The first 200 lines.
"به ياد و خاطره همسر عزيزم"
به ليسيا خوش اومدين
از صميم قلب به سرهنگ چيکارا خير مقدم عرض ميکنم
هواي اينجا نشون ميده که آرامش زيادي
در اين کشور وجود داره
من در اين هوا زهر پخش خواهم کرد
آتيش به پا کنيد اين کشور رو به فنا بدين
ما کاملا به شما اعتماد داريم ...همونطور که
کشورهاي زيادي رو در دنيا به نابودي کشوندين اين کشور رو هم به نابودي بکشيد
سرهنگ چيکارا
همونطور که افرادتون گفتن ترتيب همه چي رو دادم
يه کاخ مخفي براي اسکان شما آزمايشگاه, مواد منفجره, اسلحه
همه چي آماده ست
و بله, اگه بخواييد ميتونيد از فردا کارتون رو شروع کنيد
....آدم بزرگي گفته که
...کار فردا رو امروز انجام بده و کار امروز رو- الان؟-
آره, الان انجام بده
کسي که نتونه به کشورش وفادار باشه
چطور ميتونه به من وفادار باشه؟
اما آخرين آرزوت رو حتما عملي ميکنم
چيکارا, به اين کشور حکومت خواهد کرد
"وقت مال ماست"
"...اين وقت"- "مال ماست"-
"...اين لحظه"- "مال ماست"-
"...فردا"- "مال ماست"-
"...اين وقت"- "مال ماست"-
"...افراد معروف بهمون ميگن"
"... بخونبم, برقصيم و خوش بگذرونيم"
"...افراد معروف بهمون ميگن"
"... بخونبم, برقصيم و خوش بگذرونيم"
"با عشق, دل و جونتون رو آباد کنيد"
"عصرها دلچسبن و شبها جوون" "قلب بيزبونم عاشق کسي شده"
چيزي براي نگراني نيست" "چون دنيا زير پاي ماست
"فصل ماتم تموم شده و فصل عشق رسيده"
"طپش قلبهاي جوون, آواز عشق ميخونه"
"اهنگ هست, رقص هم هست" "اميد هست, فرصت هم هست"
دوست من, عاشق شو" "چرا که زندگي يه داستان عاشقانه ست
زمان مستي فرا رسيده" "سکهي سرنوشت رو بگير
"زمان مستي فرا رسيده" "سکهي سرنوشت رو بگير"
"کي ميدونه فردا چه اتفاقي قراره بياُفته؟" "از زندگيت لذت ببر"
"گونههاي قرمز... موهاي مشکي"
آهاي تويي که گونههاي قرمز و" "موهاي سياه داري, وايسا
"وايسا بابا"
"کجا ميري... خانم خانما"
"کجا ميري... خانم خانما"
تو طپش قلب مني, روياي مني" " من سوالم و تو جواب مني
"چشمهام ميخواد جووني تو رو ببينه"
کاري رو ميکنيم که دلمون بهمون ميگه" "چرا بايد از مردم دنيا بترسيم؟
ما هيچ مشکلي نداريم" "چرا بايد مخفيانه آه بکشيم؟
"اين وقت مال ماست...اين لحظه مال ماست"
"فردا مال ماست...اين وقت مال ماست"
"اين وقت مال ماست"
"اين لحظه مال ماست"
"فردا مال ماست"
"اين وقت مال ماست"
"اين وقت متعلق به ماست عزيزم"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي. ز - ويرايش: سميرا
خب, فيلمبرداريتون چقدر طول ميکشه؟- شيش روز-
کجا؟- تو استوديو يه صحنه برقرار کرديم-
اما, لباس ژنرال کجاست؟
اون لباسيه که خيلي بهش نياز داريم
کجاست داداش؟
لباس رو دادم به آقا که بپوشه
برو يه لباس ديگه بهش بده و اون رو بگير بيار
زود برو- باشه-
پس آقاي دينانات هم فيلم بازي ميکنه؟- نه-
پس لباس ژنرال کجاست؟
چون رئيس ما خيلي آدم صرفه جو و عاقليه
ميگه که: وقتي تو خونه اينهمه
لباس هست, چه لزومي داره لباس جديد بدوزي
اين روزها خيلي خيليها ديگه لباس کرايه نميکنن
