The first 194 lines.
قبلا همدیگه رو جایی ندیدیم؟
واقعا؟ اینجوری سر حرفو باز میکنی؟
.نمیخوام سر حرفو باز کنم
،امروز صبح تو قهوه فروشی دیدمت
،و دوباره امروز بعدازظهر تو باشگاه دیدمت .و حالا هم اینجا
برایِ چی تعقیبم میکنی؟
.تا بتونم این کارو بکنم
.اروم باش. مشکلی نیست
،آئورتت پاره شده .پس همهء اینا خیلی زود تموم میشه
.تقلا نکن
فقط تو این چشمهایِ قهوهایِ زیبا نگاه کن .و بمیر
عزیزم، دوباره موهات رو آتیش زدی؟
.یه بار اینجوری شد. و نخیر. نه
اینقدر داغم (جذابم) که .واقعا داره ازم دود بلند میشه
خیلی خُب، چی داری؟
...- فقط .- بذار ببینم
.فقط یه ذره... یه لحظه صبر کن .- خیلی خُب. باشه
!اه
!ها
.وای خدایِ من
اولین روزه. چه احساسی داری؟
.شاد و وحشت زده و هر چیزی بین این دوتا
.کاشکی تو هم باهام میومدی
.اخی چقدر ناز، در موردش حرف زدیم من چیکار کنم؟
بیرون دفترت بشینم و .قهوهام رو فورت بکشم و بخورم
.اره، خیلی خوب فورت میکشی .خوب یادت دادم
.این یه تغییرِ خوبیه برامون
هست؟
.اره. صد در صد
و تازه، با تمام پولی که ،برای تغییر دکوراسیونِ دفترِ گارگاه خصوصیم خرج کردم
باید چند تا پرونده بگیرم تا .خرجش در بیاد
.حالا زود باش، .برو تو کارش
.نمیخوام، اینقدر مضطربم که نمیتونم چیزی بخورم
کی از خوردن حرف زد؟ ."گفتم "برو تو کارش
.باشه
- با دست برم تو کارش، اره؟ .- اره، اره، اره
.- خیلی خُب. باشه .- با همهء دستت
.ادامه بده
.خودشه
.واو
چی؟
.قرار بود یه حلقهء مدل رمزی باشه
.وای خدای من. خیلی خوشگله
میشه جواب بدی؟
.باشه، باشه. بگیر
.ممنون
.خدای من
.تلفن کاپیتان "بکت"، بفرمایید
.با "کاترین بکت کار" داشتم، لطفا
.حتما. لطفا یک دقیقه منتظر بمانید
.- جابه جا کنیم .- بفرما .- ممنون
.بفرمایین، "بکت" هستم
.اهان
.باشه، متوجه شدم
اره. میدونی چیه؟
،علاقهای ندارم .پس بهتره از لیست حذفم کنی
.متشکرم
.از این بازایابهایِ تلفنی بود
.بخدا باید قوانین سفت و سختتری علیهـشون باشه
خُب، اگه تا حالا شانسی برایِ سناتور شدن نداشتی
.این برات خوش شانسی میاره
.واو. عاشقشم
.ممنون
.هوم
.خیلی خُب، من در مقر ادارهء پلیس قرار ملاقات دارم
.- بترکون .- ممنون
رفیق، داری چیکار میکنی؟
.میدونی که برایِ میزِ بکت شرط بندی میکنم
.بخاطرش باهات تفنگ،چاقو، چماق بازی میکنم
.بیا انجام بدیم
.- چاقو .تفنگ -
،ای احمق در درگیریِ تفنگی با خودت چاقو آوردی؟
.بنگ
.- دو تا از سه تا رو هر کی برد .- راه نداره. من بردم
.خاوی ما رقت انگیزیم
.نه، تو رقت انگیزی .تویی که میزِ داغونِـه گیرت اومد
نه، ببین، منظورم اینه که .تهش اینه که داریم میز عوض میکنیم
.بقیه دارند پیشرفت میکنند
."گیتس" ، معاونِ جدیدِ فرمانده شده
."بکت"، کاپیتان شده
خُب؟
خُب کِی نوبتِ ما میشه؟
ترفیع بگیریم و پولِ بیشتری در بیاریم؟
رفیق، این حرفا از کجا میاد؟
.دیشب فهمیدیم که جنی دوباره حامله ست
!اوه خدایا .خیلی خوبه! تبریک میگم
خوبه دیگه، نه؟
.اره! اره، اره، اره. فوقالعادهست
،اما همچنین یه نونخور دیگه اضافه میشه
،یه نفر دیگه که باید براش لباس خرید
.و نذار که بحثِ هزینهء تحصیلی رو پیش بکشم
...کوین، میشه فقط برایِ یه لحظه
،بجایِ اینکه در موردِ پول نگران باشی اول خوشحالی کنی؟
...- بعضی وقتا خوبه که فقط نفس عمیق بکشی !- ای ول
.اولین پروندهء قتل خودمون رو گرفتیم
.خدا کنه پولِ اضافه کار داشته باشه
.رفیق، یه چیزیت میشه تو
میتونم کمکتون کنم؟
.معلومه که میتونی، رفیق
.من "فرانکو مانسینی" ـم
.خوشحالم که بلاخره میبینمت. بیا بغلم
.بیا
خبرای خوبی بود، نه "ریکی"؟
،همسرم با برادرم خوابیده
...نه آشپزِ شخصیم .خیالم راحت شد
ببخشید، همسرت با برادرت بهت خیانت کرده
و تو خوشحالی؟
،من چهار تا برادر دیگه هم دارم
.اما فقط یه آشپزِ درست و حسابی تو دنیا دارم
