Train (Teurein / 트레인)

Train (Teurein / 트레인)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

트레인 Train E05 2020
A Commentary by safira3000
SaFira ⣿ FilmoGen.Org ⫷

Tags

other
Published on: 2020-07-28
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

،در ايستگاه موکيونگ هستيم جايي که اسکلت پيدا شده

...تا الان در مجموع چهار

اما موقع دستگيري مظنون

پليس جنازه قرباني پنجم را پيدا کرد

قاتل قرباني را خفه کرده

بعد به سرش ضربه زده

،نه فقط چند بار

بلکه اينقدر که باعث خردشدگي در ناحيه وسيعي شده

يه پرونده ديگه هم با همين شيوه قتل وجود داره

قتل منزل مسکوني موکيونگ

ممکنه قاتل يه نفر باشه؟

دوازده سال پيش همه جواهراتِ مادرم ناپديد شد

اون جواهرات همراه قربانيان پرونده ايستگاه موکيونگ بوده

هر پنج تاشون

من بودم، من قاتلم

اون توي اون قطار بوده، نه؟

اون اجساد رو اونجا رها نکرده؟

تا حالا چيزي در مورد قطار روح شنيدي؟

...قطاري مرموز در ريلي خالي"

"به طور ناگهاني پديدار شد

سو‌‌‌‌کيونگ

همون تاريخ، همون شهر

اما همه چيز يه مقدار با قبل متفاوته

يه آدم زنده مُرده، يه آدم مُرده زنده است

و توي اين دنيا

يه منِ ديگه هست

اسمم سو دوون

بيا دوباره شروع کنيم

نه، اين آغاز ما نيست

پرونده قتل منزل مسکوني موکيونگ که دوازده سال پيش اتفاق افتاد

تو پسر قاتل و من دختر قرباني‌‌‌‌ام

اون آغاز ما بود

ترجمه از سفیــــــرا :.: SaFira :.:

