The first 200 lines.
باشه ما میریم توی مینی کوپر من
حالا چیزی که باید درباره این مینی کوپر بدونید اینه
اینه که این کوچیکه
من خوشم میاد یه مینی کوپر داشته باشم
یه جورایی باهاش معرفی میشم
میدونی؟ خوشگل و جمع و جوره
...حس میکنم که تناسبش
میدونی اینکه ما باهم تناسب داریم
منو ماشینم یه جورایی
باهم، با بقیه دنیا رو به رو میشیم
زیبایی اقتصاد اینه که
تعریف مشکل زمان ما و اینکه میلیون ها
و فاصله ای که نابرابری باعثش میشه
دقیقا تو قلب آمریکاس
تو آمریکا نابرابری درآمدی هست
همیشه بوده
و خوشبختانه همیشه هم خواهد بود
اگه نابرابری تو سطح بزرگتری باشه کی اهمیت میده؟
نابرابری درآمدی بیشتر شده
نابرابری درآمدی مثل یه گاو وحشیه
فکر میکنم درباره حسادته
فکر میکنم مثل دسته جنگه
این دسته جنگه و مثل یه زبانیه که
شما انتظارش رو دارید
از طرف رهبر یک کشور جهان سومی
نه رئیس جمهور آمریکا
این درسته بخاطر اینکه ایالات متحده آمریکا
با هیچ معیاری یه کشور جهان سومی نیست
تنها شاید در مورد نابرابری درآمدی
...ما تو رده
بدتر از خلیج ایووری
بدتر از کامرون
64ام هستیم
آه! جلوی ما، اروگوئه، اوگاندا و جامائیکا هستن
آره
خیلی خب همه اینجان؟
اسم من رابرت ریک هستش
من تو دلوت بیل کلینتون وزیر کار بودم
قبل از اون تو هاروارد بودم
قبل از اون تو دولت کارتر بودم
.. یادتون میاد کسی هست که
شما دولت کارتر رو یادتون نمیاد
قبل از اون دستیار
آبراهام لینکلن بودم
اون موقع زمان سختی بود
ما با سه سوال طرف بودیم
سوال اول این بود که چه اتفاقی
برحسب پخش شدن درآمد و ثروت افتاده؟
شماره دو، چرا؟
و شماره سه، این یه مشکله؟
شاید این یه مشکل نباشه
خیلی از شماها به خودتون میگید محافظه کار
خیلی از شماها خودتون رو آزادی خواه میدونید
این برچسب ها به طور شگفت آوری بی قاعده میشن
وقتی که شما به مسئله عمیق و عمیق تر فکر کنید
من ازتون میخوام که فرضیات خودتون رو آزمایش کنید
اگه بشه میخوام یکم فرضیاتتون رو تکون بدم
بخاطر اینکه چرا سیستم اینجوری کار میکنه
مقداری نابرابری اجتناب ناپذیره
اگه مردم بخوان که اشتیاق مناسب برای
با ثمره بودن، سخت کوش بودن، خلاق بودن داشته باشن
این جوهره سرمایه گراییه
و سرمایه گرایی چیزهای خوبی به همراه داره
ببین سوال درباره خطاهای معیار اندازه گیری بر اساس نابرابری نیست
سوال اینه که چرا این نابرابری تبدیل به مشکل شده؟
چقدر نابرابری قابل تحمله
و هنوز اقتصادی داشته باشیم که برای همه کار کنه
و هنوز دموکراسی باشه که دایر باشه؟
همه کشورهای پیشرفته امروز مثل آمریکا
بیشترین تقسیم غیرعادی ثروت و درآمد رو داره
و ما به سمت نابرابری بزرگتری پیش میریم
یه راه برای پیدا کردن و محاسبه نابرابری اینه که
به درآمد مردم بالا نگاه کنی
دربرابر درآمد
یک کارگر معمولی طبقه متوسط
یک کارگر مرد معمولی در سال 1978
درآمدی حدود 48.000 دلار با توجه به تورم درمیاره
در حالی که یک فرد در اون 1%بالایی
390/000دلار درمیاره
حالا بریم جلوتر
در سال 2010 یک کارگر ساده مرد
حتی کمتر از اون موقع هم درمیاره
اما اون فرد بالایی
بیشتر از دوبرابر قبل درآمد داره
امروز 400 ثروتمند آمریکایی ثروتشون بیشتر از
150میلیون نفر دیگه باهمه
حالا دربارش فکر کنید
400نفر در آمدی بیشتر از
نصف جمعیت ایالات متحده آمریکا دارن
عصبانیت از یک سیستم اقتصادی موقعی اوج میگیره که
به برخی ها سود رسونده
اما احساسات بدی پشت سرش باقی گذاشته
بعد از شکست اقتصادی در سال 2008
نابرابری تبدیل به تیتر اول روزنامه ها شد
دیگه کی میخواد به اون 1% بپیونده؟
تو مثل یه یک درصدی هستی
ما یه درصد افسانه ای هستیم
مردمی از هر دو جناح دنبال یکی میگیردن تا اونو سرزنش کنن
اما هیچکس هیچ فکری درباره اینکه چطوری اوضاع انقدر بد شده یا
اصلا چرا نداره
نه تا همین چند سال قبل
که ما خیلی بیشتر درباره نابرابری فهمیدیم
