Specials

Release info

Its My Life E58(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-03-01
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت پنجاه و هشتم

‫آیگو. برای شام هیچی پولی ندارم

‫چرا نام جین الان بیرون از دفتر کار میکنه؟ ‫عجبا

‫ممنون

‫نکنه...

‫تو گوم سونی!

‫تو چویی گوم سونی، مگه نه؟

‫منم، چول سانگ اوپا

‫منو یادت نمیاد؟

‫ما تو هونگچون هم محله ای بودیم ‫من بانگ چول سانگم

‫اشتباه گرفتین

‫چرا اینجوری میکنی؟

‫میدونم که تو گوم سونی

‫فکر کنم منو با یه نفر دیگه اشتباه گرفتین

‫چی؟

‫خب، ببخشید

‫مطمئنم اون گوم سونه

‫چول سانگ اوپا...

‫تو هیون گانگ چیکار میکنه؟

‫نکنه...

‫نه

‫امکان نداره

‫نباید بترسم

‫اگه دیگه با هم برخورد نکنیم ‫هیچ مشکلی پیش نمیاد

‫خوش اومدی ‫خاله دلفین!

‫خدا جونم، سوجی

‫از آخرین باری که دیدمت خوشگل تر شدی

‫خب، بیا بشینیم

‫دلم واسه عمو بلوگا تنگ شده

‫اما دیروز عمو بلوگا رو دیدی، سوجی

‫دیروز نام جین رو دیدی، اونی؟

‫نمیدونستی؟

‫مدیر آن دو سه روز در هفته میاد...

‫و سوجی رو می بره بیرون

‫کتاب داستاناش رو میخونه و باهاش بازی میکنه

‫واقعا؟

‫گفت با یه دختر ناز و دوست داشتنی قرار داره

‫منظورش سوجی بوده؟

‫به لطف مدیر آن،

‫سوجی این روزا دیگه سراغ پدرش رو نمیگیره

‫هم خوب غذا میخوره و هم خوب میخوابه

‫خدارو شکر

‫نام جین پر از انرژی مثبته

‫حتما اون انرژی، تاثیر مثبتی روی سوجی گذاشته

‫تو... باید اونُ مال خودت کنی

‫اون خیلی مهربون و خوش قلبه

‫فکر کنم وقتی ازدواج کنه ‫بابای فوق العاده ای بشه

‫همین الانشم کاملا مال خودمه

‫آه، راستی. اونی، اینو بگیر

‫این چیه؟

‫میخواستم به عنوان هدیه ‫یه لباس خاص برای سوجی درست کنم

‫به لطف نام جین ‫تونستم خیلی سریع انجامش بدم

‫به مدیر آن نگفتی، نه؟

‫نه

‫اما باید این موضوع رو از اون هم مخفی کنم؟

‫ما نمیدونیم وضعیت ممکنه چطوری تغییر کنه

‫پس کاری که بهت میگم رو بکن

‫باشه

‫الو؟

‫سونگ جو. منم، جونگ جین آه

‫آه، بله

‫میخوام یه چیزی بهت بگم

‫میشه امشب با هم مشروب بخوریم؟

‫فقط خودمون دوتا؟

‫بیام خونه ـت؟

‫باشه، از همه غذاهای کره ای خوشم میاد

‫یه کم مشروب میارم

‫باشه

‫هان میرا اومده بود اینجا؟

‫تمام روز بیرون از شرکت بودم ‫و فرصت نشد برای اندازه گیری اینجا باشم

‫اومد اینجا

‫اما خیلی عوض شده بود

‫منظورتون چیه که عوض شده بود؟

‫الان ظاهرش خیلی تغییر کرده؟

‫این اصلا خوب نیس

‫قیافه ـش دقیقا مثل قبلا بود

‫اما، فکر کنم شخصیتش خیلی عوض شده

‫آیگو. خیلی باهامون سرد رفتار میکرد

‫گفت نمیخواد حتی با هیچکدوم از ‫اعضای تیم ـمون حرف بزنه

‫خیلی مغرور و خودخواه بود

‫مگه همه چیز به خوشگلیه؟

‫چرا اینطوری رفتار میکنه؟

‫احیانا بهش توهین نکردین؟

‫توهین؟

‫باهاش مثل یه ملکه رفتار کردیم ‫اما اون خیلی پر توقع بود

‫نذارین شروع کنم

‫وقتی داشتم اندازه ـشو میگرفتم ‫خیلی ایراد میگرفت

‫به نظر میومد ازمون خیلی ناراحته

‫امکان داره بخاطر اینکه بعد از هفت سال برگشته ‫حساس شده باشه؟

‫به هر حال ممنون که بهم گفتین

‫بیا بریم جین آه

‫با یه نفر قرار دارم

‫قرار؟ کی؟

‫یه رازه

‫خب، اوکی ‫یه مدل پیدا کردیم...

