The first 200 lines.
آنچه در محکوم به زندگی گذشت
چی شده ؟ مورد اورژانسی؟
یک سرطان شناس تازه اومده ....و خیلی هم
خوشگله
سلام دکتر ویلیام گرنت هستم
استلا آبوت داوطلب
من کمک کردم که لیزی یک گوشه سر نویسندگی بشینه
تا بالاخره بتونه روی کارش تمرکز کنه
می تونی به جای فروش داروی پیش فعالی
به مامان های فوتبالی کار بهتری بکنی
مسئله این نیست که درباره
بقیه کار ها فکر نکرده باشم
دیگه نمی تونیم نادیده بگیریمش
میدونم که چند سال پیش علف می فروخته
من از قرص ها خبر نداشتم
وقتی که سمت تو کشیده شده همه چیز تغییر کرد
من به پاریس پرواز کردم و به رستوران رفتم
همون جایی رو که رزرو کرده بودیم
تو اونجا بودی ؟توی پاریس؟
من قرار بود باهاش ازدواج کنم
پنج روز قبل از اینکه تو رو ببینم
ـ چند وقته که ازدواج کردی ؟ ـ شیش ماه
واقعا برای خودم متاسفم که هفت ماه پیش تو رو ندیدم
من تا وقتی که به قولم عمل نکنم این رو ول نمی کنم
می خوام همینجا باشم با تو
من هم میخوام اینجا با تو باشم
واقعا خوشحالم که اینجا اومدیم
خیلی وقته که فیلم ندیدیم
خب فکر میکردم که فکر خوبی باشه
که پاریس رو فراموش کنیم
و فیلم تعطیلاتی رومی رو ببینیم
موضوع فیلم درباره چی بود ؟
اودری هپبورن یک اسکوتر کوچولو رو در تمام رو می چرخونه
اوه چیزی نگو که من عاشقش میشم
اوه
من بهت گفتم که اگر پفوفیل می خوای
برای خودت بگیر
خب تو زیاد گرفتی
و الان هم همش رو خودم می خورم
هی ممنون که اینقدر درکم میکنی
درباره پیپا و این جور چیزا
دوست دارم
منم دوست دارم
منم خیلی دوست دارم شما ساکت بشین
شرمنده
ما فقط می خواستیم که اوقات خوبی
ـ توی رابطه مون داشته باشیم برای همین ـ هیشش
اوه شرمنده اصلا خبر هم نداشتم
شاید بهتر باشه فیلم رو نگهداریم و برق ها رو روشن کنیم
و شماها تا آخر به جای فیلم
نقش عاشقانه تون رو بازی کنین؟
خیلی خب آروم باش
....این فقط تریلر های
فیلم ـه که مال زمان شاه ـه
من و وس تنها آدمایی نبودیم که
می خواستن رابطه شون رو از نو بسازن
فقط جوجه ها و خانواده هرنایت
جواب اصلی رو می دونستن
اون دیگه کار نویسنده گیش رو تموم کرده بود
لیزی و دیگو هم داشتن همین کار رو انجام می دادن
تا اینکه از خودشون مراقبت کنن
هر چند که اون یک جوجه بود
ولی اون خانواده شون بود
ـ مامان؟ ـ بله
ـ واقعا خودت این داستان رو نوشتی ؟ ـ آره
فقط بخاطر شما دوتا
چون واقعا دلم براتون تنگ شده بود
فردا یک داستان دیگه می خونم باشه ؟
ولی الان دیگه وقت خوابه
بریم
من اونا رو می خوابونم
بعدش هم تو رو می خوابونم
خیلی خب
من واقعا خوشحالم که بالاخره اومدی خونه
ـ من خیلی خوشحالم که خونه ام ـ اوه واقعا ؟
اوه اوه !شراب
خوبه
ممنون که می ذارین اینجا بمونم
چون من تنهام
بهم زدن با دوست دختری که
که بهترین دوستت هم باشه .
