The first 200 lines.
آنچه گذشت
هولک! وایسا اسلحه رو بنداز!
امشب ینس هولک به دست یکی از افسرهای ما کشته شد
شواهد حاکی از اینه که ینس هولک همون مجرمیه که دنبالش میگشتیم
میدونم راجع به شخصیت مجرم چی گفتم
اینکه ممکنه قربانیهای بیشتری هم باشه که هنوز کسی پیداشون نکرده
تا جایی که میدونم من کاملا تبرئه شدم
- ریه کجاست؟ - مجبور شدم کل داستان رو بهش بگم
- تونستی به مورتن بگی، ولی به من نه؟ - اجازه بده بهت توضیح بدم
توئلز، همهچی تموم شده
وظیفهی حیاتی ما اینه که در کسب اعتماد رایدهندگان پیروز بشیم
پیشنهاد صلحش رو رد کن و به اون نشست خبری نرو
3 سال پیش، من مدیر دفتر هولک شدم
تو میدونستی که هولک با یه نفر رابطه داشت و میدونستی که از آپارتمان ما استقاده میکرد؟
- چرا قبلا زبون باز نکردی؟ - به برمر گفتم
میخواست با هولک در موردش صحبت کنه
- البته منظورش سفر کاری نبوده! - بیا بریم توی اتاقت
- من نمیدونستم متاهله - گمشو بیرون
پلیس بهمون زنگ زد. قاتل رو پیدا کردن
- تایس، من... - مهم نیست
دلم برات تنگ شده بود
اینا مواردی هستن که با حساب بانکی هولک خریداری شدن
اینا رو به نانا هدیه داده بود... و احتمالا اون گردنبندی که قلب سیاه داره هم بوده
وقتی جسدش رو پیدا کردیم، این توی مشتش بود
میخوام راجع به دخترتون "مِدی" باهاتون صحبت کنم
- 15 سال پیش بود - این گردنبند رو از کجا گرفته بود؟
شاید خودش خریده بود، یا یکی بهش هدیه داده بود چرا یه دفعه در عرض یک هفته دوبار اومدین اینجا؟
منظورتون چیه، دوبار در هفته؟
تو با پدر یکی از اون زنهای گمشده حرف زدی
- میخواستم ثابت کنم حق با منه، - و اینو دیدی
باید برگردیم به اون کانال آب. من فکر میکنم هنوز موارد دیگهای باشه
قتل : THE KILLING
دستگیری شوکهکنندهی رئیس تکنولوژی و محیط زیست شهر، ینس هولک
به گونهای خاتمه یافت که هولک بعد از اینکه یک افسر پلیس رو گروگان گرفت،
بر اثر ضربهی گلولهی کشته شد
رئیس پلیس لئونارت بریکس، پروندهی قتل نانا بیرک لارسن رو مختومه در نظر میگیره
در شهرداری کپنهاگ، شایعاتی مبنی بر آتشبس بین...
این گردنبند دقیقا مثل همونیه که تو مشت نانا بود
پدرش میگه بعد از اینکه دختره غیبش زد، هیچوقت گردنبند رو پیدا نکردن
دوچرخهی دختره رو پیدا کردن صفحهی آخره
توی بوتههای کنار جادهی فریزلند پیداش کردن
با جایی که ما ماشین رو پیدا کردیم، حدود 700 متر فاصله داره
اون زمان هولک، خارج از کشور درس میخوند
اینجا نوشته. امکان نداره کار خودش باشه
تنها مدرکی که داری، اون گردنبنده
- تصادفی نیست. مطمئنم همون قاتله - لوند، ما قبلا کانال آب رو گشته بودیم
پس دوباره میگردیم
دوشنبه 17 نوامبر 20:18
آب این منطقه جمعآوری میشه
80 درصدش پایینتر از سطح دریاست
پل اینجاست کانال آب به کجا میریزه؟
کانال، فاضلاب رو به آبانبار دریا میبره
دوچرخهی پروندهی قدیمی اینجا پیدا شد
ممکنه تو کل این منطقه چیزی باشه این چیه؟
یه لولهی تخلیه آبه که به سمت جاده قدیم میره
کدوم جاده؟
10 سال پیش بستنش
اینجا رو باید بگردیم
غواصها رو بفرست تمام کانالهای آب جاده قدیم رو بررسی کنن
- باید آب دریاچه رو تخلیه کنیم - همچین کاری ممکن نیست
اگه مردم بفهمن اینجا دنبال جسد میگردین، مجبور میشیم اینجا رو تعطیل کنیم
آره. بهترین کار همینه. 48 ساعت تعطیل کنین
آهاِی! ما به 150هزار خانوار آب میرسونیم
چندین بیمارستان و خانهی سالمندان
- میر، خودت انجامش میدی؟ - باشه
اگه جسد 15 ساله که اونجاست، میتونه دو هفتهی دیگه هم بمونه