‫و اندازه گیری رو تموم کردیم

‫حالا فقط باید برای مسابقه آماده بشیم، نه؟

‫آره. تنها چیزی که باقی مونده ‫اینه که اون یکی تیم شکستمون بده

‫از اونجایی که به هر حال می بازیم،

‫باید سعی کنیم کیم هی سون ‫یا سونگ هی کیو رو دعوت کنیم

‫با آژانس ـشون تماس گرفتم،

‫اما فورا جواب نه دادن

‫نباید بودجه ـمون رو برای هزینه مدل ‫به هدر بدیم

‫بیاین فقط روی فروشمون تمرکز کنیم

‫عالیه. همه طراحای تیم ـمون ‫مثل جون اوارکن

‫خب. حالا که امروز زود کارمون رو تموم کردیم،

‫با هم بریم شام تیمی که ‫دیروز نتونستیم رو بخوریم؟

‫عالیه. احساس پوچی و افسردگی میکنم

‫سوجو همیشه کمک میکنه ذهن آدم درمان بشه

‫من قرار دارم

‫قرار؟ با کی؟

‫سونگ جو، داری خیانت میکنی؟

‫اون با یه دختر ناز و دوست داشتنی ‫بهم خیانت میکنه

‫چرا من نتونم؟

‫عجبا

‫چی؟ پس چرا بهمون زودتر نگفتی؟

‫اجاره عقب افتاده ـش خیلی زیاد نیس

‫میخواستم بهت بگم، بابا

‫اما یونجی نذاشت بگم

‫فکر کنم نمیخواسته بهمون مدیون بشه

‫یونجی خیلی باملاحظه ـس

‫مگه نه، عزیزم؟ ‫آره درسته

‫دلیلش این نیس

‫میترسه که شاید بدون اطلاعش ‫ازدواجم رو باهاش ثبت کنم

‫عجبا. مسخره ـس

‫هی، ما یه بار بخاطر این کار تو دردسر افتادیم

‫چرا باید دوباره همچین کاری کنم؟

‫درسته

‫بعد از اینکه اومدی سئول، ‫رفتی تو برنامه تلویزیونی...

‫و به عنوان صاحب این کافه ی خوب و بزرگ ‫خیلی موفق شدی

‫چرا باید دوباره همچین کاری کنیم؟

‫درسته. درسته

‫به هر حال، نظر خودت چیه؟

‫باید بدونم چه احساسی داری ‫که بتونم کمکت کنم

‫منظورت چیه؟

‫چه احساسی به یونجی داری؟

‫اون با مزه ـس. کنارش احساس راحتی میکنم ‫ازش خوشم میاد

‫وقتی کنارشم...

‫مثل موقعی که کنار جین آه بودم ‫قلبم نمیلرزه

‫اما وقتی نمی بینمش بهش فکر میکنم

‫و موقعی که باهاشم، احساس خوبی دارم

‫عالیه

‫فکر میکنی عشق آتشین برای همیشه دووم میاره؟

‫کسی که باعث میشه ‫احساس راحتی و خوشحالی کنی...

‫برات بهترین مورده

‫فهمیدم

‫پس خودم ترتیب همه چی رو میدم

‫پس هیچی نگو و منتظر بمون، باشه؟

‫منظورت چیه؟

‫ای بابا ‫دشیک

‫سلام یونجی ‫سلام پدر و مادر

‫سلام

‫یونجی، بشین اینجا

‫باید بهمون میگفتی که اجاره ـت عقب افتاده

‫مشکلی نیس ‫خودم میتونم با حقوقم اجاره رو بدم

‫واقعا که ‫عجب آدمی هستی

‫اگه دوست دشیکی، پس مثل دخترمونی

‫به عنوان پدر مادرت، باید کمکت کنیم. مگه نه؟

‫همین الان زنگ بزن به صاحب خونه ـت. زنگ بزن

‫چی؟

‫نگران نباش. خودم درستش میکنم

‫بهش بگو بیاد خونه ـت ما رو ببینه

‫همین الان بهش زنگ بزن

‫ هان مان سوک

‫پس اگه یه تیکه نوار چسب بذارم

‫روی نوار منیزیمی، ‫دوباره کار میکنه، نه؟

‫واقعا اینطوری کار میکنه؟

‫منظورت نوار مغناطیسیه، نه نوار منیزیمی، نه؟

‫آه، درسته. نوار مغناطیسی

‫حتما خورده به آهنربای کیفم

‫که یهویی از کار افتاده

‫خب، نوار چسب هیچ فایده ای نداره

‫هیچ فایده ای نداره؟

‫من کارتُ مسدود کردم

‫چی گفتی؟ منظورت چیه که کارتُ مسدود کردی؟

‫چطور تونستی بدون اینکه بهم بگی ‫این کارو بکنی؟

‫مگه تو قبل از استفاده کردن از کارت ‫بهم چیزی گفتی؟

‫باید بهت بگم که از خواربار فروشی خرید میکنم؟

‫مراقبت از پوست، سالن زیباییِ ناخن و آرایشگاه

‫تو به این چیزا میگی خرید از خواربار فروشی؟

‫خب، بخاطر نجات دهنده ناراحت بودم ‫واسه همین این کارو کردم

‫یون شیل

‫دیگه نباید از نجات دهنده ‫به عنوان بهونه استفاده کنی

‫حتی قبل از اون اتفاق با کارت اعتباری ‫خیلی پول خرج کردی

‫من خیلی ولخرجی نکردم

‫مان سوک، خیلی بهم سخت میگیری

‫تو هم خیلی بهم سخت میگیری، یون شیل

‫چی؟ مگه چیکار کردم؟

‫برام غذا درست نمیکنی ‫یا کارای خونه رو انجام نمیدی

‫فکر کنم بخاطر سوء تغذیه بمیرم

‫باشه. از این به بعد حتما برات غذا درست میکنم

‫پس لطفا کارت اعتباری رو دوباره فعال کن. باشه؟

‫نه. نمیتونم این کارو کنم

‫خیلی پول خرج میکنی

‫تا وقتی بدهی سون گیو رو بدیم،

‫باید صرفه جویی کنیم

‫همیشه همچین مواقعی ‫حرف سون گیو رو پیش میکشی...

‫که دهنم رو ببندی

‫ببین. یه فکری کردم

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left