射雕英雄传
The first 200 lines.
افسانه ی عقابهای مبارز
قسمت 40
شهر تائویان
شهر تائویان درست روبرومونه ، حالا میتونم این کیسه سفید رو باز کنم
مسیر مشخص شده در نقشه رو دنبال کن تا به یه رود برسی
که کنارش یه کلبه با سقف پوشالی قرار داره کیسه قرمز رو اونجا باز کن
برو ، برو
همین جاست
حالا میتونم کیسه ی قرمز رو هم باز کنم
تو این دنیا فقط امپراطور دوآن می تونه این دختر رو نجات بده.
امپراطور دوآن؟ این اسم امپراطور جنوب نیست؟
مگه امپراطور دوآن حاکم دالی نیست؟
.دالی خیلی از این جا دوره چه طوری 3روز به اونجا برسیم؟
.ناامید نشو ، بازم هست
امپراطور دوآن به انزوارفته و ملاقات کردنش کار سختیه.
یک مرد ماهیگیر ، هیزم شکن ، کشاورز و ادیب به شما حمله خواهند کرد.
بگید هونگ چیگونگ شما رو فرستاده تا تقاضای ملاقات رسمی کنید
وقتی با ایشون ملاقات کردید ، نقاشی که در کیسه زرد رنگ هست رو بهشون تحویل بدید
این تنها شانسه
رونگ ار ، چرا کمک خواستن از ایشون ممنوعه
یا اینکه باعث میشه بهمون حمله کنن و آسیب ببینیم؟
.منم جواب این سؤال رو نمیدونم
ما فقط باید طبق نوشته عمل کنیم __ اما__ چی شده؟
ما باید به دروغ اسم استاد چیگونگ رو بیاریم تا بتونیم با ایشون ملاقات کنیم
اما من نمی خوام به ایشون دروغ بگم
اما اگه دروغ نگم ایشون به تو کمک نمی کنن. چیکار باید بکنیم؟
برادر جینگ خودت باش ، صداقت بهترین کاره
عیبی نداره ، هرچی دوست داری بگو
این طوری خوب شد
بیا بریم
اسب قرمز اینجا منتظر بمون
بریم
برادر جینگ ، ببین
مرد ماهیگیر ، مرد هیزم شکن ، کشاورز و یک ادیب
اون راه رو بسته و در این حال داره ماهی میگیره
.اون رقیب ساده ای نیست
رونگ ار ، بیا بریم
این چه ماهی؟
هی! من تمام روز رو منتظر بودم و ماهی تقریبأ قلاب رو گرفته بود
تو اون رو ترسوندی. میدونی گرفتن !چه قدر سختهJin-wawa ماهی
؟ این چه جور ماهی؟Jin-wawa
،توی روستا اگه حشرات سمی بیان
اونا رو می خورهJin-wawa
میتونه حشرات سمی رو بکشهJin-wawaو فقط هم
یک ماهی طلایی استJin-wawa
.تو زادگاه من خیلی از اون ها هست اون یه ماهی کمیاب نیست
زادگاه تو ازاین نوع ماهی زیاد داره؟نه فقط یکی؟
دروغ نگو
دروغ یا حقیقت رو بیا خونمون و ببین
خونت کجاست؟
نه دور نه نزدیک
- 1000 to 1500 miles away. - Lass, you swindle me, huh?
شما اینجا چیکار می کنین؟ - ما می خوایم امپراطور دوآن رو ملاقات کنیم
-می خواین چیکار کنین؟ - ما میخوایم...
