Release info

더 게임: 0시를 향하여 The Game Towards Zero E01 to E30 [@KTteam]
더 게임: 0시를 향하여 The Game Towards Zero All Episodes [@KTteam]
The Game Towards Midnight All Episodes [@KTteam]
A Commentary by Ro94kgh
@KTteam. . .🌹مراجعه کنید @KTteam برای دانلود دیگر زیرنویس ها به کانال تلگرامی🌹

Tags

other
Published on: 2020-03-14
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...وقتی تو چشمای بقیه نگاه کنی

میتونی مرگشون رو ببینی؟

چرا اینطوری بهم زُل زدی؟

...مگه قراره چطوری بمیرم که

اینطوری داری نگاهم میکنی؟

...فکر می‌کنی

با بقیه فرق داری؟

سعی کن باارزش‌ترین شخصِ زندگیتو از دست بدی

...اون موقع

میفهمی

...با اینکه

بیست سال پیش دیدمش

همه‌ی این مدت همین کابوس تکراری رو میبینم

‌...انگار داره بهم اخطار میده که

هیچ شخص باارزشی نداشته باشم

مردم همیشه میگن آدمای دیگه ترسناک‌ترینن

...ولی اگه بهش فکر کنی، میفهمی که

...کارمایی (سرنوشتی)که منو گرفتار خودش کرده

از هر چیزی ترسناک تره

برای دانلود زیرنویس از لینک مترجم داخل کانال استفاده کنید

میشه بپرسم چرا اینقدر دلتون میخواد بدونین چطور قراره بمیرین؟

چرا؟

قراره به این زودیا بمیرم؟

... اینکه قبل از مرگتون، ازش خبر داشته باشین

همیشه چیز خوبی نیست

نیومدم اینجا که بفهمم چطوری میمیرم

این کیه؟

تنها پسرم که برام مونده

گمونم قرار نیست در آرامش بمیره

برادر کوچیکترش، پنج سال پیش مُرد

نمی‌خوام ببینم این پسرم هم قبل از من بمیره

... میبخشید، ولی فکر نکنم بتونم

جوابی که میخواین رو بدم

کِیه؟

...من فقط میتونم

لحظه ی قبل از مرگ رو ببینم

نه چیزی که بهم بگه چه روزی یا چه ساعتیه

چطور بهت اعتماد کنم؟

همینکه پسرتون چیزایی که بهتون میگم رو بشنوه

میاد سراغمو و خِفتم میکنه

یارو سردسته ی یکی از سه تا گروهِ لات و اوباشِ خفنِ مملکته

می‌دونی به چی معروفه؟

!اوه سونگ مین قصاب

کلی آدمو با چاقوش اینطوری تیکه پاره کرده

مُخم داره سوت میکشه

وای خدا

واقعا سر در نمیارم، خانوم لی

تو که میدونستی اون مادرِ همچین خلافکاریه

! معلومه که میدونستی

رییس

مگه زبون نداری؟ یچیزی بگو دیگه

خوابیدی ؟

اوهوی

... واقعا که

ته پیونگ ، وا کن دَرو

وقتی بیان ببرنت چی سرت میاد؟

بگو دیگه

بگو که بتونیم کمک کنیم

بسه دیگه بهونه نیار

اگه نمیتونی جلوشو بگیری، پس باهاش شاخ به شاخ شو

بیا بیرون - نمی‌خوام -

! پاشو بیا بیرون - !نمیخوااام -

! مگه دل بخواهه؟ بیا بیرون

!نخیر! نمیام

...نه، نه! بی عقلیِ تمامه! ولی بازم

باشه، بریم

نگران نباش

صحیح و سالم برِت میگردونیم

یا خود خدا

... تو همونی که

که در مورد مرگِ من زرِ مفت زده بود؟

...بخدا قبل از اینکه مادرتون رو ببینم

... نمی‌دونستم که

!طرف، شمایین. به جان خودم

درش بیار

خب حالا ببین

حالا دیگه می‌دونی منم، نه؟

کیه؟

کی میخواد منو بکشه؟

واقعا نمی‌دونم

من فقط میتونم لحظه‌ی مرگتون رو ببینم

میگی حرفتو باور کنم؟

راست میگم خب

دوباره بکش رو سرش

!صبر کنین، یه لحظه

انگار ازینکه اینجایین خیالتون راحته

ولی یکم دیگه، 12 تا آدم میریزن اینجا

! رییس

! اَرازلِ میونگ‌دونگ اومدن

! دیدی، لاتای میونگ‌دونگ دارن میان

فکر میکردم مرگ منو دیدی

