The first 200 lines.
پال، من امروز گفتم گاراو و سوارنجان بيان اينجا
براي صحبت کردن دربارهي اون گزارش؟
عقلت رو از دست دادي؟
من نميفهمم، اين معامله خيلي مشکوکه
ميخوام رابطهي بين اونها رو بفهمم
يه پروندهي جديد اومده از اون استفاده ميکنم
تو هم بمون
ميتونم بيام داخل قربان؟
بله، لطفا بيا
بيا
...باعث افتخار منه
که افسري از بخشي پايين مثل من رو دعوت کردين بيام اينجا
بهترين افسرهاي شما اين اطراف هستن
ببين گاراو، وقتي توي نيروي پليس کار ميکني کينه توزي کردن خوب نيست
شما من رو خواسته بودين قربان؟
بله، لطفا بيا داخل سورانجان
سورانجان، ايشون گاراو هستن
خيلي وقته همديگه رو نديديم سورانجان
سلام، حالتون چطوره؟
گفتم بياييد اينجا چون يه کار جديد هست که ميخوام در رابطهش با هم صحبت کنيم
پال از طرف من همکاري ميکنه
چه کاريه قربان؟
موضوع اينه که، نخست وزير داره مياد
اون ميخواد مخفيانه از بندرگاه بگذره
از اينجا با ماشين به بندر الماس ميره و احتمالا با هليکوپتر برميگرده
...يه سري گزارشات داريم که
ممکنه بعضيها بخوان تظاهرات راه بندازن
اين که کار گروه ضد تروريسته قربان
اونها به صورت رسمي اونجا خواهند بود
اما ما هم بايد يه سري کار انجام بديم
بايد اطلاعات جمع کنيم که آيا تسليحاتي در حال قاچاق شدن هست يا نه
يا ببينيم که آيا قراراه مجرم بزرگي به شهر بياد يا نه، از اين کارها
توي اين کار چه نيازي به من هست قربان؟
شما که فرد مناسب رو پيدا کردين
اون شغلش رو با مجازات فرد اشتباه شروع کرد
خودش همه چي رو درست ميکنه
لازم نيست انقدر بيادب باشي
گذاشتيش اينجا، درسته؟
آخه کي ميتونه دقيق يادش بمونه آقا؟
ماهيهاي آفريقايي بزرگي توي اين رودخونه هستن
مادر به خطا، با يه لگد کارت رو ميسازم ميفهمي يا نه؟
برو جلوتر و بگرد بگرد کثافت
حتما داري حقه ميزني من؟-
يالا بيا بيرون
بيا بريم پيش آقاي قاضي
...وقتي يه تيکه چوب بذاره بهت
اونوقت حرف ميزني
آقاي قاضي هيچ کاري نميکنه
اون براي من مثل خداست
بيا بيرون حرمزاده
يالا
مادر به خطا بيا ببينم
لالبـــازار
به من چه نيازي دارين قربان؟
فرد مناسب اين کار رو پيدا کردين ديگه
شغلش رو با مجازات شخص اشتباه شروع کرده
خودش همه چي رو درست ميکنه
قربان
خيلي مياي اينجا؟
نه قربان، بار اولمه
راستش قربان، اومدم شما رو پيدا کنم
شما امروز صبح با آقاي کميسر جلسه داشتين
بعدش به نظر مياد يه مقدار ناراحت باشيد قربان
...به خاطر همين
چي ميخوري؟
نه قربان، الان چيزي نميخورم
خيلي خب
بعدا يه نوشيدني خنک ميخورم
نوشيدني خنک؟ اينجا؟
يه کم آجيل بخور
قربان، مشکلي هست؟
همه چي مشکله
عوضي
...به من ميگه که
من هميشه افراد اشتباه رو مجازات ميکنم
...اما فاجعه اينجاست که
حقيقت داره
همه چيزم به باد رفت قربان
خيلي خب، آروم باشيد
لطفا آروم باشيد *پانزده سال قبل، پاسگاه هاريدوپور*
برادر خودم
به خاطر يه تيکه زمين
...اون با دختر ناشنوا و شيرين عقل من
حالا آروم باشيد و کامل بهم بگيد که چي شده؟
اگه همه چي رو نگيد چطور ميتونيم کمکتون کنيم؟
من توي گادکالي زندگي ميکنم قربان
اونجا يه زمين داشتيم
به نام من و برادرم بود
بهش گفتم که سهم من رو بده
