The first 200 lines.
کي ميخوان ياد بگيرن که هر خبري راجع به چين سريعاً باعث بسته شدن صفحه روزنامـه ميشـه ؟
اون چيه ؟
. سازماندهندهي الکترونيکي "ويزارد" واسـه بابام
. "براي روز تولدش ميخوام برم "فلوريدا - چند ؟ -
. دويست دلار . ولي من ميگم پنجاهتا
. به هديه اهميتي نميده . از تخفيف گرفتن ذوق زده ميشـه
از کجا ميشه يه "ويزارد" 50 دلاري پيدا کرد ؟
. بهش ميگم از دست فروش خريدمش . شايد گفتم کف بازار . اينطوري دوست داره
امروز سر کار يه پيغام از طرف . آقا و خانم "راس" به دستم رسيد
پدر و مادر "سوزان" ؟ آخرين بار کي باهاشون حرف زدي ؟
. تقريباً موقع تشييع جنازه بود
ته دلم هميشه يه جورايي حس ميکردم . اونا منو به خاطر مرگ "سوزان" مقصر ميدونن
چرا ؟ چون پاکتهاي سمي رو انتخاب کردي ؟
. احمقانهست
... دريل"، اينها" . کسايي هستن کـه من ميشناسم
. "جري" ، "جرج"
. "از ديدنتون خوشحالم . بايد عجله کنم "الين . بعداً ميبينمت
. باشه
هنوز از "پادي" خبري نيست ؟
، فکر کنم منشي تلفنيـش خراب شده . واسـه همين بيخيال شدم
نظرت چيه ؟
درمورد قرار گذاشتنت با يه سياهپوست ؟ کجاش مشکل داره ؟
کدوم سياهپوست ؟ - دريل" . سياهه ديگه ، نيست ؟" -
واقعاً ؟
. نه . نيست - نيست "الين" ؟ -
اينطور فکر ميکني ؟ - . من فکر کردم ايرلنديه -
فاميليش چيه ؟ - . "نلسون" -
. پس ايرلندي نيست - . من که فکر ميکنم سياهپوسته -
بايد درموردش حرف بزنيم ؟
. به نظر من که اشکالي نداره - . اشکال داره -
چرا ؟ - ... خب، اگه "دريل" خودش اينجا بود -
. اشکالي نداشت
. اگه سياه باشه - سياهـه ؟ -
مگه مهمه ؟
. نه . معلومه که نه . فقط دوست داشتم بدونم
پس لازمه که بدوني ؟ - . نه، لازم نيست بدونم -
. فقط فکر میکنم اگه میدونستم خوب ميشد
حساب ميکنين ؟
. يه لحظه - . بيا -
. اوه ، آره ، صبرکن
Seinfeld S09E15 : The Wizard Original Air Date : 26.2.1998 Subtitle by BlueAugust & AshorroR
. خانم "راس" ، "جرج" هستم - کي ؟ -
. "جرج کاستانزا" ، دوست "سوزان"
. خيلي وقته باهم حرف نزديم
. شربت آبليمو تموم شده
. خوبه به اون زن گفتم بيشتر بخرهها
، "جرج" ... "موسسهي خيريه "سوزان راس
. آخر اين هفته مراسم داره
... اوه ، من يه خونه تو "همپتونز" اجاره کردم
.و آخر هفته مجبورم برم اسناد و مدارکش رو امضا کنم
. من برميگردم تو تخت
. "ممنون از تماست ، "جرج - . اوه ، خواهش ميکنم -
... يعني ، به هر حال ، شما تقريباً داشتين
. بسيارخب ، بايد برم
خونه توي "همپتونز" ؟
. يه عمره دارم درمورد درآمدم دروغ میبافم
حساب کردم ديدم استطاعت . يه خونهي جعلي تو "همپتونز" رو دارم
. خب - . سلام -
. خب ، سيگار بردارين پسرا
. آره ، وقت جشن گرفتنـه
چي رو جشن بگيريم ؟ - کتاب ميزقهوهي منو يادتونه ؟ -
. با اون پايههاي کوچولوش
. آره همون
یـه کمپانی اونچنانی هالیوودی اونو . براي يه فيلم درنظر گرفتـه
