The first 200 lines.
K.zahra
آیوفیلم تقدیم میکند
خب دیگه وقتش کار امروز رو شروع کنیم
چی شده زابوتون؟
یه زنبور؟
چه گنده است
میخوای چه کارش کنی؟
میخوریش؟
پس...مثل یه حیون خونگی نگهش میداری؟
اره، شاید خطرناک باشه
آها...دیگه دعوا نمیکنه
باشه، فهمیدم
بفرمایین
نزدیک باغ، یه خونهی کوچیک برای کندوی زنبورهای عسل درست کردم
زنبورها ۱۰ روز یه کندوی بزرگ ساختن
زنبورهای کارگر همیشه مشغول کارن
راستی فقط زنبور ملکه انقدر بزرگ
اندازهی زنبورهای کارگر عادیه
نمیدونم اگر اینجا ولشون کنم برام عسل درست میکنن یا نه
...توی مزرعه گیاههای گلدار هست اما
اگر عسل میخوام شاید بهتر باشه یه باغ گل درست کنم
ببخشید هیراکو سان
ببخشید که مزاحم شدم
شاید قبلا زنبور نیشش زده
این چیه؟
مخزن
یا حداقل قرار بشه
قبلا میخواستم آب رو با آبراه ،از رودخونه بیارم اینجا
اما سرم به کارهای دیگه گرم شد
که اینطور
آبراه رو تا کجا ساختی؟
راستش کار خاصی نکردم و
هنوز نمیدونم که باید چه کار کنم
اینجا تا رودخونه فاصلهی زیادی داره
اول باید تصمیم بگیریم آبراه رو از چی بسازیم
من همیشه فکر میکردم جنس آبراه از سنگ
فکر کنم اینجا پیدا کردن سنگی که بشه باهاش کار کرد سخت باشه
پس از چوب بسازیمش؟
خب اینجا چوب زیاد داریم
اما اگر آبراه خیلی بزرگ باشه، ترک و سوارخ توی چوب باعث میشه آب زیادی نشت کنه و هدر بره
...در این صورت
از این استفاده میکنیم
با ابزار کشاورزی اعظم خاک رو فشرده میکنم
تقریبا به اندازهی بتن سخت و سفت میشه فکر میکنم درست بشه
بتن؟
هیچی، ولش کن
به خاطر درست کردن مخزن یه عالمه خاک دارم
که نمیدونستم باهاشون چه کار کنم
یه راست رفتیم تو کار ساخت و ساز
!یک! دو
بعدی
یه راه ورودی برای آب بالای آبشار ساختیم
بعدش بیس و پایهی کار رو از خاک ساختیم و
بخشهای بعدی آبراه رو روش قرار دادیم
خوبه
یکم دیگه بیار این طرف
پایه و اساس کار رو به الفها سپردم
خسته نباشین
خسته نباشین
من روی گرفتن درزها و تقویت پایه تمرکز کردم
،به لطف اونها
ساخت و ساز سریعتر از چیزی که فکر میکردم انجام شد
حالا دیگه مجبور نیستیم هر روز برای آب یه عالمه راه بریم
اره اینجوری آب دادن محصولات هم راحتتر میشه
ببین چی اینجاست
تا الان نتونسته بودم یکی بگیرم
اما حالا که به رودخونه دسترسی داریم میتونم ماهی بگیرم
حالا باید تصمیم بگیرم چطوری اونا رو بپذم
میدونین، خرگوشهای تو جنگل خشن بودن
اما ماهیها عادی به نظر میان
..خیلی خوشحالم که راحت میشه اونا رو گر
اخ
این ماهیها برای جنگل مرگ نیستن؟
آره...اونا خیلی خشن و شرورن
نمیدونم میشه اونا رو خورد یا نه
آماده شد
نه، نمیشه که
چون خودت اونا رو درست کردی باید اول خودت بخوری
آره درست میگه تو اونا رو پختی
مطمئنی؟
باشه پس من میخورم
هم شبیه سالمون، هم مزهی اون رو داره
شبیه چیه؟
مهم نیست چی گفتم
بفرمایین...خجالت نکشین، بخورین
...این
!خیلی خوشمزه است
میخواین همه مزهاش رو امتحان کنین؟
همه عاشقش شدن به خاطر همین هرچی گرفته بودم رو درست کردم
اما بعد از اون خیلی ماهی گرفتیم
به خاطر همین بهشون نمک زدیم و توی انبار ذخیرهشون کردیم
تصمیم گرفتم موقع شخم زدن زمین ،به برنج فکر کنم
بعدش برنج در اومد
نمیدونستم که میشه اونا رو توی خاک معمولی پرورش داد
اما حالا که آبراه رو ساختیم
قرار یه شالیزار درست میکنیم
شالیزار؟
شبیه یه مزرعهی معمولیه
تازه دارم شروع میکنم
میخوای اینجا یه برکه درست کنی؟
!فهمیدم
میخوای اینجا ماهی نگهداری درست؟
فکر کنم الان اینجوری به نظر بیاد