یعنی من میگم ما میدونیم 10% یا 20% بالایی
تو یه مسیر حرکت میکنن
و 10% یا 20% پایینی هم تو یه مسیر دیگه
اما ما نمیدونیم اون بالاتر چه اتفاقی میوفته
برای اون 1% بالایی
سلام. حالت چطوره؟
خوشحام میبینمت
و چند سال بعد دوتا محقق
امانوئل سائز و توماس پیتکی
یه منبع اطلاعاتی دیگه پیدا کردن
اونا به اطلاعات مالیاتی آی آر اس نگاهی انداختن
نه فقط تو این چند سال گذشته
بلکه برگشتن به سال 1913
وقتی که اصلا گرفتن مالیات ساماندهی شد
این نشون داد که دوسال پیک وجود داشته
سالهای 1928 و 2007 سالهای پیک شدن
بخاطر تمرکز درآمد
تو هر دوسال اون 1% جمعیت بالایی
بیشتر از 23% درآمد کل رو تصاحب کردن
ما میدونیم که نابرابری بیشتر شده
تو اواخر دهه 70 و اوایل 1980
اما ما نمیدونیم چطور به طرز ناگواری
تمرکز درآمدی در اون جمعیت 1% ی بالا
چقدر افزایش داشته
وقتی که این مطالعات در سال 2003 منتشر شد
برای چندین سال ذست نخورده بودن
و بعد به طور ناگهانی مهم شدن
اما میبینید که اونا شروع به بازسازی کردن
این نمودار تبدیل به مرکزی
برای توضیح اتفاقات رخ داده برای اقتصاد ایالات متحده شد
و در حقیقت، اتفاقی که افتاده و داره میوفته برای جامعه ما
این مثل یه پل معلق میمونه
چه اتفاقی تو سال بعد از 1928 افتاد؟
ورشکستگی بزرگ
و دقیقا بعد از 2007 چه اتفاقی افتاد؟
یه ورشکستگی دیگه
این توازن ها نفس آدم رو بند میارن
اگه شما بهشون دقیق تر نگاه کنین
باتوجه به اون دوسال پیک میبینید که
هرچه تمرکز درآمد
تو دستای کم و کمتری بوده
ثروت تبدیل نقطه اقتصادی شده
و تو هر دو دوره نقطه مالی دچار حباب شده
اونا روی دارایی های محدودی تمرکز میکردن
خونه، طلا، احتکار وسایل و
وام دادن وسایل
و این یه حباب قماری به وجود آورد
در هر دو دوره
ما همچنین میدونیم که سطح میانه
در هر دوره درآمدش راکد شد
و اونا تا خرخره توی وام و بدهی فرو رفتن
تا پایه های زندگیشون رو مستحکم نگه دارن
و این یه حباب بدهی ایجاد کرد
بخاطر همینه که شما تو هر دوره میبینید که
ما عدم ثبات اقتصادی داریم
چیزی که اقتصاد رو پایدار میکنه طبقه متوسط قدرتمنده
ببینید مهم ترین چیز برای فهمیدن اینه که
مخارج مصرف کننده ها 70% از
اقتصاد ایالات متحده است
و طبقه متوسط قلب
این مخارج مصرف کننده هاست
پس این طبقه متوسطه که اقتصاد رو رو به جلو نگه داشته
هیچ راهی نیست تا اقتصاد شما دوام بیاره
بدون اینکه یه طبقه متوسط چالاک قوی و در حال رشد داشته باشید
بدون این نمیشه
مرد دارن ترسونده میشن درست
یعنی ممکنه که شغلشون رو از دست ...بدن اگه که
من با گروه های مختلفی حرف زدم
بعضی هاشون ثروتمند بودن بعضی ها کاری بودن
بعضی ها محافظه کار بودن بعضی ها آزادی خواه بودن
و بعد از مدت ها اون یه شغل تمام وقت گیر آورده
طبقه متوسط دره تقلا میکنه
داره به انحطاط میرسه
من همیشه اینو میشنیدم
خب همه بهم میگن که من
اما من حس نمیکنم که یه طبقه متوسط باشم
بخاطر اینکه من به سختی زنده ام
طبقه متوسط زندگی رضایت بخشه
و نداشتن... و این که هر هفته تقلای بعد رو نداشته باشی
من دوست دارم پس انداز کنم و یه روزی یه خونه بخرم
و میدونی هنوز موفق به انجامش نشدم
و یه جورایی عقب نگه داشته شدم
و الان هم سعی میکنم اجاره کنم
تو یه ساعت چقدر درآمد داری؟
الان فکر کنم به 21.50 دلار میرسه
21.50دلار به ازای هر ساعت
سلام آلبرتو
فکر میکنم منصفانه حقوق میگیرم
به جایی رسیدیم که فکر کنم بتونیم
میدونی یه خونه شراکتی تو جاده اولیویا بگیریم
و اونجا رو خریدیم
ما وسایل خودمون رو داشتیم خونه خودمون رو داشتیم
کوچیک بود، میدونی، دوتا اتاق خواب
سال 2004 خریدیمش
حوالی 2006، شروعش از 2007 بود
فروشگاه عین چی زمین خورد
و خیلی طول نکشید که میدونی
من شغلی که خیلی سال بود توش بودم رو از دست دادم
No comments yet. Be the first to leave one.