پس حتما اینم میدونستی

! جواب منو بده

من فقط میتونم یه لحظه ی کوچولو از قبل مرگتونو ببینم

خب کِیه؟

!همین الان

بهتره فرار کنین با خودشون اسلحه دارن

از بین همه ی قدرتهایی که خدا میتونست بده

... چرا به من

قدرت دیدن مرگ بقیه رو داده؟

... خدا

به اون قدرت راحت کشتنِ آدما رو داده

اونم در حالی که قدرتشو به رخ همه میکشه

تا لحظه‌ی مردنش، آدم میکشه

ولی

... اون از زخمِ

چاقو یا شلیک گلوله و کتک خوردن نمیمیره

سکته قلبی میکنه

سکته‌ی قلبی؟

بله

پس باید کمکش کنی

مگه نمیگی که تو هم اونجایی؟

سعی میکنم ترغیبش کنم، ولی به این آسونیا نیست

نمیشه سرنوشت کسی رو تغییر داد

اگه بکشیش

بلافاصله قلبت درد میگیره

هنوزم دیر نشده بیا دستای منو باز کن

!کمکت میکنم - !منو نکش! رحم کن -

اگه بکشیش

! خودتم میمیری

چرا بمیرم؟

!من اوه سونگ مینِ بزرگم

دیدی؟ دیدی؟

ولی

پیش بینی های من هیچوقت غلط از آب در نیومده

... منی که میدونستم به هر حال اینطوری میشه

چرا اینقدر تلاش کردم که کمکش کنم؟

عصبانی بودم

...خودش انتخاب کرد که بجای اینکه

خودشو نجات بده، بقیه رو بکشه

و این خونمو به جوش میاره

در واقع

مرگ نشون دهنده ی اینه که یه نفر چطور زندگی کرده

وقتی به چشمای یه نفر نگاه کنم

میتونم لحظه ی قبل از مرگشو ببینم

آقا

... و من

! هنوز نفس میکشه

یه بار دیگه جون سالم به در بردم

کمک های اولیه رو شروع میکنم

آقا، آقا

!لعنتی

... آخه چرا باید هر روزِ خدا تمرین کنم

در صورتی که ممکنه تا آخر عمرم دست به ماشه نشم

دقیقا واسه همینه

ما که قرار نیست به قصد کشت، بهشون تیر بزنیم

باید نجاتشون بدیم

!سونبه، تلفن

سرپرست هانه - سرپرست هان؟ -

الو؟ - هی -

اوضاع اینجا فاجعه‌ست

کجایین مگه؟

صحنه ی جرم

فکر میکردم شیفتتون تموم شده

تموم شده. شنیدم هنوز تو کلانتری ای

آره هستم. ولی میشه بگین، صحنه ی چه جرمیه؟

اینجا تیراندازی کردن

تیراندازی؟

دونگ وو، جون یونگه؟

بله - بده من -

جون یونگ - بله قربان؟ -

اوه سونگ مین، سردسته ی اوباش اوه‌سانگ مُرده

حق با تو بود

احتمالا درگیری بین اونا و اوباش میونگ‌دونگ بوده

اینجا دریای خون راه افتاده

راستی ، یه نفر نجات پیدا کرده

یکی نجات پیدا کرده؟

آره، یه مردِ بیست و خرده ای ساله اینجا گروگان گرفته بودنش

بردنش بیمارستان دانشگاه هانکوک

باید بری ببینیش

باشه

بریم - کجا؟ -

چیشده؟ - بریم، تو راه میگم -

اورژانس، بفرمایید

چند لحظه لطفا

بهش تیر نخورده

ولی حین تیراندازی آسیب دیده

الو؟

...اگه اوه سونگ مینِ قصاب مُرده

یعنی درگیری خیلی شدید بوده

سونبه

به نظرت تو صحنه جرم، کلی بدنای تیکه تیکه همه جا پخش شده؟

تیکه ... تیکه؟

بونگ سو - بله؟ -

حواست باشه که همشونو جمع کنی

من؟

دفعه پیش، شستِ پای یکی جا موند

سرپرست هانم، توبیخ‌ـمون کرد

مگه اینکار وظیفه ی پلیسه؟

پس وظیفه ی کیه؟

حق با شماست

دقیقا، تاحالا اون روی سرپرست هان رو ندیدی، دیدی؟

وایسا، منو همینجا پیاده کن

چشم

ماشینو پارک کن ، بیا تو - باشه -

چیکار میکنی؟ بپر پایین

سونبه، من یه لحظه میرم دستشویی

باشه - ممنون -

پلیس

یه مریض حدود یک ساعت پیش اینجا نیومده؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left