The first 200 lines.
!آتريا
!آتريا "شهر ساغر در ماديا پراداش هند"
!آتريا
!آتريا
...آتريا
تلفن با تو کار داره
الو الو-
...عمو
سلام سونو
چطوري؟
بايد بياي خونه
ميتوني با اتوبوس،4 ساعته برسي تيروپاتي
نلور پياده شو *نلور:شهري در آندار پراداش*
!قوي باش
مراقب خودت باش
چي شده عمو؟
عمو چي ميگي؟
...اين مهمترين صحنه اين فيلمـه
اوني که روي صندلي نشسته رو ميبيني؟
!کايزر سوزر
همه چي زير سر همينـه
!لعنتي
واقعاً؟
...آره
منم درست اولين بار همين واکنش رو نشون دادم
...وقتي بار دوم ديدمش
فهميدم مجرم اصلي فيلم،همينه
هان؟
ببينش
مثل يه آدم بيگناه نشسته
صحنه بعدي توي محل جرمـه
...به همين مرد بيگناه
!مظنون ميشي
...هوووم بيچاره اين مرد بدبخت-
با گفتن يه سري جزئيات توي اتاق داره پليس رو فريب ميده
!وايسا،وايسا،وايسا
به کدوم ساختمون رسيد؟
344...
قرار بود کدوم ساختمون بره؟
314!
از کجا ميدونه؟
از اينجا ميدونه که فهميده ديکاپريو، پليسـه
!اوه لعنتي
جدي؟
آره
لازم نيست اينقدر شوکه شي
کافيه هوووم-
حتي بهترين اجراها هم ايرادات جزئي دارن
اينجوري گيرشون ميندازيم هوووم-
پخشش کن
!ديکاپريو
از ديکاپريو خوشت مياد؟
!خيلي زياد
چرا؟
ميخواي باهاش ازدواج کني؟
!اگه ميشد آره
!که اينطور نه
عمداً اين سوال رو ازت پرسيدم
کارآگاهها زندگي شخصي ندارن
وقتي که در مورد يه جرم تحقيق ميکني بايد تمام حواست روي جزئيات باشه
باشه؟ هوووم-
!ببخشيد آقا
!حالا بگو
از ديکاپريو خوشت مياد؟
ديکاپريو؟
کي هست؟
!عاليه آخ
تام هنکس اومد؟
!آره
ديکاپريو رو ديد؟
!آره
رفتن هتل؟
آره
کيف پولش رو داد؟
!آره
به نظرت چي داخل کيفش بود؟
!فقط کاغذ سفيد اوه-
حتي يه کارگاه باهوش مثل تام هنکس هم فريب خورد
!ببين
!کارگاه آتريا
!سيريش
بگو
باشه، باشه
حله
!آره،آره،آره
چي شده آقا؟
خبر خوبي بود؟
يه نفر کنار مجسمه گاندي توي نلور، مُرده
...منظورم اينکه
!يه پرونده گرفتيم
..بايد بفهميم خودکشي بوده يا قتل
...اوه
بريم
!آره
...پس ببين
!به اين ميگن کارآگاهي
دقيقاً همين کار رو بايد بکنيم
باشه؟
!هيچوقت خسته و يکنواخت نشو
بايد هميشه بينظير باشيم
مهم نيست چه کار ميکنيم
بايد سبک منحصر به فرد خودمون رو داشته اشيم
وقتي همچين اتفاقي مياُفته چيکار ميکني؟
برگرد
مطمئن شو کسي نميبينت
!قبل از اينکه دوباره تکرارش کني
!اوه،باشه بريم-
...يه چيزي درباره مجرم ...هي، هي
کجا ميري؟
...آقا چراغ و پنکه رو خاموش کنم
!نه
بايد سريع بعد اينجور تماسها راه بياُفتي
!تلويزيون بايد روشن بمونه
!همينطور پنکه
چراغها هم بايد روشن بمونن
!شاتر هم بايد در حال اجرا بمونه
...مهمترين چيز اينکه
وقتي به صحنه جرم ميري
بايد يه ليوان قهوه دستت باشه
...اينجوري بخوري
و با عجله راه بري انجام بده
"هوشمندانه عمل نکن"
"استاد نلورـه"
"به خاطر لباساش اون رو اشتباه گرفتي"
"اگه کارش رو شروع کنه استاده"
"!هي جنايتکارا گوش کنيد"
"اوه ابلهها فرار کنيد"
!هي
!اَه
کتـم رو خراب کرد
همه اينجا دوستم دارن
!فکر کنم اين تازه اومده،ولش کن
يه چيز ديگه
چطور شد يکدفعه اي به کارآگاهي علاقه مند شدي؟
...يکدفعهي نبود آقا
...توي کتابهاي دوران مدرسه
درس باسکار سگ شکاري ويلا رو خونديم
...چي
!داستان باسکار و سوادکار نيست
...باسکار
!باسکار، سگ شکاري ويلا
ماشين اينجاست
!برو زود در رو باز کن
!سلام گوجه فروش
بيخيال بابا خودم ميدونم چه کاره ام
!اوه
گفتم اون يکي در رو باز کني ببخشيد آقا-
!هي چه خبر
منظورم اين در بود
!ببخشيد آقا
بشين
راننده کجاست آقا؟
رفته چايي بخوره؟
چرا هيچي نميگين؟
کي ميخواد رانندگي کنه؟
بريم آقا؟ بريم-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجمين: فاطمه،سارا و مهدي - ويرايش: سميرا
اسنيها آقا؟-
اين برنامه 10 روز آينده ست
فردا صبح با شکم خالي اول فيلم رستگاري در شاوشنک رو ميبيني
بعد صبحونه سکوت برهها رو ميبيني
..نيم ساعت قبل از ناهار
لس آنجلس محرمانه
..بعد از شام
جزيره شاتر
!تا 10 روز ديگه اين برنامه رو انجام ميدي
...از ماه بعد
وقتي تريلر يا يه فيلم معمايي جنايي رو ميبيني
بايد توي همون 10 دقيقه اول بگي قاتل کدومه
!اين وظيفه توئه ديگه
هوووم؟ خوبه
!باشه آقا
آقا کجا ميريم؟
کي مُرده؟
!هيس
!هيچوقت توي ماشين در اين موارد حرف نميزني
!همه رو بعد پياده شدن ميگي
خب؟
فقط حرفهاي روزمره توي ماشين ميزني
وقتي که پياده شديم حرفهاي کاري رو شروع ميکنيم
!الان عادي باش
همينجوري
ديگه چي؟
...اطراف رو ببين
صبحونه خوردي؟
بله آقا
کوفته عدس
!عاشق کوفته عدس ام
اگه مزهش رو دوست داشته باشم براش هرکاري ميکنم
...پسري نزديک هتل مورليکريشنا هست
!از کوفته عدسـش نميشه بگذري
!کوفتههاش عاليـن
!خداي من
...بگذريم
اونجا رو خوب ميشناسم جدي؟-
پاتوق هر روز من و دوستام بود
!هر روز ساعت 4 اونجا بوديم
از اولين کوفتههاي که درست ميکرد، ميخورديم
يه خاطره خنده دار دارم
همگي يه روز بعد کلاس رفتيم اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.