Outsiders

Outsiders

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Outsiders 2016 S01E02 HDTV x264-KILLERS
Outsiders S01E02 HDTV x264-KILLERS
Outsiders S01E02 720p HDTV x264-KILLERS
A Commentary by zirkhaki
IMDB-DL * Zirkhaki * iMovie-DL.com

Tags

HDTV
hdtv
x264
TS
HD
720p
720
Published on: 2016-02-04
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...‏آنچه در "بیگانه‌ها" گذشت

.‏همونطور که خواستیم آزادانه زندگی کردیم

!"گِد-گِدیا" - !"گِد-گِدیا" -

،‏خب، حالا که مجور معدن‌کاوی گرفته شده

.‏- باید اونا رو از زمین‌هامون بیرون کنیم ...‏- فکر نمی‌کنم هیچکدوم از شما آقایون

.‏...بدونین که چیکار دارین می‌کنین

.‏بهتره با این آدما در نیفتی

.‏10زمستون گذشته، و یهو یه روز پیدات میشه

.‏اینجا خونه‌ی منه

،پیشگویی میگه اونی که بازگشته .بِرنین خواهد شد

.‏از حکومتِ تو تقدیر می‌کنیم، مادر

.‏امشب جایگاهم رو به تو نمیدم

.‏- تو برنینِ برحق هستی .‏- من برنین هستم

‏حالا قدرت‌هات کجا رفته؟

،‏اون دنبال یک مقصر می‌گرده و در حال حاضر

.‏اون یه نفر تو هستی

!‏ایلون

،‏وقتی به اینجا برگشتی .‏تنها چیزی که آوردی، سم بود

.‏تا حالا یکی از شماها رو ندیده بودم

‏- می‌خوای کاری بکنیم؟ ‏- پول داری؟

‏باید بگم بهترین شراب فارلی هستش .‏ ‏که تا حالا ساخته شده

‏چقدر میشه؟

‏مشروب خوردی؟

.‏تایلِر

.‏داشت از مونشاینِ مردمِ بالا می‌خورد

‏منظورت کوهِ "شی" هستش؟ ‏یعنی شرابِ فارل؟

،‏حتماً تا آشپزخونه اومده دنبالم

.‏همونجا که اون کار رو کردم

.‏همونطور که گفتم، یادم نمیاد

‏خب چی یادت میاد، تایلر؟

.‏توی مهمونی بودم، می‌رقصیدم

.‏بعدش هیچی

‏- مواد هم زده بودی؟ .‏- لازم نیست به این سوال جواب بدی

.‏من مواد مصرف نکرده بودم

‏مشروب خورده بودی؟

.‏بله

.‏مونشاین

‏باشه. چیز دیگه‌ای نیست؟ ویسکی؟ آبجو؟

.‏- نه ..."‏- و یکی از دوستانت به نام "کولین

.‏میگه که تو احتمالاً یک یا دو تا آبجو خوردی

‏- این رو یادت نمیاد؟ .‏- نه

.‏پس دوستت میگه تو مشروب می‌خوردی .‏تو هم یادت نمیاد

.‏احتمال داره مواد هم زده باشی

‏ولی شاید اون رو فراموش کرده باشی؟

‏کلانتر، چرا ازش نمی‌پرسی ‏که مونشاین رو از کجا جور کرده؟

...‏جناب وکیل، ‏هر دو می‌دونیم که مونشاین

.‏باعث نمیشه که آدم‌ها بقیه رو بکشن

‏اون رو از همون یارویی که همیشه .‏توی مرکز شهر هست گرفتم

.‏همونی که توی مرکز شهر می‌گرده

.‏این واسه من مثل خرید مواد می‌مونه

.‏خب فکر کنم گفتی که تو مواد نمی‌زنی

.‏گوش کن، من پدرم رو کشتم

.‏می‌فهمی؟ بابام رو کشتم و عاشقش بودم

.‏بسیار خب

.‏متوجهم که این برات خیلی سخته، پسر

.‏تا همینجا کافیه

.‏کلانتر

،‏وقتی با چاقو بهش ضربه زدم