تا ما بتونیم منابعمون رو ذخیره کنیم
هیچ جسدی پیدا نکردن
700 متر اونورتر از جایی که نانا پیدا شد، دوچرخهی دختره رو پیدا کردن
ما باید کانالهای آب رو بگردیم کار همون قاتله
خیلیخب. به نیروی دریایی خبر بده
نیروی هوایی بهمون اِف 16 میده منم به ناتو و سازمان ملل خبر میدم
گوش کن. اون موقع هولک اصلا داخل کشور نبود
پس این دوتا پرونده ربطی به هم ندارن
من یادداشتهای بنگت روزلینگ رو خوندم ولی دیگه پرونده حل شده
هولک با نانا رابطه داشته اثر انگشتش توی کل آپارتمان هست
ممکنه اثر انگشتش مال قبلا بوده باشه
برو خونه و استراحت کن
و مشکلاتت رو با دوستپسرت حل کن
همهتون همینو میخواین، مگه نه؟
که من خفهخون بگیرم
اونی که مراقب منه، هولک نیست
اونی که توی خونهی من بوده، هولک نیست. ها؟
باید کارت شناساییت رو تحویل بدی
و سوییچ ماشین
بهت پیشنهاد میکنم از یه روانشناس کمک بگیری
بریم. عملیات کنسله
به هر حال بعد از 15 سال، احتمالا ما هم چیزی پیدا نمیکردیم
اون گفت روزانه میزان باکتریها رو چک میکنن اگه متوجه چیزی میشدن، بهمون میگفتن
چرا نانا رفت آپارتمان؟
اون خوشحال بود البته دلیلش هولک نبوده
هولک رو دوست داشت. برای همین خوشحال بود
چرا با هم نرفتن؟
اون نمیتونه توی عموم با یه دختر 19 ساله ظاهر باشه
- تو هم فکر میکنی من دیوونه شدم؟ - نه، معلومه که نه
فقط چیزایی که میدونستم رو گفتم
ما باید پروندهی قدیمی رو بررسی کنیم
با 1700 نفر صحبت کردن مطمئنم یکیشون توی پروندهی ما هم هست
بریکس کارت شناساییم رو گرفت. پس باید خودت انجامش بدی. امشب
- ببین اسمی برات آشنا... - نه، باید همینجا تمومش کنیم
احتمالش خیلی کمه. این فقط یه تئوریه
من متوجه هستم اگه کار هولک نباشه، حس بدی پیدا میکنی
ولی بازم تو کار درست رو انجام دادی
ربطی به اون موضوع نداره. پرونده بسته شده. تموم شد
فقط تویی که هنوز این رو نفهمیدی
بهتره با یه روانشناس صحبت کنی
همینجا پیدا میشم
بس کن. بچهبازی در نیار
- آروم باش - بذار پیاده شم
ما اینجا چه کار میکنیم؟
تازه استاک بهمون گفت برمر خبر داشته
- توئلز. - نمیتونی نادیدهاش بگیری. مدیر دفتر هولک بوده
توئلز
فقط خواستم بگم ممنون.
با تمام مشکلاتی که برات پیش اومده، اینکه اومدی اینجا، بزرگیت رو میرسونه
چیزی نیست. یه لحظه
- ببخشید دیر کردم. همهچی قاتیپاتی شد - باید باهات حرف بزنم.
- باشه بعد از جلسه - همین الآن
تو میدونستی هولک در ازای دسترسی به اپارتمان ما، به اون کارمند پول داده
کی این حرف رو زده؟
از کارمندای دولت چیزی گفتن؟
آره. الآن همه میخوان خودشون رو پاک کنن
- تو میدونستی - معلومه که نمیدونستم
توئلز، باید آرامشت رو حفظ کنی
ظاهرا بعضی از کارمندای هولک احساس پشیمونی میکنن
به همین خاطر، فردا یه جلسه با کسانی که باید جوابگو باشن گذاشتم
گوش کن. تو تا خود جهنم رفتی و برگشتی درک میکنم چرا الآن گارد گرفتی
ولی هولک و احتمالا بعضی از کارمنداش ما رو فریب دادن
ما باید با همدیگه این افتضاح رو درست کنیم. باشه؟
خیلیخب. خوبه بریم شروع کنیم
افشاگری از کارهای ینس هولک، همهی ما رو شوکه کرده
میانهروها، رهبرشون رو از دست دادن
متاسفم
ولی یک نفر هست که بیشترین آسیب رو از عواقب این تراژدی دیده
بیشتر از هر کس دیگه
همهی ما شاهد بودیم که چگونه به توئلز هارتمن اتهاماتی غیرمنطقی وارد کردن
در شهرداری، ما تصمیم گرفتیم تا آخر انتخابات یک صلح برقرار کنیم،
تا روی یک رابطهی متعهد، مسئولیتپذیر و موثر تمرکز کنیم
هنریک فراندسن، رهبر جدید میانهروها و همچنین...
