The first 200 lines.
ماجرای عاشقانه
مترجم mahsa
قسمت 11 خارج از کنترل
بابا بزرگ
میخواستم یه بار دیگه ازت بپرسم
اگه چیپ سیماس رو در بیارم
دوباره میتونم یه آدم عادی باشم!؟
نه، فقط میخواستم مطمئن بشم
میتونم عادی باشم، آره!؟
چرا هنوز تو دانشگاهی
با این که ژین یو رو اذیت کردی!؟
فهمیدم
معذرت میخوام
دیگه نیا دانشگاه
!تو همش برای اون دردسر میسازی
معذرت میخوام
انگار
عشقشون نمیتونه
آروم پیش بره
هیچ...هیچ کس اینجا نیست
بذار برم
نمیذارم
تمومش کن
تویی که باید تمامش کنی
...من
شی یان
من نگرانی هات رو میفهمم
همه عاشقا نگرانی های خودشون رو دارن
یه نفر ممکنه عشقش رو
به خاطر
خانواده طرف بخواد
یا به خاطر پول
قیافه
و چیزای مثل این
اول
چون یه آیدول بودم
به خاطر چیپ سیماس عاشقت شدم
راستش اینجوری نیست
وقتی میرفتم دبیرستان
تو منو دم در کنسرت آروم کردی
من از اون موقع عاشقت شدم
تو آیدول منی
من اینو یادم رفته بود
شاید چون فَن های زیادی دارم
انگار فَن های زیاد داشتن هم خوب نیست
درسته!؟
خوب
اما اول از همه
تو تنها آیدولم هستی
پس نباید نگران چیزی باشی
نمیدونم
...من
...چیپ سیماس
با این که چیپ رو در آوردم
هنوز دوسَم داری
آره!؟
این دقیقا عشقه
میفهمی!؟
حس تو به من چیه!؟
توی این لحظه
من دارم با ناامیدی
عشقمونو برمیگردونم
تو اینو میدونی
ژین یو
شی یان
بیا دوباره با هم باشیم
چرا چن هاو همه جا هست!؟
وقتی تلویزیون روشن میکنم اونو نشون میده
روی مجله ها هم که هستش
من که فکر نمیکنم چیز خاصی داشته باشه
میگن جذابه
واقعا!؟
من که علایق این
جوونارو نمیتونم درک کنم
درسته!؟
ممنونم
یو یان، چقدر دیگه باید منتظر بمونیم
دوتا آدم دیگه جلومونن خیلی زود نوبتمونه
عالی، آخر نوبتمون شد
!چقدر چن خوشتیپه
!قلبم داره تند میزنه
!منم همین طور! منم همین طور
دست بزن
!قلبم تند تر از تو میزنه
ممنونم
پروفسور
ممنونم
چیزی که بهت گفتمو
نباید یادت بره
نگران نباشید
من راه برگشتی ندارم
همه راه برگشت دارن
من ندارم
منم ندارم
پروفسور
نمیخواد بهم شک کنید
ما هر دو یه هدف داریم
خوبه
من نگران
سطح انرژیه اون چیپ سیماس
برای مردم هم
میترسم چون ممکنه
نتونی تحملش کنی
من امیدوارم که تمام فَن هام
از کنسرت لذت ببرن
چن هاو
من تو رو به بقیه ترجیح میدم
تو با ژین یو فرق داری
اون زود تسلیم مشکلاتش میشد
مثل تو امیدوار نبود
من تسلیم نمیشم
چن هاو
لی شان شان
چی تو رو اینجا کشونده!؟
سرت شلوغ نیست!؟
تو الان یه ستاره ای
حتما از من سرت شلوغ تره
با من چیکار داری!؟
میخوام باهات همکاری کنم
همکاری!؟
میخوای با
ژین یو آشتی کنی!؟
یه همکاریه برد برد
نمیخواد
چرا نمیخواد!؟
همونطور که خودت گفتی
من الان یه ستارم
پس به همکار نیاز ندارم
...چن هاو، تو
اون کیه!؟
به تو ربطی نداره
باشه
پس چن هاو
تو باید مسئولیت آشتی نکردن
من و ژین یو رو قبول کنی
برای همین باید برام یه کاری کنی
شان شان
از یه مرد علیه یه مرد دیگه
استفاده نکن
مردا احمق نیستن
چِم شده!؟
قلبم داره تند میزنه
یعنی هنوز دوسِش دارم!؟
این غیر ممکنه
ژین یو
نه
لی شان شان چرا دوباره اومدی پیش من
تو خیلی بی ملاحظه ای
ژین یو
این دفعه میخوام باهات حرف بزنم
میخوای قبول کنی که
قبلا باهام بازی کردی!؟
انگار بیخیالم شدی
جوک هم که میگی
بگو
چیکارم داری!؟
شی یان برای شام منتظرمه
چِطور نگران من نیستی که
غذا میخورم یا نه!؟
فقط یه احمقِ عاشق
میتونه نگران خورد و خوراکِ
دوست دختر قبلیش باشه
به عنوان یه مرد خوب
حتی باید
جنسیت دوست دختر قبلیشم فراموش کنه
باشه
تو داری منو میکشی
تو اگه مُردی پس چجوری حرف میزنی!؟
تو
اگه میخوای باهام بحث کنی که باهات حرف نزنم
باشه، پس من میرم
...تو
تو داری منو میکشی
تو اگه مُردی پس چجوری حرف میزنی!؟
بگو
چیکارم داری!؟
من فکر میکنم که چن هاو از چیپ سیماس استفاده میکنه
چیپ سیماس!؟
چیپ سیماس
مثل همونی که تو استفاده میکردی
این غیر ممکنه
بابا بزرگم این پروژه رو بسته
واقعا
اما من فکر میکنم که
اون پروژه رو فقط روی تو بسته
...خوب
بهش فکر کن
پدر بزرگت کلی پول برای این پروژه
خرج کرده
بعد میتونه یه دفعه بیخیال همه چی بشه!؟
این اصلا قابل قبول نیست
درسته
تو دوست نداشتی این کارو ادامه بدی
اما یه نفر دیگه هست که دوست داشته باشه انجامش بده
چیپ سیماس
کلی عوارض داره
کی حاضره
به قیمت جونش هم شده
ازش استفاده کنه!؟
!چن هاو
No comments yet. Be the first to leave one.