Blindspot

Blindspot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Blindspot S04E08 720p HDTV x264-KILLERS
Blindspot S04E08 Screech Thwack Pow 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Blindspot S04E08 HDTV XviD-RMX
Blindspot S04E08 480p x264-mSD
Blindspot S04E08 480p HDTV x264-RMTeam
Blindspot S04E08 Screech Thwack Pow 480p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Blindspot S04E08 WEB x264-TBS
Blindspot S04E08 WEBRip X264-ION10
Blindspot S04E08 Screech Thwack Pow x265 1080p WEBRip PSA
Blindspot S04E08 1080p WEB-DL 6CH
A Commentary by GodBless
►►ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◄◄

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
480p
480
XviD
Published on: 2018-12-09
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫میشه توضیح بدی چرا دارم یواشکی

‫برای تو و رئیس FBI بلیت و

‫پاسپورت جعلی برای مکزیک میارم؟

‫من و وایتز «زاپاتا»رو پیدا کردیم.

‫تو و «وایتز»؟

‫عجیبه.

‫به نظر خیلی بدرد میخورم.

‫وایسا... اگه واقعاً منفصل نشدی،

‫پس چرا اینکارو مخفیانه انجام دادم؟

‫باید مخفیانه انجامش میدادی

‫تا سیا نفهمه و دنبالمون نکنه.

‫ماشین طبقه پایینه منتظرتم.

‫«وایتز» پشتیبانته؟

‫اصلاً بلده با تفنگ شلیک کنه؟

‫بیا امیدوار باشیم مجبور نباشه.

‫فقط مراقب باش.

‫آخرین باری که «تاشا» رو دیدی ‫اوضاع خیلی خوب پیش نرفت.

‫نمیتونم کمکت کنم مگه اینکه...

‫خب، بار آخر اوضاع طبق ‫خواست اون پیش رفت.

‫این دفعه قراره فرق کنه.

‫فقط به این خاطر که ماشه رو نکشید

‫دلیل نمیشه که الان اینکارو نکنه.

‫من برمیگردونمش، با دستبند.

‫باشه

‫برو بگیرش.

‫برخلاف شما پرحرفها، من و «پترسون» ‫دیشب داشتیم

‫دود چراغ میخوردیم، و اتفاقاً تونستیم

‫مخزن بعدی «رومن» رو داخل FBI پیدا کنیم.

‫«پترسون» یه ویدئو با کلی

‫دستورالعمل برامون فرستاده پس...

‫لطفاً چشمها به تخته سیاه...

‫سلام همگی، ببخشید دیر کردم.

‫اول از همه دوست دارم بگم

‫«ریچ دات کام» بهترین هکر دنیاست.

‫راستش برنامه نویسی بهتر از منه.

‫«ریچ» به شدت بامزه

‫و بشدت جذابه.

‫اون تقریباً تمام چیزهاییه که بهش فکر میکنم.

‫ریچ دات کام قهرمان منه...

‫من اونارو نگفتم.

‫میدونم به نظر میاد من گفتم چون اینطور

‫توی صفحه به نظر میومد... ‫هرچی، همگی مرخصین.

‫اون چه کوفتی بود؟

‫یه ویدئو با یه لیست طولانی از کارهای

‫مختلف برام فرستادی منم

‫یکم خلاقیت بخرج دادم، قابلتو نداشت.

‫و فکر کردی این مفیدترین روش ‫استفاده از زمانته؟

‫غیرمفید که نبود.

‫خب داشتم با یه نرم افزار

‫جدید به اسم DeepFake ور میرفتم.

‫نتونستم صداتو کامل درست کنم چون

‫یجور صدای...

‫زوزه بزغاله داری که ‫به نظرم خیلی نازه.

‫به هر حال یه کد اختصاصی طراحی کردم

‫و به برنامه اضافش کردم.

‫حالا میتونم کاری کنم مردم ‫هرچی میخوام بگن.

‫وقت بازی تمومه.

‫وقتشه مخزن داده رو بررسی کنیم.

‫«رومن» تمام اطلاعات پزشکی برامون

‫فرستاده که باید نگاشون کنیم.

‫این ممکنه تنها فرصت ما ‫برای درمان «جین» باشه.

