Berlin

Berlin (Berlín)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Berlin 2023 S01E08 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
A Commentary by SAHEB2485

Tags

web
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
HD
x265
HEVC
XviD
Published on: 2023-12-30
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

آتش رو حفظ کنین!‏

همگی عقب بکشین.‏

بازرس لاول صحبت می‌کنه!‏

سلاح‌هاتون رو زمین بذارین و با دست‌های بالا بیاین بیرون!‏

ما سلاح‌هامون رو تحویل نمی‌دیم.‏

اگه جواهرات رو می‌خواین،‏ خودتون بیاین بگیرینش.‏

دلیلش رو می‌گم.‏ جواهرات دست من نیست.‏ پس منو زنده لازم دارین.‏

یه دلیل دیگه هم دارم.‏

اگه بیاین این‌جا، ما همه‌مون می‌میریم...‏

ولی سه چهار نفر از شما رو هم می‌کشیم.‏

من چیز زیادی از دست نمی‌دم،‏ ولی شما خیلی از کف‌تون می‌ره.‏

پس بهتره مذاکره کنیم.‏

و دقیقاً دربارۀ چی می‌خوای مذاکره کنی؟

پنج دقیقه بهم وقت بده فکر کنم.‏

فعلاً می‌خوام اون چهار نفر پشت وانت قرمز...‏

برن عقب.‏

تیم سه. موقعیت‌تون رو ترک کنین.‏

‏ ‏

همگی توجه کنین!‏ محوطه رو خالی کنین.‏

این یه تمرین نیست.‏ این یه موقعیت اضطراریه.‏

تکرار می‌کنم.‏

دارم میام.‏ این یه موقعیت اضطراریه.‏

فوراً تخلیه کنین.‏

یالا یالا، برین کنار.‏

بروس؟

هی...‏

وقت رفتنه.‏

حواست به این دو تا باشه.‏

متخصص بیهوشی؟

اینا رو با خودم می‌برم.‏

محکم بشین!‏

‏- بروس؟ ‏- می‌ریم بیرون.‏

تا الان چند دقیقه شده؟

مطمئن نیستم. سه دقیقه.‏

شاید هم سه و نیم.‏

شمایی که داخل کاروان هستین،‏ پنج دقیقه‌تون تمومه.‏

مدرک می‌خوام...‏

که ثابت کنین قراره با ما همکاری کنین.‏

باشه.‏ بهت می‌گم نصف جواهرات کجاست.‏

اونا داخل یه صندوق پست هستن.‏ پاریس، خیابون ماکسیم پلاک 33.‏

برین سراغش، بعد صحبت می‌کنیم.‏

می‌خوام فوراً به اون آدرس برین.‏

بله، خانم.‏

دقت کردی هر دفعه بلندگو...‏

دقیقاً با یک حالت حرکت می‌کنه؟

دقیقاً داشتم به همین فکر می‌کردم.‏

‏- دارن می‌رن داخل.‏ ‏- مهم نیست. بدو!‏

چه جالب.‏ برامون نمایش عروسکی راه انداختن.‏

اینا مشقی‌ان.‏

وای.‏

این طرف.‏

اون فروشگاه رو می‌بینی؟

می‌خوام بری اون‌جا و یه چسب حرارتی مخصوص فرش پیدا کنی.‏

با کسی حرف نزن. خب؟

راه بیفت.‏

تا الان حدود 300 متر رو زیرزمین طی کردیم.‏ به جستجو ادامه می‌دیم.‏

فقط یه تونل وجود داره.‏

‏- بازرس لاول هستم.‏ ‏- بازرس، فکر کنم یه چیزی پیدا کردیم.‏

تیم تحقیقات جنایی توی خونۀ پولینیاک...‏

حفره‌های مشکوکی رو پیدا کرده.‏

یکی‌شون روی تنۀ یکی از گیاه‌ها پیدا شده.‏

گمونم یکی خواسته اینا رو مخفی کنه.‏

