The first 200 lines.
نوولند
یک مکان زیبا در افسانه های چین باستان است
در آنجا، هارپی
ارواحی که آزادانه تغییر میکنند
پری های دریایی که در دریای غربی زندگی میکنند
و کوتوله های حیله گر وجود دارند
شب ها، آسمان نوولند
ستاره باران است
هنگامی که ستاره ی سیاه بر آسمان حکمفرما می شود
قدرتی که در ویرانه های الهی نهفته است
ناگهان بیدار می شود
, نان شینگ
تو نمُردی؟
واقعا خودتی؟
تو دیگه چه جور هیولایی هستی؟
ارباب
! ارباب
عجله کنید
شینگ
سرورم
ولیعهد قصر رو ترک کردند
تا در مراسم بزرگداشت حاضر شوند
یکی رو بفرست
تا به ولیعهد خیر مقدم بگه
بله
دخترِ آموزگار سلطنتی از دنیا رفت
کل شهر
. برای یک روز تعطیله
دختر آموزگار سلطنتی مُرد
من در مورد
. مرگ دختر آموزگار سلطنتی شنیدم
شب گذشته یک اتفاق عجیب در عمارت سلطنتی رخ داد
. خوبه
دختر آموزگار سلطنتی چطوری مُرد؟
سبزیجات! سبزیجات تازه
وقتی به یکی میخوری باید معذرت خواهی کنی
... تو الان
. همین حالا به من برخورد کردی
. ازم عذرخواهی کن
من بهت ضربه زدم؟
. شاید فقط غرق تماشای زیبایی بودم
... و
به علاوه، تو زیاد قوی نیستی
. برای همین متوجهت نشدم
. ببخشید
! آبنبات میوه ای
! آبنبات میوه ای
! آبنبات میوه ای
! هر سیخ یک سکه
! آبنبات میوه ای
. هر سیخ یک سکه
بفرما
بگیرش
! آبنبات میوه ای
. ممنونم
! آبنبات میوه ای
. هر سیخ یک سکه
نان شینگ
.وایسا منم بیام
گریه نکن
. نان شینگ خیلی آبنبات میوه ای دوست داشت
. بهتره که اینو براش ببرم
. گرسنه ام
. مراقب باشید
. شما غریبه به نظر میرسید
یک نفرید، درسته؟
. لطفا از این طرف
بفرمایید
پیش خدمت، بیا اینجا
اومدم
بانو
نکنه میخواین بخورین و فرار کنین؟
! چطور جرات میکنین
. این کار مجازات داره
نه، من پول دارم ولی کیسه پولم نیست
هی
با اون دختر جوان چیکار دارید؟
. من پول غذاش رو میدم
چیز دیگه ای هم میخوای بخوری؟
. براش سفارش بگیر
متوجه شدم، جناب
چشم
جناب، شما خیلی به من لطف دارین
. درست مثل پدر مرحومم هستین
قابلی نداره، بشین
، راستش
، در واقع
. هنوز سیر نشدم
... میشه یکمی
بیشتر بخورم؟
پیشخدمت، ظرف غذا بیار
اومدم
نوش جان
عجله نکن
بانو، آروم تر بخورین
قربان
. غذامون تموم شد
. تا حالا 200سکه شده
چی؟
. دویست سکه
. مشکلی نیست
، تا وقتی که بتونم به این بانوی جوان کمک کنم
. در خدمتم
پسرا، بیایین اینجا
. برای رفتن عجله نکنین
اسم من وانگ گانگ هست
. من اهل کوهستان ژوییان هستم
قربان، شما کی هستین؟
. من پدرت هستم
! پدر
صورتحساب لطفا
بله
بفرما
قربان
. این مقدار کافی نیست
. این همه ی پولی هست که دارم
. بقیه اش با خودت
... من
چیه؟
. من سازهای زیادی دیدم
، اما
. این برای پول غذامون کافی نیست
صبر کنید
! وایسید
! وایسید
! وایسید
! همونجا وایسید
! وایسا
! بدو
! وایسا
! وایسا
! اونجا
! وایسا
هنوزم سیر نشدی؟
بانو گانگ
. من دیگه باید برم
. نه نرین
. من آدمی نیستم که بدهکار بمونم
. من واقعا کار مهمی دارم
. ما هر دو از سرزمین شرقی هستیم
... باید مراقب
. هم باشیم
. این کار درسته
. وضعت رو ببین
. انقدر سرفه میکنی که سختته بایستی
حتما باید برین؟
... خُب
. نه راستش
اما بانو
. واقعا یه کار مهمی دارم که باید انجام بدم
. نمیتونم بذارم برین
هی
این چطوره؟
. همراه من به عمارت عمو نان بیاین
. من پولتون رو بهتون پس میدم
. بعدش میتونین برین
. زیاد طول نمیکشه
. عمو نان
خانم
نسبت شما با آموزگار سلطنتی چیه؟
. من از دوران کودکی، دختر ایشون رو میشناختم
، اما بعد از فوت پدرم
. به کوهستان ژوییان فراخوانده شدم
و بعد از اون، مشغول ساخت سلاح بودم
. من به ندرت به عمارت سلطنتی میومدم
. که اینطور
بله
شیرینه
خوشمزه ست
... این
درود بر آموزگار سلطنتی
چی شما رو به اینجا کشونده؟
من ژی لیانگ هستم
. شنیدم که بانو نان از دنیا رفتند
. اومدم برای روحشون دعا کنم
. پس شما شاهزاده ی سرنوشت ژی لیانگ هستید
بفرمایید
فقط منو ژی لیانگ صدا کنید
. باید اول به مکانی که بانو نان مُرد، برم
بله
بفرمایید
بفرمایید
دوباره؟
شاهزاده اینجا هستند ! چقدر بد موقع
. وحشت نکنید
. این فقط یک توهم هست
. شماها بیرون بمونید
بسیار خُب
بانو وانگ، لطفا بفرمایید داخل
چی شده؟
... بانوی من
. از دنیا رفتن
نه، امکان نداره
ارباب
شینگ
من وانگ گانگ هستم
درود بر عمو نان
گنگ، تو اینجایی
. اومدی که احترامت رو نشون بدی
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.