چطوري ميخوان از روي اون کتاب فيلم بسازن ؟
اون کتاب تصویری کـه از روی تفنگ اسباببازی لیزری ساختن رو دیدی ؟
. آره - فیلم "روز استقلال" رو چی ؟ -
چقدر بابتش بهت ميدن ؟
بذار اينطوري بگيم که دیگـه نگران ... کار کردن نیستم تا یـه مدتی
. تا یـه مدت مدید
... جالبه ، چون یـه مدتی بود ندیده بودم
. کار کنی . یـه مدت مدید
، از اين به بعد هم نميبيني . چون کامل ولش ميکنم
. پسرا ، دارم بازنشسته ميشم
از چي ؟
. از کار سخت کي از کارکردن خوشش مياد ؟
ميدوني ، تمام کاراي تو . برنامهم رو کامل انجام دادم
اين چيه ؟
. يه کادوي بازنشستگي کوچولو واسه خودم خريدم
. يه ساعت طلا
. طلاي واقعي نيست
. سلام - . سلام ، موزيک محشريه -
. اوه، صداي همسايهس
. بیست و چهار ساعت شبانه روز ميترکونن . از صداش متنفرم
! صداشو کم کنين
. واي، اينا چه قشنگن
مفهوم فرهنگي خاصي دارن ؟
. آفريقايي هستن
. درسته
. آفريقايي - . خب ، نه کل آفريقا -
. راستش آفريقاي جنوبي
. آفريقاي جنوبي
. خانوادهم سالها پيش اونجا زندگي ميکردن . بنا به دلايلي مجبور شديم نقل مکان کنيم
ميدوني که چطوريه ؟ - ... شايد -
حتماً از هاتداگ بدت مياد ، ها ؟
، يا برعکس، خوشت مياد . به خاطر همين اينکارُ ميکني
باید بگم اگه منم يکي از اينا داشتم . تمام مدت مشغول هاتداگ خوردن بودم
ميخواي هاتداگ بخري يا نه ؟
. نه
. صبح بخير خوابآلو
. پنج و نيم صبحه
. گذاشتيم زيادي بخوابي
... خب بابا حالا که بيدار شدم . برات کادوي تولد خريدم
. بيا . تولدت مبارک
. اوه ، "جري" ، من بايد واسه تو ميخريدم
يعني چي ؟
. ولش کن . امروز تولدشه
. يه گيرندهي رديابه وسیلـهای کـه محدوده سرعتسنجهای) (پلیس رو مشخص میکنـه
گيرندهي ردياب . تا حالا نديدم بيشتر از . سی و پنج کیلومتر سرعتت تندتر بشـه
. مثل مارشال اعظم رژهی "رز باول" میمونی
. سازماندهندهي "ويزارد"ـه
. معلومه خيلي پولش شده
. نه بابا، از يه دستفروش خريدم . حدوداً 50 دلار آب خورد
فکر ميکني کف قیمت باشـه ؟ - . ممکنه -
باريکلا پسر . "هلن" ، "جري" برام يه . کامپيوتر "ويزارد" به قیمت کف بازار گرفتـه
. من اينجام
همه کاري میتوني باهاش بکني . میتوني ايميل . ردوبدل کني فکس بفرستی ، ماشين حساب هم داره
پس ميتونم انعام رستوران رو هم حساب کنم ؟
آره. فکر کنم . ولي جالبيش به اينه که . برنامهي روزانه هم داره
هلن" ميتونيم بريم رستوران باهاش" . انعام رو حساب کنيم
. جري" ، داری پدرتو زيادي هيجانزده میکنی"
سلام رفيق ، کي رسيدي ؟
کريمر" ، اينجا چيکار ميکني ؟"
. بهت که گفتم دارم بازنشسته ميشم . اومدم همين خونه بغلي
، آقاي "کورستين" مُرده . آپارتمان قشنگي هم هست
، آره ، فاميلات گفتن براي اجارهست . منم جفت پا رفتم توش
. کريمر" ، تو نمیتونی اینجا زندگی کنی"
. اينجا جاييـه که ملت میان تا توش بمیرن
. نه شما