‏- همه‌شون شبیه به هم و با قطر 9 میلی‌متر هستن.‏ ‏- می‌شه...؟

خب این معنی‌ش چیه؟

طبق چیزی که تو گزارش خوندم از این حفره‌ها برای...‏

کار گذاشتن دوربین نظارتی استفاده شده.‏

اگه گزارش درست باشه و خونۀ پولینیاک...‏

تحت نظارت بوده باشه.‏

پس احتمالاً باید اونو از مضنونین خارج کنیم.‏

ممنون.‏

من با چند تا از کارکن‌های بخش جنایی تو اسپانیا صحبت کردم.‏

فقط یه دوربین 9 میلی‌متری وجود داره...‏

که می‌تونه از تکنولوژی بیسیم برای ضبط صوت و تصویر استفاده کنه.‏

و بردش نهایتاً به 100 متر می‌رسه.‏

پس کسایی که از پولینیاک جاسوسی می‌کردن باید تو همون ساختمون بوده باشن.‏

یا اینکه...‏ دقیقاً اون طرف خیابون بوده باشن.‏

هتل «گیوکندا».‏

یه مکان بی‌نقص واسه جاسوسی.‏

راحت می‌شه رفت و اومد.‏

ولی اونا هم همه‌جا دوربین مداربسته دارن.‏

توی هتل می‌بینم‌تون.‏

تیم سه، تیم پنج، برین بیرون!‏

پاهات رو بذار زیر این میله.‏

با دست‌هات اون یکی رو محکم بگیر.‏

روی، دقیقاً داریم چی‌کار می‌کنیم؟

تلۀ ساندویچی درست می‌کنیم.‏

چی؟

‏- بگو ببینم عضلات شکمت در چه سطحی هستن؟ ‏- بد.‏

سعی کن آروم نفس بکشی.‏ باید ضربان قلب‌مون رو بیاریم پایین.‏

سفر درازی در پیش داریم.‏

سیمون دزده.‏

چی فهمیدی؟

با دو تا تلسکوپ به این‌جا نظارت می‌کرده.‏

ماکت خونۀ حراجی رو داشته.‏

از جواهرات عکس داشته،‏ و همین‌طور هم... یه تنفگ.‏

خدای من.‏

خب الان چی‌کار می‌کنی؟

چی‌کار می‌کنم؟

به پلیس زنگ می‌زنم.‏

‏- ادارۀ پلیس پاریس.‏ ‏- سلام.‏

من کامیل پولینیاک هستم.‏

باید با بازرس لاول صحبت کنم...‏

در رابطه با دزدی جواهرات.‏

لطفاً صبر کنین.‏

به سیمون با تمام وجودم اعتماد داشتم.‏ قسم می‌خورم، سوسی.‏

اومدیم مدارک و متعلقات شخصی همسرتون رو بهتون برگردونیم.‏

لطفاً اون گاوصندوق رو باز کنین.‏

من رمزش رو نمی‌دونم.‏

داشتم با یه مرد غریبه زندگی می‌کردم.‏ اصلاً رمزش رو بلد نیستم.‏

این چند روز بیش از حد این کلمات رو تکرار کردم.‏

‏ ‏

‏- همۀ اینا رو کجا نگه می‌داشت؟ ‏- تو یه گاوصندوق تو دفترش.‏

پلیس مجبور شد منفجرش کنه چون من رمزش رو بلد نبودم.‏

‏[ آخرین شبی که دیدمت...‏

تمام مدت به آهنگ ‎‏«می‌دونی من خوب نیستم» گوش کردم. ]‏

‏- خانم پولینیاک؟ ‏- بله، من هنوز این‌جام.‏

من معاون لوران هستم.‏

بازرس لاول تو دفتر نیستن.‏ سعی داریم پیداشون کنیم.‏

‏- لطفاً پشت خط بمونین.‏ ‏- ممنون.‏

فرانسوا از یکی دیگه بچه داره؟

اون‌وقت من هشت سال التماسش کردم با هم بچه‌دار شیم.‏

این حق تو نبود.‏

و این خانم کیه؟

نامادریش.‏

اون یکی نامادریش.‏

بچه دقیقاً شبیه فرانسواـه.‏

عجب حروم‌زاده‌ای بود این فرانسوا.‏

