Castle

Castle

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Castle 2009 S08E01 HDTV x264-LOL
Castle 2009 S08E01 HDTV XviD-AFG
Castle 2009 S08E01 HDTV XviD-FUM
Castle 2009 S08E01 480p HDTV x264-mSD
Castle 2009 S08E01 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Castle 2009 S08E01 720p HDTV X264-DIMENSION
Castle S08E01 XY 720p WEB-DL DD5 1 H 264
A Commentary by MTCpersian
♦TVcenter♦ ارائه ای از || •MTCpersian• مترجم

Tags

HDTV
hdtv
x264
HD
XviD
480p
480
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2015-10-12
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

‏قبلا همدیگه رو جایی ندیدیم؟

‏واقعا؟ اینجوری سر حرفو باز می‌کنی؟

.‏نمی‌خوام ‏سر حرفو باز کنم

،‏امروز صبح تو قهوه فروشی دیدمت

،‏و دوباره امروز بعدازظهر تو باشگاه دیدمت .‏و حالا هم اینجا

‏برایِ چی تعقیبم می‌کنی؟

.‏تا بتونم این کارو بکنم

.‏اروم باش. مشکلی نیست

،‏آئورتت پاره شده .‏پس همهء اینا خیلی زود تموم میشه

.‏تقلا نکن

‏فقط تو این چشم‌هایِ قهوه‌ایِ زیبا نگاه کن .‏و بمیر

‏عزیزم، دوباره موهات رو آتیش زدی؟

.‏یه بار اینجوری شد. و نخیر. نه

‏اینقدر داغم (جذابم) که .واقعا داره ازم دود بلند میشه

‏خیلی خُب، چی داری؟

...‏- فقط .‏- بذار ببینم

.‏فقط یه ذره... یه لحظه صبر کن .‏- خیلی خُب. باشه

!‏اه

!‏ها

.‏وای خدایِ من

‏اولین روزه. چه احساسی داری؟

.‏شاد و وحشت زده و هر چیزی بین این دوتا

.‏کاشکی تو هم باهام میومدی

.‏اخی چقدر ناز، در موردش حرف زدیم من ‏چیکار کنم؟

‏بیرون دفترت بشینم و .‏قهوه‌ام رو فورت بکشم و بخورم

.‏اره، خیلی خوب فورت میکشی .‏خوب یادت دادم

.‏این یه تغییرِ خوبیه برامون

‏هست؟

.‏اره. صد در صد

‏و تازه، با تمام پولی که ،برای تغییر دکوراسیونِ دفترِ گارگاه خصوصیم خرج کردم

‏باید چند تا پرونده بگیرم تا .خرجش در بیاد

.‏حالا زود باش، .برو تو کارش

.‏نمی‌خوام، اینقدر مضطربم که نمی‌تونم چیزی بخورم

‏کی از خوردن حرف زد؟ ."‏گفتم "برو تو کارش

.‏باشه

‏- با دست برم تو کارش، اره؟ .‏- اره، اره، اره

.‏- خیلی خُب. باشه .‏- با همهء دستت

.‏ادامه بده

.‏خودشه

.‏واو

‏چی؟

.‏قرار بود یه حلقهء مدل رمزی باشه

.‏وای خدای من. خیلی خوشگله

‏میشه جواب بدی؟

.‏باشه، باشه. بگیر

.‏ممنون

.‏خدای من

.‏تلفن کاپیتان "بکت"، بفرمایید

.‏با "کاترین بکت کار" داشتم، لطفا

.‏حتما. لطفا یک دقیقه منتظر بمانید

.‏- جابه جا کنیم .‏- بفرما .‏- ممنون

.‏بفرمایین، "بکت" هستم

.‏اهان

.‏باشه، متوجه شدم

‏اره. میدونی چیه؟

،‏علاقه‌ای ندارم .‏پس بهتره از لیست حذفم کنی

.‏متشکرم

.‏از این بازایاب‌هایِ تلفنی بود

.‏بخدا باید قوانین سفت و سخت‌تری علیه‌ـشون باشه

‏خُب، اگه تا حالا شانسی برایِ سناتور شدن نداشتی

.‏این برات خوش شانسی میاره

.‏واو. عاشقشم

.‏ممنون