پس ايشون, لباسي که اجاره داده نشده رو برميداره و ميپوشه
چندتا لباس اونجا بود؟- شيش تا قربان-
و چند تا بازيگر هست؟- شيش تا-
احمقها, اي واي, گير کردم موراري- قربان گردنتون پيچ ميخوره-
گير کردم, درش بيار, درش بيار دارم خفه ميشم, مواظب باش
مراقب باشيد قربان
رئيس مون, آقاي دينانات سبکوچ والا
منشي, اگه اين چيزا اينطور تو گردنم
گير کنن, ميميرم
نه قربان- اين کيه؟-
ايشون پراکاش هستن اومدن دنبال لباسهاي فيلمبرداري
آقاي پراکاش, چندتا لباس ميخوايد؟- 6-
و چند تا بازيگر هستن؟- 6-
ديوونه شدي؟ ميدوني فيلم سازها
کيلومترها راه ميرن تا از کي
لباس اجاره کنن؟- از دينانات سبکوچ والا-
چرا؟- چون بيشتر از چيزي که نياز دارن بهشون لباس ميديم-
و در عوض به گروه توليد چي ميديم؟
کميسيون- کميسيون...و اگر شما با درستکاري کار کنيد-
من بايد کسب و کارم رو چيکار کنم؟
حتما سزاي اين کارتون رو ميبينيد
منشي جون, شيش تا لباس اضافه هم بذار براشون- بله آقا-
اما من اينهمه لباس ازم ندارم
اگه لازم نداريد, سعي کنيد لازم داشته باشيد اگه کلي بچه به دنيا بياري
بايد سعي کني خوشبختشون هم بکني ديگه
و نگران نباش, به خاطر اين کار يه مقدار کميسيون هم بهت ميدم
باشه قربان- حالا پيش پرداختت رو بده-
بفرماييد
پس کميسيون من؟- کدوم کميسيون؟-
آها, کميسيون...منشي جون؟- بله؟-
اون رو بده من لطفا- چي رو قربان؟-
همون که تو سرم گير کرد- بفرماييد-
شايد تاج از بين بره اما پول نه
اين چيه؟- تاج-
تاج؟- کميسيون تو-
اما با اين چيکار کنم؟
همون کاري که توليد کنندههاي سريالهاي تلويزيوني باهاش کردن
منظورتون چيه؟- منظورم اينه که بدش به بچههات, خوشحال ميشن-
من اين رو نميخوام پول ميخوام
اي خدا, بابا يه کم از خدا بترس از لردهانومان بترس
از لردهانومان سريال تلويزيوني بترس
اين رو ببر خونه و ستايشش کن تمام روزت تغيير ميکنه
آب- خوردم -براي منه آقا-
مگه اومدي مهموني؟ اينجا هتله؟
مگه آب مفته؟
احمق بيشعور چندبار بايد بهت بگم
فقط با اجازهي من آب بيار؟
وسايلهاي آقا رو بردار و بذار تو ماشينش
و گوش کن
مراقب لباسها باش, حتي اگه
يه دکمه هم کم بشه دو برابر پول رو ازت ميگيرم
...اما- اما و اگر رو بذار کنار, در اونطرفه, بفرما-
منشي جون, قيمت تاج رو هم به حسابشون اضافه کن- بله آقا-
اين چيه؟- کلاه گيسه آقا-
مال کيه؟- مال امجد خانه, بازيگر نقش جبار سينگ-
به جاي اون تاج بايد اين رو بهم ميدادي
چطوره؟- عاااالي-
اما امروز کسب و کارمون عالي شروع شد
اي بابا, من تو کسب و کار يک اصل دارم
بله آقا- که اگه به الهه لاکشمي(پول) احترام بذاري-
اونوقت الهه لاکشمي هم بهت خير و برکت ميده
چيه؟
موراري- بله؟-
چرا چهار تا لامپ تو اين خونه روشنه؟
يادم رفت قربان- اگه من حقوقت رو يادم بره چي؟-
اوه اوه...چرا لامپ رو خاموش کردين؟
ميدونستي که دارم دوش ميگيرم- لامپ چه ربطي به دوش گرفتن داره؟-
ميترسي تو تاريکي به رو کسي ديگه آب بريزي؟
لگن رو بردار, پرش کن و بريزش رو سرت
اينطور دوش ميگيري
...و خجالت نميکشي, دوش گرفتني
به بدنت نگاه ميکني؟...