بازرس لاول صحبت می‌کنه.‏

‏- قطع شد. دوباره بگیر.‏ ‏- بله، خانم.‏

ممنون.‏

اون زن کلید اتاقت رو دزدید.‏

‏- فکر می‌کنی الان چی‌کار می‌کنه؟ ‏- برام مهم نیست. یه کپی از کلید دارم.‏

باید سریع باشیم.‏

مطمئنم داره به پلیس زنگ می‌زنه تا شوهرش رو از زندان بیاره بیرون.‏

مطمئن نیستم الان این کارو بکنه.‏ اول درباره‌ش فکر می‌کنه.‏

این ممکنه بهمون فرصت بده از این‌جا بزنیم بیرون.‏

ده دقیقه.‏

حداکثر یه ربع.‏

نمی‌دونم. نمی‌دونم.‏

داریم مرتکب اشتباه بزرگی می‌شیم.‏

باید از پاریس خارج شیم.‏

اگه از خودمون مدرک بذاریم خارج شدن هیچ فایده‌ای نداره.‏

تنها فرصت‌مون واسه آزاد موندن تا آخر عمر...‏

اینه که تمام ردپاهامون رو نابود کنیم.‏

‏ ‏

بازرس، یه مرد و زن جوون پیدا کردیم که با مشخصات مضنونین هم‌خونی دارن.‏

هر دو اسپانیایی هستن و حدوداً 30 ساله.‏

یه ماشین پلیس از بیمارستان محلی دزدیدن.‏

دو تا افسر پلیس هم گروگان گرفتن.‏

‏- عکسی ازشون داری؟ ‏- خیر.‏

می‌خوام جاده‌ها رو تا شعاع ‏30 کیلومتری ببندین.‏

فوراً نظارت هوایی هم وارد بشه.‏

قابل توجه تمام واحدها.‏

دنبال ماشین آر224 بگردین.‏ دو مأمور گروگان گرفته شدن.‏

خودرو آخرین بار در بزرگراه ای77 در «سینت الوی» دیده شده.‏

تمام پلیس‌های کشور دنبال‌مونن.‏

وقتشه وسیله‌مون رو عوض کنیم.‏

برو اون‌طرف. شاید تونستیم یه قایق بدزدیم.‏

تفنگ‌ها رو با احتیاط بگیر.‏

‏ ‏

عالیه.‏

‏- بریم. یالا!‏ ‏- سریع‌تر.‏

آروم باش، پسر. می‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم، خب؟

فقط 8 میلی‌گرم پروپوفول...‏

و 8 میلی‌گرم دیازپام به هرکدوم‌تون می‌زنم.‏

همون مقداری که واسه عمل قلب باز می‌زنن.‏

قراره چند ساعتی مثل یه بچۀ کوچولو بخوابین.‏

خواب‌های خوب ببینین.‏

خیلی ممنون.‏

اگه شما نبودین احتمالاً من الان زنده نبودم.‏

امیدوارم خوب استراحت کنین.‏

و دچار «اختلال استرس پس از سانحه»‏ هم نشین.‏

خداحافظ.‏

من می‌خوام یکی از این قایق‌ها رو بدزدم.‏

منم می‌رم سراغ ماشین.‏ اینا رو بگیر.‏

امیدوارم بیمه‌شون خوب باشه.‏

آره، درسته.‏

کامیون داره می‌ره.‏

موتور رو خاموش کن.‏

چی شده؟

از ماشین پیاده شو و در عقب رو باز کن.‏

خالیه.‏ چیزی اون پشت ندارم.‏

دارن بازرسی می‌کنن.‏

میله رو بگیر و سرت رو بذار بالاش.‏

وقتی گفتم، بدنت رو بکش بالا.‏

حالا.‏

گفتم که، خالیه.‏

خب، ببندش.‏

ممنون، قربان.‏

داره برمی‌گرده.‏

حالا برعکسش رو انجام می‌دیم.‏ می‌ریم زیر میله.‏

حالا!‏

نمی‌تونم.‏

از پسش بر میای.‏

چیزی نیست، قربان.‏

خب، می‌تونی بری.‏

دوباره داره راه میفته.‏

تمومه. بریم.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left