The first 133 lines.
یه کشتی بزرگ با نشتیِ کوچیک غرق میشه
مهم نیست سد خاکی که ساختی چه قدر محکمه
یه ترک کوچیک میتونه همه چیزو از بین ببره
کسایی که در رأس هستن همیشه باید مراقب حرکاتشون باشن
امیدوارم هردو زندگیِ طولانی داشته باشیم
خب، لطفا مراقب این باش ... جناب وزیر
"پس از مفقودی" جاییکه تو تموم میشی من شروع میشم
گنج افسانه ای اشک سوکی که در آغاز قرن 19 میلادی
قسمت 5 "احساس"
با یک کشتی مسافری لوکس به ته اقیانوس آرام فرو رفت، کشف شد
این کاوشگر توسط یک تیمِ پژوهشی در دانشگاه ایندا ساخته شد
یاقوت بزرگ درحال حاضر ارزشی معادل با 500 میلیون ین دارد
"آژانس کاراگاهی هیداکا"
لطفا تمومش کن، سنپای
تو وسط روز ...
توهم همینطور پس انتقامت چی شد؟
ریوکو همکار سابق، آئویاما هم
... جسد غرق شده ش پیدا شد
مقامات عالیرتبه تحقیقاتو مختومه کردن
و رئیس به خارج منتقل شد
سنپای ... منم به اندازه ی تو نا امید شدم!
لطفا هرچی که میدونی بهم بگو!
آژانس ... اونا دیگه کدوم خرائین!؟
کاراگاه
اوه، پسر مشهور
"آژانس کاراگاهی هیداکا"
تو 500هزار ین میخواستی، درسته؟
روز دیگری، قطعه ی هنری معروف به نام اشک سوکی،
در یک کشتی غرق شده در اقیانوس آرام پیدا شد
اون ...
چیه؟
سوما چیزی شبیه اون داشت ...
اگه اینجوره، ممکنه یه اثر هنری باشه
اثر هنری؟
اونموقع که تو مرکز تحقیقات کار میکردم
یه همکار داشتم که تو تحقیقاتشون متخصص بود
حتی اشیاء هم میتونن روح داشته باشن
اراده ی کسی که اونو ساخته یا اراده ی صاحبان در طول نسلها ساخته
وقتی این اراده ها بهم فشرده میشه زمانایی وجود داره که یه آیتم قدرت مرموزشو آشکار میکنه
چرا سوما همچین چیزیو حمل میکنه؟
ظاهرا این قدرت میتونه توانایی ذاتی انسانو زیاد کنه
شایعاتی وجود داره که آژانس تمامشونو از سراسر جهان جمع میکنه
اون داشت عمارتو سرک میکشید
میگه با تاکویا کار داره چیکار کنیم؟
همون جادوگره س، یوشیاکی!
کی با این آدم مشعور دوست شدی؟
کی منو معرفی کرد؟
نمیتونم بگم
بد شد. این یعنی یه نفر حواسش به تاکویائه؟
حالا چیکارم داری؟
با دزد ارواح تشکیلات ایکس آشنایی؟
فکر میکنم چندبار با اونا روبرو شدی
خسته نباشی!
منو یاد خاطرات ناخوشایندی انداختی
ارتباطتت با اونا چیه؟
لیدرشون سوباسا ... برادر بزرگمه
چی گفتی!؟
من 10ساله که ندیدمش
اون یه روز ناگهانی غیب شد
خب بعد؟
میخوای باهام معامله کنی؟
کی واقعا برای برادری که خیلی وقته ندیدتش تا اینحد پیش میره؟
یه خواهر و برادر که خانوادشونو ترک میکنن انگار که غریبه ن
این دوتا وقتی کوچیک بودن والدینشونو از دست میدن
وقتی کوچیک بودن برای زنده موندن بهم وابسته بودن
که اینطور ...
میگم جادوگره خیلی دیر کرد
نکنه از تو به اونا گفته باشه، سنپای؟
اون ترسوئه ولی احمق نیست
اینا مواردین که تشکیلات دزد ارواح تو گذشته دزدیده
تمام اون قطعات هنری ارزشش صدها میلیون ینه
پس هدفشون پوله، نه؟
اینجا یه جواهر به اسم هوشی وجود داره
جدیداً اشک سوکی گنج افسانه ای لنگه ی این آیتم کشف شده
مطمئنم اونا دنبال اینن
ازم میخوای برادرتو بگیرم؟ چی به ما میرسه؟
شما نمیخواین گنجی که تشکیلات دزد ارواح دزدیده رو پیدا کنین؟
اگه اونا رو بگیری، باید بتونی بفهمی چطور اون کالاها رو میفروشن
این کار ناتمومه
آره. لازم نیست از لیدر بخوایم
اوضاع چطوره؟
دارم روش کار میکنم
آژانس اشک هوشی که تشکیلات دزد ارواح دزدیده رو داره
پس اونا به آژانس متصل شدن؟
تاکویا، این یه تله س
آره
متاسفم. نمیتونم به کسی اعتماد کنم که منبع اطلاعاتشونو بهم نمیگه
نمیخوام کار خشنی بکنم، اما ...
مطمئنی؟
به مدیرم گفتم
اگه اتفاقی برام افتاد، به پلیس و مطبوعات اینجا رو لو بده
پس داری تهدیدمون میکنی؟
این یه مشکله
اگه فرصتو از دست بدم هرگز دیگه برادرمو نمیبینم ...
ببخشید ...
یه اثر هنری میتونه شخصیت بازیگرو عوض کنه؟
امکانش وجود داره
اگه اشک سوکی رو بررسی کنیم، ممکنه بتونیم راهی پیدا کنیم که سوما رو برگردونه ...
ای خدا ...
نفوذ موفقیت آمیز بود
هی، چرا برادرت داره تشکیلات دزد ارواحو رهبری میکنه؟
نمیدونم
بعداز اون پدیده، ساکت بوده اخیراً چیکار داشت میکرد؟
نمیدونم
تو که برادرشی باید بدونی
اونا میگن تصادف رانندگی بوده
چه وحشتناک
بچه هاش هنوز خیلی کوچیکن
پدر، من سخت کار میکنم
دیگه لازم نیست نگران سوما باشی
چه مدته داریم تعقیبشون میکنیم؟
کی به آدم مشهوری مثل اون اهمیت میده؟
اسم این مرد تاکویاس. اون آخرین فردی بود که اون زن دنبالش بود
تازه تو گذشته، اون با این آژانس درگیر شده بود
باید از اول بهم میگفتی!
الان این چی بود!؟
اوه، خب ...
خب، من یه جادوگرم
همین الان ...
نظرت راجع به نقشه م چیه؟
اگه برای اینکه فقط یه پشتیبان داشته باشیم، خسته کننده میشه
بیاین از فرصت استفاده کنیم و این آثارهنری رو جمع کنیم
باید از این یارو استفاده کنیم، سوباسا
موندم این کارا بی دردسر پیش میره یا نه
منو احمق فرض نکن، مادربزرگ
مادربزرگ ...!؟
اونا میان، نه، سوزونا؟
آره، شک نکن
این دختر قبلا یبار شکست خورده نمیتونیم اینکارا رو بهش بسپریم
توهم همینطور ...
من دیگه چرا؟
تجربه مهمه
برات متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.