Last Days in Vietnam

Last Days in Vietnam

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Last Days in Vietnam 2014 EXTENDED 720p BluRay H264 AAC-RARBG
A Commentary by DocUni
DocUni.blog.ir

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2019-04-21
Downloads: 41
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آخرین روزها در ویتنام

سایگان آوریل 1975

...وقتی تازه به فکر تخلیه افتاده بودیم

...سوال بسیار آزاردهنده این بود که

...کی میره

و کی باقی میمونه؟

...یه کامیون قرض کردم

و در کل پیامی برای ...خانواده‌ـم فرستادم

و این یعنی گروهی ...از سرگردهای ویتنام جنوبی

...سرهنگ دومها و سرهنگها و خانواده‌هاشون

باید در آدرسی در .مرکز سایگان احضار میشدن

تا اونجا روندم ...و کامیون رو پر کردن

.و اونا رو تا فرودگاه رسوندم

و بهشون گفته بودم وقتی ...صدای سه بشکن شنیدین

.یعنی جلوی دهن بچه‌ها رو بگیرین

نفس نکشین، حرف نزنین ...و هیچ سروصدایی در نیارین

.چونکه داریم از دروازه رد میشیم

...من در لباس نظامی به عنوان

.سروان ارتش ایالات متحده سلام دادم

...نگهبان با دست اشاره کرد برم

...و منم یه راست به طرف خط پرواز رفتم

.جایی که هواپیما منتظر بود

یک سرهنگ ویتنامی ...که داشت خانواده‌ـشو سوار هواپیما میکرد

.میخواست تو ویتنام بمونه تا از کشور دفاع کنه

و این سرهنگ تمام میشه .گفت هشت بچه و یک زن داشت

...و داشت گریه میکرد، خانواده‌ـش

...خانواده‌ش گریه میکردن

.و من بهشون گفتم سوار هواپیما بشین

.فقط برین

.برین

واقعا برای همگی ...یه مسئله‌ی بغرنج اخلاقی

.بسیار بسیار وحشتناک بود

دو سال قبل

ما امروز به توافقی ...رسیدیم تا جنگ را پایان دهیم

.و با افتخار صلح را در ویتنام برقرار کنیم

در ژانویه 1973، توافق .صلح پاریس به امضا رسید

این توافق باعث ایجاد آتش‌بسی ...بین ویتنام شمالی و جنوبی شد

.و با خروج نیروهای آمریکایی همراه بود

...ما برنامه‌ای رو در پیش گرفتیم تا خروج کامل

.نیروهای جنگی و زمینی ایالات متحده محقق بشه

بالاخره داریم مردان .آمریکایی رو به خونه می‌فرستیم

هنری کسینجر وزیر کشور

...مایی که توافق رو عملی کردیم

...فکر میکردیم که نه تنها آغاز صلح

...به معنا و مفهوم آمریکایی ـه

...بلکه آغاز دوره‌ای از همزیستی ـه

که شاید همون اتفاقی که .در دو کشور کُره افتاد اینجا هم به تدریج رخ بده

...آشتی بین ویتنام شمال و جنوب

.می‌دونستیم که بسیار دشوار و پیچیده‌س

.اما من امیدوار بودم

