The first 199 lines.
در گوشه ای از شهر، جایی که زمان در تکاپو هست
ظلمت و روشنایی خاطرات رو به تصویر میکشد
رنگ روح تو در درون قلبم نقش بسته است
و زمان در تلالو و تناسخ مجدد به جریان در میاید
هر پیچک دوزی با احساساتم نسبت به تو در می آمیزد
عشقی که با هر بافت سرریزمی شود
خاطرات در درون قلبم مهر و موم شده ست
و بدون شک من آن را بیدار خواهم کرد
و به آواز دادن آرزوهای گذشته های دورم ادامه خواهم داد
تا اینکه بتوانم در بسته شده قلبت را باز کنم
اشک های من در آسمان به رقص در میاین
و کینه ها و گناهان ما را پاک میکنن
خاطرات گذشته از مقابل چشمانم عبور میکنن
و تردید ها در درون قبلم باز متولد میشوند
پیوندی که ما را به هم متصل کرده، همانند رودخانه در حال جریان هست
که به راهش ادامه میدهد و مرا به وسوسه می اندازد
عشق چیه؟
آیا ایمان داشتن و صبر کردنه؟
آیا چیزی که حتی به قیمت جونت هم شده میخوای بهش چنگ بزنی؟
چیزی که حتی اگه با سرنوشتت در تعارض باشه میخوای بدستش بیاری؟
،چیزی که حتی برای تناسخ دوبارش میخوای صبر کنی؟
.عشق خیلی ساده ست
.از قلبت بپرس که آیا تا حالا عاشق شدی یا نه
!دوستت دارم
تصویر برای محافظت از حریم خصوصی قربانی .سانسور شده
!من خیلی خیلی دوستت دارم
!تو هر آرزوی داشته باشی ، من برات برآوردش میکنم
.قرارداد بسته شد
.ارباب جوان، ارباب جوان، از هپروت بیا بیرون
... این
تو چجور قراردادی با روح روباه بستی؟
.اون هرچیز با ارزشی که بود رو کش رفته
!برام مهم نیست
!این بهترین لحظه تمام عمرم بود
!همین که خوشحالی، کافیه
!این عشقه، عشق
.من خیلی خوشحالم که اینقدر خر کیفی
.دای چان، اونیکه پشت درخت پنهون شده رو برام بیار
روح روباهه دلال ازدواج
روح روباهه دلال ازدواج
بنال ببینم، چرا منو زیر نظر گرفتی؟
.دلم میخواست یه نگاهی به کاسبیت بندازم
.این آخرین اخطارم بهت ـه
.این نیشخند مسخره که درست مثل اون یاروئه رو تموم کنن
!متاسفم! متاسفم! متاسفم!متاسفم
،قبله روباه ما دارای قدرت روحی قوی
،چشم انداز باور نکردنی
.و هوش برجسته ای هست که ما رو از دیگر یوکاها متمایز می کنه
با این حال تو چی؟
.تو هیچ کدوم از این چیز ها رو نداری
.بنابراین، تو فقط یه کار میتونی برای قبیلت انجام بدی
.یه ازدواج قراردادی
.من یه پیام سری از اتحادیه هماهنگ سازی بدستم رسیده
.همسر تو 16 سالشه
.نه. من نمیخوام ازدواج کنم
!قطعا نه
!من میخوام به یک روح روباه فوق العاده تبدیل بشم
.منو نخندون
.حالا برو و آماده ملاقات کردن با شوهرت شو
!یایا خواهر جون، متاسفم
!درسته، این
فرم درخواست
.من دو روز تو صف منتظر موندم تا تونستم اولین ماموریتم رو بدست بیارم
.من قطعا این ماموریت رو تموم و به یک روح روباه واقعی تبدیل میشم
... اول باید هدف رو پیدا کنم
.دای چان، شو چان، برید دنبالش
،سوسو مهم نیست که کجا بری
سری
.سرنوشت تو اینکه با این پسر ازدواج کنی
این گردنبند مادر بزرگ مرحومم که .برای عروس آیندم کنار گذاشته بود
،من از لحظه ای که تو رو دیدیم .فهمیدم کسی بیشتر از تو لایق داشتن اینو نداره
و - واقعا؟
.بله
.این مطمئنا کار سرنوشته
.حالا، با من ازدواج کن
.چشمات رو ببندن
.اینطوری عشق ما خیلی سریع سر به فلک میزنه
!نـ ـ نه، اینکارو نکن
!این نهار برای مشتری هام ـه
.واقعا؟ پس بهتره عجله کنی و اونها رو تحویل بدی
نه. برا چی اونارو میخوری؟
لعنتی، با دیدن غذای گرون زدم جاده خاکی .از هدفم دور شدم
.با من ازدواج کن
!بازنده عوضی
.عمرا بتونید منو بگیرید
.هدف باید همین اطراف باشه
،من قطعا این ماموریت رو تموم .و به یک روح روباه شگفت انگیزی تبدیل میشم
!کمکم کنید. جلو نیا
ظرف غذای دومی گوشت پخته شده خوک بود؟
!مردم این شهر خیلی عجیب هستن
!بسیار خب؛ آماده ام
.حالا، وقت مرحله بحرانی ـه
