The first 30 lines.
احساس می کنم بار روی شونه هام برداشته شدن
میتونم دوباره نفس بکشم، من زنده م
بذار بگذره، ولش کن مثل این لحظه که هیچوقت تموم نمیشه
پس اگر تو میخوای تو مرکز شهر باشی
ول بچرخ، من پایه م
میتونیم صدا رو بلند کنیم
ماشینو روشن کن
به خاطر اینکه من احساس می کنم بار روی شونه هام برداشته شدن
من میتونم دوباره نفس بکشم
من میتونم دوباره نفس بکشم، هی
زنجیری پشت دوستی من نیست
توی ذهن من توی موقعیت آزاد
همه چیز پاک شده،دین های من پرداخت شده
هر روز طوری زندگی کن که انگار روز جبرانه
هیچ چیز نمیتونه جلوی منو بگیره، الان
یه لحظه بشین و بذار از بین بره
یه لحظه بشین و بذار از بین بره
down
down down
down down down
down down down down
down down down down down
احساس می کنم بار روی شونه هام برداشته شدن
میتونم دوباره نفس بکشم، من زنده م
بذار بگذره، ولش کن مثل این لحظه که هیچوقت تموم نمیشه
پس اگر تو میخوای تو مرکز شهر باشی
ول بچرخ، من پایه م
می تونیم صدا رو بلند کنیم
ماشینو روشن کن
احساس می کنم بار روی شونه هام برداشته شدن
No comments yet. Be the first to leave one.