قبول نکرد
به خاطر همين با هم دعوا کرديم
اون هم خشم خودش رو سر دختر ناشنواي من خالي کرد
مادرش شب اون رو دستشويي برده بود
ديدم که داره از درد فرياد ميزنه
داشت خونريزي ميکرد
و برادرم فرار کرد
چي؟ عموي خودش؟
اون بايد اعدام ميشد
من هم همينطور فکر ميکردم
عموش رو گرفتم
اون مثل دختر من بود قربان
چطور ميتونم همچين کاري بکنم؟
من هيچ کاري نکردم قربان
مثل دخترت؟
چي گفتي؟ مثل دخترت بود؟
...اگه تو اين کار رو نکردي چطور ميتونم اين کار رو بکنم؟-
چرا پدرش بايد دربارهي دختر خودش همچين حرفهاي کثيفي بزنه؟
دروغ ميگه قربان
دروغ ميگه اون دروغ ميگه و تو راست ميگي؟-
بله، اون آدم بد ذاتيه واقعا؟-
اون آدم بد ذاتيه
سهم من رو از زمينم نميداد دربارهي زمينت حرف ميزني کثافت؟-
حرومزاده
بعدش؟
بعدش پاران ماندال رو تحويل دادگاه دادم
آره
پرونده تجاوز به يه بچه بود
خب، پرونده در عرض يک سال به راه افتاد
من به همهي جلسات دادگاه ميرفتم
با قاضي آشنا شدم
...يه جورايي اون پرونده
تبديل به سورانجان سن در مقابل پاران ماندال شد
از طرفي ما فشار مياورديم
...از طرف ديگه اشکهاي چشم يه پدر
پاران هيچ شانسي نداشت
ما از قضاوت راضي بوديم
قاضي اون رو محکوم به 10 سال حبس شديد کرد
اما قربان شما کار درست رو انجام دادين
چه مشکلي توي اين کار هست؟
همه چي
...چند روز بعد از اون
هاران با شيريني اومد پيش من
قربان
اوه هاران، بيا
پامپا چطوره؟
هنوز يادتونهها قربان
بشين
لطفي که شما در حق من کردين
شيريني؟...چي ميگي؟
اگر کسي همچين جرمي مرتکب بشه بايد مجازات بشه ديگه، نه؟
بله، اون که درسته
حالا زمين کاملا به نام من شده
بهبه
چي؟
پاران هيچ کاري نکرده بود
من به دام انداختمش
جوري به دام انداختمش که ديگه نميتونه به روستا برگرده
دخترم خوابيده بود
هيچ چيزي نميفهميد
يه کم شيريني بخوريد
من ديگه ميرم خداحافظ
شما واقعا خيلي کمکم کردين
يه پدر...با دختر خودش !فقط به خاطر زمين
من عجب احمقي بودم
از اينجا کجا ميري؟
با من بيا
مادر خراب
...لعنتي
بگيريدش
قربان، قربان...خواهش ميکنم
نه قربان
...ريجو
موتور رو بيار
بلند شو
کنار
سمت راست، سريع
من خوبم قربان برو، برو، برو-
برو...خوبي ريجو؟
مستقيم برو
برانکارد رو بيار سريع
نگه دار
يالا
چيزي نيست قربان
قربان، من بيرون بيمارستان وايسادم
نه قربان، ريجو تير خورده
نه قربان، جونش در خطر نيست
چشم قربان خداحافظ
تو براي آقاي پال کار ميکني؟ شما از کجا ميدونيد قربان؟-
من هميشه باهاش فاصله داشتم
تو هر روز من رو تعقيب ميکني
چطور ميشه نبينمت؟
خوبه، ممنون
من کارتيک داس هستم قربان
بله
قربان، ببينيد اگه يه جاي دائمي باشه
من کمربند مشکي تکواندو دارم قربان
بيا بريم يه کم چايي بخوريم
چي ميگفتي؟ قربان، من خيلي خوب تکواندو کار ميکنم-
آها، خوبه
خاله، بياييد
بشينيد، همهي ما هستيم
بفرماييد
رئيس کجاست؟
بعد از پذيرشش رفت خونه
...بعد از حادثهي عابيدا
اگه اتفاقي براي تيمش بياُفته نميتونه با خودش کنار بياد
راستش، رئيس خيلي دل نازکه
ببخشيد پرستار، همه چي مرتبه؟
خون لازم داريم
بيمثبت خيلي خوب ميشه بله، بله من هستم-
No comments yet. Be the first to leave one.