،این برنامه خواستگاری جالب و جذابی که افراد بی پول توش شرکت میکنن
.مگه اینگه خوش چهره باشن
پول یا زیبایی، کدومش رو انتخاب میکنید؟
.حالا نوبت اولین شرکت کننده مونه
.مـ ـ من، ناریکین سوسومو، 30 سالم ـه
.من مدیر یه مزرعه هستم
... دلیل اینکه اینقدر جوون بنظر میرسم اینکه
اتحادیه هماهنگ سازی
.بلافاصله جلوی ضبط برنامه رو بگیرید
اتحادیه هماهنگ سازی؟
قدرتمندترین اتحادیه ای که تعادل بین انسان ها و یوکای ها رو
توی هزار سال گذشته نگه داشت؟
.این صدای دلربا باید مال رئیس اتحادیه هماهنگ سازی باشه
!آه، فوکی ساما
اتحادیه هماهنگ سازی؟ اون دیگه چیه؟
تو نمیدونی؟
،با توجه به افسانه ها، هزار سال پیش
.تمام راهب ها با جمع شدن دور هم، قویترین اتحادیه رو درست کردن
.و به این میگن اتحادیه هماهنگ سازی
.نفوذ اونها حتی الان کم رنگ نشده
ری
اُه
چو
اُو، ری، چو سه خانواده ای هستن که .ریاست بر خاندان رو بر عهده دارن
.میدونستم که سر و کلت پیدا میشه
هاکو گِشو، میخوای بدهی ـت رو نسبت به اتحادیه فراموش
و برنامه ای که 500 سال برای ساختش وقت برده رو نابود کنی؟
منظورت از بدهی چیه؟
.تا اونجایی که یادم میاد، من هیچ حریم خصوصی نداشتم
.هر روز با کتک پلو ازم پذیرایی میکردین
.نه میتونستم به دخترها نزدیک بشم
.نه میتونستم کار کنم
.همش بهم تکلیف شب میدادین و خوراکم رو جیره بندی میکردید
.حتی سرازیر شدن آب دهن برام ممنوع بود
عالی ترین انتقامم از همه شما ها اینکه، به وسیله ی این سنگ محبوب خواستگاری
فقر
مسیر ثروت
.جلوی ازدواجم رو با یه یوکای بگیرم
شانس عالی
،اگه منو یکی از دخترها همزمان اینو لمس کنیم .تا ابد مال همدیگه میشیم
.و تلاش 500 ساله شما دود میشه میره هوا
.چقدر مضحک
!بگیریدش
!بله، قربان
من برای اطمینان از گرفتن انتقام پر ابهتم .یه چیز دیگه ای رو کنار گذاشته بودم
!غیر ممکنه
طبق پیشگوی های انجام شده
،دختری که با من این سنگ رو لمس میکنه
.درست همینجاست
!با استفاده از این، برنامه بی فایده شما به پایان میرسه
.شگفت انگیزه
.اما تو یه چیزی رو فراموش کردی
آیا اینجا دختری هست که با وجود من بخواد تو رو انتخاب کنه؟ هاه؟
!فوکی ساما
!لعنتی
!اینو کاملا فراموش کرده بودم
حا - حا - حا - حالا چیکار کنم؟
!بالاخره رسیدم
.هدف من اینجاست
... اون
قسمت اول "سوسو روح روباه"
!بالاخره رسیدم
.هدف من اینجاست
اون دیگه کیه؟
... آییی
!وای، واقعا درست اومدم
.خیلی خوشحالم که تونستم تا اینجا بیام
یوکای؟
.اونم یه دختر
.ماه هنوز منو ول نکرده
زخمی شدی؟
.بیچاره
.چی؟ من خوبم
.من یه سنگی دارم که هر زخمی رو درمون میکنه
!اوضاع خیطه، جلوش رو بگیرید
.هاه؟ نیست
منظورت اینه؟
.من وقتی افتادم با سرم زدم شکستمش
!حقت بود
.این گنجینه 612 ینیم بود
چطور میخوای غرامتش رو بپردازی؟
.اون حسابی عصبانی شده
.متاسفم. مطمئن باش پولش رو میدم
!تو برنامه بی نقص منو زدی نابود کردی
چطور میخوای جبرانش کنی؟
!بابا گفتم که معذرت میخوام
.خدای من، عجب قدرت روحی قوی داره! چقدرم خسیس ـه
!رفتار اون اصلا قابل درک نیست
!دردم گرفت
این همون آبنبات چوبی افسانه ای، نه؟
.من حتی هنوزم طعم شیرینش رو فراموش نکردم
.باورم نمیشه که دوباره دارم میبینمش
این مال توئه؟
.آره، درسته
!ممنونم، راهب ساما
متشکری؟
.حداقل بعد گند زدن به زندگی دیگرون یکم پشیمونی از خودت نشون بده
!هورا
شکلات، آبنبات و بیسکویت؟
!به همه ی این تنقلات هوس انگیز نگاه کن
.من الان از خوشحالی میتونم بمیرم
.اگه همه ی اینها رو بهم بدی میبخشمت
اینا حیون خونگی تو هستن؟
!اونا میخوان به زور منو برگردونن !راهب ساما، نجاتم بده
.پس یدونه دیگه از اون اب نبات چوبی بهم بده
.نه، 20 تا ازش میخوام
.باشه
No comments yet. Be the first to leave one.