The first 200 lines.
= قسمت 48 =-
خوش اومدین ، جا رزرو کردین؟
بله به اسم گو هیون وو ، دوتا جا
رزرو؟ واقعا؟
راهنمایشون کنید به طرف اتاقشون
از این طرف لطفا
نوش خان
از این طرف
تو برو داخل من باید برم دستشویی
بله
خیلی وقته همو ندیدیم
شما منو می شناسی؟
من شمارو نمی شناسم
خانم دو هه کانگ
من هیچ خاطره ای از شما ندارم
من شمارو نمی شناسم بنابر این
لطفا جوری رفتار نکن انگار منو می شناسی
درسته ، مثل اینکه اشتباه کردم
معذرت می خوام آقا
سفارشتون آقا؟
نمی خواین سفارش بدین آقا؟
لانه پرنده) تونگچون چطوری درست می شه ؟ )
تونگچون چطوری آماده می شه؟
تونگچونی که لانه پرنده است
متاسفم نمی دونم
نمی دونی؟
پس در مورد "میون بو آه" توضیح بده
پس در مورد کدوم می دونی؟ در مورد "پالمو راجو" چی اونم نمی دونی؟
نه نمی دونم امروز اولین روز کار منه
پس به جای پوشیدن همچین لباسی و دور گشتن بهتره اول منو رو مطالعه کنی
پس بلاخره کدوم یکی رو براتون بیارم تونگچون یا میون آه یا پالبوراجو؟
نه می خوام یه کم بیشتر منو رو نگاه کنم
چیزی رو که قبلا خوردین سفارش بدین
چیزی رو که می شناسین سفارش بدین آقا
به جای اینکه یه کارمند تازه وارد درمونده رو سرزنش کنید
نگاش کن چه شکلی کرده خودشو
چه گفتین؟ چه شکلی؟
الان مگه من چه شکلی شدم؟
اگه از نظر یه مشتری آدم خیلی عالی نباشه چی می شه؟
با اون نگاه بی روح ، زشت و عصبانی
آسمون زمین میاد؟
کشورتو از دست می دی آقا؟
اگه قرار بود اینطوری بشی ، واسه چی اومدی اینجا؟
پرسیدم واسه چی اینطوری اینجا نشستی؟
یکسال تمام خودتو نشون ندادی
یهو واسه چی سرو کله ات پیدا شد اونم اینطوری
مگه نگفتم طوری رفتار نکن که انگار منو می شناسی خانم دو هه گانگ
منو می شناسی شما؟ من کی هستم؟
من برای تو کی هستم؟
بله آقا
این شخص عوض کنید
ببخشید؟
آه ایشون یه کارمند جدیده ببخشید اگه باعث ناراحتی شما شد
من انجامش میدم شما برو بیرون
لطفا کورس سی رو بهم بدین
با شراب برنج قوی
هیون وو
می خواستم ببینم بعد یه سال چطوری شدی می بینم که رسیده به اینجا
تو خیلی از نظر جسمی و روانی رنج بردی
از کجا فهمیدی من اینجام
بدون اینکه جین یون بدون پا بیخ خرخره وکیل بک سوک گذاشتم
می خوای با اون مرتیکه چیکار کنی؟ به طرز وحشتناکی دیوونه شده
چی بهت گفت؟
گفت منو نمی شناسه، یکی که نمی شناسه هستم
باید به فکر مهاجرت باشم
مهاجرت؟
خیلی سخت شده بخاطر شما دوتا دیگه نمی تونم توی کره بمونم
بخاطر اون دیگه قدرتی ندارم
دارم مبتلا به کبد چرب می شم
امسال می دونی من چقدر مشروب الکلی خوردم؟
فکر کنم هر لحظه که دارم راه می رم بیفتم بمیرم جین یون هم همینطور
بپیچش توی یه پارچه سفید و ببر پیش خودت
شب و روز منو مجبور می کرد برم اسکواش بازی کن یا توی زمین بسکتبال ولو بودی یا توی اتاق اسکواش
واقعا دیوونه شدم
باشه همین کارو می کنم اونو توی یه پارچه سفید میدزدمش تا تو مجبور به مهاجرت نشی
برو نذار اینقدر عصبانی باشه
بعد از دیدن ظاهر من واقعا دیوونه شده
ظاهرت؟
...فکر کنم این یه کمی
فعلا
اون بخاطر یه نفر که متهم به قتل شده
اومده اینجا کار می کنه تا مقصر واقعی رو گیر بندازه
چی؟ برای گرفتن یه قاتل اینجاست؟
نگاش کن ، دارم سعی می کنم عصبانیتت تموم بشه
مثل اینکه نفت ریختم روی آتیش
هی مرتیکه چته ...یواش یواش بخور
بله؟
اوه هه گانگ من میارم
من انجامش میدم ، شما بشین اگه کسی ببینه اخراج می شم
آه راست می گی
ساعت 10 کارم تموم می شه هیون وو
وقتی کارت تموم بشه کجا میری؟
سر راه میرم از خونه قدیمم یه سری لباس بردارم بعدش میرم یتیم خونه صلح
دختر دوستم بیماره ، باید از اون به جای مادرش پرستاری کنم
بخاطر همین بدون اینکه به چیز دیگه ای فکر کنم رفتم اونجا
درسته ؟ همینه
وقتی یه بچه مریض باشه ...آدم هیچ انتخاب دیگه ای نداره
اگه یه آدم باهوش و انسان باشی هیچ وقت یه بچه رو تنها نمیذاری
نبایدم سراسیمه بدوی به سمت شوهر سابقت
کار خوبی کردی
به هر حال خانم هه کانگ شما زنی هستی که هیچ ربطی به این آقا نداری
اون به شما می گه اون زن ، اون زن
قراره فقط دو سه روز اینجا بمونم پس نگران نباش هیوون وو
