Innocent

Innocent

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Innocent S01E04 XviD-AFG
Innocent S01E04 480p x264-mSD
Innocent S01E04 HDTV XviD-RMX
Innocent S01E04 480p HDTV x264-RMTeam
Innocent S01E04 720p HEVC x265-MeGusta
Innocent S01E04 720p HDTV x264-ORGANiC
A Commentary by llillusionll
░ illusion امیرعلی | TakMovie.Co

Tags

XviD
x264
480p
480
HDTV
hdtv
HD
720p
720
x265
HEVC
Published on: 2018-06-01
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

موردی بود که زنت درباره‌ی خواهرش ابراز نگرانی کنه؟

بهم اعتماد داری؟

بچه‌ها رو سرزنش نمی‌کنم که .نخوان برگردن پیش باباشون

.باورم نمیشه اصلاً این حرف رو زدی

.الان من رو به کشتن خواهرت متهم کردی

.ولم کن

فکر نمی‌کردم چیزی .درباره‌ات به خاطر بیارم، ولی میارم

تو در یه اسکله کار می‌کنی، نه؟ - .بله -

می‌دونی گره پروانه‌ای چیه؟ - .آره، البته -

حالا معتقدیم که زنت کتت رو قرض گرفته

،و خونی که روش بوده مال اون زمانه

.که کاملاً تو رو تبرئه می‌کنه

ظاهراً یکی از روزنامه‌ها هنوز .دنبال پخش خبر می‌گرده

...دیو، من واقعاً - .پولش رو لازم دارم، فیل -

.اجازه دارم بهت 10 هزار پوند پیشنهاد کنم

!دیوید. دیوید

کجا بودی؟

.چند بار بهت زنگ زدم - چی‌شده؟ -

نمی‌دونستم یه کپی روزنامه .بهت تحویل دادن یا نه

.جک بهم خبر داد

.جک .جک، گوش کن، گوش کن چی میگم

.از ما دور بمون، باشه - .گوش کن، نباید این‌کار رو می‌کردم -

باشه. ولی همه‌ی چیزهایی که این مرد نوشته دروغه، داستان رو منحرف

.و گزافه‌گویی کرده - پس مامان خیانت نکرده؟ -

پس خانواده‌اش اون رو خفه نکرده بودن؟ - .نه، نه، گوش کن. نه جوری که اون میگه -

اصلاً چرا باهاش حرف زدی؟ - .چون ناگزیر بودم -

.یه قرون هم از خودم پول ندارم

.به مردم بدهکارم، جک، باشه

.به عمو فیل بدهکارم ...به

.می‌خواستم با شماها یه کارهایی بکنم - .ما رو مقصر ندون -

.ما نمی‌خواستیم این‌طوری تحقیر بشیم .رُ، زودباش، میریم

!گوش کن، گوش کن، گوش کن - .بابا. - باشه، مامان‌تون، مشکل داشت -

،با این‌جا مشکل داشت .با من

و گاهی، فکرکنم حس می‌کرده زندگیش .می‌تونسته جور دیگه‌ای بشه

ولی تنها چیزی که هرگز ازش پشیمون نبود .به دنیا آوردن شما دو نفر بود

باشه. شما نورانی‌ترین ستاره‌های .زندگیش بودین

بابت تمام سختی‌هایی که کشیدین .خیلی متأسفم

.هیچ‌کدوم این‌ها حق‌تون نبود

.شما دو نفر بی‌گناه‌های این قضیه بودین .کل این جریان

...پس

...به این .دروغ‌ها گوش ندین

بـی‌گـنـاه

illusion مـترجم: امیرعلی

خب، تام ویلسون، در مورد زن اولش به کجا رسیدیم؟

.چیزی بهمون نمیگه .نمی‌خواد هم‌کاری کنه

مجبورش کنید. به مانع اجرای قانون شدن .تهدیدش کنید، اگه مجبور بودید

،باید بدونیم چه‌جور مردی بوده .دوست داشته چی‌کار کنه

وسایل خلاص شدن از جسد تارا رو داشته یا نه؟

با راهنمایی و رانندگی صحبت کردین؟ - تأیید کردن خانواده‌ی مافت فقط یه ماشین داشتن -

که در زمان مرگ تارا .به نام‌شون ثبت شده بوده

و می‌دونیم آلیس هر روز .وارد شهر می‌شده

پس می‌تونیم گمان کنیم راب .از ماشین برای کار استفاده می‌کرده

،تو عقب ماشین طناب، تارپولین .و ابزار داشته

از طرفی، تام ویلسون، اون شب پیاده .خونه‌ی خانواده‌ی کالینز رو ترک کرده

پس، شاید توی ایستگاه با تارا .روبرو شده باشه

ولی، اگه بهش حمله کرده، باید جسد رو ،مخفی می‌کرده

یه ماشین گیر می‌آورده، و وسایل لازم رو .قبل از برگشتن به گم و گور کردن جسد آماده می‌کرده

