The first 100 lines.
ماه خونین ☪قسمت دوم☪
اونا اینجان
خوبه
وقتی خانواده ازینجا رفتن بهت خبر میدم
چه خوشگلن
!چه قایقای رنگیای
بهشون میگن وینتا
اونا قایقای وینتایین
وینتا
ما سوارشون میشیم؟
نه عزیزم
ما سوار این قایقا نمیشیم
ولی سوار یه چیز سریع تر میشیم
عالیه
متئو
بنجی
لیا
سلام
واوو چه خوشگله !مالیا
متئو، نگرون نباش
شما اینجا امنین
خیلی از متحدامون اینجان
هی این چه خوبه
چرا اینا رو میپوشین؟
سوار یه قایق کوچیک میشین و بومیا نمیفهمن ازینجا رفتین
به خاطر نگهبانای اولیه این یکی؟
مالیا، عزیزم
مالیا مامان اونا رو میشناسی؟
آره عزیزم دوستامونن
سلام سلام
این دختر منه
سلام
اینا خیلی خوشگلن
هی میتونی یکیشونو داشته باشی
نه نمیخواد
مامان لطفا. من نمیخوام دیگه شبیه یه پسر باشم
تریستان
تریستان
تریستان
داداش
تریستان کجاس؟
رفته بیرون
کجا رفت؟
اومد دنبال تو
داداش
داداش! کجا میری؟
دوباره شبیه یه دختر شدم
بابا شبیه پرنسسا شدم
آره شدی
آره خیلی بهت میاد
این یه تعطیلات عالیایه
خیلی هیجان دارم که برای نینگنینگ و نوگنوگ تعریفش کنم
اونا بهترین دوستای منن
واقعا؟ چه خوب
خون آشاما اینجان
چون اونا میدونن خانواده ی متئو اینجا زندگی میکنن
دو جا رو بهمون گفتی
اونا تو اولین جائن
اگه نتونیم تو دومین جا هم پیداشون کنیم
فکر زنده ازینجا بیرون رفتن رو
فراموش کن
بابا
بابا
جیگرشو نداری
فرار کن تریستان
بابا میگم فرار کن
متئو
حتی با آقای آمبو
تو خیلیا رو میشناسی
خون آشاما ردتونو تا سن ایزیدرو زدن
خوب موقعی اونجا رو ترک کردین
اونا از کجا فهمیدن که میشه ما رو اونجا پیدا کرد؟
و چی میشه اگه ردمونو تا اینجا بزنن؟
هرچی بشه شما ازینجا دور میشین
برای همین که باید همین الان برین
!بابابزرگ!مامانبزرگ
خون آشام
چی داری میگی؟
خون آشاما واقعین!بابا کمک لازمه
زودباش
لیا
مالیا
همگی
زودباشین رامون
زودبرین تو خونه هاتون
زودباشین خودتونو توش مخفی کنین
بنجی اونا خیلی زیادن.چیکار میکنین؟
خیلی وقته یه جنگ نداشتیم
تنم میخاره
بنجی
بنجی اونا کارتو میسازن
باور کن
برای منتخب جدید
ما آماده ایم
متئو، حالا
زودباش لیا
حملـــــــــه
وایسا
لیا باید بریم. زودباش
اونا درست همین جا بودن
No comments yet. Be the first to leave one.