The first 200 lines.
یک تب همهگیر آمد
.در اوایل دههی نود
.هفت درصد از کره زمین نابود شدند
!یعنی حدوداَ پونصدهزار نفر - ما میدونیم که -
.دنیای شما در نابود کردن جمعیت ما دخلی نداشته
...باشه، کلاد - موضوع مشخص نبود؟ -
دوست دارم بدونم آیا هیچوقت
برای کاری که با ما کردن !تقاص پس میدن یا نه
چیزی از این گروهی که پاپ باهاشون کار میکنه میدونی؟
.لمبرت هم باهاشونـه - .اونا تندرو هستن -
،یک ماموریت غیرمجازـه ."بهش میگن "ایندیگو
یکجور شبکه است؟ - .مدرسه -
اونا انتخاب میشن و در اونطرف تمرین میبینند
.و در اینجا به عنوان مامور مخفی ساکن میشن
بعد از اونهمه کاری که برای آوردنت به اینجا کردن
واقعاَ وقتی اینقدر به روز موعود نزدیک هستیم
ماموریت رو به خطر میندازی؟
این اسناد از بخش من دزدیده شده؟
،هرکسی که این اطلاعات رو میدزده
!از طریق تو اینکارو میکنه
.کار کویلـه
!خود جاسوسـه
روزت چطور بود؟
این مادرتـه؟
خودشه؟
.بله
و این هم پدرتـه؟
.ببخشید! باید بپرسم
میدونی چطور امضا کنی، کلر؟
یا حروف اول اسمت رو بنویسی؟
.اینجا
!همه گوش کنید
.امروز یک عضو جدید برای خانوادهمون داریم
یک دختر کوچولوی شجاع مثل شما
و مطمئنم شما هم ،اولین روزتون در اینجارو بخاطر دارید
پس انتظار دارم باهاشون همونقدر که با شما
.مهربان رفتار شد رفتار کنید
.برو اونجا بشین، کلر
.حالا میخوام صفحه دوازده کتابتون رو باز کنید
.اسپنسر
.لطفاَ جمله اول از بخش اول رو بخوان
چرا بیرون پیش بقیه نیستی؟
.میخوام برم خونه
.متاسفانه امکانش نیست
.دلم برای پدر و مادرم تنگ شده
،ای کاش میتونستم بهت بگم که برمیگردن
اما به اندازه کافی .بزرگ شدی تا مرگ رو متوجه بشی
!برگشت نداره
.جهان جای خوبی نیست، کلر
.دیگه باید تا الان فهمیده باشی
وقتشه پوست گذشته رو بندازی
.و یک پوست جدید پرورش بدی
.محکم شده با خشم
!نمیدونم چطوری
.تازگی یک برنامه راجب طبیعت دیدم
.خیلی غمانگیز بود
دربارهی یک غزال بود
،که در اطراف گلهشون حرکت میکرد
.و وقتی شیر حمله کرد اول اونو خورد
،اما غزالی که در وسط پنهان بود
.از همه بیشتر عمر کرد
و ما ازت میخوایم، کلر
.تا زندگی خوب و درازی داشته باشی
!تو گرگی
.خاموشش کن
.هیچوقت اینجا پیدامون نمیکنند
.من اسپنسر هستم
.از سیمکشیت خوشم میاد
واقعاَ؟
.آره. درخشان و باحالن
.دندونام سیم کشی نمیخواد
.زیاد کج و کوله نیستن
پس چرا سیم کشیدی؟
.چون سایهام کرده
سایه چیه؟
بهت نگفتن؟
!تو گرگی
.بیا، کلر
اونطرف دَر
.میتونم انسان متفاوتی باشم
هرچقدر باهوش و شجاع، بامزه و قوی
.که دلم میخواهد باشم
.کلر. با من بیا
منو کجا میبری؟
.مشکلی برات پیش نمیاد
.بیهوشی رو آماده کن
!نه
.باید بهوش باشه
چه خبره؟
.گوش کن، عزیزم
..راه آسونی برای گفتنش نیست، اما
،میخوایم پاهات رو بشکنیم .و درد داره
!خیلی بد
چون توی کتابِ کتابخونه چیزی نوشتم؟
.قسمت سختش زود تموم میشه
.قول میدم
حالت چطوره؟
.نمیتونم پاهام رو تکون بدم
.باید چیزی بخوری
.گرسنه نیستم
.بدنت نیاز داره
!متوجه نمیشم
!نمیدونم دارین با من چیکار میکنید