.‏هوم

.‏خیلی خُب، من در مقر ادارهء پلیس قرار ملاقات دارم

.‏- بترکون .‏- ممنون

‏رفیق، داری چیکار می‌کنی؟

.‏میدونی که برایِ میزِ بکت شرط بندی می‌کنم

.‏بخاطرش باهات تفنگ،چاقو، چماق بازی می‌کنم

.‏بیا انجام بدیم

.‏- چاقو .تفنگ -

،‏ای احمق ‏در درگیریِ تفنگی با خودت چاقو آوردی؟

.‏بنگ

.‏- دو تا از سه تا رو هر کی برد .‏- راه نداره. من بردم

.‏خاوی ما رقت انگیزیم

.‏نه، تو رقت انگیزی .‏تویی که میزِ داغونِ‌ـه گیرت اومد

‏نه، ببین، منظورم اینه که .‏تهش اینه که داریم میز عوض می‌کنیم

.‏بقیه دارند پیشرفت می‌کنند

.‏"‏گیتس" ، معاونِ جدیدِ فرمانده شده

.‏"‏بکت"، کاپیتان شده

‏خُب؟

‏خُب کِی نوبتِ ما میشه؟

‏ترفیع بگیریم و پولِ بیشتری در بیاریم؟

‏رفیق، این حرفا از کجا میاد؟

.‏دیشب فهمیدیم که جنی دوباره حامله ست

!‏اوه خدایا .خیلی خوبه! تبریک می‌گم

‏خوبه دیگه، نه؟

.‏اره! اره، اره، اره. فوق‌العاده‌ست

،‏اما همچنین یه نون‌خور دیگه اضافه میشه

،‏یه نفر دیگه که باید براش لباس خرید

.‏و نذار که بحثِ هزینهء تحصیلی رو پیش بکشم

...‏کوین، میشه فقط برایِ یه لحظه

،‏بجایِ اینکه در موردِ پول نگران باشی ‏اول خوشحالی کنی؟

...‏- بعضی وقتا خوبه که فقط نفس عمیق بکشی !‏- ای ول

.‏اولین پروندهء قتل خودمون رو گرفتیم

.‏خدا کنه پولِ اضافه کار داشته باشه

.‏رفیق، یه چیزیت میشه تو

‏میتونم کمکتون کنم؟

.‏معلومه که میتونی، رفیق

.‏من "فرانکو مانسینی" ‌ـم

.‏خوشحالم که بلاخره می‌بینمت. بیا بغلم

.‏بیا

‏خبرای خوبی بود، نه "ریکی"؟

،‏همسرم با برادرم خوابیده

...‏نه آشپزِ شخصیم .‏خیالم راحت شد

‏ببخشید، همسرت با برادرت بهت خیانت کرده

‏و تو خوشحالی؟

،‏من چهار تا برادر دیگه هم دارم

.‏اما فقط یه آشپزِ درست و حسابی تو دنیا دارم

.‏خوراکِ صدفش رو آدم براش میمیره

.‏بازم ممنون که پروندهء من رو حل کردی، ریکی

.‏از تو و دستیارت ممنونم

‏دستیارم؟

‏می‌تونین تو قسمت پذیرش منتظر بمونین؟ .‏یه دقیقه دیگه میام خدمتتون

‏الکسیس، نمی خوام بگم که

،‏باید یه سری چیزا رو توضیح بدی ‏اما فکر می‌کنم که

.‏باید یه سری چیزا رو توضیح بدی

‏صبر کن، فراموش کرده بودم بهت بگم دارم رو پرونده‌هایِ کارگاهِ خصوصی، کار می‌کنم؟

.‏باید یادت رفته باشه

‏هی، این بچه‌ها تو تغییر دکوراسیون

‏کارشون عالی نبوده؟

‏اره، مگه نه؟

.‏اما تو داری بحث رو عوض می‌کنی

.‏میدونم، اما اینجا رو ببین

... ‏کتابِ "مجموعهء اشعارِ اِدگار آلن" رو بکش و

!‏وای خدای من

.‏خیلی باحال‌تر از چیزی که فکر می‌کردم، شده

‏صبر کن، اون چیزه رو ‏تو میز گذاشتند؟

.‏اوهوم

...‏ظاهرا فنرش درست کار نمی‌کنه

.‏درستش می‌کنم... بیخیال، برگردیم سر تو

‏چرا...چرا داری رو پرونده‌هایِ من کار می‌کنی؟

.‏واقعیتش اینه که همش تقصیرِ خودته

،‏اومدی تو دفتر من بدونِ اجازه کاسبی راه انداختی

‏- ‏اونوقت تقصیرِ منه؟ .‏- دقیقا

