The first 200 lines.
...آنچه گذشت
."سلام "جوری - ."از دیدنت خوشحالم "جکس -
میخوام "رد وود" رو .به سمت کسبوکار قانونی سوق بدم
.میخوام از تجارت اسلحه بکِشیم کنار
به "وندی" گفتی که من تو رو از کلاب مخفی کردم؟
دیگه چیا بهش گفتی؟ - .اینکه میخوان من رو بکُشن -
.باید زودی بری .جکس" آزاد شده"
پروندهی "تارا" قابل حل هست؟
مدرکی، مظنونی، چیزی هست؟
متأسفانه نه. افرادی که مایل به .همکاری باشن خیلی کمیاب شدن
آلتیا جری" فردا جایگزین" .کلانتر میشه
.میتونه از درسهای تاریخت استفاده کنه
متأسفانه روزهای پلیسبازیِ من .خیلی وقته که تموم شده
سمکرو" داره امشب" .برام یه مهمونی بازگشت به خونه میگیره
.شما هم یه سر بیاید .خونواده و گروهت رو هم بیار
فکر کنم بتونم بچهها رو .قانع کنم که یه سری بزنن
.بلند شو
،شبی که "تارا" کُشته شد
تونستم به کسی که توی خونه بود .یه نگاه خیلی خوب بندازم
.اون بود
.همسرم رو کُشتی
،دلم واسه اینکارا تنگ شده بود میدونی؟
.آره
.منم همینطور
به گمونم آرزوته که ای کاش .اون مشروبه رو مهمونم نکرده بودی
.اونوقت زندگیت خیلی سادهتر بود
.سادهتر بود اما خوش نمیگذشت
.دست سرنوشته که نیمهمون رو پیدا میکنه، مامان جون - .آره -
.فکر کنم همینطوره
!مامان، بابا
.صبح بخیر
.قهوه داغه
میدونی، نباید دور و بر .بچهها سیگار بکِشی
.منم بهش همین رو گفتم
.بهخاطر "هابیل" کردمش روزی نصف بسته
.اوه... خیلیخُب
.اوه راستی میدونستی "هابیل" قراره بره آمادگی؟
.آره، "تارا" یه اشارهای کرده بود
جاش خوبه؟ - .آره -
."پیلگریم گراو" .واقعاً جای عالیایه
منظور؟
."منظور اینه که باید بره "جما
منظور این نیست که .این خونواده تنبل شده
منظور اینه که باید .شروع کنه درس بخونه
.آره
.خیلیخُب
.خُب، امروز باید پول واریز بشه .باید یه سر بری اونجا
.نه نه، تو برو .من چکش رو مینویسم
.ماشین ندارم
...این پیلگریم
نزدیک اون دریاچهاس درسته؟ - .آره -
.من مسیرم به سمت استاکتونـه
.میتونم سر راهم برسونمت - جداً؟ -
.ممنون - .خوبه -
.خوبه من میرم بیرون سیگار بکِشم
!به آزالیاها سرطان بدم
.داره باهات اُخت میشه
.لعنت پسر
.بیشتر از چهار ساعته که اینجاییم
فکر نمیکنی "کانر" اشتباه کرده؟ - .فکر میکنم باید نالهزاری رو تموم کنی -
فقط دارم میگم، اگه "لین" امروز محمولهاش رو جابهجا نکنه چی؟
اگه تو انقدر سؤال نپرسی چی؟
اگه تو انقدر عوضی نبودی چی؟
،اگه وقتی کارمون اینجا تموم شد با هم بریم خونهتون و من به مامانت تجاوز کنم چی؟
اگه مامانم رو روی بابات پیدا کردی
در حالی که یه دیلدوی بزرگ سیاه کرده تو کونِ بابات
و بابات داره اسم منو فریاد میزنه چی؟
.خوب گفتی - .نوکرم -
از کجا میدونستی که اینجام؟
...نمیدونستم، من
.کولهپشتیت رو توی کمد دیدم
.میخورد که جاش اینجا نباشه
...تو
از دستِ کلاب قایم شدی؟
به خاطر قضیهی "تارا"؟
.نه
.گناهان گذشته
چطوری اینجا اقامت کردی؟
.اوه
.وندی" تازه اومده بیرون"
تنها کسایی هم کلید دارن .من و "جما"ایم
چیکار باید بکنیم پسرجان؟
.میتونی بری
.الآن نباید جایی باشم
جداً؟
اگه نظرم عوض شه چی؟
.نمیشه
اگه "جکس" پیدات کنه باهات چیکار میکنه؟
خودت چه فکری میکنی؟
.صحیح
.گناهان گذشته
.حتماً کار واقعاً بدی کردی
برنامهای داری؟
که از چارمینگ خارج بشی؟
مقصدی؟ - تو چرا برات مهمه؟ -
.نه
.نه راستش
میخوای بهت کمک کنم؟
.اومدن
بله؟ - .منم -
.به نظر میخوان محموله رو جابهجا کنن
دوتاشون توی کامیونان .فکر کنم چهارتا هم اسکورتشون میکنن
.بسیارخُب .هروقت رسیدن بهم خبر بده
.حله
.کامیون داره میره .به "جوری" زنگ بزن
بهش بگو تا دو ساعت دیگه .باید توی "سلما" باشیم
.خارج ماریو تو 117 میبینیمش
.باشه - نمیخوای همه بیان؟ -