...به خاطر توافق پاریس

.سربازان آمریکایی میرفتن خونه

.اما من تو راه برگشت به ویتنام بودم

بر فراز آسمان دوستانه ویتنام پرواز کن

استوارت هرینگتون سروان ارتش

...در اولین هفته آگوست 1973

...منو به سایگان فرستادن

.حدود شش ماه بعد از آتش‌بس

...میگم که بین افراد وزارت خارجه

...و افراد سی.آی.ای

پیمانکاران اونجا ...بودن تا زیرساختها رو حفظ کنن

...هواپیماها رو نگهداری کنن

...همچنین آدمایی مثل من

.که در مجموع 5 تا 7 هزار آمریکایی در کشور داشتیم

خیلی از افراد ...دوست‌دختر و همسر ویتنامی داشتن

.در بسیاری از موارد بچه هم داشتن

در مجموع اوضاع ...به شکل عجیبی آروم شد

.و بسیاری از چیزا در سایگان معمولی شد

خوان والدز نگهبان سفارت نیروی دریایی

حس میکردم که ...قراره اونجا باشیم

میدونین، حس میکردم .مدت خیلی زیادی اونجا هستیم

منو به سفارت آمریکا .در سایگان فرستاده بودن

...من مسئول

...‏‏84نگهبان امنیتی نیروی دریایی بودم

...باید مطمئن میشدم که

.با تمرین کردن آمادگی جسمانی خودشونو حفظ کنن

...برای محافظت از جون آمریکاییها اونجا بودیم

.همچنین محافظت از اموال آمریکا

.کار روزمره‌ـمون همین بود

فرانک اسنپ تحلیلگر سی.‌آی.ای

سفیر در اونجا ...مردی به اسم "گراهام مارتین" بود

.درست مثل من اهل کارولینای شمالی بود

.با لهجه‌ی جنوبی آرومی حرف میزد

.مرد محترم و بزرگی بود

.درجه‌دار قدیمی جنگ سرد بود

پسرخونده‌ـشو در .جنگ ویتنام از دست داده بود

و حاضر نبود ویتنام جنوبی .رو دو دستی تسلیم کمونیستها بکنه

...مصمم بود که کمک ایالات متحده همچنان

.به سایگان ادامه پیدا کنه

...وقتی آتش‌بس در 1973 اتفاق افتاد

...همگی با خوشحالی تمام در سفارت ایالات متحده

.جشن گرفتن

.مهمونی بزرگی بود

.فکر میکردیم که صلح نزدیکه

اما توافق صلح پاریس .یه شاهکار گنگ و مبهم بود

...برای اینکه رییس‌جمهور "تیو" و ویتنامی‌های جنوبی

...با توافق پاریس همراه بشن

رییس‌جمهور "نیکسون" تمام ...موانع رو از راه برداشته بود

..."و در نامه‌ای به رییس‌جمهور "تیو

قول داده بود ...که اگر ویتنام شمالی

...به طور عمدی

...شرایط توافق پاریس رو نقض کنه

.ایالات متحده با تمام قدرت واکنش نشون میده

.به عبارت دیگه دوباره وارد جنگ میشه

ویتنام شمالی .نیکسون" رو به شکل یک مرد دیوانه می‌دید"

.ازش می‌ترسیدن

...باور داشتن که "نیکسون" اگه لازم باشه

.قدرت هوایی آمریکا رو برمیگردونه

.اما در آگوست 1974 اون رفتش

.نیکسون" به خاطر "واترگیت" استعفا داد"