.‏اون مرد، بابای من نبود

.‏الان یادم میاد .‏می‌تونم اون رو توی آشپزخونه ببینم

.‏بدنش در آتش می‌سوخت

‏خب، اگه بابات نبوده، پس کی بوده؟

.‏شیطان

.‏داره دروغ میگه

.‏آخه نمی‌خواد کسی بفهمه که شیشه مصرف می‌کنه

.‏آره اینطور به نظر میاد

.‏می‌تونم بیشتر بهش فشار بیارم

.‏من نیازی نمی‌بینم

.‏لاستی برگشته، فا

.‏باید یه درسی بهش بدیم

.‏فکر کردم منظورم رو بهت رسوندم

‏حالت چطوره، فاستر؟

.‏زیاد خوب نیست

.‏پسرم مُرده، مادرم هم مریضه

.‏همه‌ش به خاطرِ بازگشتِ تو بوده

.‏حالا قبل از اینکه داغونت کنم از اینجا برو

.‏داداش، بابت پسرت متاسفم

،‏ولی من کار کار خودم رو می‌کردم .‏و حالا عضوی از این خانواده هستم

.‏هممم

.‏درست می‌گفتی

‏در مورد؟

،‏می‌خواد من رو بکشه .‏حداقل من اینطور فکر می‌‌کنم

‏چی می‌خوای، عیسا؟

‏اینجا مال توئه؟ ‏حالا درمانگر شدی؟

.‏یه سوال ازت پرسیدم

.‏فقط می‌خوام حرف بزنم

‏با کی؟

،‏با دخترِ برادر عموی پسرعموم

.‏اگه درست یادم باشه

.‏عیسا فارل

.‏فاستر

‏چه کاری می‌تونم برات بکنم؟

...‏ببین، فقط می‌خوام بدونی

.‏که من با تو یا "فا" دعوایی ندارم

‏کی گفته داری؟

.‏آره و نه، نه و آره. فهمیدم

.‏باید گورت رو گم کنی

.‏جدی میگم

.‏امیدوارم بودم چیزی برای خوردن پیدا کنم

‏هیچ غذایی درست نکردی؟

...‏فقط دارم میگم

.‏اون 6 ماه توی قفس بوده

‏- که چی؟ ‏- که چی؟

،‏ما آزاد هستیم، فاستر .‏ولی معنیش این نیست که قانون نداشته باشیم

،‏فا نباید هر کاری دلش می‌خواد بکنه ."‏اونم بدون اجازه‌ی خانمِ "رِی

.‏آره، ولی اون هم توی خیالاتِ خودشه

.‏پس یه جلسه بذارین

.‏کاری که یک برنینِ واقعی میکنه .‏به فا نشون بده که چطور باید این کار رو بکنه

‏چرا تو اینقدر به این چیزها اهمیت می‌دی؟

‏چون من هم به اندازه‌ی تو .‏می‌خوام که اون بره

‏ولی تو الان برنین هستی، مگه نه؟

‏پس چرا داری وقتم رو با این حرف‌ها هدر میدی؟

.‏چون همه مثل من می‌خوان که اون بره

.‏ولی می‌خوان که این کار رو درست انجام بدی

‏یه جلسه برگزار کن، بعدش دیگه .‏نیازی نیست نگران این موضوع باشی

.‏واسه همیشه میره

‏ایده‌ی اون بوده؟

.‏چون اون حتی همسرت هم نیست

.‏اون هیچ ربطی به این موضوع نداره

.‏قبلاً فکرش رو کردم .‏با اونا صحبت کردم

‏- با کی صحبت کردی؟ .‏- بزرگترها

.‏ظهر میان اونجا

،‏اونا می‌خوان از خودت بشنون

.‏به روشی که درسته، فا

.‏من نیازی به هیچکدوم از اون کارها ندارم

.‏من برنین هستم

.‏پس ثابت کن

...‏من این جلسه رو

...‏از طرف "فا"ی خودمون، فاستر فارل ششم

.‏برگزار کردم

.‏باشد که خداوند به این خانواده و سرزمین برکت دهد

...‏مادر عزیزم

.‏وقتی دچار بیماری شد، من کنارش بودم

.‏من دست‌های نازنینش رو گرفته بودم

...‏و به من گفت که بیماریِ اون