خیلی کیریه
اهمم
اوه بوی گوه میده
خب بریم سر نتفلیکس و حال کنیم بچه ها
ـ مامان ـ بله ؟
اصلا می فهمی داری چی میگی؟
نه والا
آیدین هم می خواست که از دوباره شروع کنه
آیدین تنها کاری که باید بکنی
اینه که این پروفایل رو تکمیل کنی
نگاه کن
بحث سر این نیست که می خوام قانونی باشه بچه ها
قانونیش میکنم ولی حقیقت اینه
دلیلی وجود نداره که من رو استخدام کنن
ـ این حقیقت نیست ـ واقعا؟
دقیقا مدیر بتر بای هم همین رو گفت
آیدین تو زرنگی
و کاردون هم هستی
اگر کاردون می بودم
اینجا با بابام زندگی نمیکردم
تا خرجم رو بده؟
آره این دقیقا تعریف کاردون بودن
بچه ها بیخیال
من بیکارم
تو چاره ای نداری آیدین
اگر که می خوای راحت زندگی کنی
باید یک شغل واقعی گیر بیاری
خب این که واقعا خوبه
خب این پیشنهاد آخرت رو قبول می کنم
اسب تک شاخم رو سوار میشم و میرم پایین
آپارتمان رویایی
اونم جایی که توی این دولت مثل چی کار ریخته اس
اصلا خنده دار نیست
خنده دار نبود
هی بچه ها من هیچ منبعی ندارم
هیچ سابقه کاری و هیچ تجربه ای
کی توی دنیا می تونه من رو استخدام کنه ؟
کافی شاپ
داه
اصلا چرا اول به ذهن خودم نرسید
من هم تا به حال از اینجور چیزا نداشتم
ولی با این وجود من رو استخدام کردن
جدا از این ها تو خانواده ـمی
پس میشه با این یک کاریش کرد
اینطوری خیلی قوم و خویش بازی میشه
مگه بابای خودت مالک این کافی شاپ نیست ؟
بله و اون ازم بخاطر این کار ازم مصاحبه گرفت
انگار که کاملا غریبه بودم
ببین
برادرم آدم خوبیه
ـ همونه ؟ ـ آره
و این رو هم بهت بگم
شاید بتونه بهترین بریسیتا بشه
خیلی آدم مردمیه
کارش توی چشمک زدن و خندون عالیه
توی قهوه دادن هم کارش خوبه
فقط... چیزی نگو
دقیقا منظورت که چقدر خوشگله رو رسوندی
می تونه اینجا کار کنه- وای خدا -
ممنونم - اوه اهل بغل نیستم -
اوه شرمنده
دیگه با داداشم اشنا شو
ایدین این هم از رئیس جدیدت
خوش اومدی خوشگله
اون خنده دختر کشت جزئی از یونیفرمته
و ازت می خوام که هر روز این با خودت داشته باشیش
اوه هر چیدکه شما بفرمایید مدیر جان
اوه
هی لازم که نیست این کلاه مسخره رو بپوشم، لازمه؟
اوه نه
فقط برای استلا پوشیدنش لازمه
چونکه کله خیلی تخمی ای داره
نه ندارم
جدای از توهین های فینلی امروز داشتم می ترکوندم
که فکر نکنم کار درستی باشه که این رو توی بیمارستان بگم
سلام - سلام علیکم -
چه خبر میکی موس؟؟
میکی موس ؟
اسم من مگه اینه
ـ کی همچین اسمی داشتم ؟ ـ همین الان
همینطوری گفتم
خب من که امروز خوبم واقعا دارم می ترکونم
خیلی خب این حرف خوبی نیست که توی بیمارستان بخوابم بزنم
ولی خوشحالم که روز خوبی داری
و فکر بهتر از این هم برات میشه
همین الان فهمیدم که سیدی قبول کرده
که توی کلنیک دکتر فریمن آزمایش بده
جدی می گی ؟
وای خدا
واقعا عالیه
آره
اوه استلا
استلا
استلاا
ـ حالت خوبه ؟ ـ همممم؟آره
نه...من....من خوبم چرا پرسیدی ؟
ـ آب از دهنت افتاده بود ـ اوه
گفتم نکنه برات اتفاقی افتاده
اوه نه من حالم خوبه
من خوبم
من فقط با آدمی که شوهرم نیست
توی خیالاتم سکس داشتم
ترجمه از IRONFIST9999@ @ALPHASUBTITLE کانال تلگرام
شاید نا خود آگاه من بوده که خواسته از وس انتقام بگیره
ولی....اگر برای کار دیگه ای باشه چی؟
فقط محض اطلاع میگم
در واقعیت هیچ اتفاقی نیفتاده
فقط یک فکر کوتاه بوده
درسته
ولی اگر معنی دیگه ای بده چی ؟
منظورم اینه من به خودم گفتم
اوضاع من و وس بعد از اتفاقات پیپا خوب بوده
...ولی
شاید هم اوضاع خوب نباشه
شاید به خاطر اینکه آدم خوشگلیه
با دکتر گرنت این فکر رو داشتی
به هر حال خودم هم می خواستم تمومش کنم
خب چجوری تمومش کردم؟
ته دلت همون چیزی که می خواد رو میگه
No comments yet. Be the first to leave one.