The first 14 lines.
همه به من ميگن که ديوانه ام
اما من ديوانه وار عاشق شما هستم
... اين چه نشئه اي بود که بر من افکنديد
که تا کنون باهاش بيگانه بودم؟
وقتي فيلم ديوانا رو تماشا کردم هوش و حواسمو از دست دادم
ترس (فيلم در) بر من چيره شده اما چيزي بهت نگفتم
آخه اين چه معماييه (پهلي)؟ ... اما بايد اينو بگم که
يه اتفاقي داره توي قلبم ميفته
چيزي که تا حالا نگفته بودم
ذکر شاهرخ شاهرخ شاهرخ شده ورد زبونم
ديگه نه خواب دارم و نه بيدارم و نه هوش و حواسي برام مونده
ذکر شاهرخ شاهرخ شاهرخ شده ورد زبونم
ديگه نه خواب دارم و نه بيدارم و نه هوش و حواسي برام مونده
تويي همون بازيگر قلبها
No comments yet. Be the first to leave one.