The first 200 lines.
برای گزارش سه ماهه هم همینا تکرار میشه اونا غیرقابل خوندنن
فقط عدداند و کسل کننده اند و سیا سفید اند
پس با خودم فکر کردم که شاید بتونیم یه جور نقاشی توش داشته باشیم
.مثلا وقتی گزارش بد داشتیم بزاریمش توی ابر طوفانی
و
، هروقت گزارش خوب داشتیم آتش بازی بکشیم
یا یه ماشین مسابقه
لازم نیست حتما ماشین مسابقه باشه
از قوه تخیلتون استقاده کنید
یه مکعب کوچیک روی تلویزیونه و تمام روز رو داره این ور و اون ور پرت میشه
!و بعضی وقتا انگار داره می خوره صاف گوشه صفحه
و آخرین لحظه میخوره یه جای دیگه و میپره یه طرف دیگه
!ما هممون داریم میمیریم که ببینیم میخوره درست گوشه صفحه یا نه
پم ادعا میکنه که یه روز وقتی توی اتاق کنفرانس تنها بوده دیده که خورده گوشه
....خیلی خُب
باورش میکنم که فکر میکنه که دیدش
دیدمش دیدمش و فوق العاده بود
کی گفته ندیدمش ؟ جیم گفته ندیدمش؟
!خودم دیدم
ما یه عالمه کاغذ رنگی اینجا داریم
چرا ما همه اش روی کاغذ سفید چاپ میکنیم؟
!نه !بیخیال
!آره
!میدونم
میدونم خیلی بی مزه است
!عمرا اگه بشه رفیق!باید ایمان داشته باشی-
شاید بتونیم یه جور معما داشته باشیم
!آماده باش مثل چیزی که-
مجبور بشی براش فکر کنی
"یه چیزی تو مایه های "پیدا کنید پرتقال فروش را
خیلی خُب بیاین با صف بریم بیرون
خیلی فوق العاده بود آره فوق العاده بود-
ممنون
بعضی روزا،بدجوری می ترکونم
چی میتونم بگم؟
"اداره" "قسمت 3 فصل چهارم"
!هی،اینجایی
هی مردیت حالت چطوره؟
یادم اومد ازت به خاطر اومدن به بیمارستان تشکر نکردم
اوه،بیخیال!باعث خوشحالی من بود ....خُب،ما هممون اومدیم،پس
خُب،من واقعا از تو یکی ممنونم که اومدی
!دارم از مجردی درت میآرم
به هر حال،من این ماژیک رو آوردم
و خوشحال میشم گچم رو امضا کنی
میتونی یه جا بنویسی بتونم بخونم؟ آره-
!وقتی رسیدم خونه می خونمش
!باشه
مایکل این همون خبر مطبوعاتیه که بهت در موردش گفته بودم
رایان میخواد به همه اعلام کنی
اوه،اینو میخواد؟
آره اینو می خواد
باشه
!توجه ساکنان زمین
من چند تا خبر براتون دارم
امروز روز خیلی بزرگیه که دارم میرم نیویورک تا تو یه مهمونی شرکت کنم
با سوشی و آدمای مهم
اوه،یه نکته غیر مرتبط اگه کسی حکایت جالب داره
و کسل کننده نیست و راحت حفظ میشه لطفا قبل از اینکه من برم بیاد دفتر من
ممنون
این واقعا همون چیزی بود که رایان می خواست به ما بگی؟
....و
امروز وبسایت داندر میفلین رسما افتتاح میشه
خُب،وبسایت زائیده افکار کسیه که زائیده افکار منه،یعنی رایان
پس نوه افکار منه
و برای جشن گرفتن تولدش
تمام شعبه های مختلف مهمونی ماهواره ای دارن
که با وبکم و فیبر نوری وصل میشن به مهمونی اصلی
که در نیویورک و تو یه کلوپ شبانه منحصر بفرد برگزار میشه
،و اونجا جاییه که تمام کاربران ویژه
شامل شخصِ شخیص من،با بهترین های نیویورک مهمونی می گیریم
و منظورم از بهترین ها پلیسها نیست
شرکت داره طرح رکورد فروش رو برگذار میکنه
و در ساعت 6،وبسایت شرکت،جدید ترین فروشنده برتر شرکت میشه
!مراقب باش دوایت
خیلی مسخره است !من از یه کامپیوتر شکست نمیخورم
!راستش ،ظاهرا که داری میبازی واقعا؟چون رایان گفته؟-
از طرفه رایان اومده؟ رایان گفته که با کسی هست یا نه؟
نه ولی امشب می فهمم
!آره،تو رو خدا به ما هم بگو
من میتونم از یه کامپیوتر بیشتر بفروشم
در حقیقت،من اون وبسایت رو به مبارزه می طلبم که بتونه از من بیشتر بفروشه
وقت تلف کردنه چی گفتی خانوم کوچولو؟-
وقت تلف کردنه وبسایته برنده میشه
تو باورت میشه که کامپیوتر منو شکست میده؟- اهمیتی نمیدم،ولی آره-
بهت ثابت میکنم اشتباه میکنی !اهمیتی نمیدم،و نمیتونی-
خواهی دید من نخواهم دید و نمبینم که بتونی-
رحم و شفقت دوایت باعث کشته شدن گربه آنجلا شد
واقعا پیچیده است
باعث یه وضع ناجور بین دوایت و آنجلا شده
که هر دو همینطوریش خودشون ناجور هستن
!استنلی!داری می رقصی
نه،نمی رقصم
آره،من یه وبسایت ساختم
ببینین،انتهای روز،شرکت اَپل،داره تو ارتفاع 30000 پا ،روی ابرها راه میره
