The first 186 lines.
آنچه گذشت...
هورا! هورا! هورا!
میریم مسابقات قهرمانی ملی!
موتورها از کار افتادن. ترمز هوایی!
برین بیرون!
هواپیما سقوط کرد. بعضی از دوستام مُردن!
بقیهمون گشنگی کشیدیم،
لاشخوری کردیم و نشستیم پای دعا
تا اینکه بالاخره پیدامون کردن
یه دریاچه اینجاست - نگاه کنین -
غذامون تموم شده و تمام امیدمون شما دوتایین
یعنی شما هم باید به هم اعتماد کنین
بعد از اینکه نجاتمون دادن،
من دیگه هدفی تو زندگی نداشتم
بالاخره فهمیدم چطور پسش بگیرم
سلام، میستی - سلام، نَت -
تاییسا ترنر موفق شد
سناتور فعلی، فیل بثرست، رو شکست بده
و بهعنوان اولین سناتور زن سیاهپوست نیو جرسی
انتخاب بشه
ولی امیدوارم خودت بدونی
هرچی که دربارهم میگن
حقیقت نداره - میدونم -
تو آدم بده نیستی
کس دیگهای بده؟
یه نفر کشیدش بالای دار
و بعد سعی کرد ردش رو بپوشونه
فکر میکنیم کار همون آدمیه که ازمون اخاذی میکنه
اخاذی؟
من حس بدی نسبت به اینجا دارم
وَن کجاست؟ - زندهست -
وَن مراقبت پزشکی شدیدی نیاز داره
من با هواپیمای اون خدابیامرز سمت جنوب پرواز میکنم
بهم یاد دادن خدا از طریق رویاها با ما حرف میزنه
باید خون بریزین
خون؟ - داریم پرواز میکنیم -
لعنتی
کی بهت رانندگی یاد داده؟
من آدام هستم - شانا -
ممکنه رابطهمون به جایی برسه
تو اینترنت از شیر مرغ تا جون آدمیزاد پیدا میشه
ولی اثری از دوست پسرت نیست
اگه گولت زده باشی چی، مامان؟
قضیه اخاذی رو فهمیدم - کدوم اخاذی؟ -
وای خدا، جف. چیکار کردی؟
چیزی نمونده بود فروشگاه رو از دست بدم، شانا
برای همین از ما اخاذی کردی؟
میتونیم ازش بگذریم، فراموش کنیم اتفاقی افتاده
نه، جف، نمیتونیم
چرا؟ - بهش چاقو زدم -
کسی قارچها رو ندیده؟
چرا، ریختیم تو غذا
فکر کنم میستی دوباره مسمومم کرده
فکر کنم همهمون رو مسموم کرده
بس کن!
من تو رو دوست ندارم. من همجنسگرام
شانا
فرار کن
ماشینت رو جلو در پارک کردم
بنزین برات زدم و
مایع شیشه شورت رو هم پُر کردم
جندهی عوضی
گشنگی ما زیاد طول نمیکشه
شانا با جف سکس میکرد
بابای بچهش اونه
تو بهترین دوستم بودی
اینقدر شیفته خودتی که
بعید میدونم بقیه آدما اصلاً به چشمت بیان
پس بهتره خودت بری
نه
نه، نه، جکی
طبق گزارش کلانتر او کانر، آدام مارتین
آخرین بار دوشنبه دیده شده
خونواده و دوستان نگرانش گفتن...
نه! ولم کنین...
لاتی متیوز دیگه کدوم خریه؟
و بگذار تاریکی ما را آزاد کند
تـــنــظـیـم زیـرنـویـس از :. Aren Zohrabi .:
صبر کن
خب، انگار همیشه از مرگ برمیگردی. مگه نه؟
مرسی، لات
مقدماتی باقی میمونه
محل سقوط هواپیما در 600 مایلی شمالِ...
ببخشید. چند نفر برگشتن؟
از راه رسیدن!
اونجان! بیاین بریم!
میشه یه چیزی به ما بگین؟
تاییسا، چی شد؟
میستی!