. آدماي پيرتر
. کلوچهها رو موقع صبحونه نخور
. برات يه چيزي درست ميکنم املت پنير فتا چطوره ؟
. عاليه مامان
. شکمشو پر کنين ديگه از جاش تکون نميخورهها
فتا نداريم . پنير دلمه شده با تخم مرغ چطوره ؟
. فکر کنم خوب باشه
. باورم نميشه - . ميدونم . ميدونم -
آرومتر به نظر نميام ؟
خب "جرج" ، درمورد اين وضعيت "دريل" نظري داري ؟
. راستش ، يه فکرايي کردم
چرا راحت ازش نميپرسي ؟
چون اگه ازش بپرسم . اينطور به نظر مياد که واقعاً ميخوام بدونم
... شايد
. رگههاش قاطي شده باشه
نام درستش همینـه ؟
واقعاً فکر نمیکنم حق حرف زدن در . این مورد رو داشته باشیم
. ميخوام برم دستشويي - . ميدوني چيه ؟ من ميرم -
. وقتي "جري" برگشت با اون حرف ميزنم - . باشه -
. "اوه ، خانم "راس" ، آقاي "راس
. اوه ، تو دوست "جرج"ـي
. آخر هفته تو شهر ديديمش
خونهش تو "همپتونز" چي شد ؟
همپتونز" ؟ "جرج کاستانزا" ؟"
. مال اين حرفا نيست
. روز خوبي داشته باشين
. "آقا و خانم "راس
. جرج" . الان داشتيم درموردت حرف ميزديم"
... خب، شرمنده که به اون برنامـهی خيريه نرسیدم
ولي واقعاً يکي از اون آخر هفتههاي ... باشکوه "همپتونز" بود
. که هميشه دربارهش ميشنوين - واقعاً ؟ -
. آره ، ممکنه اسباب کشي کنم اونجا
. جدي ميگم . اينکارُ ميکنم
. خيليخب ، بعداً ميبينمتون
. خوش بگذرونين
يه وعده غذايي ديگه . و حالا نوبت . ماشين حساب انعام "ويزارد"ـه
. بابا، کلي کار ديگه هم میتونه بکنه
. نگران نباش . به اونجاهاشم ميرسم
. نميتونم بازش کنم
. آفرين، "جري" بازش کرد
کارشون کند بود ، و انگاری حکم خدا غلط . میشد اگـه آب رو دوباره پر میکردن
دوازده و چهار دهم درصد چطوره ؟
. خب، انعام ميشه 4 دلار و 36.6666 سنت
. به پایین رُندش میکنيم
جري" خيلي لطف کردي که" . براي تولد پدرت اومدي
. کاري کردي فکرش از انتخابات آپارتمان پرت بشه
... درسته. نمیتوني براي شهرک نامزد بشي چون
. تو شهرک قبلي استیضاح شدی - . من هيچوقت استیضاح نشدم -
. استعفا دادم
. تازه ، رسانـهها راحتش نمیگذاشتن
کدوم رسانـه ؟
. خبرنامهي شهرک . "نسيم بوکا"
. مجلـهی شبـه کمونیست
... هي ، "مورتي" . این پسرت کـه اينجاست
همین الآن یـه قرار با اون . مربی ورزش جوونـه جور کرد
. اون که پنجاه سالشه
میدونی این بابا چی داره ؟ . جذبـه داره
. آفرين به تو - . ميبينمتون بچهها -
. آره
. آره
مورتي" ، به چي نگاه ميکني ؟"
. بهت ميگم به چي نگاه ميکنم
به رييس بعدي هيئت مديرهي . "فاز 3 شهرک "دل بوکا ويستا
. الين" ، بابت "ويزارد" ممنونم"
. واي، کلي کارايي داره
. آره ، آره ، اينا رو ولش
، همهچي به نوبت . اول اطلاعات ضمانتنامهش
. اسم رو که ميدونيم . سرگرميها
... اسکي، راکتبال - . خب، من از اين کارا نميکنم -
. مهم نيست . مهم نيست . اصلاً مهم نيست
. آها اين يکي . نژاد
No comments yet. Be the first to leave one.