LBJ

LBJ

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

LBJ 2016 720p BluRay x264-GECKOS
LBJ 2016 1080p BluRay x264-GECKOS
LBJ 2016 BDRip x264-GECKOS
LBG 2017 BRRip XviD AC3-EVO
lbj 2016 480p bluray x264 rmteam
A Commentary by spring7
LiLMeDiA.TV ارائه شده توسط وب سایت رسانه کوچک

Tags

BluRay
x264
480p
480
1080
brrip
XviD
AC3
720p
720
Published on: 2018-04-23
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خانم ها و آقایان صبح بخیر

‫باب واکر از سرزمین عشق ‫دالاس با شما صحبت میکنه

‫جمعیت زیادی جمع شدند ‫و منتظر آمدن...

‫رئیس جمهور و خانمش، ‫جان فیتجرالد کندی هستند

‫که از نیروی هوایی نظامی ‫کارسوال واقع در فورت وورث آمدن.

‫لیندون، چقدر این و نگاه میکنی.

‫آقای معاون رئیس جمهور، ما ‫ماشین سوم، لینکولن خاکستری سوار میشیم

‫یاربرو چی گفته؟

‫رئیس جمهور به سناتور گفته بود که ‫با شما سوار میشه...

‫یا میتونه وسط شهر دالاس پیاده روی کنه

‫اوه، این دلنشین نیست؟ ممنون عزیزم

‫بله، بله، این بانوی اوله ‫- جکی!

‫خانم کندی، ‫با کلاه پیل باکسش خیلی زیباتر به نظر میرسه

‫و با رنگ صورتی ست کرده...

‫به دنبال خانم کندی رئیس جمهور میان...

‫- سلام، شما دوست داشتنی هستید. ‫... از ایالات متحده

‫خیلی ممنونم.

‫- سلام، جکی ‫-سلام، چه خوبه که میبینمت

‫- آقای رئیس جمهور ‫- لیندون

‫- حالتون چطوره؟ ‫- خوب

‫خانم جانسون، مثل همیشه دوست داشتنی

‫- لیندون ‫- سلام نلی

‫به دنبال رئیس جمهور سناتور تگزاس رالف یاربرو.

‫صبحتون بخیر

‫این باید ماشین شما باشه، آقای رئیس جمهور

‫جمعیت در حال هل دادن همدیگه ‫برای بهتر دیدن رئیس جمهور هستند.

‫صبر کنید، نه، رئیس جمهور پشت کاروان ‫موتوری راه افتاده

‫... و راهش رو به طرف جمعیت ادامه میده.

‫- حالتون چطوره؟ ‫- سلام

‫با مردم دست میده ‫- متشکرم که اومدین

‫- متشکرم ‫بعضی ها عکس میگیرن

‫از این لحظه تاریخی... ‫- ممنون

‫- ممنون. خیلی ممنون ‫- باعث افتخاره

‫اون ها انتظار این و نداشتن که ‫با رئیس جمهور ایالات متحده دست بدهند

‫این کاملا برای مردمی که تمام صبح ‫اینجا منتظر بودن هیجان انگیزه

‫و یکبار دیگه کاروان موتوری راهی میشن، ‫اونها به شهر میرن

‫جایی که جمعیت منتظر یکبار دیدن رئیس جمهورشون ‫و همسرش هستن

‫- ممنون ‫- هزاران دست بلند شدن برای

‫... برای اون کاروان، که به داخل شهر ‫دالاس حرکت خواهد کرد

‫فقط عاشق تگزاسی؟

‫این جاییه که بیشتر از هر ‫جای دیگه ای ترجیحش میدی؟

‫این راجع به لایحه صنایع غذایی هست

‫ما باید کمتر از یک ساعت رای بدیم

‫به مافوقت بگو ‫مردم هنوز تصمیم نگرفتن

‫ما میخوایم تا نیم ساعت دیگه ‫فشار بیشتری بیاریم

‫چون من زنرال کاستر نیستم ‫و اینم یه گوسفند نیست

‫پس اگر مخالفتی داری...