الو؟

بله، پدرم مهندس خدماتيه

تلفنش رو جا گذاشته؟

بله

ميام ميگيرمش، آدرستون چيه؟

بله، باشه، متوجه شدم

ببخشيد

ممنونم

دو راهي دو دنيا رو از هم جدا ميکنه

،اون روز

،دو انتخاب متفاوتمون

سرنوشتمون رو عوض کرد

من همون مهندس خدماتيم

فکر کنم تلفنم رو اينجا جا گذاشتم

528-2

528-2. 528-2

قربان

چرا دراز کشيديد زمين؟

قربان، قربان

نميتونيد اينجا بخوابيد

...واي، اين

لعنتي

پدر؟

هي

دوون - بابا -

!دوون

به خاطر تو ديگه نميتونم بيشتر از اين ازش بگذرم

هر روز دردسر درست ميکنه

ببخشيد، واقعا متاسفم

بدينش من، من تميز ميکنم - واي، ولش کن -

برو مراقب بابات باش

مست کرده، کي ميدونه که دوباره دردسر درست نميکنه؟

ببخشيد - برو -

!پدر

پدر

پدر

!پدر

!پدر

فکر ميکني مُرده؟ - بدجوري صدمه ديده -

ببخشيد

چي شده؟

پدر

پدر

!پدر

پدر

ميشه يکي زنگ بزنه ‏911؟ زود باشيد

پدر

پدر، تحمل کن، بابا

وقتي امتحان رو قبول شم، ده برابرش ...رو پس ميدم

نه، صد برابر همه کارهايي که واسم کردي رو واست جبران ميکنم

سو‌‌‌‌کيونگ

کي هستي؟

دوون

واقعا تويي، پدر؟

خيلي پير شدم، نه؟

مگه تصادف نکردي؟

چي؟

تصادف؟ کدوم تصادف؟

واي، اين چيزي نيست موقع کار صدمه ديدم

ده سال زندان بودم

تنها کاري که از دستم برمياد، کار بدنيه

اما بايد ممنون باشم که سالمم

اخبارت رو توي تلويزيون و روزنامه‌‌‌‌ها ديدم

خب، ميدونم که حقيقت نداره

اما بازم نگران بودم، واسه همين اومدم اينجا

حرفهايي که زدن حقيقت نداره، نه؟

باشه، خيلي‌‌‌‌خب

،ميبينم که خوبي فقط همين رو ميخوام

باهات کاري نداشتم

ببخشيد که اينطوري اومدم اينجا

ديگه من رو نميبيني

دوازده سال پيش چي شد؟

چي شد؟

من قبلا بهاي جرمم رو دادم ديگه ازم چي ميخواي؟

ميدونم تو نبودي

ميدونم تو اونکار رو نکردي

نميدونستم

...ميدوني

...تمام اين مدت، ميدوني من چقدر

بهم بگو

بگو چي شد

چرا به اون جرم متهمت کردن؟

چطور مظنون شدي؟

پدر - يادم نمياد -

هيچي يادم نمياد

يه روزهايي، حس ميکنم در حقم اشتباه شده

يه روزهايي، از خودم سوال ميکنم ...واقعا من

مثل حرفي که مردم ميزنن مست شدم و اون مرد رو کشتم

...و

هر روز

واست متاسفم

که من پدرتم

تظاهر کن پدري نداري

تظاهر کن وجود ندارم يا غريبه‌‌‌‌ام

من توي همچين دنيايي زندگي کردم

از اينکه مُرده بودي عصباني بودم

...بهت ميگفتم که حق نداشتي بميري

و هيچوقت نبايد در آرامش باشي

کل عمرم رو توي عصبانيت از تو گذروندم

...پس من

بيا دوباره صبح

حرف بزنيم

پدر

!پدر، پدر

پدر

هي، چند بار بايد بهت بگم؟

...بهت گفتم که مردها اگه بخوان توي

مسيرهاي ناهموار نرن بايد کفششون رو تميز نگه دارن

خدا جونم، به لطف پدرم

فقط توي مسيرهاي هموار راه ميرم

چي؟ عوضي

ميرم مدرسه - به سلامت -

پس سو جه‌‌‌‌چول توي ليست نيست، درسته؟

متوجه شدم

دوون از تيم سوم جرايم جدي‌‌‌‌ام

سرکاري؟

خانم اوه؟

ميخوام باهات حرف بزنم

ميتوني بياي دفترم؟

...حتي اگه مظنون رو هم بگيري

حتي اگه مظنون رو هم بکشي

هيچوقت سوکيونگ برنميگرده

بيا داخل

بعد از اينکه شنيدم آزاد شدي چند بار باهات تماس گرفتم

اما جواب ندادي

تلفنم رو گم کردم

امروز يه جديدش رو گرفتم

مطمئنم به خاطر من شرايط خوبي رو نداشتيد

ببخشيد - ...منتظر -

تماست بودم

موقعي که به عنوان يه مظنون دنبالت بودن

اميدوار بودم باهام تماس بگيري

...منتظر شدم، به اين اميد که

...ازم کمک بخواي

درست مثل کاري که قبلا مي‌‌‌‌کردي

خوشحالم که ختم به خير شده

نه، اين تازه اولشه

...پس الان، به کمکتون بيشتر

از هر وقتي نياز دارم

پرونده قتلي که دوازده سال پيش اتفاق افتاد

پرونده قتل منزل مسکوني موکيونگ

دوباره برگشتيم سر اون؟

...ميخواي بگي که پدرت متهم شده

و مجرم يکي ديگه است؟

،به نظرم اون يکي من به همين چيز مشکوک شده بوده

جواهراتي که از سر صحنه ناپديد شدن رو يادتون مياد؟

مجرم کسي که اون شب اونا رو با خودش برداشته

من اونها رو با جفت چشم‌‌‌‌هاي خودم ديدم

شما رو به خاطر چيزي سرزنش نميکنم

حتي اگه منم جاي شما بودم

فکر ميکردم پدرم قاتله

همه مدارک بهش اشاره داشتن

حتي منم فکر ميکردم که گناهکاره

...اما

قتلي که دوازده سال پيش اتفاق افتاده همونجا تموم نشده

...ميخواي بگي

اون سرآغاز يه مجموعه قتل بوده؟

اين حرفيه که هميشه هر بار که يکي با همون شيوه ...به قتل ميرسيد

بهم ميگفتي

"ممکنه پدرم مجرم نباشه"

"جواهرات دستش نبوده"

"مجرم يکي ديگه است"

يادت مياد؟

من هميشه جوابم يه چيز بود

"پس، دوون"

"مدرکي براي اثبات ادعات داري؟"

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left