Angel Eyes

Angel Eyes (엔젤 아이즈)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Angel Eyes E14 p Forum Korean Dream ir
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: فاطیما

Tags

other
Published on: 2014-06-03
Downloads: 22
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چشمان آسماني قسمت 14

دفتر هماهنگي پيوند اعضا

.متأسفم

.اما مشخصات دهنده و گيرنده نبايد فاش بشه

.حتي اگه کسي که مي خواد بدونه، دهنده باشه يا گيرنده

!آ، سو وان

.سلام- بله، برا چي دنبال من مي گشتي؟-

خب، اين اطلاعاتي از مرکز پيوند عضوـه. خيلي سال گذشته اما

.به انگار خيلي کنجکاوي بدوني

فقط خودت مي بيني، باشه؟

.بله، ممنونم

.باشه، دارم مي رم

گزارش پيوند عضو

مشخصات اهدا کننده ي عضو نام: يو جانگ هوا

علت مرگ: ايست قلبي

مشخصات گيرنده ي عضو: نام: يون سو وان

شماره ي مورد نظر در دسترس نيست. لطفاً پس از شنيدن صداي بوق

سو وان

هر چقدر هم کار داشتي يه زنگ که مي تونستي بزني؟

داري تلافي مي کني؟

.دانگ جو

بله؟

.بايد برم يه جايي

کجا؟

.دانگ جو

کسي که چشماشُ داده به من

کسي که من مديونشم

جانگ هوا بود؟

سو وان

بچه، مي توني گريه کني

بچه ها وقي ناراحتَن، گريه مي کنن

آغوش مادرُ برا همين گذاشتن

خيلي دلم مي خواد ببينم. دلم مي خواد شما رو، جانگ هوا رو ببينم و همين طور دانگ جو رو