خب..میخوام همه برای قسمت بعد بهم کمک کنن
ها؟ چه کار باید بکنیم؟
خیلی لیز
خب همگی گوش کنین، من این بذرها رو میدم بهتون
بعدش همه اینا رو میکاریم
دخترا اول یکم استرس داشتن اما خیلی زود روند کار دستشون اومد
کاشت برنج بدون مشکل انجام شد
بچههای زابوتون رو مسئول این کردم که مراقب باشن حیون دیگهای اونجا نره
نمیدونم به خاطر آب بود یا ابزار کشاورزی اعظم
اما برنج خیلی زودتر از چیزی که انتظار داشتم رشد کرد
و حالا وقت برداشت
از لیا و بقیهی دخترا هم خواستم که بهم کمک کنن
و به لطف اونا با یه چشم بهم زدن کار تموم شد
...خب
حالا قرار چه کار کنیم؟
خشکشون میکنیم تا دیگه مرطوب نباشن
تو همه چی بلدی؟
نه، فقط همین کار رو بلدم
درست
یه بار دیدم که یه ایدل این کار توی تلوزیون انجام داد
اینا محصولاتی هستن که توی شالیزار کاشتی
حالا میخوای چه کار کنی؟
اونا رو از پوست جدا میکنیم
از پوست جدا میکنیم؟
اره
..صبر کن ببینم
مطمئنم دستگاه خرمن کوبی قدیمی که توی موزه دیدم این شکلی بود
خب اصلش همین
بعدش اونا رو از صافی رد میکنیم که مطمئن بشیم دیگه برگی بهشون نمونده
بعد با هاون پوست برنج رو جدا میکنیم
بعدش با هَوَنگ برنج رو میکوبیم
خیلی کار میبره
اره
نمیشه بدون این کارها خوردش؟
بالاخره تموم شد؟
اره
یعنی میتونیم بخوریمش؟
نه هنوز
این دیگه چیه؟
دارم برنج میپذم
اگر درست یادم باشه برای پختن برنج ...توی همچین ظرف
باید صبر کنی تا جوش بیاد
بعد وقتی که دم بالا داد، باید حرارت رو کم کنی
آتیش رو کم میکنی
تحت هیچ شرایطی در ظرف رو برنمیداری
این دیگه چه جور طلسمیه؟
کی میدونه؟ من که قبلا در موردش نشنیدم
لو
میشه با جادوت آتیش رو روشن کنی؟
البته که میشه
بالاخره وقتش که ببینین حکیم بزرگ لو لولوسی چه کاری از دستش برمیاد
تیکه تیکه تون میکنم
قرار حرارت کم باشه پس یه شلعهی کوچیک لازم دارم
بیخیال...چه کسل کننده
نمیدونم این بار چه غذایی میخواد درست کنه
نمیدونم چی داره درست میکنه اما دلم میخواد بدونم اون طلسم چه کار میکنه
!عالی شد
دیگه تموم شد نه؟
نه هنوز
این همه وقت برای این گذاشت؟
اگر قرار باشه برای اولین بار برنج بخورین باید با اونیگیری شروع کنین
بعد از شما
باشه، من اول میخورم
!خوش مزه است
خوش حالم این میشنوم
این
همون ماهی که قبلا گرفتی
اره، چون شور با برنج خوش مزه میشه
حالا حس میکنم اون همه کار ارزشش رو داشت
این شادترین لحظهای که به عنوان یه کشاورز داشتم
خوبن؟
خب به نظر که موفقیت بزرگیه
فقط باید دفعهی دیگه بیشتر درست کنم
فکر کنم دفعهی بعد یه چیز دیگه داخلش بذارم
فعلا برای امروز بسته
باشه
انگار همهشون میتونن خودشون رو با جادو تمیز کنن
این وقتا به این فکر میکنم که کاش منم یه حمام داشتم
خب آبراه که ساختم، پس تلاش میکنم یه وان هم بسازم
حمام؟
اره
اون دیگه چیه؟
جایی که بدنت رو با آب گرم میشوری
کوره برای گرم کردن آب
یه وان برای نگه داشتن آب
و یه جایی برای شستن بدنت
میخوام یه رخت کن هم درست کنم
نمیشه توی رودخونه یا همچین جایی خودمون رو بشوریم؟
توی زمستون آب برای همچین کاری سرد نمیشه؟
خب اره فکر کنم درست میگی
فقط بهم اعتماد کنین، حمام عالیه
به هر قیمتی که شده میخوام یکی بسازم
برای گردش خون و سلامتی بدن خیلی خوب
بهت کمک میکنیم که بسازیش برای گردش خون و سلامتی بدن خیلی خوب
و ساخت و ساز خیلی سریع شروع شد
کوره رو از بلوکهای خاک فشرده شده که با چکش ساخته شده بود، درست کردیم
آبی که با آبراه آورده بودیم رو ریختیم اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.