سرپرست بخش تکنولوژی و محیط زیست شهر خواهد بود
اگرچه مهمه که این اتفاقات رو پشت سر بذاریم، ولی نباید هیچوقت فراموش کنیم...
تو رئیس کمیتهی مالی شهرداری هستی
- چی؟ - تو رئیس کمیتهی مالی شهرداری هستی
بعدا در موردش صحبت میکنیم
چطور ممکنه کمیتهی مالی خبر نداشته هولک، اون پول رو تایید کرده؟
همونطور که توئلز هارتمن اشاره میکنه...
متاسفانه من نمیتونم توی این صلح شرکت کنم
اگه الآن اعلام صلح کنیم،
- یک سری اطلاعات، دیگه هیچوقت به بیرون درز نمیکنه - چه اطلاعاتی؟
شهردار بیشتر از اونکه اظهار کرده در مورد پرونده مطلع بوده
- دیگه حرفی ندارم - میشه شفافتر بگین؟
- آره. میشه. ولی یه وقت دیگه - فکر میکنی برمر دروغ گفته؟
ما باید تمام حامیانمون رو برگردونیم
زنگ بزن و بهشون توضیح بده بعدش میفهمیم که چه موضعی باید بگیریم
رسانهها چی؟ تا وقتی بهشون توضیح ندیم، ولمون نمیکنن
به محض اینکه حرفهای استاک رو بررسی کنم، یه بیانیه منتشر میکنیم
یه جلسه باهاش بذار
میشه این جعبهها رو از اینجا ببرین؟ دلم نمیخواد جلوی چشمم باشن
- استاک دیگه حرف نمیزنه - فکر میکنم این کار رو بکنه
- اون میخواد حرفاش ناشناس باشه - باید تلاشمون رو بکنیم.
من باهاش حرف میزنم. یه کاریش میکنیم
مورتن وبر
- ریه، ازت تشکر کردم؟ - خواهش میکنم
- بابت این دردسرها متاسفم - اوضاع راحتی نیست
تحت تاثیر قرار گرفتم جلوی خبرنگارها اینجوری توجه همه رو به خودت برگردوندی
به نظرت...
به نظرت، میتونی امشب با هم بریم شام بخوریم؟
نه ممنون.
باید بیانیهای که به خبرگزاریها میدیم رو بنویسم
تو هم بهتره خودت رو آماده کنی که چی میخوای به استاک بگی.
باشه حواسم هست
خیلیخب
پس حله. خدافظ
میگن تازه طلاق گرفته بود
همسن خودمون بود
خوشحالم که مرده. میدونم درست نیست. ولی خوشحالم
مشاور املاک بود کارای خونه رو تقریبا تموم کردن
واسه همین فردا یه جلسه باهاش گذاشتم
ببخشید چی گفتی؟
هر چی زودتر خونه رو بفروشیم، بهتره
اگه خوششانس باشیم قبل از کریسمس فروش میره
ولی باید رقم خوبی هم بگیریم
درست میشه
سلام
سلام
منو نشناختی؟ امیر
- امیر النامین - پسر کوچیکهی کریمی
- لندن بودم - داری ازدواج میکنی، درسته؟
- پدرت تو رو فرستاده اینجا. مگه نه؟
- پدرم؟ - آره
پدرت بهمون قول داد تا وقتی که میخوایم میتونیم توی آپارتمان بمونیم
من چیزی بهش بدهکار نیستم الآن نمیتونیم جایی بریم.
به خاطر این نیومدم اینجا
پس واسه چی اومدی؟
چیه؟
خواستم بپرسم میتونی، فردا یه چیزی رو برام جابجا کنی
چی رو؟
یه سری وسیله برای عروسی چندتا میز و صندلی
نه. نمیتونم. انتظار نداری نصفه شب بیخیال بقیهی کارامون بشیم
نه. معلومه که نه خودم یه کاریش میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.