.و یک شبه همه چیز تغییر کرد

هانوی ناگهان جاده .به طرف سایگان رو باز و بدون مانع دید

در دهم مارس 1975 ویتنام شمالی .تهاجمی عظیم به طرف ویتنام جنوبی رو به راه انداخت

...جمعیت ویتنام جنوبی

دلایل بسیاری برای .ترسیدن از ویتنامیهای کمونیست داشتن

...کمونیستی که در تمام مسیر جنگ هدایتگر اون بود

.بسیار خشن و بی‌رحم بود

...برای مثال وقتی شهر هیو

...توسط ویتنام شمالی تصرف شد

چندین هزار نفر در یک ...لیست سیاه بلند بالا

...وارد شدند

...معلمان مدرسه، کارکنان مدنی دولت

...افرادی که ضد کمونیست شناخته شدن

...و اعدام شدن

.در برخی از موارد زنده‌زنده سوزانده شدن

پس وحشت .تنها در یک میلیمتری بود

...صدها هزار پناهنده

در با عجله‌ی بسیار ...در تلاش برای فرار کردن

.از کمونیستهایی بودن که به سرعت پیشروی میکردن

."گزارشهای "بروس دانینگ

...رییس‌جمهور "تیو"درخواست جذب سریع

...سربازان و مردم دا نانگ رو اعلام کرد

.و از آنها خواست بمانند و بجنگند

.دستوراتمون خیلی در تضاد بودن

کیم دو سروان نیروی دریایی ویتنام جنوبی

.یه روز دستور میگرفتیم که دا نانگ دفاع کنیم

.روز بعدش دستور میدادن که ولش کنیم

...با نزدیک شدن دشمن وحشت

سرتاسر خیابونهای کوچیک ...و پاگوداهای شلوغ شهر را گرفت

.و همگی به سمت فرودگاه سرازیر شدن

.هواپیمامون محاصره شده

نمیدونم چطوری .باید از اینجا بریم بیرون

...داریم به سرعت در باند حرکت میکنیم

.و صدها و هزاران نفر رو جا میذاریم

...چندین نفرشون دارن میدون

.پلکان هواپیما رو میگیرن

.با سرعت هر چه تمامتر اونا رو بالا میکشیم

.دریایی از انسان روی هم ریختن

.غیرممکنه بشه جلوی جمعیت رو گرفت

.داریم میریم بالا

.داریم اونا رو جا میذاریم

...داریم میریم بالا

.مردم دارن از رو پلکان هواپیما می‌افتن

.هواپیما داره بلند میشه

.هر کسی باید به فکر خودش می‌بود

...پس پرواز "ورلد ارویز" رو میدیدی

.که سربازان ویتنام جنوبی پرش کردن

کشتیها رو میدیدی ...که پر از هزاران پناهنده‌س

.از جمله کلی سرباز

.وحشت خارج از کنترلی رو می‌دیدی

...در کل هر قایق، کامیون، هواپیما

...یا هر چیزی که به سمت جنوب می‌رفت

با مردمی که میخواستن .سوار بشن محاصره شده بود

...آمریکاییها رفته بودن

و در نتیجه خونه‌ی پوشالی .شروع به فروپاشی کرده بود

ویتنامی‌های شمالی ...تصمیم گرفتن شدت عمل رو بیشتر کنن

...هر بار بیشتر و بیشترش میکردن

.تا ببینن واکنش ایالات متحده چیه

در آوریل 75 من ...با رییس‌جمهور "جرالد فورد" بودم

و داشتیم با هواپیمای ...ریاست‌جمهوری بر فراز کشور پرواز میکردیم

...وقتی خدمه‌ی هواپیما

...اومدن و یه یادداشت بهم دادن

ران نسن دبیر رسانه‌ای کاخ سفید

.و نوشته بود دا نانگ سقوط کرده

فورد" با سوالاتی از" ...طرف رسانه‌ها بمباران شد

.اونم وقتی از هواپیماش پیاده شد

...حدود 150 تا 175 هزار

...نیروی معمولی و به خوبی آموزش دیده‌ی ویتنام شمالی

...با نقض توافق صلح پاریس

.به ویتنام جنوبی وارد شدن

.ما با این نقض مقابله کردیم

یک تراژدی باورنکردنی .با تمام ابعاد و شاخ‌وبرگهاش

.در یک بحران هستیم

...موجی از انسانها داشتیم

‏‏‏500هزار پناهنده که پشت ...‏‏‏سر هم از جنوب به طرف سایگان می‌اومدن

و 160 هزار نیروهای ویتنام شمالی .هم درست پشت سرشون بودن

...اونقدر نگران شده بودم

که تصمیم گرفتم بهترین ...ماموران ویتنامی خودمونو

...از بین جامعه بیرون بکشم

...تا ببینم چی میتونن بهمون در مورد

نقشه کمونیستها بگن .که به ظاهر خیلی سریع در حال پیشرفت بود

...در هشتم آوریل

...با یکی از بهترین مامورانمون ملاقات کردم

که گفتش کمونیستها .دارن به سمت سایگان میان

.تا روز تولد هو چی مین به اونجا میرسن

که میشد 19 می .که فقط یه ماه بهش مونده بود

...نیروهای کمونیست در ویتنام جنوبی

...تا اون موقع کنترل یازده استان رو به دست داشتن

و امروز تازه کار رو .روی یکی دیگه هم شروع کردن استان بین دین

...تمام تلاشمونو کردیم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left