‫همین الان بهم بگو قبل از اینکه ‫برم تو مجلس سنای ایالات متحده و بشنوم

‫ما توپ رو گرفتیم سناتور یاربرو

‫- من اینجا همراه شما خواهم بود ‫- سناتور مانسفیلد، قربان

‫- مایک، تعداد چنده؟ ‫- حدود 48

‫حدود 48 یک عدد نیست

‫نزدیکترین تخمینی که تونستم رو گرفتم

‫مایک، ازت میخوام که تصور کنی...

‫دو تا سوزن کوچک 2 اینچی رو روی لبه ‫این میز بذاری.

‫حالا، من یک چکش بر میدارم ‫و بهت میگم...

‫که من میخوام این و حدود 2 اینچ از لبه ‫روی میز پایین بیاری

‫- عصبی میشی؟ ‫- مممم

‫خب، احساس من چطور باشه وقتی تو ‫داری بهم میگی شمارش "حدود 48" تاست

‫خب، این کجاش خوبه که ‫تو ندونی شمارش چطوریه؟

‫برگرد اون پشت و ‫برام عدد واقعی رو بیار

‫جوانیتا عزیز؟

‫- بله آقا ‫- به دفتر دیریکسن زنگ بزن...

‫و بهش بگو میخوام با سناتور در زودترین ‫زمان ممکن صحبت کنم...

‫- بله آقا ‫- جورج، خیاطم رو بگیر

‫مایک تیلوره؟

‫کی؟... نه" مایک تیلور" نیست ‫خیاط من

‫همون یارویی که لباسای کوفتیم و میدوزه ‫بهش تلفن بزن الان.

‫- سناتور یاربرو ‫- آقای رئیس

‫- ... من هنوز نوشیدنی نمیخورم ‫- نه؟

‫حالا اگر تو من و صدا کردی به اینجا و میخوای ازم ‫در مورد رای م به لایحه صنایع غذایی بپرسی...

‫... باید بهت بگم که من موقعیتم رو ذره ای تغییر نمیدم

‫مشکلی نیست. مشکلی نیست اصلا

‫اما، گوش کن، تا وقتی من اینجام ‫سوالی وجود نداره...

‫میخوام ازت یه چیزی بپرسم

‫تو گه تو مغزت داری؟

‫تو مشکلت با این لایحه ‫چیه؟

‫ما باید برای کسایی بیشتر ماهی بگیریم که ‫کمتر دارن

‫تنها چیزی که بیشتر از روشنفکری رنج آوره ‫یک روشنفکر از تگزاسه

‫سناتور اینجا هستن

‫- بیارش داخل ‫- چیزی که موکلای من میخوان اینه...

‫موکلای تو موکلای منن...

‫... و فقط چون بعد از سه بار تلاش ‫در مقر فرمانداری شکست خورد

‫... تو نهایتا برنده انتخابات رو ‫مدیریت کردی...

‫به سختی از تو یه خبره در بین رای دهنده های ‫تگزاس میسازه...

‫- آقا؟ ‫- به من نگو اونا چی میخوان.

‫سناتور درکسون پشت خط هستن.

‫من خیاطت رو گرفتم.

‫تو واقعا میفهمی که جونیتا ‫مدیریت رهبری اقلیت سنا رو گرفت...

‫زودتر از تو که میخواستی یه نفر و پیدا کنی ‫که برای گذراندن زندگیش خیاطی میکنه؟

‫سلام، اورت، لیندونم

‫ما میخوایم این و تو مجلس مطرح کنیم ‫اما میتونیم این و بدون اینکه فکر کنیم از دو حزبیم انجام بدیم؟

‫مثل این سگای وحشی که ‫دندوناشون و بهم نشون میدن؟

‫آها

‫خب، خیلی ممنون. مثل همیشه سناتور

‫- جونیتا ‫- بله آقا

‫از هاوانا یه جعبه برای ‫درکسن بفرست

‫والتر، آماده شو که بری باهاش ‫میتونه روز شانست باشه

‫ممکنه بتونی رای قلبیت رو ‫به فارم بیل بدی.

