The first 199 lines.
.امروزه
هوم؟ چی؟
نمیدونی؟
.امروز نتایج امتحان آکادمی ادن اعلام میشه
.نتایج باید در ساعت 12:00 اعلام بشن
.بیشتر از چیزی که فکر میکردم اعصاب خردکنه
دستبندم برید چرا امروز باید این اتفاق بیوفته؟
.اوه، اون فقط یه تصادفه
.لـ-لوید، ببین
اوه، یور سان بد شانسی گربه های سیاه .فقط یه خرافاته
.حـ-حق با توئه
...بابا
چی شده؟
...پام رفت روی
نتایج پذیرش آکادمی ادن؟
.آه، ماموریت توایلایت
رئیس، صلح بین شرق و غرب به .عملیات استریکس بستگی داره
.لطفا این موضوع رو جدی تر بگیرید
تو توایلایت رو خوب نمیشناسی، نه؟
.د-درسته
:زیرشلواری
.نگران نباش، اون مرد میدونه داره چیکار میکنه
"مطمئنم گزارشش که میگه "شکوفه های گیلاس شکفته شدن .خیلی زود به دستمون میرسه
و این یعنی چی، قربان؟
.کدیه که از شرق قرض گرفتیم
.یعنی رد شدن
.اینجا نیست
اونا قبول میشن یا نه؟
...نتونستیم
...نتونستیم
.نتونستیم
.بـ-بریم خونه
.مـ-من براتون چایی درست میکنم
.ببخشید...همش به خاطر این بود که من پام رفت روی اون چیز
.یه لحظه صبر کنید، خانواده فرجور
...پروفسور هندرسون
این چیه؟
.بالای صفحه رو نگاه کن
...آنیا فورجر
این لیست انتظاره .هرچند محرمانست
لیست انتظار؟
،دقیقا. وقتی امتیازات کلیش محاسبه شد
.آنیا فورجر اولین نفر در لیست انتظار قرار گرفت
،اگر هر یک از دانش آموزهای قبول شده انصراف شدن
.اون بلافاصله پذیرفته میشه
...و-ولی بعد از کاری که من انجام دادم
میدونی قاتل شماره یک انسان ها توی این سیاره چیه؟
ها؟
!حشرات
درواقع، تو پروفسور سوان رو از مرگبارترین .جونور دنیا نجات دادی
.اون کار نمرتون رو خیلی بالا برد
.مسخرست
.سرتو بالا بگیر، فورجر
.خانواده تو لیاقت اومدن به مدرسه مارو داره
،پس حتی اگر یه نفر انصراف بده آنیا میتونه وارد بشه؟
.دقیقا
...اما اگر کسی انصراف نده
...گفته میشه
پـ-پرنسس تورن؟
چرا اومدی اینجا؟
تو وزیر اکنیل هستی؟
،اگر خیلی باهاش مشکلی نداری .میخوام زندگیت رو ازت بگیرم
!نه، لطفا! منو ببخش
!من یه پسر شش ساله دارم
!اون از ماه بعد قراره به ادن بره
!اگر من بمیرم اون نمیتونه به مدرسه بره
.متاسفم، اما من دقیقا دنبال همینم
!ها؟
...به خاطر اینکه آنیا وارد مدرسه بشه
!تو باید بمیری
!تو این کارو نمیکنی، یور
!نباید جون یه آدم بی گناهو بگیری، یور
یور؟
.اوه، چیزی نیست
...شرمنده آقای اکنیل
.خب، مهم نیست
.هرسال، تعدادی هستن که انصراف میدن
.پس خودتون رو براش آماده کنید
.خیلی ممنون، پروفسور
دفعه بعدی که میاید اینجا ممکنه .من و مدرسه راهمون جدا شده باشه
ها؟
.به اون خوک کثیف یه مشت محکم زدم
،تونستم از ادن محافظت کنم اما کی میدونه چه عواقبی در انتظارمه؟
...بین این یارو و اون احمق
مطمئن نیستم کدوم یکی کمک ،مفیدتری برای ماموریت میشه
،اما اگر اون احمق سد راهم بشه .راهای زیادی برای نابودیش دارم
.اگر کاری از دست من بر میاد لطفا بهم بگید
.ترس الگانت، حتی اگه فقط یه تسلی خالی باشه
.برو خونه و منتظر خبرهای خوب باش
سه روز بعد
...آنیا قبول میشه ...آنیا قبول میشه
...آنیا قبول میشه ...آنیا قبول میشه
اون دقیقا داره چیکار میکنه؟
انگار داره رقص دعا .برای قبول رو اجرا میکنه
...آنیا قبول میشه
.اوه...که اینطور