.بگو چی میبینی
.من
.پدرم
!تا حالا اسکی نکردم
چطور اینو یادم نیست؟
.چون دختر داخل عکسها تو نیستی
.البته که خودمم، نگاه کن
،ده سال پیش اتفاقی برای دنیا افتاد
.و افراد کمی خبر دارن
.دنیا خودش رو کپی کرد
.دوتا شد
مثل یک دَر بهش نگاه کن که میتونی ازش عبور کنی
.و اونطرف یک دنیای دیگهست
.با یکی دیگه از من، تو
.ممکن نیست .من احمق نیستم
خودت گفتی .تو تاحالا اسکی نکردی
.مردم اونطرف شبیه ما هستن
مثل ما رفتار میکنند .درست شبیه ما
اما اونهارو با کسانی که .دوستشون داری اشتباه نگیر
.این آدمها مسئول مرگ والدینت هستن
!اونا بخاطر آنفولانزا مُردن
.خودشون این ویروس رو ساختن تا نابودمون کنند
.حالا، کلر
دلیل اینکه پاهات رو شکستیم این بود که
.اون یکی کلر هم پاهاش رو شکست
و از امروز به بعد
خیلی مهمه که هرکاری میکنی
.بسیار شبیه کارهایی که اون میکنه باشه
چرا؟
.چون یک روزی، کلر
!نمیدونم کِی ،اما یک روزی در آینده
میری به دنیای اونا
.و بهشون صدمه میزنی
بخاطر همه کارهایی که با پدر و مادرت کردن
.و بخاطر همه کارهایی که با ما کردند
ترجمه و زیرنویس از .:: سـجاد مـارول ::.
.لباسات رو روی تخت پهن کردم
.باید دوش بگیری
همه چیز روبراهه؟
.میدونی که نظرم راجب تولد چیه دیگه
.فیلم بازی نکن
.تو عاشق اینی که مرکز توجههات باشی
عزیزم؟ - .بله -
!جعبه سیگارم خالیه
.بازم توی زیرزمین داری - !نه -
.مارکش فرق میکنه
.از اونایی که پدرت دوست داره نیست
.پیتر، الان سس رو گذاشتم روی گاز - .ببخشید -
.خیلی کار دارم
میشه تو بری؟
اگه بیدار بشه .خودت باید ساکتش کنی
.به روی چشم
.ممنون عزیزم
.سی دقیقه دیگه سس رو بردار
شاید یکی شبها یواشکی میاد
.و پروندههارو میدزده
.ممکنه
..ممکنه کار خدمتکارها باشه
.شاید کار پرستار بچه باشه
..منظورم اینه که این نفوذی
..خیلی افراد هستن که
!ممکنه.. مراقب باش
.ببین، وقت این کارهارو نداریم
.ممکنه کمتر از یک ساعت دیگه برگرده
حموم اینجاست؟ - .بله -
این مال اونه؟
.روغن ماهیـه، علاقه داره
.بوی بادوم میده
.سیانورـه، پیتر
.وقتشه راجب همسرت حرف بزنیم
.بیست و یکم آگوست هم آخریش رو از دست داد
آقا و خانم فنچر بجای سکه
.یک گردنبند نقره زیر بالشتش گذاشتن
.خانم فنچر هرروز صبح ناهار کلر رو آماده میکنه
اغلب در طول ناهار کلر سیبزمینیهاش رو با
.شکلات یا شیرینی عوض میکنه
،درس مرد علاقهش در مدرسه هنرـه
.مخصوصاَ نقاشی با آبرنگ
.رنگ مورد علاقهش صورتیـه
بارها ثابت شده روستاهای روی فلات
در سرتاسر طول جغرافیاییشون
،خطر آلودگی وجود داره اما فاجعهی امروز
.نشانه دیگری از رشد و قویتر شدن ویروس است
خطر پخش شدن ویروس
.در منطقه بالکان وجود داره
با وجود قرنطینه مرزهای آلمان
تمام تلاشها ظاهراَ
.بیفایده بوده است
ویروس دارد در میان ترس و و حشت
.رشد میکند
درحالی که صدراعظم درحال برگشت
...از کنفرانس است
.پدرش گزینه بعدی ریاستـه
.اون آماده نیست
.هنوز وقت داریم
اگه این فرصت رو هدر بدیم
.تقصیر ماست، نه اون دختر
No comments yet. Be the first to leave one.