،‏یک ماه پیش وقتی من رو فرستادی، تا اینجا رو برای

،‏سرکارگر باز کنم‏ .‏‏یه مشتری درست و حسابی اومد

،‏وسوسه شدم ،‏و یه جورایی گفتم که دستیارت هستم

.‏و یه جورایی پرونده رو حل کردم

.‏از اون موقع، سه تا پرونده دیگه رو هم حل کردم

...‏الکسیس، تو نمی‌تونی همینجوری ‏تو چهار تا پرونده رو حل کردی؟

.‏این بیشتر از تعداد پرونده‌هایِ منه

.‏میدونم. کارت رو بهتر کن

‏پس درس‌هایِ دانشگاهت چی؟

.‏اوه منو دست کم نگیر. اون رو هم حل کردم

‏بعلاوه اینکه، امضاءـت رو هم جعل کردم

.‏تا مطمئن بشم که به عنوان کارآموز اینجام

.‏خیلی خُب، این "اسپوزیتو"‌ـئه. باید جواب بدم

.‏اما حرف زدنمون تموم نشده

.‏خوبه، باید در مورد سودم تو شرکت صحبت کنیم

‏- "کسل"؟ ."‏- "اسپوزیتو

‏چطوری رفیق؟ ‏خانم مدیرِ جدید باهاتون چطور رفتار می‌کنه؟

.‏رو اعصابمه

.‏درست مثلِ بقیهء زن‌هایِ تویِ زندگیش

.‏ببند دهنت رو

،‏زنت گوشیش رو جواب نمیده

،‏و برایِ داشتن افسرهایِ بیشتر .به اجازه‌اش نیاز داریم

‏پیشِ توئه؟

.‏نه، متاسفم. در مقر ادارهء پلیس قرار ملاقات داره ‏چه خبر شده؟

‏داریم رو یه پرونده کار می‌کنیم. مشتاقی بیای؟

.‏دوست دارم، اما یکم دستم بندِ شغلِ پررونقِ کارگاه خصوصی‌ـه

.‏خبری نیست. من همهء پرونده ها رو حل کردم

....‏اما از اونجا که درمونده‌اید ، دوباره کارهام رو برنامه ریزی می‌کنم

.‏و تجربیاتم رو در اختیارتون میذارم

.‏بیخیال ‏آبرومو نبر

!‏واو

.‏به نظر میرسه که یکی از فیلم هایِ "تارانتینو" به حقیقت پیوسته ( Pulp Fiction و Kill Bill ‏(کوئنتین تارانتینو سازندهء فیلم‌هایِ معروفی چون

.‏اره. حالا با ستارهء فیلم‌ـمون آشنا شو .‏این "گِرِگ مینوسو"‌ـه

.‏اینجا هم "جِیک فیتز"‌ـه

."‏و دست آخر هم می‌رسیم به "داستین چامبرز

.‏و اینو ببین .‏همه‌ـشون یه مدل اسلحه داشتند

‏برداشتِ من اینه که .‏تیمِ ساخت و ساز نبودند

.‏نه. برنامهء نوسازی تا هفتهء آینده شروع نمیشه

‏خیلی خُب. پس چی شده؟

‏واقعیت اینه که .‏هنوز مطمئن نیستیم

‏ولی می‌دنیم که صدایِ شلیک .‏حوالیِ ساعتِ 9:07 صبح شنیده شده

.‏و برایِ یکی دو دقیقه ادامه داشته

‏پس به سمتِ همدیگه شلیک می‌کردند؟

،‏نه ،زخم‌هاشون از زاویهء رو به پایینه

‏شاید زاویهء 45 درجه باشه، که یعنی

.‏احتمالا از اون بالا بهشون شلیک شده

.‏بلی. صد در صد تیرنداز اینجا بوده

.‏سلاحش 9 میلیمتری بوده

.‏خیلی خُب

،‏باید از این بالا گیرشون انداخته باشند

،‏بنگ، بنگ، بنگ .‏بعدم از اون خروجی زدند به چاک

.‏اوه. بچه‌ها

.‏اوه

،‏به نطر میرسه تیرندازمون از یکی از ‏مُرده‌ها .تیر خورده باشه

،‏به سمت دیوار میفته ،‏تیکهء پارچه رو می‌گیره

.‏و باهاش به زمین میفته

.‏بریم با بیمارستان‌ها تماس بگیریم ...‏ببینیم کسی زخمی

.‏ماله "بکت"‌ـه

‏صبر کن. الان چی گفتی؟

More Farsi Persian subtitles for Castle

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left