به نظر میرسه – شایدم اینکارو کردم. میخوای به من ملحق بشی؟ -
همسرتون چی؟ - اُه، اون –
اون"؟ شما همسرتونو "اون" صدا می کنید؟"
من اونو (جِن) صدا میزنم اون منو (اَلِن) صدا می زنه
چن ماه پیش ...بهم گفت باید بگم در یه لحظه صمیمی بود
اَلِن) کیه؟)
منم تو همین فکرم
ازش نپرسیدین؟ - نه. شجاعتشو نداشتم –
... در هر صورت دلم میخواد دوباره ببینمت توی سینما
آره، فیلم واقعا خوبی بود منم میخوام با شما دوباره ببینمش
فردا؟ - همون موقع، همون جا؟ -
قضیه جدیه؟ - نمی دونم -
به گمونم فردا متوجه میشیم
این بده که سخت کار کنی و پول بدی پس اینو میدونی
قبلا بهش عادت کردم
این محله در طول روز در امانه اما در شب خطراتی وجود داره
من توی (دیترویت) کار اجتماعی انجام دادم کار با اسپری فلفل رو بلدم
سوابق کاریت خوبه مدارس خوب، تجربه کاری خوب
ممنونم – چرا میخوای این کارو انجام بدی؟ -
:بهت میگم که چه فکری می کنم
تو میخوای پدر و مادرت تنبیه بشن چون تو لوس بار اومدی
تو میخوای اون مرد سیاه بیچاره رو نجات بدی سوء رفتار با نیاکان اون
به این دلیل که تو یه دایه (جامائیکا)یی داشتی که باهات مهربون بود
به قدر کافی شنیدهام که مردم میگن که میخوان تغییری ایجاد کنن
:اما من یه چیزو بهت میگم
پدر و مادرت بهترین تلاششونو کردن
و ما سیاهپوستا نباید از تو تعریف و تمجید کنیم اگه زندگیتو بخاطر ما به خطر بندازی
محله من شبیه محله تو نیس ...و احساس گناه احساس گناه، پل نیست که آینده خودتو بسازی
از من سوال می کنید یا ذهنمو می خونید؟
دوشنبه
(انگار شیطون تسخیرت کرده (تامی
(خوبم خانم (جِی – واقعا؟ -
میدونم که کارت چقدر خوب بود تو موفق بودی همه اون بچه ها به تو نگاه میکردن
No comments yet. Be the first to leave one.