.زمان کمی واسه این‌کار بوده - .آره -

.باید دوباره با خانواده‌ی مافت صحبت کنیم .این دفعه جداگونه

.باشه، رئیس - .خیلی‌خب، رئیس -

تعجب کردم جرئت کردی ،برگردی این‌جا

.بعد از کاری که کردی

.اون بچه‌ی ما بود، ملیسا .آینده‌ی ما

...و تو حداقل این نجابت رو نداشتی

.غلط می‌کنی از نجابت واسه من حرف بزنی

.من کار اشتباهی کردم ...چند دفعه باید

.تو یه مرد بی‌گناه رو روانه‌ی زندان کردی

.با زنش خوابیدی

.به لوئیس پول دادی که هوات رو داشته باشه

و دروغ گفتی. بارها و بارها .تو صورتم دروغ گفتی

.فقط سعی داشتم ازت محافظت کنم

.تو یه بزدلی، تام، و یه خیال‌پرست

.همه‌اش به خودت میگی تقصیر منه

،ولی تو خانواده‌مون رو نابود کردی .نه کسی دیگه

.خیلی‌خب دیگه .باشه

می‌خوای بیای داخل؟ .کسی نیست، خودت می‌بینی

.ممنون

زندگی این‌جا رو دوست داری؟ - .آره، بد نیست -

باهاتون خوب رفتار کردن؟

همیشه دوست‌تون داشتن و مراقب‌تون بودن؟ - .آره -

.و امنیت همیشه این‌جا احساس امنیت داشتین؟

تو که... فکر می‌کنی اون‌ها ربطی به مرگ مامان داشتن؟

.نمی‌دونم

.واقعاً نمی‌دونم

شبی که تارا مرد درباره‌ی پول بحث کردین؟

.می‌خواستیم پولش رو پس بدیم ...البته، این‌طوره، فقط

.نمی‌تونستیم

اون می‌خواست پسش بدین؟ - .آره -

کِی؟ - .اون شب -

،داشت به زندگیش فکر می‌کرد .بعد از طلاق گرفتن

.ولی می‌دونست پول ندارین

می‌خواستین چی‌کار کنید؟ ماشین یا آپارتمان رو بفروشید؟

.آپارتمان‌تون رو می‌خواست

،گت، اگه پول نقد نداریم .مجبوریم بفروشیمش

خواهر خودت می‌خواست شما رو .بندازه توی خیابون‌ها

.با این‌که کلی پول داشت

،به نظرم فکر می‌کرد .من دارم ازش سوءاستفاده می‌کنم

واسه همین بهش حمله کردی؟

.اون خیلی بی‌رحم بود

تو کشتیش، آلیس؟

.نه

می‌خواستی بکشیش؟

.واسه یه لحظه، شاید، آره

به راب گفتی چه حسی داری؟

،اون شبی که رفت بیرون بهش گفی چه حسی درباره‌ی خواهرت داری؟

.آره، گفتم

.گفتم

.هدف این‌کار رو نمی‌بینم

،با فروش داستانت پول به دست میاری

.و همه‌اش رو خرج خریدن روزنامه می‌کنی

.عجیبه اون موقع هیچ‌کدوم این‌ها رو نگفتی

.این‌که زنت با دوست صمیمیت می‌خوابیده

مطمئنم دیوونه‌ات می‌کرده، نه؟

دونستن این‌که اون چیزی رو به زنت .می‌داده که تو نمی‌تونستی بدی

واسه همین انجامش دادی؟

با چکش زدیش؟

جمجمه‌اش رو خورد کردی؟

.می‌دونم تو کشتیش، دیوید

چرا اعتراف نمی‌کنی؟

.بهم گفت بحث کردن، بله - درباره‌ی چی؟ -

.تارا حاضر نبوده هزینه‌ی یه لقاح مصنوعی دیگه رو بده

.فکر می‌کرد هدر دادن پوله

دیگه چی؟ - مثلاً؟ -

آلیس چیز دیگه‌ای از بحث‌شون گفت؟

...خب، اون خیلی مست بود، پس

گفت از خواهرش متنفره؟ - .نه -

گفت می‌خواد بهش صدمه بزنه؟ - .نه -

گفت آرزو داره تارا بمیره یا از این قبیل‌ حرف‌ها؟ - .نه، البته که نه -

،ببینید، اون گریه کرد ،یکم خودش رو خالی کرد

.و بعد رفت بخوابه

و بعد، تو رفتی بیرون؟ - .و بعد، من رفتم بیرون -

غریزه‌ام میگه مرده دروغ میگه

درباره‌ی دعواشون و درباره‌ی .حالت ذهنی زنش

.یه زمان بود که فکر می‌کردم شاید دست‌شون تو یه کاسه باشه - و حالا؟ -

.فکر می‌کنم تارا آروم آروم داشته آلیس رو دیوانه می‌کرده

فکر می‌کنم خودش تو وضعیت سختی بوده و .آماده بوده سر خواهرش خالیش کنه