‫اه

‫تو هم یه پیام از «ویلر» گرفتی

‫که ازمون میخواد سریع بریم به آپارتمانش؟

‫- آره ‫- انگار بخصوص میاد،

‫ولی من احساس دسیسه میکنم.

‫جدی بریم؟

‫شنیدم مکزیک بهترین

‫چشمه معدنی تو دنیارو داره.

‫میخوای قالم بذاری؟

‫این بخش نقشه ممکنه یکم ‫کثافت کاری بشه.

‫ممکنه بخوای فاصله بگیری.

‫تا الان باید فهمیده باشی که ‫نمیترسم دستام کثیف بشه.

‫و برای این مأموریت من رئیس ‫تو نیستم، همکارتم.

‫آینده هردوی ما به گرفتن «دل تورو» بستگی داره.

‫ما برای نجات شرکت HCI به توانایی هکش نیاز داریم.

‫اگه به قیمت مهربون شدن

‫با بدنامترین رئیس کارتل مکزیک باشه،

‫پس ما همینکارو میکنیم، با همدیگه.

‫ببین، «فرانکو کورتز» قرار نیست همینطوری

‫با ارزشترین کارمندشو بده ما ‫چون با احترام ازش میخوایم.

‫باید یه اهرم فشار پیدا کنیم و فشار بدیم.

‫به نظر از مدل نقشه های منه.

‫ببخشید، داری میگی «جین» بازم «رمی» شده؟

‫مطمئنی؟

‫کاملاً مطمئنم.

‫«جین»! نه!

‫«جین» مُرده.

‫اسم من «رمیِ».

‫چند وقته وانمود میکرده «جینِ»؟

‫از وقتی تو بیمارستان بیدار شد.

‫این حتماً یه پیشروی از سم زیپه.

‫تمام خاطرات «جینُ» مسدود کرده.

‫انگار مغزش داره برمیگرده

‫به تنظیمات کارخانه.

‫فقط در این مورد داره به «رمی» ریست میشه.

‫وایسا، ینی اون همون عضو مرموز

‫سنداستورمیه که دنبالش میگشتیم؟

‫- چطور اینو نفهمیدیم؟ ‫- من شک داشتم.

‫اسمی که برام پیگیر شدی، «وایولت پارک».

‫برای پرونده‌ای نبود که «الی» روش کار میکرد.

‫وایولت پارک همکار «رمیِ».

‫چقدر بد شده؟

‫اون نیم میلیون دلار از

‫بانک زیرزمینی که یه ماه پیش ‫گرفتیم دزدید.

‫فکر کنم یه نقشه بزرگ داره.

‫میدونی اگه از یه سطحی بهش نگاه کنی،

‫اینکه تونسته این کارو بکنه

‫خیلی شگفت انگیز....انه وحشتناکه.

‫من زنمو میشناسم.

‫و این خودش نیست.

‫باید یه کاری باشه که بتونیم ‫انجام بدیم تا

‫مغزشو به حالت قبل برگردونیم.

‫تو گفتی مخزن جدید یه درمان آزمایشی داره؟

‫آره ینی، به نظر میاد.

‫وقتی برگشتیم به آزمایشگاه روش کار میکنیم.

‫ولی از نظر علمی، این بی سابقه بوده.

‫ینی درمورد یه بازیافت کامل شخصیتی داریم حرف میزنیم.

‫این باید بین ما بمونه.

‫اگه بتونیم «جینُ» برگردونیم،

‫هنوزم میخوام بخشی از تیم باشه.

‫باشه، پس به کسی نگیم که اون الان

‫یه تروریستیه که میخواد مارو نابود کنه، دریافت شد.

‫قبل از اینکه «رمی» آسیب بیشتری ‫بزنه جلوشو میگیریم.

‫ولی برای برگردوندن «جین»...

‫«رمی» میتونست دیشب منو بکشه.

‫اینکارو نکرد.

‫میدونم «جین» هنوز اونجاست...

‫یه جایی.

‫باشه پس بریم پیداش کنیم.

‫نمیتونستی یه ماشین کمتر تو چشم بدزدی؟

‫میشه برای انجام کارم بهم اعتماد کنی؟

‫امروز جایی برای خطا نیست.