.‏باعث شده که اون شب از تحویل شاخه‌ی بلوط بترسه

...‏و بعد من رو به اسم حقیقیم صدا کرد

.‏برنین

...‏می‌دونم که همتون شنیدین که من گفتم

.‏که اون قدرت‌های قدیمی، همه‌ش اراجیف هستن

...‏ولی وقتی با من حرف میزد گفت

...‏در ذهن خودش

.‏شیطانی رو دیده که در میان ما تجسم یافته

...‏و اسمش

.‏عیسا فارل است

...‏پس از شما درخواست دارم، از طرف همه‌ی ما

.‏این مرد برای همیشه تبعید بشه

.‏- اون به اینجا تعلق نداره .‏- درسته

.‏حرفی که پسرعموی من زد، درسته

.‏من عیسا فارل هستم

.‏این هم حقیقت داره که فرار کرده بودم

،‏حدوداً 10 سال پیش این کوهستان رو ترک کردم ...‏و آره

.‏گم شدم

،‏دزدی کردم، دروغ گفتم .‏دغلکاری کردم، گناه کردم

‏در ساختمونی زندگی کردم .‏که 150 متر ارتفاعش بود

،‏با افرادِ به اصطلاح مقدس .‏دروغگوها و همه‌ی اونا زندگی کردم

،‏پول در آوردم

.‏اون رو خرج زن‌ها کردم

.‏می‌دونین، دنیای اونا سرشار از تاریکیه

...‏از نظر اونا، هیچ احترامی برای

.‏بیگانه‌هایی مثل ما وجود نداره

،‏وقتی به ما نگاه می‌کنن، یعنی به این کوه

...‏اونا ما و بچه‌هاموم

.‏و زندگی‌ای که قراره اینجا باشه رو نمی‌بینن

،‏اون‌ةا درخت‌های شکوفه‌دار

.‏صخره‌ها و آب‌های خنک و تمیز رو نمی‌بینن

...‏چیزی که می‌بینن، میلیون‌ها دلار پول هستش

.‏که در انتظار استخراج و سوخته‌شدن هست

...‏وقتی خانم، این رو به من نشون داد

.‏فهمیدم که چرا بینِ اونا گم شده بودم

.‏و چرا باید به خونه برمی‌گشتم

...‏پسرم

،‏ایلونِ قشنگم، پسر عزیزم

.‏به خاطر این خائن کشته شد

.‏یک روز نگذشته بود که مادرم بیمار شد

...‏حالا چقدر باید این گمشده‌ بد شانسی برامون بیاره

‏تا بفهمیم که باید بفرستیمش بیرون؟ ها؟

‏- چقدر دسگه؟ .‏- اون رو بفرستین بیرون

،‏اون چیزی جز یک بدشگون نیست .‏که ترس رو به جون ما انداخته

.‏حالا بفرستینش پایین، و الان این کار رو بکنین

.‏فاستر درست میگه .‏و اون برنین هستش

.‏هنوز نشده

...‏عیسا فارل در مقابل خواسته‌ی برنین

.‏حرف‌های خودش رو گفت

،‏و این اختلاف بین دو خویشاوند صورت گرفته

.‏نه بین ما

.‏این جلسه نمی‌تونه در مورد سرنوشت اون تصمیم بگیره

‏دارین می‌رین؟

‏پس ترسو هستین، غیر از اینه؟

.‏همونطور که گفتین، این یک ساله‌ی خویشاوندی هستش

.‏پس بذارین مثل خویشاوندها مشکل رو رفع کنن

‏و اون روش چی هست، خواهر؟

.‏روش قدیمی

.‏- یک مبارزه .‏- مبارزه

،‏اگه این عیسا شکست بخوره .‏دیگه یکی از ما نیست

‏ولی اگه در مقابل یکی از قوی‌ترین ،‏افرادِ ما دووم بیاره

.‏می‌تونه بمونه

‏عیسا فارل، تو موافقی؟

.‏بله

.‏مبارزه در روز تربیع [‏[وسط نیمه اول ماه

More Farsi Persian subtitles for Outsiders

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left