‫ترجیح میدم فکر کنم که این تنها راهیه که ‫در هر صورت رای میدم

‫مثل یک سناتور واقعی حرف زد

‫به این معنی که چرا من رو برای ‫رئیس جمهوری تایید نکردی؟

‫شما مدرک ندادین

‫نکته دیگه اینکه

‫-من امیدوارم که... ‫- تو کندی رو ترجیح میدی

‫سناتور کندی و من، ‫نقطه اشتراک زیادی داریم

‫میدونی، تو پرکار بودنت رو و ادعای ‫پرکار بودنت رو نمایش میدی

‫حالا،کارایی نمایشی کندی: ‫راحت جلوی دیدها...

‫اما وقتی شما زمینتون رو شخم میزنین ‫اون انبارش رو ترک نمیکنه

‫میفهمم، اما چیزی که مهمترینه...

‫- برای من... ‫- حرفت یادت نره

‫سلام، من لیندون جانسونم

‫برام یه لباس ورزشی واقعا سبک دوختی

‫در حدود سه چهار ماه پیش...

‫یه نوع از قهوه ای روشن و سبز روشن ‫ترجیحا، سبز ملایم و قهوه ای ملایم

‫مثل پودر روی صورت خانم ها...

‫و حالا، ‫من اون چیزی رو میخوام که بهش میگن"well-endowed

‫... پس به من یه مدل شلوار مردونه بده...

‫...که من بتونم همه جا باهاش برم ‫مثل روی سیم فنس راه برم

‫پس یه چند اینچ از جایی که خشتکم ‫آویزونه فاصله بده...

‫همینقدرم از پشتم...

‫خیلی خب، ازت خیلی ممنونم

‫- تو چیزی گفتی؟ ‫- چی برای من مهمه...

‫- آقا، ما رو روی خط بذار ‫- تماس بگیر برای رای موافق

‫پرادعا، سخت کار کن

‫فقط همین یکی رو انجام بده.

‫برو رای قلبیت رو بده

‫چه خوبه که به ما ملحق شدی

‫خب، شنیدم صندلی خالی براتون هست

‫و همان طور که کاروان همراه حرکت میکنه...

‫... ماشین رئیس جمهور به دنبال ‫سرویس مخفی حرکت میکنه...

‫...که توسط معاون رئیس جمهوز و خانم ‫جانسون دنبال میشه...

‫اوه،

‫نه، من... کاملا خوبم

‫حدس میزنم شما کندی ها ‫تا حالا زیاد آهو شکار نکردین

‫خب، وقتی کندی ها سلاح های ‫اتش دارن، مثل نازی ها هستن معمولا

‫کلی از نازی ها در بندر هیانیس؟

‫باید بدونی اگر تو داری فرار میکنی

‫در پست من به عنوان مقام ارشد ‫کاملا راحته

‫پس شاید باید در نظر بگیری که ‫برادرم تایید بشه؟

‫ما هر کس که در حزب کاندیدا ببره ‫رو تایید میکنم

‫و شانسی برای تو نداره ‫مگه نه؟

‫از چند تا راه مختلف میخوای من ‫به این سوال جواب بدم؟

‫یکی کافیه

‫من صفر منظور، ‫از برنده شدن رئیس جمهور دارم. ‫

‫من میخوام بدونم چرا این ‫علامت ها اینجان؟

‫برای شروع، جانسون نگفته بود که ‫اون نامرد ریاست جمهوریه.

‫دلیل اینکه چرا من این و میدونم اینه که من همون خود کوفتیشم

‫نه، من خود کوفتیش نیستم. من همون خودشم

‫پیروزی امروز اون پشمکیه، در...