و آلیس داروهای ضد افسردگی می‌خورده، کلی ،بدهی داشته

چیزی نمونده بود وسایلش رو پخش .خیابون‌ها کنن

فکر می‌کنم با خوشحالی اون شب خواهرش رو می‌کشته

.اگه موقعیتش رو داشته

ولی راب، قبل از اون دست به کار شده؟ - .آره -

.فکر می‌کنم اون رو از خودش نجات داده

،می‌تونسته ببینه داره چه اتفاقی می‌افته .و این کارش برای محافظت از اون بوده

،عمیقاً دوستش داشت .هنوز هم داره

.توی بازداشت نگهش دار .اگه لازمه زمانش رو بیشتر کن

.یه چیز محکم لازم داریم. یه شاهد، پزشکی قانونی، اعتراف - .بله، قربان -

.نباید اشتباهی بکنیم

بهمون گفتی بابا مامان رو کتک می‌زده، و .بهمون گفتی می‌ترسیده

.چیزی که مامان‌تون بهم گفت این بود - خودت دیدی اون رو بزنه؟ -

.خواهش می‌کنم، جک، بیخیال

عیب نداره، می‌تونی .به سؤال جواب بدی

نه، ندیدم. ولی جای .کبودی‌هاش بود، استخون گونه‌ی شکسته شده

.که هیچ ربطی به بابای ما نداشته - .الان می‌دونیم ربطی به باباتون نداشته -

توی دادگاه بلند شدی و قسم خوردی .بابامون بهش حمله کرده

.احمق نیستم. گزارش‌ها رو خوندم - .می‌دونم -

.و اشتباه کردم که به محکومیت دیوید کمک کردم

ولی اون زمان کاملاً مطمئن بودم .داشتم چی میگم

واقعاً؟ - .بله -

.مامان‌تون بهم گفت باباتون کتکش می‌زده

.می‌خواست ترکش کنه، همه چیز جور در می‌اومد

فکر می‌کردم .اون مسئول مرگشه

.و می‌خواستم مطمئن بشم تاوانش رو بده

خب پس، الان چی؟ فکر می‌کنی الان کی مسئوله؟

.پلیس سوت‌داونز .جواز تفتیش خونه

،می‌خوام دوز اِف‌اِس‌اِچ‌ـت بیشتر بشه

...ولی اگه اون جواب نده - ...عذر می‌خوام -

.محض رضای خدا، لوئیس. بیمار پیشمه - .باید صحبت کنیم -

ببخشید. میشه یه لحظه بهمون زمان بدی، لطفاً؟

.امروز پلیس اومد سراغم

.می‌خوام بهم اتهام مانع اجرای قانون شدن وارد کنن

چرا؟ - .چون به خاطر تو دروغ گفتم -

می‌دونی جرمش چقدره؟ .دو سال زندان

.خب، مطمئنم به اون‌جا کشیده نمیشه - .نمی‌کشه؟ تو رو متهم کردن -

،به جرم منحرف کردن مسیر عدالت .طبق گفته‌ی کارآگاه بکتون

بچه‌ها چه فکری می‌کنن؟

وقتی مامان و باباشون متهم به کارهای مجرمانه بشن؟

.هرکاری بتونم واسه کمک می‌کنم - .واسه وکیل پول می‌خوام. یه وکیل خوب -

.پس، قضیه همینه - .بهم مدیونی، تام -

.بدجوری - .چیزی مدیونت نیستم -

.بیشتر از دهنت ازم کَندی

.نمی‌ذارم زندگیم رو نابود کنی

من زندگی تو رو نابود کردم؟

آره، بدجوری زجر کشیدی، نه؟

،با خونه و تعطیلات و .بچه‌های من

.آره، واقعاً اوضاعت خراب بوده

،سال‌هاست از من می‌کَنی .ولی دیگه تمومه

.داری بهم صدمه می‌زنی - .هرکاری گفتی کردم -

و تو در عوض چی‌کار می‌کنی؟ .به زنم گفتی بچه‌مون رو سقط کنه

تا وقتی زنده باشم دیگه .یه قرون هم بهت پول نمیدم

.حالا گم شو

.فکر نمی‌کنم آدم بدی باشی، راب

.مطمئنم از کاری که با تارا کردی پشیمونی

،فکر می‌کنم اون شب تارا رو پیداکردی

و در اون لحظه، اون زمان، اعمالت .کاملاً منطقی به نظر می‌اومدن

چون آلیس قبلاً بهت گفته بود که .می‌خواسته خواهرش بمیره

.می‌دونی، تحریکت کرده بود

.پس، کشتیش

.نه

چند وقته توی ماشینت طناب و تارپولین داری؟ - چی؟ -

.امروز یکی پیداکردیم، توی اسکله‌ات همونی

More Farsi Persian subtitles for Innocent

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left