The first 200 lines.
اوکي من ديگه ارضا شدم
من ارضا شدم من ارضا نشدم
تمومش کن تمومش کن
چيه؟
انگار تو خيلي خوشت نمياد
مارک
بله
ميخواي درباره ي اتفاق امشب حرف بزنيم؟
چي؟
چيزي براي گفتن نداري؟
نه من فقط ميخوام ايميل هام رو چک کنم و بعدش ميخوام بخوابم
بايد صبح زود تاد رو ملاقات کنم
قضيه ي امشب چي بود؟
چي؟
تو داشتي تو رستوران داد و بيداد ميکردي
شنيدم که گفتي
کيري ها کوس کش ها کوني ها کير ساک زن ها
همه ي اين کلمات رو تو يه جمله گفتي
و بقيه هم اين حرف ها رو شنيدن
عزيزم کسي
تو رستوران نزديک ما ننشسته بود
سعي داري چي رو ثابت کني؟
من نبايد چيزي رو ثابت کنم اون فقط يه شوخي بود
خب متاسفم ولي من اصلا خوشم نمياد وقتي تو اونجوري رفتار ميکني
واقعا براي من خجالت آوره
تو نبايد يه کاري ميکردي که خجالت آور به نظر بياد
چون همه به خاطر تو احساس کردن اين کار شرم آوره
باشه ميدوني چيه من ميخوام بخوابم
شايد بتونيم درباره ي اين موضوع فردا حرف بزنيم
اما ميدوني چيه من
من بايد بخوابم
تو خوشحال و راضي نيستي؟
بايد جدا اين مکالمه رو ادامه بديم؟
من ميخوام بدونم
عزيزم من خوشحالم
من احساس نميکنم که تو راضي و خوشحال باشي
من راضي ام
من تو رو ناراحت ميکنم؟
صادقانه ميگي؟ واقعا ميخواي بدوني؟
آره
آره گاهي وقتا تو من رو ناراحت ميکني
ميدونستم
چي رو؟
ميخواي بري رو کاناپه بخوابي يا من بايد برم؟
تو قرار نيست بري رو کاناپه بخوابي
پس تو برو بخواب
من هم قرار نيست برم رو کاناپه بخوابم
باشه
چيکار داري ميکني؟
تو نبايد بري رو کاناپه ي لعنتي بخوابي
پس تو برو نه
خب من قرار نيست تو تخت با تو بخوابم
من نميخوام نزديک تو باشم
خب ازم ميخواي که چيکار کنم؟
تو ازم ميخواي که اينجا رو ترک کنم؟ اين چيزيه که تو ميخواي من انجامش بدم؟
يقينا تو ميخواي که من از اينجا گورم رو گم کنم؟
اگه اين چيزيه که تو ميخواي پس برو
باشه من ميرم
چيکار داري ميکني؟
دارم فيس بوکم رو نگاه ميکنم
يکم چاي ميخواي؟
يقينا آره خيلي عالي ميشه اگه بياري
مارک
چيه؟
نميدونم چطور بگم
من با جيسون سکس کردم
تو چي؟
من با جيسون خوابيدم
کي؟
اون موقعي که تو رفته بودي خارج از شهر
چرا سيلويا؟
من احساس تنهايي ميکنم
هميشه
من چيکار بايد بکنم؟
نميدونم درباره اش با من حرف بزن
من سعي ميکنم باهات حرف بزنم من هميشه سعي ميکنم باهات حرف بزنم
تو دلت نميخواد با من حرف بزني
من سعي کردم تو حتي دلت نميخواد به حرفاي من گوش کني
همينا برات کافيه؟
آره خووبه مرسي
من ميخوام برم بيرون و يه کمي بيدار بمونم ميخواي بهم ملحق شي؟
نه مرسي بايد تاد رو صبح زود ببينم
خب رفيق تا وقتي که من بيرونم ميتوني از تخت استفاده کني. جدي ميگم
من يه دقيقه اي ميرم
نگران نباش تميزه
باشه خب کلي غذا و نوشيدني توي يخچال هست
از خودت پذيرايي کن
مرسي جيک واقعا ازت ممنونم
خواهش ميکنم
خيلي زود ميبينمت
صبح بخير رفيق
سلام صبح بخير
من عاشق اين نمايشنامه ي جديدتم
تو دنياي قشنگي رو خلق کردي
منظورم اينه که هنوزم نياز داره که روش کار شه اما داري نزديک ميشي و رسيدي به چيزي که بايد برسي
من يه سري سوال دارم
اوکي بپرس
حالا تو يه شخصيت داري که
قراره توسط سه تا بازيگر متفاوت بازي بشه
آره
چرا؟
آه.....خب منظورم اينه که اين موضوع
مربوط ميشه به بزرگ شدن و رشد کردن
مربوط ميشه به اين موضوع که اين شخص چطور به عنوان يک انسان رشد ميکنه
مربوط ميشه به اينکه اين يارو خودش رو به عنوان يه آدم متفاوت چگونه ميبينه
توي هر مرحله ي متفاوت از زندگي خودش
اوکي. من فکر نميکنم خيلي با عقل جور در بياد
اما به نظر مياد که تو فکر ميکني اين فکر خوبيه و خب من يکمي گيج شدم
آره من واقعا فکر ميکنم که جواب ميده
و آه داستان ها به طور متناوب تغيير ميکنن و قطع ميشن
فکر نميکني خيلي ساده تر بود که
داستان رو به شکل خط به خط روايت ميکردي؟
خيلي ساده تر ميشد که داستان رو دنبال کرد اگه به ترتيب روايت ميشد
خب آره فکر ميکنم خيلي ساده تر ميشد که اونجوري دنبال کرد داستان رو ...آره