اي خدا, آخه تو تاريکي چطور ميشه حموم کرد؟
چرا؟ مگه وقتي لامپ وجود نداشت مردم حموم نميکردن؟
و تو بيماري حموم کردن داري
ديروز رفته بودي حموم ببين, اين از عادتهاي آدمهاي بيکاره
وقتي هيچ کاري براي انجام دادن ندارن, ميرن حموم
من رو ببين, فقط وقتي حموم ميکنم که وقت داشته باشم
هم توي مصرف آب و صابون صرفه جويي ميکنيم
و هم سالم ميمونيم
خداي من, انگار ارواح تمام آدمهاي خسيسي که از دنيا رفتن تو جسم اين جمع شدن
و تو وقتي به دنيا اومدي که
تمام ملکههاي خاندان مغول از دنيا رفتن
اونها ميتونستن اون موقع بدون لامپ حموم کنن اما تو نميتوني
و اون پسر احمقت هم عاشق آب و صابون شده
روزي سه بار حموم ميکنه
هي ببين, به پسر من چيزي نگي اون جيگر گوشهي منه
اون پسر منه- پسر تو-
جوري ميزنمش که رنگش عوض شه
از حالا به بعد مردم بايد رنگين کمان صداش کنن
قربان, ويکاس يه الماسه- الماسه؟-
پس منشي جون, يه کاري بکن
اين ماه به جاي حقوقت اون الماس رو ببر خونه ت
ولي قربان, اون هنوز بچه ست آروم آروم عاقل ميشه
اما يه چيزي رو يادتون باشه يک روز اون شما رو سربلند ميکنه
واقعا؟....اون همين الانش هم من رو سربلند کرده
پنج ساله که داره تو يه کلاس درس ميخونه
فردا کارنامهها رو ميدن دوباره مردود ميشه
ولي اين بار جوري مجازاتش ميکنم
که تا آخر عمر يادش بمونه
هي.... ويکاس, ويکاس, ويکاس
ويکاس
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ويکاس.... اوه نه
آره ويکاس, بجنب
آره
آره, چيکارا
زود باش, بزن, بزن
بزن
آره
بيا
بزن
بجنب
بجنب, بلند شو
نه, صاف وايسا, صاف وايسا
بيا
آره
"اون يه جوون خوب و شاده"
"اون يه جوون خوب و شاده"
"ما هم همينطور"
اي رفيق, خيلي خوب مشت زدي- نه-
من ميتونم مشتهاي سامبو رو تحمل کنم اما بوسههاي تو رو نه
اي بابا, من هم يه روياي بزرگ دارم که مبارز خوبي مثل تو بشم
حتما ميشي- بياييد پيروزيت رو جشن بگيريم-
مهموني, مهموني, مهموني
احمق
مهموني, مهموني- چرا اينقدر به هم ريختي؟-
فردا تو خونهمون يه مهموني هست
فردا نتيجهي امتحانها مياد
No comments yet. Be the first to leave one.