در ضمن نمی شه شما مشروبتونو با یه آبجوی ملایم عوض کنید هیوون وو؟
خیلی عالی که بعد یه سال تونستم صورتتو ببینم هیون وو
می دونستم از قبل هم بهتر به نظر میای
اما امروز بیشتر از همیشه متوجه شدم چقدر خوش قیافه ای هیوون وو
درسته خودمم هر وقت توی آینه می کنم از اینکه اینقدر خوش قیافه ام تعجب می کنم
بیا بریم یه جای دیگه مشروب بخوریم
هی ، چوی جین یون هی مرتیکه
هه گانگ بعدا می بینمت
هی مرتیکه ، وقتی اینقدر نگرانشی چرا زدی بیرون
اگه قرار بود من برات به عنوان بزرگتر تصمیم بگیرم
کاری می کردم قرار بذارین
چرا بر نمی گردی پیشش؟
چرا قرار نمی ذاری؟
حتی بعد یه سال که خودتو نشون ندادی بازم باهات خیلی خوب رفتار کرد
به چشم هه گانگ تو هنوزم خوش قیافه ای
مشکل چیه؟ پس کی قراره بهش انگشتر بدی؟
من واقعا می خوام از اینجا مهاجرت کنم
اون یه چیزی رو از من مخفی می کنه
می بینم که فقط به من نمی تونه بگه
می ترسم اون چیز در مورد پدرم باشه
به غیر از اون چی می تونه باشه؟
می ترسم از لحظه ای که بهم بگه همه چی فرو بریزه
چی؟
عشاق
سعی نمی کنن دنبال چیز دیگه ای باشن
و هیچ وقت تنها نمی مونن
اینطوری خسته و زخمی می شن
حفره ای توی زندگیت پیدا می شه که تو رو می بلعه
اینارو من ادعا نکردم این از یک شعره
پس سعی کن باورش کنی باور کن
باور کن باور کن
خسته و زخمی
با حفره ای در زندگی
می تونم برم؟
می گن همینو بهش می گن عشق
به اطراف نرو فقط به جلو نگاه کن
برو ، بهت می گم برو لطفا فقط برو
خسته نباشید
ما کارمو تموم کردم میرم پسر شیطونمو بردارم برم خونه
باشه همونطوری که یادم دادین انجامش میدم
فردا می بینمت خسته نباشی
مراقب باش روی دیوار پشت پیشخون یه دوربین نصب شده
بخاطراون دوربین دزدی کردن منو متوجه شدن
بخاطر همین موضوع به قتل متهم شدم
لنز عینک رییس توی دست من بود
این مدرکیه که نشون میده قاتل کیه
بعد از مرگ همسرش اونجارو داد باز سازی کردن
اون ولی خبر نداره من اون شیشه عینک دارم
اون برای پنهان کردن ماجرا اونجا رو بازسازی کرده
همسرش فوت کرده و اون به جای بستن اینجا تازه بازسازی هم کرده
بخاطر اینکه شوک شده؟
یا شایدم بخاطر اینکه زنش توی آشپزخونه فوت کرده؟
بهتر بود رستوران به جای دیگه ای منتقل کنه ولی به جاش سریع آشپز خونه رو باز سازی کرده
کار کیه؟
از پیدا کردن اون شیشه عینک شروع می کنم
چرا یکی از شیشه لنز عینک پیدا نشده؟
اون مستقیم توی صحنه پیدا شده پس لنز چی شده؟
رییس شما هنوز نرفتی؟
توی اتاق من چیکار می کنی؟
مدیر گفت یه کار فوری براشون پیش اومده از من خواست اینجا رو تمیز کنم
من کار راهرورو تموم کردم اومدم اینجا رو تمیز کنم
راست می گی؟ منم گوشیمو جا گذاشتم برای همین برگشتم
بله
دیره دیگه بهتره بری خونه تمیز کاری رو تموم کن
کارت زیاد بوده؟ - بله -
همسرتون واقعا زیباست
همونطور که گفتن زیبایی و قدرت به ندرت کنار هم قرار می گیرن اون پارسال فوت کرد
ببخشید
عمدا که نپرسیدی
پس ایشون بیمار بودن؟
توسط آدم بدی که استخدام کرده بودم بهش حمله شد و کشته شد
چی؟ چطوری یعنی؟
کارمندی که داشت از دخل پول بر میداشت همسرم مچشو گرفت
طبیعت زنم آتیشی بود برای همین مثل اینکه بعدش با هم درگیر شدن
...بعدش اون بطور تصادفی
می بینم هنوزم نتونستی فراموشش کنی
برش می گردونم تا شما بتونی نگاش کنی
چی؟
عکس چرخیده بود این طرف
اینطوری می تونین هر وقت که سر میز می شینین همسرتونو نگاه کنید
اگه منم جای زنتون بودم بیش از هر کسی دلم می خواست شوهرمو ببینم
ممنون - خواهش می کنم -
پس من دیگه میرم
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
چرا اینجارو اینقدر گرد و خاک گرفته؟
عزیزم ، بلند شو عزیزم
چی؟
تو واقعا خودتی؟
منم
سرم درد می کنه
سرم داره می ترکه
برای چی اینقدر مشروب خوردی؟
می دونی که اگه با مشروب بجنگی اون برنده می شه ...پس چرا با بدنت این کارو می کنی؟
میرم برات دارو بیارم ، برو یه کم دراز بکش
این بخاطر الکل نیست
بخاطر تو سرم داره می ترکه
بخاطر تو سر من توش داره می جوشه
No comments yet. Be the first to leave one.