اما من فکر نميکنم اينجوري خيلي جالب باشه
يه رازي رو ميخوام بهت بگم من اين رو به برادران وارنر نشون دادم
تو به برادران وارنر نشونش دادي؟
من فقط ميخواستم يه گوشه هايي ازش رو بهشون نشون بدم
هنوز آماده نيست چرا اين کار رو کردي؟
تو گفتي که نميخواي اين کار رو بکني
ميدونم ميدونم اما موضوع مهم اينه که اونا هيجان زده شدن
اونا واقعا واقعا هيجان زده شدن
اونا از اين ايده خوششون مياد
اونا دنبال يه محتوا و مفهوم علمي تخيلي عالي هستند
براي اکران تابستونيشون اونا فکر ميکنن که داستانت ميتونه بترکونه
اونا فکر ميکنن اين ميتونه همون داستاني باشه که دنبالشن
واقعا؟ اونا واقعا خوششون مياد؟
آره اما اونا يه نگراني هايي هم دارن
اوکي تو در مورد چه جور نگراني هايي داري حرف ميزني؟
نگراني هاي بزرگ؟ نگراني هاي کوچيک؟
خب اونا نگران اين هستند که سه تا بازيگر يه نقش رو بازي کنن
و نگران اين داستان هاي مزخرفي هستند که هي به شکل متناوب قطع ميشه
اونا همينطور ازت ميخوان که داستان رو با يه توالي پشت سر هم خيلي خوب به پايان برسوني
واي اوکي واقعا خيلي مشکله
ببين تو اگه ميخواي يه فيلم رو
براي مخاطباي نوپرست و طرفدار چيزهاي جديد توي ويليامزبرگ بسازي
اوکي به راهت ادامه بده
من تو تجارت چيزهاي مزخرف و چرند نيستم باشه؟
تو يه ايده ي عالي داري ما ميتونيم يه داستان گيرا و تاثيرگذار تحسين برانگيز بسازيم
پس به کارت با گفتن اين جمله که
من رفتم مدرسه ي فيم سازي درس خوندم پس بايد يه فيلم هنري بسازم و از اين جور مزخرفات گند نزن
لعنتي من امروز 5 تا قرار ملاقات ديگه هم دارم
و من بايد به پرواز ساعت 10 برسم
تيفيني قراره تخمک گذاري بشه
و من بايد بهش آب برسونم قبل از اينکه تخماش خشک بشن
اون خودش رو درگير علم و دانش کرده درست مثل يه پنجره ي 5 ساعته ميمونه
يه کار ...يه کار سخت و طاقت فرساي لعنتيه
گوش کن من يه هفته اي بر ميگردم
فکر ميکني تا اون موقع بتوني اون تغييرات رو درش بدي؟
آره فکر ميکنم بتونم اين کار رو بکنم
نوک انگشتاتون رو بکشيد سمت انگشت شست بزرگتون
پهلوي سمت راستتون رو بيشتر به جلو فشار بديد
چونتون رو بياريد بالا
چشاتون فقط بالا ناخن شست سمت راستتون رو نگاه کنه
يه کم بيشتر رشد کنيد شما بايد يکم بيشتر رشد کنيد
بکشيد خودتون رو بالا به بالا برسيد
خودشه اينجوريه که قويتر ميشيد
خودتونو بالا بکشيد و همونجا نگه داريد....همينجا نگه داريد
بدنتون رو به سمت جلو کنترل کنيد
ما هممون دريچه هايي از فرصت و شانس در اختيار داريم
درنگ و ترديد نکنيد فقط آگاه و هوشيار باشيد
انگشتتون رو بيشتر سمت جلو بکشيد
پاتون رو عقب بکشيد وقتي که داريد انگشت شستتون رو به سمت بالا مياريد
شکمتون رو سفت کنيد شروع کنيد که بدنتون رو بياريد پايين
سينتون پايين بياد پايين تر از ستون فقرات و پشتيتون
تسا
اسب کوچولوي من داره مياد
خفه شيد سگ ها
بفرماييد
سلام
يا مسيح
اوه خودشه بيا يه بوس به من بده
هيچ چيزي نميتونه من رو مريض کنه و حالم رو بهم بزنه عزيزم
من الان نميتونم با اين موضوع کنار بيام بذارش روي کاناپه
اوکي اين کار رو ميکنيم
نه يالا
رفيق تو آبي سطل آشغالي اي چيزي لازم نداري؟
اين يارو خيلي خوب ميتونه ازت مراقبت کنه و هواسش بهت هست
باشه باشه بريم يالا
گردن من رو بگير.... گردن من رو بگير يالا
اوه...آه
اوه خداي من
تسا
تو مستي
اوکي نه تو الان درب و داغوني
من فقط ميخوام تو رو ارضا کنم
اوکي ....نه من الان تو حسش نيستم
هيس
جدي ميگم بس کن
تو الان درب و داغوني
من دوست ندارم وقتي که اينجوري هستي باهات باشم
راستش من به تو نيازي ندارم تو ميتوني بري
تو بدجور مستي خودت رو جمع و جور کن استيسي
بذار بلندت کنم
مشکلي نيست
هي
نه من هفته ي قبل دو تا مصاحبه داشتم
و يکي از اونا خيلي خوب پيش رفت
اون از کيف چرمي من خيلي خوشش اومد
اون بهم گفت که استايل خيلي باحالي دارم
No comments yet. Be the first to leave one.