.نه، "وست" و "مونتز" رو بذار پیش خونوادهام
.بقیه رو خبر کن - .خیلیخُب، حتماً -
.دارن میان این سمت - .اوهوم -
نباید بریم یه جا دیگه؟
نخیر. من فقط یه آدمم که تو یه خیابون تاریک
.یکی داره واسم ساک میزنه - چی؟ -
.بیا اینجا ببینم - !اوه، لعنتی -
جداً؟
.خفه بمیر .فکرای همجنسگرایانه بکن
!انگار چارهای هم دارم
.اصلاً بامزه نیست - .آره -
رفتن؟ - !اوه -
.هنوز نه
.اوه! هنوز نه - رفیق! داری...؟ -
.باهاش ور نرو - ...داری -
.همهاش رو بخور - داری شق میکنی؟ -
!خدای من
."آگوست" - ."جکسون" -
.نیرو" قرار رو ردیف کرد" .من قضیه رو به "لین" گفتم
.خوشش اومد - ایرلندیها میتونن سفارشات رو پوشش بدن؟ -
.آره، همهاش چندتا کلاشینکف و اسلحه کمریه
.پول میره توی جیب خریدارای جنوبیشون
چندتا از چارترهای تراید .که تو جنوب قاچاقِ هروئین میکنن
مطمئنی اینکار میل به انتقامش رو فرو مینشونه؟
شروعیه واسه خودش. به علاوه ...زردها و قهوهایها
کمکم این واقعیت که تو .شاه تجارت اسلحهای رو میپذیرن
.خیلی خوبه ."هوشمندانهاس "جکسون
.فقط واسه موندگاریه، پسر
.آره همینطوره
از اتفاقی که برای همسرت افتاده هنوز خبری نشده؟
.هنوز هیچی
...اگه ما بفهمیم چی و بهت قول میدم
...ما حقیقت رو میفهمیم
باید متوجه باشی که الآن وقت خوبی نیست .که انتقام وارد خیابونا بشه
درست همونطور که من سر اتفاقی که توی .گورستان اتوموبیلها افتاد به مایانها حمله نکردم
.اینکار جنگ خیابونی راه میندازه ممکنه با اینکار بشه چندتا اسلحه بیشتر فروخت
اما اینهمه دردسر؟ .تسلط روی منطقه رو بهم میریزه
بزرگترین درسی که .آقای "پوپ" بهم یاد داد شکیبایی بود
.فرقی نمیکنه چه توی کار باشه چه توی خیابونا
،"اگه غریزهات بهت گفت "الآن ."عقلت باید بگه "باشه واسه بعد
...نظم و ترتیب کارها
.همهچیز رو ردیف میکنه
.تمام بدهیها رو پرداخت میکنه
.شیرفهم شد
،وقتی فهمیدم کی زنم رو کُشته
تا وقتی زمانش نشده .هیچ حرکتی نمیکنم
تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـی کـنـد »
پـسـرانِ آنـارکــی ، فـصـل هــفــتــم ، قـسـمـت دوم
تـــرجـــمـــه از مـــانــی ، (Chandler Bing) اشــکــان
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
اين سريال حاوی محتوای تند و بی پروا می باشد
.وین آنسر" اومده ببیندت"
.خیلیخُب، باشه
.از دیدن دوبارهات خوشحالم - .منم همینطور -
،"آقای "آنسر چه کمکی ازم ساختهاس؟
...آه
...فرصت شد که با "پترسون" حرف بزنید
راجع به من که شاید بتونم یهکم کمک کنم؟
تاین" به من گفت که" .شما علاقهای به اینکار ندارید
...اوه خُب، من
.یهکم بیشتر به این قضیه فکر کردم
نظر شما با این قضیه چیه؟
خُب، اگر نگرانید که من فکر میکنم .شغلم خطر محسوب میشه، نگران نباشید
.مطلعام که چارمینگ گذشتهی پیچیده و خونینی داشته
با خزعبلات رسانهها هم خر نشدم
کاملاً هم خبر دارم واسه آخرین نفری که .روی این صندلی نشست چه اتفاقی افتاده
.صحیح
بد نمیشه که یه نفر که .اهل اینجاست بهم مشاوره بده
من قراره این بشم؟
یه مشاور؟
فکر کنم عنوان رسمیاش .کارآگاه مشاور" باشه"
پولش از بودجهی نیروی کار شهرستان تأمین میشه
پس فکر نکنم .تأثیری روی کار من داشته باشه
پرداختهای پارهوقت بهتون صورت میگیره
اما "پترسون" شما رو .بیمه هم کرده
.بابت سرطانتون هم متأسفم
.منم همینطور
.اون برگهها رو پُر کنید
اگلی" عکستون برای" .کارت شناسایی رو میگیره
،اسلحه هم میتونید حمل کنید .اما باید مهماتش رو خودتون بخرید
دو به شکید؟
...آه
.ای کاش بودم
من الآن تو یه نقطهای هستم که
.هزار فکر به سرم زده
.بیماری لاعلاج باعث این قضیه میشه
حالت ثابتی از
.خود ارزیابیـه
No comments yet. Be the first to leave one.