‫نگران من نباش.

‫نگران اون پسرک سربه هوا باش.

‫- اون به تو ربطی نداره ‫- اون بخاطر تو پیدام کرد

‫و بهم شلیک کرد... فکر کنم به من ربط داره.

‫چی شده؟

‫فقط میگرن دارم، من خوبم.

‫به نظر آمبولانس پر

‫از دارو حالا خیلی هم بد نیست، ها؟

‫خیلی خب، من رو تمام گوشیهای «جین» یه عیب یابی

‫انجام دادم ببینم ردی برامون گذاشته یا نه.

‫متأسفانه، نذاشته.

‫خب خبرهای من یکم بهتره.

‫به نظر یجور روند آزمایش بازیابی

‫حافظه روی این مخزن انجام دادن.

‫چیزی که بشه حافظه «جینُ» برگردونیم؟

‫روی "آزمایشی" تأکید میکنم.

‫فقط یه کلینیک آزمایشی بود و چون مراحل

‫درمان یه بیمارو کشت تعطیلش کردن.

‫خیلی خب میتونیم اون دکتری که ‫آزمایشُ هدایت کرد پیدا کنیم؟

‫متأسفانه نه، اسم ویرایش شده.

‫و این فایل به نظر جای ‫دیگه‌ای وجود نداره.

‫به نظر تنها نسخه دست «رومن» بوده.

‫- پس یه بن بسته ‫- هنوز نه.

‫من یه دوست عصب شناس دارم ‫که الان تو حوزه کار میکنه.

‫اون بهترینه. ببینم چیکار میتونیم بکنیم.

‫به نظر الان قراره چندتا خبر خوب به دستمون برسه.

‫"موشک بالستیک به سمت نیویورک

‫وارد پناهگاه بشید، این تمرین نیست."؟

‫الان چشممون زدم نه؟

‫- این امتحانه؟ ‫- نه.

‫براساس فرماندهی دفاع هوایی آمریکای شمالی، ‫

‫این به شدت واقعیه.

‫یه موشک هسته‌ای داره سمت نیویورک میاد.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫به گفته "نوراد" یه موشک بالستیک

‫از یه زیردریایی در دریای اطلس شلیک شد.

‫زمان برخورد 32 دقیقه.

‫پس داریم درمورد یه نابودی در سطح آخرالزمان

‫حرف میزنیم اگه این به منهتن بخوره، درست گفتم؟

‫من اغراق نمیکردم، فقط ‫چند میلیون نفر قراره بمیرن.

‫سپر دفاع موشکی چی؟

‫از اون نقطه پرتاب،

‫سپرها فقط 20 درصد احتمال موفقیت دارن.

‫چی؟ کاندوم 98 درصد احتمال موفقیت داره!

‫چرا محافظت از خودمون فقط رو 20 درصده؟

‫مثل زدن یه گلوله با یه گلولست،

‫اینکه هردو برخورد کنند.

‫30 دقیقه فرصت داریم تا جایی که میشه زندگیهارو نجات بدیم.

‫تمام پلها و تونلهارو میبندیم تا جلوی

‫ترافیک رو بگیریم.

‫آدیسا، بولدا، دیاز، نیکولز، ساگانسکی.

‫شما تیم پنجاه رو هدایت میکنین.

‫با پلیس نیویورک هماهنگ کنین، ‫هرچی بیشتر میتونید

‫مردمو وارد پناهگاهها کنید.

‫دست به کار بشید و موفق باشید، برید!

‫فرمانداره.

‫شما دوتا، روی این کار کنین.

‫باید یه راهی باشه که بشه ‫جلوی این حمله رو گرفت.

‫بله قربان، بیشتر مأمورامونُ

‫فرستادیم به پلیس نیویورک در مدیریت ‫تخلیه جمعیت کمک کنن.

‫شما هم همینطور.

‫هی، خب فکر کنم یجورایی،

‫شاید 100% وحشت کردم.

‫چطور اینقدر آرومی؟ تو حتی عرق هم نکردی.

‫منم یکم ترسیدم.

‫ولی این شغلیه که براش ثبت نام کردیم.

More Farsi Persian subtitles for Blindspot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left