‫قسمتی که با جمع کاتولیک ها ‫در ویسکانسین

‫بالا اومده، ایلینوز هست، نیوجرسی... ‫- چی؟

‫قربان، فکر میکنم الان وقتشه که اعلام کنین

‫محک بعدی واقعی برای آقای کندی در ‫ویرجینای غربی خواهد بود...

‫من هنوز فکرش رو نکردم

‫پس به من بگو چرا تمام این راه رو اومدم...

‫... از تگزاس تا مبارزه انتخاباتی ‫که یه کاندیدا هم نداره؟

‫خب، جان، من تصور میکنم، بودن توی ‫گروه من خودش کلی لذت و افتخاره

‫قربان، من توی تلفن تمام ‫موارد وکالت رو گفتم

‫هر کدوم از کسانی که امروز با کندی هستن ‫و فرد با شما...

‫... اگر فقط شما اعلام کنید که برنده شدین ‫- یک کاتولیک برنده در یک ایالت کاتولیک.

‫چه توافق بزرگی، تو فکر میکنی اون میتونه ‫در ویرجینای غربی این کارو بکنه؟

‫این کشور یک رئیس جمهور کاتولیک ‫رو انتخاب نمیکنه

‫اون داره از گذشته دور میشه

‫کاندیدها در دنباله مبارزات ‫انتخاباتی برنده نمیشن

‫اونا توی زمین مکالمه برنده میشن

‫برد، یه نوشیدنی به من بده. میدی؟

‫البته

‫اون اگر این و بخواد بهتر تصمیم میگیره

‫اون هرگز چیزی بیشتر از این ‫تو کل زندگیش نخواسته.

‫- اون میبره ‫- خیلی دیر شده

‫اون بهترین رهبر سنایی هستش ‫که این کشور تا حالا بخودش دیده

‫اون خیلی سخت تر از اون 99 تا سناتور متحد کار کرده

‫اون نمیفهمه چرا ‫اون مهمونی محبوبش نیست

‫اون نمیفهمه چرا اون ها ‫باهاش دست نمیدن

‫هیچ کس دستش رو به ریاست جمهوری نمیده

‫چرا اون انجامش نمیده؟

‫- این پیجیده ست ‫- اون ترسیده

‫از چی؟

‫همه ترس سیاستمدارا مردمی هستن ‫که به اون رای نمیدن.

‫اون از مردمی میترسه که ‫دوسش نخواهند داشت

‫تمام نگاه ها امروز به ویرجینای غربیه...

‫... همان طور که رای دهنده ها، رای خودشون رو ‫در انتخابات عمومی دولت برگزار میکنن

‫در یک وضعیت غیر منتظره

‫سناتور جان کندی در ویرجینای غربی ‫برنده شد

‫خیلی ها بر این باور بودن که ‫مساله دین او غیر قابل تحمل بود

‫اما اینجا چیزی که سناتور کندی در مورد اون میگه:

‫من متشکرم که این سوال رو پرسیدین ‫و من به شما خواهم گفت وقتی هر مرد...

‫در کنگره دپارتمان قدم میذاره و ‫سوگند ریاست جمهوری رو ادا میکنه...

‫و دستش رو روی کتاب انجیل میذاره و ‫و دست دیگرش رو به سمت خدا بالا میبره...

‫و سوگند میخوره... ‫حالا، اگر او... سوگندش رو بشکنه...

‫من هرگز ندیدم یک سیاستمدار ‫توی تلویزیون خوب به نظر بیاد.

‫اوه، اون که خوش تیپ نیست

‫من، جان فیتزجرالد کندی... ‫- من تا حالا یک ستاره سینما ندیدم...

‫- ... که توی تلویزیون خوب بنظر بیاد

‫-.... رئیس جمهور ایالات متحده امریکا...

‫و بهترین تواناییم، برای حفظ کردن ‫محافظت کردن و دفاع کردن...

‫از قانون اساسی ایالات متحده... ‫برای کمک به من، خدا

‫یا مسیح، اون قسم خودش رو ادا کرد

‫جک چی رو گرفته که بقیه نگرفتن؟

More Farsi Persian subtitles for LBJ

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left