دلم مي خواد همهَ تونُ ببينم

تو حتماً مي توني ببيني *دير هنگام در شب*

مطمئن باش به زودي بيناييتُ به دست مياري، کوچولوي من *نور در تاريکي شب*

کاش مي شد چشمامُ در مياوردم و مي دادمشون به تو *بر من مي تابد*

اگه مي شد، مي کردم *باد مي وزد*

*بمان*

راستش دانگ جو، يه کم مي ترسم *بُگذار در رويايت باقي باشم*

امروز، شايد يکي چشماشُ بده به من. مجبورم صبر کنم ببينم چي مي شه

وحشتناک نيست؟

اگه بخوام به اون چيزي که مي خوام برسم

يکي بايد زندگيشُ از دست بده

يعني من بايد دعا کنم که يکي بميره *ظلمت در کمين من است*

.جانگ هوا بود

...جانگ هوا بود *گاهي در تنهايي*

.جانگ هوا بود

.واقعاً جانگ هوا بود

.سو وان./-جانگ هوا بود- *با من بمان*

.جانگ هوا بود *با من بمان*

.جانگ هوا بود

!مامان *نامم را فرياد خواهي کرد*

!مامان *چرا که به من دلباخته اي*

من ....من نمي دونستم. من هيچي نمي دونستم *گاهي*

.و فقط فرني کدو مي خوردم *هماره احساس مي کنم*

.نمي دونستم که اون، تو بودي *با هم بوده ايم*

اين اتفاق خوبي که برا من افتاد *در هر زمان*

.خوشحال بودم. خوشحال بودم. خوشحال بودم *در هر زمان*

.خوشحال بودم

.نه، گريه نکن

.مامان، جانگ هوا، خودش اينُ مي خواست

اين چيزي بود که تا آخرش هم مي خواست *مي دانم هنوز آنجايي*

سو وان، که يه چيز با ارزش بهت بده

.مي خواست که تو دوباره بتوني ببيني

.اين آرزوش بود

چرا به من نگفتي؟

چرا به من نگفتي؟ چرا؟چرا؟

.چون فکرشُ مي کردم که به اين حال بيفتي

.گفته بود چيزي بهت نگم. جانگ هوا گفته بود

اگه مي دونستي، اگه مي دونستي متأسف مي شدي، مثل همين الان

.با اين که مي تونستي ببيني، ديگه خوشحال نبودي

.ناراحت بودي

.گفته بود هيچ وقت به تو نگم

.گريه نکن

.خودتُ عذاب نده

اگه اين کارُ بکني

.جانگ هوا عصباني مي شه

چه طور تونستي به من نگاه کني؟

همه چي رو مي دونستي، اما طوري رفتار کردي انگار هيچي نشده

.اولين بار، اولين باري که ديدمت

...تو منُ ديدي و

.اين خيلي جذاب بود

نگام کردي

نگاهت با نگاه من گره خورد

.مثل يه رويا بود

اون چشما

.شاد و درخشان بودن

...من خوشحال شدم، اون وقت

من تازه فهميدم

.چرا جانگ هوا اين کارُ کرد

.دانگ جو

.ناراحت نباش

.غمگين نباش

اون مي خواست دوباره گلها رو ببيني

ستاره ها رو ببيني

صورت منُ ببيني و بخندي

.اين دقيقاً چيزيه که جانگ هوا مي خواست

.دانگ جو

.پس، بخند. تنها کاري که بايد بکني اينه که بخندي

خودت گفتي

زندگي مي کني طوري که انگار زندگيت مال اون کسي هم که مديونشي، هست

.مي توني زندگي کني دقيقاً همون طوري که الان داري زندگي مي کني

باشه؟

وقتي چشماتُ باز کردي، مي دوني اول از همه مي خوام چي نشونت بدم؟

تو رو

نمي دوني، نه؟ که چقدر خشگلي

جانگ هوا، کمکمون کن

که اون بچه زجر نکشه

که من بتونم ازش محافظت کنم

.سو وان

.بابا

بابا، اون آدم

اوني که چشماشُ داده به من

...اون آدم، جانگ هوا

.مي گن اون مادر پارک دانگ جو بوده

بابا، تو هم نمي دونستي، آره؟

...تو

از کجا فهميدي؟

فهميدم جانگ هوا مرده به خاطر يه عامل غير طبيعي

.برام عجيب بود

.برا همين هم رفتم دنبالش

.سو وان

حالت خوبه؟

.خوب نيستم

.نمي تونم خوب باشم

.حالم بده و شوکه شدم

.هيچ کي ديگه هم نه، اون جانگ هوا بوده

.حالا که بهش فکر مي کنم، حس ديگه اي دارم

واقعاً؟

ناراحتم

.متأسفم و مي ترسم

.زجرآوره

واقعاً؟

...بايد هم باشه

...اما بابا، دانگ جو

.خوشحال بود

.که وقتي مي خنديدم با چشماي جانگ هوا نگاش مي کردم

گفت که خوشحال بوده

.که مي تونم دوباره گلها رو ببينم، ستاره ها رو، تو رو

که اين يه هديه ست، هديه اي که اون به من داده تا بتونم دوباره بخندم

که اگه من ناراحت و غمگين بمونم جانگ هوا عصباني مي شه

.ازش ممنونم

.واقعاً ازش ممنونم

.:.:(fatima_ei)ترجمه و زيرنويس: فاطيما:.:.

همه ي شبُ گريه کردي، آره؟

.مي خواي همين طوري ادامه بدي

.نمي خواستم گريه کنم اما اشکام همين طور سرازير مي شدن

.به جانگ هوا مي گم

.دانگ جو

هي جو نمي دونه، مگه نه؟

.بهش نگفتم چون اون موقع خيلي کوچيک بود

.مي فهمم

بعداً که بفهمه، خواسته ي مادرمُ درک مي کنه

.هنوز هم متأسفم

.يون سو وان، فکرشُ بکن

چه طوري بود اگه جا جانگ هوا يا هي جو بودي؟

از چشماي من حذر کردن و متأسف بودن برا هي جو

فکر مي کني اون چشماي قشنگشُ داده به تو تا هر روز گريه کني؟

.مي بيني

پدر

اون فهميد

.که کسي که چشماشُ داده بهش، مادر تو بوده

.آره

.اميدوار بودم نفهمه، اما آخرشم اين طوري از کار در اومد

.خيلي مضطرب بود

.اما از اوني که من انتظار داشتم بهتر بود

.به خاطر تو

.ممنونم، دانگ جو

از اين که نذاشتي خيلي براش سخت بشه

.واقعاً ازت ممنونم

.فقط به خاطر سو وان بود

رفتن به آمريکا، اميدوارم هر چه زودتر ترغيبش کني

.دانگ جو

چيزايي که سو وان نبايد بدونه رو

هيچ دوست ندارم، بفهمه

خواهش مي کنم سو وانُ راضي کن

اگه سو وان قبول کنه

ما خيلي زود مي ريم

اين همه عجله برا رفتن

دليل ديگه اي هم داره؟

اگه اشتباه نکرده باشم

صداتون کرد "پدر"، درسته؟

نه، شما از اون چيزي که من فکر مي کردم زيرک ترين

نه، چه طور اون مي تونه

شما رو "پدر" صدا کنه؟

.رئيس

.دکتر چوي

...دانگ جو

با پارک دانگ جو حرف زدي؟

.راستشُ بگو

.پس بالاخره حرفاي منُ باور کرد

چي؟

من مي گفتم که حقيقت داره اما اون اصرار داشت که دروغه

به اون بچه چي گفتي؟

.حقيقتُ

.هر چي شده بود. هر چي ديده بودم

.اما... فکر کنم يکي ديگه هم هست که بايد بدونه

.سو وان

.نه

More Farsi Persian subtitles for Angel Eyes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left