میستی! میستی!
کی زنده موند؟
چطور از سرما جون سالم به در بردین؟
چطور اینقدر دووم آوردین؟
یه چیزی بگین...!
از وقتی که برگشته خونه، یه کلمه هم حرف نزده
لب به غذا نمیزنه و اصلاً نمیخوابه
تو ساعتهای عجیبی تو خونه میچرخه
ما هم نمیدونیم چیکار کنیم
ناامیدش کردیم
طبیعتاً، درموندهای
قبلاً از این موارد دیدم
دکتر، برو سر اصل مطلب
میتونی درمانش کنی؟
خفه شو
خفه شو. خفه شو. خفه شو
هی
!فقط خفه شو - هی -
میتونن حالت رو بهتر کنن
همونطوری که به من کمک کردن
حقیقت ماجرا اینه که،
کسی نمیتونه به شما کمک کنه
مسلماً از عهده من که خارجه
فقط یه نفر هست که میتونه
شما رو برسونه به چیزی که واقعاً میخواین
خودتون
واقعیترین و
بیشیله پیلهترین نسخه از خودتون
برای همین اینجایین
تا بتونم معرفیتون کنم
در حال حاضر، این نسخه از شما
دقیقاً از خودش شناخت داره
و میدونه چی میخواد
نسخه اصلی و اولیه
و هیچی دردناکتر از این نیست که بخواین پنهونش کنین
ما میخوایم دنیا رو مقصر دردهامون بدونیم...
پدر و مادرهایی که ازمون حمایت نکردن
معشوقههایی که به ما عشق نورزیدن
ولی حقیقت اینه که،
مقصر حال بدمون فقط خودمون هستیم
و بقیه داستان...
اصلاً مهم نیست
مهم نیست. قبول دارین؟
چون واقعی نیست
واقعی نیست
« ژاکـت زردهـا »
لطفاً اسمتون رو جلو دوربین بگین
شانا، شانا سدکی
خانوم سدکی، طبق توضیحاتی که دادم
از حقوق خودتون اطلاع دارین؟
بله، دارم
چرا آدام مارتین رو کشتین؟
چی؟ من این کارو نکردم
چیکار نکردین؟
من آدام... یا هرکس دیگهای رو نکشتم
من کسی رو به قتل نرسوندم
منم نگفتم به فتل رسیده
ولی... خب، گفتین یکی اونو کشته
خب، سکستون چطور بود؟
فوقالعاده بود یا فقط به شدت جذاب؟
قطعاً این سوال رو ازم نمیپرسن
اوه، پس،
شق نکرد. آره؟
برای همین کشتیش؟
خب، فکر کنم کارمون اینجا تمومه
تازه شروع کرده بودیم
صحبت با پلیس اونطور که تو تلویزیون به نظر میرسه،
آسون نیست. کاملاً واضحه
یعنی چی؟
شوخی میکنی؟
یعنی فاجعه بودی
تنها حرفی که باید به پلیس بزنی اینه:
"من وکیلم رو میخوام"
برای همین رو کوکی هم نوشتمش
باشه. خب، خوش گذشت...
ولی دیگه باید برم
نه، نمیشه بری
تاییسا و ناتالی هنوز حتی نیومدن
میستی، یه ساعته پیداشون نشده
وقتی یکی اینقدر دیر میکنه،
یعنی قرار نیست بیاد
ولی من نوشیدنی پانچ درست کردم
خب، عالیه
میدونی، من سعی دارم یه کار خوب انجام بدم،
به دوستم کمک کنم جرم ناموسیشو ماستمالی کنه
و اونوقت چی نصیبم شد؟
میدونی، زندگی منم در خطره
میدونم ولی ما احتیاط کردیم. مگه نه؟
یه چیزی رو از قلم انداختیم
میتونم حسش کنم
از شر تمام وسایل آدام خلاص شدی؟
ام، آره
قطعاً - با تعلل جواب دادی -
نه
دفترچههات چی؟
آره - این دفعه سریع جواب دادی -
میستی
No comments yet. Be the first to leave one.