آهان ، برای معالجه می خواین استاد رو ببینین
برگردید ، بهتون اجازه نمی دم رد بشین
ارشد،این دختر،دختر رِئیس جزیره هلو و شاگرد هونگ چیگونگ هستن
استاد هونگ چیگونگ حتی اون رو به عنوان رئیس قبیله ی گواها منصوب کرده
لطفا به احترام این دو استاد بزرگ بهمون اجازه بدین امپراطور دوآن رو ببینیم
داری می گی این دختر رئیس جدیدی قبیله گداها ست؟
هه،من که باور نمی کنم
ارشد،این عصای مخصوص رئیس قبیله ی گداها ست
- اینو میشناسی؟ - ارشد هونگ شما هارو فرستاده؟
درسته بهمون گفتن به دیدن امپراطور دوآن بیایم
به خاطر یه موضوع مهم
ارشد هونگ شما ها رو فرستاده تا به ملاقات استاد بیاین؟
درسته
دقیقا امپراطور دوآن،نه کسی دیگه؟
درواقع هیچ امپراطور دوآنی اینجا نیست
دروغ میگی- چه دروغ باشه چه حقیقت،شماها نمی تونین از اینجا رد بشین
دوباره اومد بیرونJin-wawaوای خدا،
- برادر جینگ برو بگیرش تا باهاش بازی کنیم - باشه.
- برادر جینگ بدش به من - باشه
چقدر لیزه،هی ماهی گیر زود باش بیا کمک
بیا بریم
برادر جینگ پل رو بشکن
Dragon Seen in Field
دختر جوان،تو تقلب کردی
آدم های پست، نمی ذارم برین
- مراقب ماهیت باش نذار فرار کنه - تو!
اگر معالجه نشم اینجا جای خوبی برای قبر منه
رونگ ار،این حرف رو نزن
اگه این اتفاق افتاد تا زمانی ، که تو اغلب به دیدنم بیای
- من راضی هستم - رونگ ار،این جوری حرف نزن
اگه اون روز بیاد من هرگز به تنهایی به زندگی ام ادامه نمی دم
برادر جینگ حرفات خیلی خوشاینده
برادر جینگبه نظر می رسه این جا اخر راه باشه
حصار شهر شکسته شده،قهرمانان کجا هستن
آیا اژدهای درون ابر ها می تونه بگه؟
موفقیت و انحطاط
سلسله ها شکوفا می شن و سقوط می کنن
راه و روش دنیا مثل یک ابر همیشه متغیره
بیماری خواست آسمانهاست
معالجه هم از طرف آسمان
رونگ ار،این شهر چه معنی میده؟
شاید معنیش این باشه که بدشانسی در این دنیایی بیکران مثل مه غلیظی
که باد میبرتش
- برادر جین منو بزار پایین - باشه
مرد ماهی گیر،هیزم شکن،کشاورز و ادیب
به نظرم اون باید هیزم شکن باشه،نه؟
ماهی گیر،هیزم شکن،کشاورز و ادیب باید همشون شاگردان دوآن باشن
شعر این هیزم شکن از نیروی درونی قوی برخورداره
کنگفوی اون باید خیلی قدرتمند باشه
یعنی کشاورز و ادیب هم مثل اون هستن؟
برادر جینگ، من یه فکر خوب دارم
چه فکری؟
می دونی چرا اون سرگرم جمع آوری چوب و به ما توجهی نمی کنه؟
افرادی که به اینجا رسیدن از پس مرد ماهیگیر بر اومدن
برای همین هیزم شکن فکر می کنه ما از اینجا رد می شیم
با داشتن اجازه ماهیگیر
برای همین اون وانمود میکنه که ما رو نمی بینه
اون نباید به ما هشدار بده
اگه بتونیم قلبش رو رام کنیم،اون بهمون اجازه می ده از اینجا رد بشیم
اما ما نمی دونیم چه طوری دلش رو بدست بیاریم
این مرد باید یه ژنرال باز نشسته باشه
اون حتمِا آدم برجسته ایه
ما می تونیم از شعرش تعریف کنیم نه ازشهرت و اوازه اش
بریدن چوب ها در یک کوهستان دور افتاده اون رو خوشحال می کنه
رونگ ار، توی خیلی باهوشی
بادها جمع می شن،موج ها
امواج خروشان می شن
کوهستان ها و رودخانه های جاده ی تونگ گوان