اینجا یه شرکت کاغذه
(و من نمیخوام امروز تو علفها گم بشم یا یه مسابقه زیبایی رو ببازم(نمیخوام شکست بخورم
بهت گفتم نمیخوام این کارا رو اینجا انجام بدی
از دفتر خودت استفاده کن یا توی هال این کار رو بکن
،همگرایی،بازار همه گیر ما داریم گاز انبری کار میکنیم
میبریمش تو بازار فروش،ولی حواسمون بهش هست
من نمیخوام دوباره چرخ رو اختراع کنم یا به زبون دیگه،همینیه که هست
!کاغذ خریدن تازه باحال شده
و اینجا جاییه که من فروش تو رو ثبت میکنم
خیلی خوبه
و ما یه چیز مثبت و روحیه دهنده میگیم
"مثلا "تجلیل"یا "کارت عالی بود
"یا "آفرین صد آفرین هزارو سیصد آفرین
من نمیفهمم داره مسخره ام میکنه یا نه بهش محل نذار-
نمیتونم
واقعا برام سخته که بیخیالش بشم
من داشتم مسخره ات می کردم
ممنون
احساس میکنم وقتی فروش میکنم به یه چیز بیشتری برای قدردانی نیاز داریم
آره،مثل موسیقی یا زنگ یا ناقوس-
برو تو ماشینم
صندوق عقب رو باز کن
داخلش چند تا پوست میبینی
زیر کوچک ترینش یه جعبه است
داخلش یه بوقِ هستش
برام بیارش
!آره
ساعت هفت برای مهمونی ناهار دیر نیست؟
مهمونی ناهار؟
باید مهمونی راه اندازی بشه-
تو چه مرگته؟
آنجلا اخیرا از همیشه بدتر شده و ما یه مهمونی در پیش داریم
بخاطر همین رفتم اینترنت نوشتم " با آدمای بد اخلاق چه کار کنیم "
و همه اینا رو گیر آوردم
یه عالمه چیز جدید رو باید امروز امتحان کنیم
احساست در مورد اینکه سر تیتر نوشته ناهار چیه؟
احساس میکنم عصبانیم
از تو عصبانیم
ازت عصبانیم به خاطر اینکه یه کار احمقانه انجام دادی
عصبانی از خودم که باور کردم میتونی یه کار غیر احمقانه انجام بدی
خیلی متاسفم که اینو میشنوم باید خیلی افتضاح باشه
آره افتضاحه
تو امروز رو افتضاح کردی
"a" رو بکنی "u" شاید بشه که
بعد میشه "نَهَر پارتی" کوین
اگه بگیم نهر پارتی بهتره؟
مهمونی ناهار- باید بشه مهمونی راه اندازی-
بیخیال کوچولو موچولو هیچ کس به هر حال به این مهمونی اهمیت نمیده
!من اهمیت میدم
ترتیب یه مهمونی رو بده آنجلا اوه!وتمام دنیا می بیننش
اوه!اینم 65 دلار بودجه
و اینم چهار تا احمق که هیچ کار نمیکنن جز اینکه خرابت کنن
اوه،و هنوز گربه ات مرده
بیست ثانیه دیگه شروع میشه فهمیدم-
انرژی میگیریم
واقعا؟ ژل انرژی زا؟
هی!میخوای ببری؟ باید مثل برنده ها سوخت بگیری
باشه
.... به محض اینکه اینو انداختم دور
شروع میکنیم
چی میگی اگه بهت بگم میتونیم دوایت رو سر کار بزاریم؟
و در همون حال کار نکنیم؟
چیه؟
تازه بهم زده آره خبر دارم-
ولی همچنین داره خیلی اذیت میکنه و منم آدم خیلی خوبی نیستم
یکی فروختی سه بسته-
!سرش رو بخور ،کامپیوتر
چه نوع سر کاری ای مد نظرته؟
چی میگی اگه بهت بگم میتونیم بهت تحویل رایگان بدیم؟
البته،منتظر میمونم
اگه گفتی من کی ام؟
خودت بگو
مطمئن نیستم
تازه خودآگاه شدم
اینقدر که بفهمم
که برنامه ریزی شدم که دشمن تو باشم
من فکر میکنم وظیفه من اینه که وقتی کار به کاغذ فروختن میرسه تو رو نابود کنم
از کجا بفهمم که جیم نیستی؟
جیم چیه؟
ظاهرا کامپیوتر اتفاقی زنده شده
بعضی وقتا این اتفاق برای کامپیوتر و روبات ها اتفاق می افته
آیا از یه کامپیوتر احمق ترسیدم؟
!بیخیال کامپیوتر باید از من بترسه
تو این 12 ماه 13 بار بهترین فروشنده ماه شدم
!درست شنیدین
تو ماه فیبریه انقدر خوب فروختم که
شرکت دوتا لوح تقدیر به من داد بجای این که حقوقم رو زیاد کنه
آره،خیلی تنگه
خیلی خیلی تنگ
واقعا؟ برای این کار اینجام؟-
برای چی اینقدر تنگه؟
مدل اروپاییه
واقعا بی ریخته
چی وصل میکنی؟
یه وب کم واسه مهمونی وصل میکنم اوه،خُب،باشه،خوبه-
چند کیلو میتونم تا ساعت 7 لاغر کنم؟
بستگی داره امروز چقدر خورده باشی
...... من یه
داندر میفلین پم صحبت میکنه
یه لحظه صبر کنید،ما جلسه داریم ببینم میتونه صحبت کنه یا نه
...جَنه
برای چی امشب نمیخوای بیای؟ ...چی
تمام دوستات قراره اونجا باشن
دوستام؟ مایکل ،منو اخراج کردن
واقعا اینقدر برات مهمه که بیام؟ !آره-
باشه ممنون-
No comments yet. Be the first to leave one.