The first 200 lines.
سو جونگ وون
همین امروز باید همو ببینیم
چرا؟
چرا باید تو رو ببینم
...خودت خیلی سریع میخوای منو ملاقات کنی
وقتی اینو بشنوی
اینجا فقط یک گلوله وجود داره
این ووک
این ووک تو رو خدا بس کن
می تونم چندین بار عشقم رو ثابت کنم
...ترجیح میدم بمیرم
تا از تو جدا بشم
!نه این ووک اینکارو نکن
این همش نیست
مدارک و شواهد بیشتری دارم برا اینکه تو رو بکشم پایین
اگه کنجکاوی
بیا اینجا
باید بری
...به نظر میاد
پیام منو گرفته
چی؟
من براش فیلمی رو که کتکم زدی فرستادم
...مجبور بودم
اگه میخواستم از اونجا فرار کنم
.:.: قسمت 37 ::.:. .:.: هرگز تغییر نخواهم کرد :.:.
...جراحی رو
عقب بنداز
چی...همه آماده اند
گفتم عقب بندازش
فوری
مگه قرار نیست بیمارستانت بسته بشه؟
فکر کردم الان مشغول اونی
...من برای از دست دادن بیمارستانم
و از دست دادن اعتماد مردم ترسی ندارم
...چیزی که من ازش می ترسم
افتادن ماری دست توئه
...میخوای ببینی
کدوم یکی از ما دیوونه تره؟
زیادم بد نیست
من چیزهای بیشتری در موردت برا گفتن به مطبوعات دارم
کاری نیست که نتونم بکنم
من هر کاری و هرچیزی رو که بخوام انجام میدم
... تا وقتی که
... به چشم همه
منفور بشی
و هرگز از پا نمی افتم
ای چطوره؟
بخاطر این یک مجازات جنایی می گیری بخاطر خشونت خانگی
این برا یک پرونده طلاق کافیه
... ماری
خودش برگشت پیش من
...من خشونت و تهدید تو رو به همه دنیا
نشون خواهم داد
مگه اینکه همین الان ماری و مادرشو ول کنی
وگرنه اینو توی اخبار خواهی دید
....اگه همین الان
این فایل پاک نکنی
دیگه هرگز اونو نمی بینی
قبل از اون
....شاهد فرو ریختن تمام چیزهایی هستی که میخواستی ازشون محافظت کنی
درست مثل یک قلعه شنی ماسه ای
...یک کلیک کافیه
...تمام دنیا از رفتارهای
بیرحمانه ای که در مورد همسرت کردی
از جمله خشونت و ترس آگاه بشن
اینطوری می تونم از جایگاه خودم دفعاع کنم
وقتی مردم این واقعیت رو در مورد تو ببینند
اگه میخوای بدتر بشه اینکارو بکن
حالا انتخاب کن
...اینکه همه چی رو از دست بدی
یا بذاری ماری بره
زرنگ بازی برا من در نیار
من این ویدیو رو تنظیم کردم تا به رسانه ها فرستاده بشه
با دادن رمز عبور میتونن بهش دسترسی پیدا کنند
و در ضمن یه چند جا ازش کپی گرفتم
تصمیم بگیر
...میخوای با من بمونی
یا با اون بری؟
تصمیم با توئه
...میتونی با اون بری
...یا
اینجا بمونی
کنار من
...من - خوب بهش فکر کن -
...من میخوام
از اینجا برم
میخوام برم
لطفا بذار برم
.ماری
...من توبه میکنم
...دیگه دست بهت نزنم
کجا میخوای بری؟
اینجا خونه مونه کجا میخوای بری؟
...اگه
تو هم منو ترک کنی
من باید چکار کنم؟
...مادرت
تو رو ول نکرده بود
...مادرت
فقط احساس خفگی میکرد از اینکه تو دنیایی نفس بکشه که پدرت اونجاس
..بخاطر همین
انتخابی نداشت جز اونکار
...اون هرگز
تو رو رها نکرده
صورت منو ببین
...چهره مادرت که میخواستی ببینی
دیگه اینجا نیست
...پس
لطفا بذار برم
تو باید دیگه بذاری مادرت
و من بریم
...من
نمی خوام بمیرم
میخوام زندگی کنم
برو
مامان
مامان ، مامان ، پاشو باید بریم
زود باش ، باید زودتر از اینجا بریم
شما اجازه دادی خانم برن؟
بذار بره
منظورتون اینکه از اینجا بره؟
بله
در براش باز کن
بازش کن
.مامان
.سلام
.سلام
حالتون خوبه؟
باید برات سخت بوده باشه
اما دیگه تموم شد
لطفا بذار این نور آخر تونل باشه
...لطفا بذار
این پایان بدبختی من باشه
...کجا
داریم میریم؟
...مهم نیست
تا زمانی که من با تو باشم
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
لطفا بذار برم
...هم مادرت
هم من
خوش اومدین
منتظر شما بودم
بفرمایید
.سلام
...من
مثل خواهر جونگ وون می مونم
بهترین دوستش هه را هستم
.سلام
براتون شام آماده کردم
به هر حال اینطوری شده
بریم داخل
اجازه بده
خوابیده؟
این برگ بو هستش
...پنیوس که دافنه رو تبدیل کرد به یک درختچه برگ بو
کسی که میخواست از دست آپولو آزاد بشه
...از یک پری زیبا
به یک گیاه خاردار
دافنه راه فرار داشت
من میتونم اونو درک کنم
برای تبدیل شدن به درخت برگ بو
...تو یک برنده ای
مثل نماد درخت برگ بو
...اون منو دوست داشت
چه آشفته بودم یا نه
زندگی پیچیده ای داشتم یا نه
فقط به خودم عشق می ورزید
به ظاهر من توجهی نداشت
فقط روح من براش اهمیت داشت
...تا حالا شده تو
حتی یکبارم مثل اون منو ببینی؟
فقط توصورت منو دوست داشتی
فقط خودتو گول زدی که منو دوست داری
صورت منو نگاه کن
صورت مادری رو که دوست داشتی در من نیست
دیگه وجود نداره
مادر اینجارو نگاه کنید
خوشتون میاد؟
نه
...میتونی یکی دیگه
با این گل ازم بگیری؟
باشه چشم
از این خوشتون میاد؟
واقعا خوشگل شده
مادر میخوای یه عکس با هم بگیریم؟
3, 2, 1.
حالا که گلهارو دوست دارین
اجازه بدید یه عکسم با اینها بندازم
.ماری
بله؟
حالا دیگه میتونی نفس بکشی
...مادرت
پسرخودشو ول نکرده
فقط احساس خفگی میکرد تو این دنیا با حضور پدرت نفس بکشه
...بخاطر همین
راهی دیگه ای جز اون کار نداشته
... اون هرگز
تو رو رها نکرده
تا عمل امروز صبح تموم بشه بر میگردم
No comments yet. Be the first to leave one.