به غرب با تردید نگاه می کنن
چین محزون و سلسله ی هان
قبر ها به گرد و غبار تبدیل می شن
یا شکوفا بشن،مردم عادی رنج می برن
"Perished; commoners suffered"
چه شعر خوبی
کجاش خوبه؟
کوهستان های سرسبز،ابر های سفید عاشق
بدون داشتن رویای غارتگری و ثروت اندوزی
گل های وحشی شکوفه می کنن، یک کلبه با سقف پوشالی
چه اهمیتی داره کی پیشرفت میکنه و کی نا بود می شه؟
یک راه متواضیانه کافیه
ضعفا;روح تغیر نمی کنه. موفقیت;هیچ وقت عوض نمیشه
شایستگی یا نام ابدی نیستن
شماها اینجا چیکار می کنین؟
عمو،ما برای مناظر کوهستان به اینجا اومدیم
مرد ماهیگیر ما رو به اینجا راهنمایی کرد
اما مسیر اینجا تموم میشه
عمو،لطفا ما رو راهنمایی کنین
فقط یه راهه که اینجاست
اگه می تونین خودتون تنهایی بالا بیاین
کجا هستین افراد جنگاور؟
پیروزی تبدیل به غبار شد
شکست تبدیل به خاک شد
برادر جین
-طبق چیز هایی که اون گفت من به درمان نیازی ندارم - چرا؟
همه می میرن
اگر شفا پیدا کنم در آخر به غبار تبدیل می شم. اگر هم خوب نشم بازم به غبار تبدیل می شم
به حرف های اون توجه نکن،امپراطور دوآن تو رو معالجه میکنه
،زنده بمونم تو منو کول می کنی بمیرم هم منو کول می کنی
- برادر جینگ تکون نخور - رونگ ار،نترس،من اینجام
برادر جینگ، منو ول کن
این طناب نمی تونه ما دوتا رو نگه داره
دوتاییمون می افتیم ها
رونگ ار محکم منو بگیر ولم نکن
من تو رو می برم بالا
برادر جینگ،منو ول کن
تو باید زنده بمونی
رونگ ار، با یکی از این چوب ها خودت رو سفت به من ببند
این کارو نمی کنم
اگه تو بمیری منم زنده نمی مونم شنیدی چی گفتم
- این کارو نمی کنم - مگه تو نگفتی
من تو رو زنده کول می کنم
بمیری بازم کولت می کنم
بنابر این چه بمیری چه زنده بمونی من در هر صورت کولت می کنم
رونگ ار
منو محکم بغل کن
~ شعر،عشق سردرگم و تنفر.لبخندی غریب ~
~ ستاره ها ما رو در رمز و راز محصور کردن ~
~قهرمانان بیشماری باهم می جنگن ~
~ مهر و موم کن روح شمشیر من~
~ با صدایی غرش مانند~
~ جاری ساز سرنوشت پنهان را ~
~ ستاره ها یک قهرمان پرافتخار رو مجبور می کنن ~
~ قهرمانان بیشماری باهم می جنگن ~
~ مهر و موم کن روح شمشیر من ~
~ با صدایی غرش مانند~
عمو
چرا اون سنگ رو بلند کردین؟
این صخره از بالا به پایین افتاده و اگر من نمی گرفتمش گاوم می مرد
من داشتم زمین رو شخم می زدم
من دیگه قدرتی ندارم. برادر کوچک بیا بهم کمک کن
باشه
رونگ ار، منتظرم باش
برادر جینگ
بیا برادر ،من سعی میکنم گاو رو دور کنم
برادر جینگ
چرا این کارو کردی؟
عمو،چرا این کارو می کنی؟
من باید از شما بپرسم
برادر جینگ از سر لطف و مهربانی به شما کمک کرد اما شما این طوری باهاش رفتار می کنین
شما اومدین تا برای مداوا از استاد خواهش کنید
نیازی نیست چیزی بگین.با دیدنش خودم می فهمم
عمو،اگه می دونی پس آزادمون کن
خواهر من بشدت آسیب دیده و زمان زیادی نداره
به خاطر اینکه اون خیلی مریضه من نمی تونم بزارم بره
برادر کوچک تو نیروی درونی قدرتمندی داری.بهم بگو استادت کیه؟
استادم هونگ چیگونگه
No comments yet. Be the first to leave one.