.خوراکِ صدفش رو آدم براش میمیره
.بازم ممنون که پروندهء من رو حل کردی، ریکی
.از تو و دستیارت ممنونم
دستیارم؟
میتونین تو قسمت پذیرش منتظر بمونین؟ .یه دقیقه دیگه میام خدمتتون
الکسیس، نمی خوام بگم که
،باید یه سری چیزا رو توضیح بدی اما فکر میکنم که
.باید یه سری چیزا رو توضیح بدی
صبر کن، فراموش کرده بودم بهت بگم دارم رو پروندههایِ کارگاهِ خصوصی، کار میکنم؟
.باید یادت رفته باشه
هی، این بچهها تو تغییر دکوراسیون
کارشون عالی نبوده؟
اره، مگه نه؟
.اما تو داری بحث رو عوض میکنی
.میدونم، اما اینجا رو ببین
... کتابِ "مجموعهء اشعارِ اِدگار آلن" رو بکش و
!وای خدای من
.خیلی باحالتر از چیزی که فکر میکردم، شده
صبر کن، اون چیزه رو تو میز گذاشتند؟
.اوهوم
...ظاهرا فنرش درست کار نمیکنه
.درستش میکنم... بیخیال، برگردیم سر تو
چرا...چرا داری رو پروندههایِ من کار میکنی؟
.واقعیتش اینه که همش تقصیرِ خودته
،اومدی تو دفتر من بدونِ اجازه کاسبی راه انداختی
- اونوقت تقصیرِ منه؟ .- دقیقا
،یک ماه پیش وقتی من رو فرستادی، تا اینجا رو برای
،سرکارگر باز کنم .یه مشتری درست و حسابی اومد
،وسوسه شدم ،و یه جورایی گفتم که دستیارت هستم
.و یه جورایی پرونده رو حل کردم
.از اون موقع، سه تا پرونده دیگه رو هم حل کردم
...الکسیس، تو نمیتونی همینجوری تو چهار تا پرونده رو حل کردی؟
.این بیشتر از تعداد پروندههایِ منه
.میدونم. کارت رو بهتر کن
پس درسهایِ دانشگاهت چی؟
.اوه منو دست کم نگیر. اون رو هم حل کردم
بعلاوه اینکه، امضاءـت رو هم جعل کردم
.تا مطمئن بشم که به عنوان کارآموز اینجام
.خیلی خُب، این "اسپوزیتو"ـئه. باید جواب بدم
.اما حرف زدنمون تموم نشده
.خوبه، باید در مورد سودم تو شرکت صحبت کنیم
- "کسل"؟ ."- "اسپوزیتو
چطوری رفیق؟ خانم مدیرِ جدید باهاتون چطور رفتار میکنه؟
.رو اعصابمه
.درست مثلِ بقیهء زنهایِ تویِ زندگیش
.ببند دهنت رو
،زنت گوشیش رو جواب نمیده
،و برایِ داشتن افسرهایِ بیشتر .به اجازهاش نیاز داریم
پیشِ توئه؟
.نه، متاسفم. در مقر ادارهء پلیس قرار ملاقات داره چه خبر شده؟
داریم رو یه پرونده کار میکنیم. مشتاقی بیای؟
.دوست دارم، اما یکم دستم بندِ شغلِ پررونقِ کارگاه خصوصیـه
.خبری نیست. من همهء پرونده ها رو حل کردم
....اما از اونجا که درموندهاید ، دوباره کارهام رو برنامه ریزی میکنم
.و تجربیاتم رو در اختیارتون میذارم
.بیخیال آبرومو نبر
!واو
.به نظر میرسه که یکی از فیلم هایِ "تارانتینو" به حقیقت پیوسته ( Pulp Fiction و Kill Bill (کوئنتین تارانتینو سازندهء فیلمهایِ معروفی چون
.اره. حالا با ستارهء فیلمـمون آشنا شو .این "گِرِگ مینوسو"ـه
.اینجا هم "جِیک فیتز"ـه
."و دست آخر هم میرسیم به "داستین چامبرز
.و اینو ببین .همهـشون یه مدل اسلحه داشتند
برداشتِ من اینه که .تیمِ ساخت و ساز نبودند
.نه. برنامهء نوسازی تا هفتهء آینده شروع نمیشه
خیلی خُب. پس چی شده؟
واقعیت اینه که .هنوز مطمئن نیستیم
ولی میدنیم که صدایِ شلیک .حوالیِ ساعتِ 9:07 صبح شنیده شده
.و برایِ یکی دو دقیقه ادامه داشته
پس به سمتِ همدیگه شلیک میکردند؟
،نه ،زخمهاشون از زاویهء رو به پایینه
شاید زاویهء 45 درجه باشه، که یعنی
.احتمالا از اون بالا بهشون شلیک شده
.بلی. صد در صد تیرنداز اینجا بوده
.سلاحش 9 میلیمتری بوده
.خیلی خُب
،باید از این بالا گیرشون انداخته باشند
،بنگ، بنگ، بنگ .بعدم از اون خروجی زدند به چاک
.اوه. بچهها
.اوه
،به نطر میرسه تیرندازمون از یکی از مُردهها .تیر خورده باشه
،به سمت دیوار میفته ،تیکهء پارچه رو میگیره
.و باهاش به زمین میفته
.بریم با بیمارستانها تماس بگیریم ...ببینیم کسی زخمی
.ماله "بکت"ـه
صبر کن. الان چی گفتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.