Release info

Live or Die E31-E32@f971korea
A Commentary by f971
F971

Tags

other
Published on: 2019-03-04
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت سی و یکم-

خانواده ی بیمار مرگ مغزی

امشب میخوان تصمیم قطعیشونو اعلام کنن

یخورده دیگه صبر کنید

باشه، حتما

صبر میکنیم

چی بهشون بگم؟

امیدوار شدن

باید حقیقتُ بهشون بگیم

خانواده ی اهدا کننده منصرف شدن

پس اوپا رو چیکار کنیم؟

خودم یه جوری بهشون میگم

وقتی اون صدا رو میشنوم، بی اختیار اشکم سرازیر میشه

مادرم یه چند باری با همون صدا رفت

بعدشم از دنیا رفت

زندگی یکی داره به آخر میرسه

حتما خانواده شون دلشون شکسته

زمانیکه اون اتفاق برای مادرم افتاد

کسی به آمبولانس راه نمیداد

این روزا دیگه راهو برای آمبولانس باز میکنن

فکرشم نمیکردم که دیگه نتونم

حتی باهاش خداحافظی کنم

خوبه تو رو دارم

که ناخنامو برام کوتاه کنه

خوب شد مریض شدم

این دستا یه عمر برای یه خونواده ی بزرگ زحمت کشیده

این دستها بهترین دستای دنیان

امروز حتما خیلی نا امید شدی

اگه بگم نه که دروغ گفتم

اما میتونم اون خانواده رو درک کنم

اهدای کبد تصمیم آسونی نیس

خودمم فکر نمیکنم که بتونم قبول کنم

دلسرد نشو

بازم خبرای خوب به گوشمون میرسه

مامان جونگ یی

همه ی آدما می میرن

فقط دیر

یا زود داره

دیگه باید از پیشم بری

بیشتر از این زحمت نکش

قبلا که بهت گفتم

دیگه نمیتونم از کسی خداحافظی کنم

تو اول مرگ منو می بینی

بعدش میتونی بیای دنبالم

خیلی حرفها هست که میخوام بهت بزنم

اگه دوباره متولد شم

اینکه بعد مرگمون چه اتفاقی میفته

نه من میدونم نه تو

اگه کاری هست که دلت میخواد بکنی، همین حالا بکن

راس میگی

همش میگم کارمو میندازم برای بعد

اما تا این روز

هیچکدومشونو انجام ندادم

همین که غذامونو تموم میکردیم

میرفتم سر تعمیر ماشین

تو هم سر کارواش

یه دیقه، حتی یه ثانیه شم

مثل آدمیزاد نگذشت

این سالها

اصلا نفهمیدیم

چطوری گذشت؟

من

فک میکردم هنوز کلی وقت دارم

هنوز خیلی وقت داری، جناب پونگ سانگ

میخوای بری بازار؟

-بدش من -خودم میبرمش

واسه چی؟

اینو ببین، ببینش

خاله، این چند می ارزه؟

این؟ یکیش 6000 وون

شش هزار وون

گوشت خوک کجا رفت؟

رفت تپه های این طرف قدم بزنه

هر روز میره اونجا تا یخورده هوا بخوره

بابا این چه اسمیه روش گذاشتی؟

گوشت خوکم شد اسم رو دامادت گذاشتی؟

بخاطر اینه که هیچوقت برام گوشت گاو نخرید

همش واسم گوشت خوک میخره

خیلیم خوب شد

حالا که اینجا نیس، میتونی بری

-بار و بندیلتو جمع کن -بله؟

اومدم دنبالت ببرمت

نمیتونم اجازه ی اینکارو بهت بدم

-بابا -ساکِت کو؟

آیگو

اینجاست

بابا، خواهش میکنم

شبا خوابم نمیبره

قدیما میتونستم دست خالی یه گاوُ از پا دربیارم

بعدش نشستم پای مراقبت از مادر مریضت

رفته رفته ضعیف تر و نحیف تر شدم

دیگه برای خودت زندگی نمیکنی

نمیشه اسم اینو گذاشت زندگی

همش برات دردسره

خودم میدونم بابا

میدونم چقدر سختی کشیدی

درک میکنم چرا باهام همچین میکنی

اما بابا

-پس چرا مامانو ترک نکردی؟ -چی؟

