The first 200 lines.
این همون چیزیه که دنبالشیم
کار کردن با این دوتا دخترو دوست داشتی؟
کی یادش میمونه آخه اونا هفته پیش بودن
دوست داری با این یکی کار کنی؟
این هفته نوبتشه
حالا این همون چیزیه که من بهش میگم عکس
جون دنتون، چه عوضی هستش
اون مدل خوبیه
منتظر تماس تلفنی هستم، اشکالی نداره؟
اگرم ایراد میگرفتم فرقی میکرد؟
تو اینجا نمی خوابی؟
چرا، همینجا می خوابم
چرا؟
میل شدیدی به دوربینم دارم
میدونی من تورو میفهمم واقعا میگم
طوری که با دوربینت کار میکنی
و نحوه برخوردت با من هیجان انگیزه
اگه من جای تو بودم از اینجا میرفتم
قبل از اینکه به مشکل بخوری
در واقع، من فکر نمیکنم تاحالا کسی مثل شما رو
ملاقات کرده باشم
اونا همیشه تورو هنینگ صدا میکنن؟
همیشه
چرا اسم کوچیک نداری؟
داریل مورتون هنینگ
داریل اسم خوبیه
نه، زنندس
شرط می بندم که این کار رو با دخترهای زیادی انجام میدی، نه؟
ولی فرقی نمیکنه
منظورم اینه که من هم با مردای زیادی خوابیدم
خب، اینکارو میکردم
میدونی هنینگ، من هیچوقت از مدلینگ خسته نمیشم
من میتونم این کارو همیشه انجام بدم
لزلی
ها؟
همیشه، وقتی با یک دختر در رختخواب بودم
هرگز نمی خوام دوباره ببینمش
اما من میخوام دوباره تورو ببینم، خیلی بیشتر
هنوز برای هنینگ تست میدی؟
فقط من هستم
بیا تو
اوه، زیباس، زیباس
همینه ، همینه
این برای کیه؟
من، همینه عزیزم، خیلی ساده،
عالیه، عالیه، یک بار دیگه یک بار دیگه
خودشه ، عالی بود عزیزم
خب، حالا برای صحنه بعدی خودتو آماده کن باشه؟
فکر نمی کنی زیاده روی می کنی؟
زیاده روی تو چی؟
...از وقتی که لزلی کوچولو رو فرستادم سراغت
...این چهارمین بار هستش که تو این دو هفته
داری ازش استفاده میکنی
اتفاقاً اون مدل خیلی خوبیه
اوه، بیخیال
بعلاوه،
اون، اون به من چیزی میده
چیزی که سالها دنبالش بودم
...اون یک دختر بیش از حد جذابه با
با چهره ای بسیار گویا
و فقط اون میتونه
اون نگاه رو به من ببخشه
اون نگاه فریبنده
حوا، سالومه، کاهنان بالا
شاهزاده خانم های سدوم، گومورا و بابل
همه در یکی جمع شدن
چرا؟
نمیدونم خبر داری پدرم کشیش بود
به جرات میتونم بگم که کشیش بود
اوه، من به حرفاش گوش می دادم
در چادرها و دشت ها
و کلبه هائی که تو سراسر دشت کرن بود
اون در مورد زنان و شیوه های شریرانه اونا ناله میکرد
چطوری مردان رو فاسد میکنن
اونا رو اغوا میکنن و میرن
مثل دلیله موهاشون رو کوتاه میکرد
یا مثل سالومه سرشون رو ببرید
بیا تو
خانم فینلی، پائولا فینلی از انتشارات
...اون منو اینجا فرستاد تا
ساعت از 7 هم گذشته
من قدم زدم
پانزده بلوک قدم زدی؟
به تمرین نیاز داشتم
پائولا تو رو برای چی فرستاده اینجا؟
برای کار
چه شغلی؟
اون در مورد یچیزی گفت
شاهزاده خانم بابل؟
باشه، بیرون منتظر باش چند لحظه دیگه میام پیشت
تو وضعت بده، ها؟
من یه کار میخوام، نه صدقه
اینو به عنوان پیش پرداخت در نظر بگیر
نه ممنون
شخصیت خوبی داری
یه پسر چطوری باهات در تماس باشه؟
من تلفن ندارم
هرازگاهی میتونم بیام یه سر بزنم
کجا زندگی می کنی؟
من قبلا با دوست دخترم زندگی می کردم
بعد وقتی من نتونستم سهم خودمو از اجاره بدم،منو پیچوند
پس تو خیابون هستی، ها؟