.بله، با خونه فورجر تماس گرفتید
.بله
.بله
.خداحافظ
!موفق شدیم
!بابا! قبول شدم
!تو کار بزرگی کردی، آنیا
!تونستم
!اوه، خداروشکر! چه خبر فوق العاده ای
!خیلی خوشحالم
.بابت تمام کارهایی که انجام دادی ممنونم، یور
.هی، شنیدم قبول شده
!وقته جشن گرفتنه
.چقدر سریع فهمیدی
.هیچوقت یه تبادل کننده اطلاعات رو دست کم نگیر
.اوه، شما باید خانومش باشید !ملاقاتتون باعث افتخاره
!من دوست لوید، فرانکی هستم
.سلام
!کله ژولیده
!بیاید جشن بگیریم !من شراب آوردم، غذاهم سفارش دادم
.چقدر سریع
.اینا همش به لطف برگه پاسخنامه ایه که من گیر اوردم
!اسکل! میشنون
ها؟ چی میگین؟
.مشروب نمیخوری؟ ناسلامتی جشنه
.بیخیال من شو
عالی نیست، آنیا؟
بابات گفت امروز به عنوان جایزه !هرچی بخوای برات میخره
!هی! از طرف من بهش قول نده
!نمیخوام چیزی برام بخری، اما میخوام یه کاری بکنم
هوم؟ چه کاری؟
.اگر امکانش باشه، مشکلی ندارم
!نجاتم بده، باندمن
.صبح بخیر، باندمن
ماموریت امروزت نجات دادن شاهدخت هانیه ،که ربوده شده
.و برگردوندنش به قلعست
!منتظرم باش، پرنسس
...بهترین جاسوس پادشاهی به قلعه نفوذ میکنه
!باندمن
،هردشمنی سر راهش باشه رو نابود میکنه
.و سرانجام به شاهدخت میرسه
!من اینجام، پرنسس هانی
!باندمن
آرامش به قلعه برگشت .و عشق اونا بیشتر شد
.میخوام از این کارا بکنم
...پس...منظورت اینه
!من میخوام "آنیا رو از قلعه نجات دهید" بازی کنیم
.نه. غیرممکنه
!چقدر بی رحمانه
!اگر این کارو نکنی من به مدرسه نمیرم
.لازم نکرده به جای اون حرف بزنی
.مطمئنم اون قلعه نیوستونه
،شنیدم توی یه پارک بازسازیش کردن
.اما با اصلیش خیلی فرق نداره
،همه چیش با اصلیه یکیه
.و حتی میتونی اجارش کنی
.تحت کنترل دولت هم نیست
.پس ضرری نداره یکم سرگرم بشیم
...اما
از همه سختی ها عبور کردی تا ،قبول بشی
عادلانه نیست که بهت جایزه ندن، نه؟
.خیلی خب
!ایول! بزنید بریم
.رزرو قلعه رو به من بسپار !تو یه چیزی جور کن باهاش بریم
چی؟! میخوای همین امروز بریم؟
تازه میخوای ترتیب وسیله رفتنمون هم من بدم؟
!آره دیگه! ناسلامتی دخترته
.یه پیام از توایلایت داریم
.GO005 کد
.پس انجامش داد
"شکوفه هی گیلاس شکوفته شدن"
.یه پیام دیگه از توایلایت
چیه؟
چی جوابشو بدم؟
...ممکنه اون بهترین جاسوس در کل وستالیس باشه
!هرچی نیاز داره بهش برسوندی
!چشم
.به فالکون در منطقه راینیک
.عملیات اضطراری توایلایت
.عملیات اضطراری توایلایت، تمام
ساعت 18:30... پایین رودخونه نین" ".در منطقه راینیک
.اونا مطمئنن که وقتو تلف نمیکنن
!باور کنی یا نه، این قلعه هم میتونه این کارو انجام بده
!میخوام یه مسابقه تشکیل بدم
!چه فکر خوبی
!جدی انجامش دادی
آنیا تا حالا سوار هواپیما نشده !خیلی هیجان داره
!عالیه، عالیه، عالیه
.اینم از این
آنیا باحال شده؟
.آره، باحال شده
لوید! این هواپیمارو از کجا آوردی؟
!فوق العادست
همکارای فوق العادم بهم اجازه دادن .قرضش بگیرم
.ممنون که هوای شوهرمو دارین
!همگی کمربندهاشون رو بستن؟ !داریم راه میفتیم
!بزن بریم
!من حسابی هیجان زده ام
!یاهووو
.وای، چه منظره باشکوهی
.مثل صندوقچه گنج میمونه
!بابا، خیلی فوق العاده ای
!هی، دارم میبینمش
No comments yet. Be the first to leave one.