یه بار بهم گفتی

که مراقبت ازش به قدری سخت بوده که

میخواستی فرار کنی

اما نتونستی

اما اون شریک زندگیت بوده که با هم بچه دار شدین

گفتی این تعهده

منم همینطورم

پدر بچمه

وقتی به زمانی که با هم گذروندیم فکر میکنم

منم بهش احساس تعهد دارم

چطور فقط بخاطر مریضیش میتونم ولش کنم؟

وقتی برای اولین بار شنیدم

که مریضه

پیش خودم فکر کردم بخاطر سختی هاییه که دونسنگاش بهش دادن

درباره اش که فکر کردم

منم تا حدودی مقصر بودم

اگه بهش

استرس وارد نمیکردم

شاید سرطان نمی گرفت

این دری وریا چیه؟

هر کی تو دنیا خانواده اش بهش استرس وارد کنن

مریض میشه؟

چرا یهویی خودتو گناهکار میدونی؟

بابا

من نمیرم

حتی اگه برم خونه

میتونی شب سر راحت رو بالش بزارم؟

میخوام همین جا کنارش بمونم

بعدا سرزنشم نکنی

که چرا جلوتو نگرفتم

اعصابم خورد شد

بون شیل

نرفتی؟

یخورده گوشت دم گاو گرفتم

حتما خیلی گرون بوده

ناچار شدم پول روز مَبادام رو خرج کنم

گوشت خوک نخور

اول باید خوب به خودت برسی

باید سالم باشی تا بتونی از یه مریض مواظبت کنی

قایمش میکنم و خودم همشو میخورم

بیا تو، بابا

گوشت خوک الاناس که بیاد

نمیخوام ببینمش

دلم براش میسوزه، هنوز جوونه

بخاطر سختیایی که بهت داده

ازش متنفر بودم

ولی وقتی به زندگیش فکر میکنم، دلم براش میسوزه

حس دردناکیه که از پیش خانواده اش بره

اگه تصمیم گرفتی ازش مراقبت کنی

باهاش خوب رفتار کن تا بعدا حسرتی تو دلت نمونه

زمانیکه از یه مریض مواظب میکنی

لحظاتی میرسه که طاقتت طاق میشه

اما بعدا از اینکه به روش عصبانی شدم، خیلی پشیمون شدم

زمانیکه اوضاع طافت فرسا میشد

سرش هوار میزدم

که برو بمیر

یه روز، مامانت یهویی هوس توت فرنگی کرد

کل روزُ تو خشکشویی کار کرده بودم، خسته بودم

عصبی شدم و هوار زنون از خونه زدم بیرون

که توت فرنگی واسه چی میخوای؟

یه گشت تو محله زدم

توت فرنگی خریدم و برگشتم خونه

اما مامانت...

قبل مرگش

دلش هوس خوردن توت فرنگی کرده بود

بعد اون وقت دیگه نتونستم توت فرنگی بخورم

حتی نمیخوام ریختشو ببینم

مامان

نمیخواسته لحظه ی رفتنشو ببینی

من اینطور فکر میکنم

بابا تقصیر تو نبوده

بابا

اگه بهت سخت میگذره

وسایلمو جمع میکنم و میام

تا زمانیکه اوضاع انقدر برام سخت بشه

که خودم همه چیو ول کنم، منتظرم بمون

فقط در اونصورته که قلبم آروم میگیره

منم خیلی حقه بازم

نمیخوام از بدنم زیادی کار بکشم

باشه

خوب مراقب خودت باش

اگه اتفاقی برای تو بیفته، من کیو دارم آخه؟

چطور شد که پدر و بچه

سرنوشتشون عین هم شد؟

لعنت

لعنت

عزیزم، الان تو بازارم

چیزی هوس نکردی؟

هنوزم تو کوهستانی؟

آره، دارم قدم میزنم

هوا خیلی خوبه

زودی خودمو میرسونم

مواظب خودت باش، نیفتی

باشه، زودی میام خونه

داره تو تعمیرگاه کار میکنه؟

واسه چی تعجب کردی؟

میدونم که چقد عشق پولی

اما چطور تونستی وادارش کنی بره سر کار؟

انقدر آتیشی شده بودم که پاشدم اومدم اینجا

والا

قربان

More Farsi Persian subtitles for Liver or Die

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left