آره خیابونیم
بیا
بزرگ نیست حشره هم نداره ...و باید اعتراف کرد
تهویه هوا هم در حد نیمکت های پارک نیست
...من واقعاً نمی فهمم چرا
به چیزی ربط نداره
تو اینجا بمون و من اونطرف
اگه بتونم برات چند شغل پیدا کنم، سعی خودمو میکنم
بهت فرصتی میده تا روی پای خود وایسی
نمی فهمم، نمی فهمم چرا این کار رو میکنی
کاری نمیکنم
افراد زیادی اینجا میمونن
یکم خورشت هنوز اونجا هست
نه، اوه، آقای هنینگ اسم من جویس هست
جویس لوئیس
باشه جویس
خیلی ممنون
باشه بهت میگم چیه
من یه دختر دارم امشب میاد
و اگه ندونه تو اینجایی خوشحال میشم
من مثل یک موش ساکت میمونم
خیله خب
بیا تو
سلام
بگو اونا خوبن
به درد نمیخورن
متاسفم، هنینگ
تقصیر تو نیست
این چیزی نیست که من تو ذهن دارم
میدونی چیه
چرا نمیری عوضشون کنی و ما امشب تلاش می کنیم، باشه؟
برو
احساسات بیشتر
شیطانی تر
بیا یک بار دیگه امتحان کنیم
ایندفعه انجامش میدیم
یه بار دیگه؟
بیا، الان انجامش بدیم
...حالا میخوام اون انرژی
نهفته ایی که درونت داری رو بهم بدی
بهم بده
من، انگشتام رو لمس کن، دستام رو حس کن
احساس کن نفس من تو رو لمس میکنه
هنینگ، الان با من عشقبازی کن.
..چرا نمی تونی به من این حس رو بدی وقتی
دوربین دستمه؟
اینکارو میکنم هنینگ به من زمان بیشتری بده
یه شانس، من انجامش میدم
تو یک عکاس شناخته شده هستی
باید پول زیادی به دست آورده باشی
چرا اینجوری زندگی میکنی مثل یه منزوی؟
یعنی میتونی یه تشک واقعی بخری
من ترجیح میدم اینطوری زندگی کنم
اون دختر دیشب کی بود؟
یه مدل
هوف
هوف برای چی بود؟
اوه، هیچی، فقط اون خیلی سر و صدا میکرد
خودمونی بود یا هر اسمی که میخوای بزار
ببخشید مزاحم خوابت شدم
منظورم این نبود
منظورم اینه فکر میکنم بین تو و اون دختر خیلی عالی بود
...من بهت اطمینان میدم
میدونم، لازم نیست نگران اذیت شدن باشم
سلام
میبینم تصمیم گرفتی ازش استفاده کنی
فکر میکنم اون تصمیم گرفت از من استفاده نکنه
فقط دلش برای من میسوخت
به من اجازه داد شب رو بگذرونم
خب، فکر کنم بهتره آرایش کنم
باید نوبتم رو انجام بدم
اون اینجا خوابید
اینجوری نبود
از انبار اومد بیرون و من اینجا خوابیدم
گوش کن، هر کاری دوست داری با مهمونات میتونی انجام بدی
ولی من حتی نمیدونم اون موجود کوچیک کیه
من چیزی در موردش نمیدونم
اون همون دختر کوچولوی بی خانمان هستش، همین
یک دختر کوچولوی بی خانمان، اوه هنینگ
من فکر می کردم تو فهیم ترین مرد هستی
حالا میبینم که تو هم مثل بقیه کوری
به همون اندازه آسیب پذیر
فکر می کنی چرا اونو پیش تو فرستادم؟
من اونو پیش تو فرستادم چون اون همون چیزیه که تو دنبالشی
...اگه روزی با یه دختر باشم
اون دختره شیطان هستش
اوه، می تونی پوزخند بزنی تو دختر بی خانمان رو میبینی
من یه زن هستم چیز دیگه ایی میبینم
پسر، من چیز دیگه ایی می بینم؟
خب حالا، من واقعاً اومدم در مورد یه چیزی باهات صحبت کنم
طرح جانسون بود
چیزی شده؟
چیزی نیس
من دیروز برای عکاسی رزرو کرده بودم
عکاس دقیقاً اون کسی نیست
که من بهش هنینگ میگم
اون برای مجله های آشپزی عکس میگیره
تا دیروقت خونه نمیام ، خداحافظ
No comments yet. Be the first to leave one.